صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
سي رايت ميلز، حاشيه نشين منتقد
تعداد بازدید : 731
 
 يکي از بزرگ ترين جامعه شناسان آمريکايي که بر خلاف سير فکري نسبتا عام جامعه شناسي آمريکايي، داراي خلق و خو و انديشه ها و آراي انتقادي است، سي رايت ميلز Charles right mills مي باشد. امروز در سالروز ?? سالگي او، نگاهي به بخش هايي از انديشه هاي اين متفکر بزرگ که رشته جامعه شناسي در بسياري از حيطه ها مديون اوست، خالي از لطف نيست. ميلز در 28 آگوست (ششم شهريور) ???? در شهر ويکو ايالت تگزاس متولد شد. ليسانس و فوق ليسانس فلسفه و دکتراي جامعه شناسي از دانشگاه ويسکانسين در سال ???? مدارج علمي اوست. ميلز بعد از تحصيل ضمن آن که در نيويورک با همکاري ((دانيل بل)) مقالات مختلفي را در مجلات علمي منتشر مي کرد، به تدريس هم روي آورد: با آن که علاقه اي به محيط بسته دانشگاهي نداشت، در کلاسها با لباس غير رسمي حاضر مي شد و گفتگو و مجادله با دانشجويان را بر تدريس ترجيح مي داد، در عين حال بيش از ?? سال در دانشگاه کلمبيا در آمريکا (خصوصا و ترجيجا در مقطع ليسانس) تدريس کرد.

ميلز منتقد دائمي و هميشگي مسائل مختلف روزمره، جامعه، سياست، دانشگاه و... بود و هماره با اساتيد، همکاران و دانشجويانش در جدل بود! هر روز راديکال تر مي شد و جالب اين که در حيات شخصي نيز زندگي پر تب و تابي داشت چرا که با سن کمش سه بار ازدواج کرد و از هر ازدواج سه فرزند داشت!

انديشه ها و نظرات ميلز در چند جنبه قابل تشريح است. وي کتابهاي مختلفي را به رشته تحرير درآورد و با نگاه انتقادي و رويکردي مبارزه جويانه به وضعيت قدرت، ساختار طبقاتي و تخيل جامعه شناسانه و ساخت و منش اجتماعي پرداخت. گرچه مارکسيست نبود و زياد هم از مارکس نخوانده بود، ليکن با مشي مارکسيستي و انتقادي يک تفکر انتقادي راديکال را در آمريکا نمايندگي مي کرد که در کنار ساختگرايان و طرفداران کنش متقابل داراي جايگاه و اهميت خاصي است. گرچه در زمان حياتش حاشيه نشين و غريبه بود و خود نيز به اين مسئله واقف بود، اما بعد از مرگش آثار طرز فکرش بيش از پيش نمايان شد و حمله هاي مارکسيستي به رشته جامعه شناسي گستره افزون تري يافت.

درباره ((ساختار طبقاتي)) نوين، ميلز در کتاب هاي ((مردان جديد قدرت)) و ((يقه سفيدها)) اهميت وافري براي سياست قائل مي شود و با انتقاد از آن چه متافيزيک کار مارکسيسم ناميده، منکر انقلابي بودن طبقه کارگر است و معتقد است رهبران کارگري به جاي انقلاب و تغيير به اين که در نظام قدرت به عنوان شريک پذيرفته شوند، راضي و خرسند مي شوند و کارگران نيز دغدغه شان بيشتر همان نان و کره است! لذا او به جاي طبقه کارگر از اهميت طبقه جديد و نوظهور يقه سفيد دم مي زند که شامل سوداگران خرد، کشاورزان و متخصصان مستقل (پزشکان و وکلا و...) مي باشد و به جاي کار يدي به کار فکري وابسته اند و هر روز بر تعدادشان و اعتبار و اهميت اجتماعي شان افزوده مي شود. وي به تشريح درباره اين طبقه جديد بحث مي کند و معتقد است که موقعيت آنها در ميانه ساختار طبقاتي موجب مي شود که در مسائل سياسي و فرهنگي، معتدل و ميانه رو و محافظه کار باشند و ضمن انتقاد از اين مسئله به گسترش روزافزون اين نوع ساختاربندي و همگون سازي اجتماعي حمله مي کند. در نهايت وي ساختار طبقاتي سرمايه داري پيشرفته را داراي ? عنصر يا طبقه اصلي مي داند که به شکل هرم طبقاتي آن را تبيين مي کند:

? - سرمايه داران ? - مديران شرکت ها ? - کارگران يقه سفيد
? - کارگران يقه آبي ? - رنجبران تهيدست ? - بيکاران

ميلز در آخرين فرازها از کتاب يقه سفيدها در توصيف اين طبقه جديد مي گويد: آنها از غرولند کردن ترسان هستند، پشت جبهه اي ها هستند و در کوتاه مدت راه هاي هراس انگيز اعتبار اجتماعي را پيش خواهند گرفت، در عين حال که در دراز مدت راه هاي قدرت رادنبال مي کنند، چرا که در نهايت اعتبار اجتماعي را قدرت تعيين مي کند. و از همين جاست که انديشه نخبگان جديد قدرت در آراي ميلز جرقه مي زند.

بنابراين ميلز در اين وضعيت جديد با الگوگيري از جامعه آمريکاي بعد از جنگ جهاني دوم، يک گروه نخبه سه گانه را مطرح مي کند که شامل مقامات بلندپايه حکومت فدرال، سرمايه داران شرکت هاي بزرگ و افسران بلند پايه هستند و اينان در اين جهان و نظم جديد، ضمن کاستن از قدرت مطلقه دولت، به تدريج در تمام کشورهاي جهان، قدرت را در اختيار مي گيرند و با همکاري متقابل در اين سه حوزه نهادي سلطه خويش بر جامعه را نهادينه مي کنند. ميلز نگاهي انتقادي و مارکسيستي به اين پيش بيني خود دارد و اميد چنداني نيز به طبقه کارگر يا طبقه نوظهور يقه سفيد براي مقابله با اين شکل جديد از قدرت در جامعه ندارد. البته او در اواخر عمر که با جنبش هاي حقوق مدني، ضد جنگ و ضد فرهنگ مواجه شد، تا حدودي در اين نظريه تعديلهايي را ايجاد کرد که فرصت و عمر براي بازيابي و بازخواني اين نظر نيافت!

ميلز در نوشته هايش بر اين نکته تاکيد داشت که نه چپ است و نه راست! وي ليبراليسم و مارکسيسم را دو ايدئولوژي مي دانست که در عصر روشنگري نشات گرفته اند و البته داراي ارزشها و فرضيه هاي مشترک نيز هستند: از جمله مفهوم آزادي بخش ترقي توسط عقل، اعتقاد به علم، درخواست آموزش همگاني و اعتقاد به مفهوم سياسي دموکراسي. اما سوال ميلز اينجاست که چرا با وجود سابقه و ريشه مثبت اين دو مفهوم، اما در عمل مارکسيسم غالبا به صورت نظام هاي ديوان سالاري ملال انگيز درآمده است؟ و ليبراليسم نيز به شکل زيرکانه اي به تحريف واقعيت هاي اجتماعي مي پردازد؟ وي در اين زمينه نظريه پردازي ها گوناگوني مي کند، معتقد است ما در پايان دوره خودمان يعني عصر جديد به سر مي بريم و در حال طي مسير به سمت عصر چهارم يا فرا مدرن هستيم! جالب اينجاست که اولين انديشمندي که دم از پست مدرنيسم زد، سي رايت ميلز بود که در سال ???? آن را مطرح کرد: به عنوان گذار از مدرنيته به عصر فرا مدرن. وي معتقد است که گرايشهاي عمده سوسياليستي – ليبراليستي امروزه ديگر قادر به درک و تبيين واقعيت هاي عصر ما نيستند و هرگز نمي توان ساخت اجتماعي دوران ما را در پرتو ميراث فکري کلاسيک تفسير کرد. البته نگاه او چندان خوش بينانه نيز نبود و معتقد بود طبقه نوظهور جديد و نخبگان جديد قدرت، توانسته اند سرمايه داري از سربلند از بحران ها بيرون آورند، امري که انديشمنداني چون هابرماس با آن مخالف اند و معتقدند سرمايه داري هنوز با بحران هاي مختلفي مواجه است.

ميلز به انتقاد از علوم اجتماعي نيز مي پردازد و معتقد است علوم اجتماعي و خاصه جامعه شناسي هنوز نتوانسته اند مشکلات شخصي و مسائل اجتماعي جامعه معاصر را تدوين و تفسير کنند. و به طور کلي رويکرد او در جامعه شناسي نوعي جامعه گرايي و تاريخ گرايي تعديل شده است چرا که به شکل بندي مردم و کنش آنها در زمينه اجتماعي معتقد است و از اين واقعيت انتقاد مي کند که مردم نقش چنداني در آينده خويش ندارند! وي تصريح مي کند که در شناخت اجتماع بايد به تاريخ اهميت دهيم و ساخت هاي اجتماعي و تاريخي را بررسي کنيم چرا که از اين طريق شناخت امکانات گوناگون و کشف و تسلط بر جريان هاي عمده اجتماع سهل الوصول تر است.

انديشه هاي ميلز در تخيل و بينش جامعه شناختي نيز اثر گذار بوده است. وي درباره مکانيسم هماهنگي و انسجام و عمل اجتماعي معتقد است که همچون تمامي واژگان، انگيزه ها نيز درون زمينه اجتماعي مربوطه شان قرار داده مي شوند و بر حسب همين نظر است که کنترل اجتماعي توسط گروه ها را توجيه مي کند. از اين منظر عامل اجتماعي به واسطه دسترسي به واژگان خاص انگيزشي، به کنترل رفتار انسانها مي پردازد و مثلا دستورات ديني يا ايدئولوژي خاص موجب انگيزه واحد در دينداران و طرفداران ايده ها شده و همه را به عمل خاصي رهنمون مي سازد. البته از اين منظر وي به وبر و انديشه هاي او نزديک مي شود.

در هر صورت، با آن که هماره جامعه شناسان غربي سير و سلوک و انديشه هاي غير طبيعي و ويژه داشته اند، ميلز از متفاوت ترين جامعه شناسان معاصر محسوب مي شود که با آن که در زمان خويش منزوي و حاشيه نشين بود، اما سلوک روشنفکرانه اش و انتقاد ها و جدلهاي ناتمامش با افرادي چون پارسونز، نوعي مارکسيستم آمريکايي ميانه رو را فراهم آورد که امروزه نيز اين طرز فکر شبه چپ هنوز نيز در ميان روشنفکران تمام جهان وجود دارد! اما پيش بيني او از دنيايي جديد و عبور از مدرنيته نيز ناشي از هوش و درايت بالاي ميلز بود که اجل مهلتي به بسط و گسترش و پخته شدن آرا و افکار او را نداد. شايد اگر او دو – سه دهه ديگر در آمريکا ادامه حيات مي يافت به يکي از بزرگترين نظريه پردازن پست مدرن آن هم با رويکرد مارکسيستي مبدل مي شد. به هر حال ميلز در سال ???? و در ?? سالگي در اثر حمله قلبي درگذشت. براي پايان ذکر اين نکته از زندگي ميلز جالب است که وقتي از اتحاد جماهير شوروي ديدار کرد و در آنجا به عنوان منتقد مهم جامعه آمريکايي مورد ستايش قرار گرفت، از اين فرصت براي حمله به سانسور در شوروي سود جست و به انتقاد از اين جامعه نيز پرداخت، مصداقي بر اين واقعيت که او بي شک روشنفکر و منتقدي حاشيه نشين و منزوي بود، البته اگر بخواهيم صادق باشيم: نه به شکل منفي آن!

کتابهاي ميلز
1 – مردان جديد قدرت (1948) درباره جنبش کارگري آمريکا و نگاه انتقادي به تغيير ساختار طبقاتي.
2 – درباره ماکس وبر (1948).
3 – يقه سفيدها (1951) ساختار طبقاتي جديد، درباره ظهور و نقش يقه سفيدها.
4 – شخصيت و ساخت اجتماعي (1953).
5 – نخبگان قدرت (1956) ديدگاه انتقادي درباره وضعيت سياسي و اجتماعي جديد و حوزه هاي نهادي جديد قدرت.
6 – بينش جامعه شناختي (1959) آراي ميلز درباره بينش يا تخيل جامعه شناسانه
7 – يانکي گوش کن (1960) درباره انقلاب کمونيستي کوبا.
8 – مارکسيست ها (1962).
9 – علل جنگ جهاني سوم (1958).
10 – انگاره هاي انسان.
11 – منش و ساختار اجتماعي – با همکاري هانس گرت

منابعي براي مطالعه بيشتر:
1 – انديشه هاي بنيادي در جامعه شناسي، پيتر کيويستو، ترجمه صبوري، نشر ني.
2 – نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر، جورج ريتزر، ترجمه ثلاثي، انتشارات علمي.
3 – دانش نامه ويکي پديا. http://en.wikipedia.org/wiki/C._Wright_Mills
4 – صفحه اينترنتي مربوط به سي رايت ميلز http://www.faculty.rsu.edu/~felwell/Theorists/Mills/
5 – درباب خرد و آزادي : مقاله اي از ميلز
The Promise of Sociology6 – مقاله اي از ميلز:
 
نویسنده: سيد علي ناظم زاده
مترجم :
منبع : فصل نو
تاریخ : شهريور 1385
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ بررسي تحصيلات تكميلي در نظام آموزش عالي ايران ـ دوره هاي دكتري علوم انساني ـ از منظر اعضاي هيات علمي اين دوره ها، 78-1377
 A.A.B/ سنجش نگرش دانشجويان به آينده شغلي خود با توجه به عوامل اجتماعي و اقتصادي موثر بر آن در دانشگاه مازندران
 A.A.B/ عوامل موثر بر ساخت قدرت در خانواده (مورد شهر شيراز)
 A.A.B/ مدرنيته و خانواده تهراني
 A.A.B/ نقش توليد خانگي در درآمد خانوار روستايي (مطالعه موردي روستاهاي استان فارس)
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد