مقاله ها
نویسنده : امیر سجاد رضایی
بازدید : 666

شاید یكی از چالش های بزرگ اختر فیزیك در این قرون موضوع جذاب سیاهچاله ها باشد .
آنسوی افق رویداد بر هیچ شخصی مشخص نیشت . شاید در آن سوی آن فضایی عمیق پنهان شده
باشد ، شاید این فضا آن حد بزرگ باشد كه برای انسان قابل تصور نباشد . انسان از
گذشته می دانسته كه زمین كروی بوده و به عبارت بهتر مسطح نبوده و در واقع خمیده می
باشد ، به عبارت دیگر كره ای است كه لبه ندارد. ما از روی آن نمی افتیم زیرا نیروی
سحرآمیز گرانش هركس و هرچیزی را محافظت می كند تا به سطح سیارات دیگر نیافتد .

پس از آنكه نسبیت آلبرت اینشتن پا به عرصه نهاد به این موضوع پرداخته شد كه فضا
خودش خمیده است. حالا ما می دانیم كه سفر به دریای بیكران فضا كه ما به آن جهان می
گوئیم در واقع به مكانی ژرف و عمیق است و اگر مسافری بدون اطلاع به آن سفر كند ممكن
است به داخلی اجرامی فوق العاده عظیم سقوط كند و زندگی را برای همیشه وداع گوید و
با یك ریسك جانش را از دست بدهد . او به درونی افقی كاملا" مخفی سقوط می كند و ما
هنوز به طور كامل نمی دانیم كه برایش چه پیش می آید این افق وحشتناك متعلق به
سیاهچاله است .

گرانش مهلك

یك سیاهچاله یك جسم متناقض كیهانی است . یك ستاره تاریك ، یك جسم كاملا" نا مرئی ،
یك زندان برای نور . این جسم یك مرز دارد كه هر چیز وارد آن شود بازگشتی نخواهد
داشت ، ما این مرز را افق رویداد می خوانیم . یك كره كه هر چیز وارد آن شود برای
ابدیت اسیر آن می شود ، مكانی كه دیگر امكان فرار از آن نیست . جایی كه در آن سطح
جامد وجود ندارد . در این هنگام هر چیز حتی نور مكیده می شود و فقط یك گردات ژرف
گرانشی مشاهده می شود ، این اجرام بسیار بی رحم هستند و هرجیز را كه به طرفشان
بیاید جذب می كنند ، در واقع آن جسم را برای همیشه از آمدش پشیمان می كند . ما از
مركز كه تكینگی خوانده می شود اطلاعات چندانی نداریم ولی می دانیم كه در آنجا
گرانشی مهلك حكم فرما است .

چهره ی این اجرام همیشه مخفی و پوشیده است . تكینگی آنها همیشه به صورت نقطه ای است
كه نیروی گرانش فوق العاده ای در آن متمركز شده است . همه ی اجرام و امواج
الكترومغناطیسی و انرژی كه در سیاهچاله فروافتاده اند در نقطه ای فوق العاده كوچك و
فوق العاده چگال فشرده شده اند و گرانشی نا متناهی ایجاد می كنند . سیاهچاله ها
عموما" گازهای میان ستاره را حریصانه قورت می دهند . فضا از وجود این اجرام متلاطم
است و هم چنین زمان از جود آنها فشرده می شود تا اینكه متوقف شود . چون نور نمی
تواند از افق رویداد سیاهچاله عبور كند ما آن مكان را لبه جهان فرض می كنیم .

مختصری از داستان گرانش

مفهوم گرانش : این نیروی نامرئی كه بر زندگی ما مسلط است و ما را بروی زمین نگاه می
دارد . این نیرو برای مدتها طولانی انسان های بزرگ را كشفش به مبارزه طلبیده است .
حتی روزی كه گالیله در بالای برج پیزا كه كج است به مشاهده می پراداخت این سؤال
برایش پیش آمد كه چرا اجسام به سوی پائین سقوط می كنند . گالیله تعجب كرد كه چرا
اجرام سنگین و اجرام سبك با یك زمان یكسان به سطح زمین می رسند . همچنین از این
موضوع كه چرا سیارات در راهشان به حركت می پردازند حیرت كرد . زمانی كه كشفیات خود
را در مورد سیارات بیان كرد او را به این جرم كه در قوانین كلیسا بدعت گذاری كرده
است دستگیر كردند و در دادگاه های خود محكوم كردند . این كه چرا آنها این كار را
كردند بحثی كاملا" مجزا است كه در این مقال نمی گنجد . او سرانجام در سال 1642 در
فلورانس زمانی كه سعی می كرد كه نشان دهد گرانش عامل این امر است درگذشت .

در یك كریسمس چارچوب گرانش به دست دانشمند بزرگ سر ایزاك نیوتن نهاده شد . او با 28
ماه اندیشه ی پیاپی توانست حساب دیفرانسیل و انتگرال را كشف كند . سپس طبیعت نور را
مورد مو شكافی قرار داد و با این تلاش ها توانست قوانین حركت سیارات را وضع كند .
هرچند كه امروزه مكانیك كلاسیك كه بیشتر قوانین آن به وسیله نیوتن وضع شده بود تا
حد زیادی از فیزیك كنار رفته است . زیرا بعضی از كمیت ها همانند نور و جرم را مطلق
می دانست و با این گونه روابط بعضی از پدیده ها قابل شرح نبودند . و سر انجام یك
روز وقتی كه در حال استراحت بود و فنجان چای را می نوشید مشاهده كرد كه از درخت به
زمین افتاد ؛ در این هنگام رشته افكاراتش قطع شد و در زمینه ی گرانش به فكر فرو رفت
.در ذهنش این سؤال ها تداعی می شد كه چرا سیب به طور مستقیم سقوط كرد ؟ آیا آن می
خواهد به مركز زمین رود ، جایی كه كانون نیروی گرانش است . با این افكارات به این
مووضع پی برد كه هر یك از سیارات و حتی خود خورشید دارای گرانش هستند ؛ او گفت كه
در بین هر دو جسم دارای جرم در عالم گرانش وجود دارد در واقع او گفت كه هر جسم
دارای جرم گرانش دارد . هم چنین او گفت كه هر چه جرم جسم بیشتر باشد گرانش آن بیشتر
است . بنابراین به این سؤال پاسخ داده شد كه چرا سیارات به دور خورشید می چرخند .

در پایان آلبرت اینشتن در سال 1919 با ارائه ی تئوری نسبیت عام خود كه در آن از
معادلات بسیار پیچیده ریاضی استفاده كرده بود گفت كه گرانش اثر هندسی جرم بر فضا
اطراف خود است . به این ترتیب برای نخستین نظریه ای كامل گرانش را شرح داد .

ستاره های تاریك

در سال 1784 جان میشل دانشمند بزرگ ولی فراموش شده ی قرن 18 كه كشیش نیز بود ؛ ( در
تاریخ علم دانشمندان بزرگی مشاهده می شوند كه بدون اقتضا به شغل شان كارهای فوق
العاده كرده اند ؛ مثلا همین آقای میشل كه مطالعاتش چندان مناسبتی با شغلش نداشت )
از سرعت گریز بعضی از اجرام تعجب كرد ( سرعت گریز حداقل سرعتی است كه نیاز است تا
از سطح یك سیاره یا یك ستاره جدا شویم ، در واقع سرعتی است كه یتوانیم از گرانش آن
فرار كنیم ) ؛ او می دانست كه گرانش یك جسم به جرمش بستگی دارد ، همچنین این موضوع
را می دانست كه سرعت نور بسیار زیاد است ولی با این حال متناهی است . او از این
موضوع تعجی كرد كه خورشید با این جرم باز هم قادر نیست نور را در سطح خود نگه دارد
و نور از سطح آن می گریزد ( می دانیم كه سرعت نور 299792 كیلومتر بر ثانیه است كه
آن را 300000 كیلو متر بر ثانیه فرض می كنند و از این سرعت تقریبی بیشتر استفاده می
كنند ) . میشل پاسخ به این صورت استنباط كرد كه اگر خورشید در همین اندازه بود ولی
جرمش 500 برابر بود نور نمی توانست از سطح خورشید بگریزد زیرا در این صورت گرانش آن
بسیار می شد . چند سال بعد ریاضدان بزرگ فرانسوی لاپلاس به طور مستقل تنیجه را به
طور یكسان شرح داد و بدین ترتیب مفهوم ستاره تاریك زاده شد .

جهان حفره ها

سیاهچاله ، این اجرام نادر و عجیب ، را می توان نتیجه ی تفكرات جوان باهوش آلمانی
كه در سال 1919 در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به كار بود دانست . آلبرت اینشتن
در سال 1919 تئوری نسبیت عام خود را كه انقلابی عظیم در فیزیك نوین بود را ارائه
كرد . آلبرت اینشتن پی برده بود كه جهان اساسا" در مكان های متفاوت نسبت به قوانین
نیوتن قابل توضیح نیست . او گفت كه سه بعد از فضا نمی توانند به صورت مجزا از بعد
چهارم یعنی زمان باشند . او گفت كه این ها با هم پیوسته هستند و آنها فضا – زمان
نامید . این ساختار همانند یك ساختار نامرئی است كه در واقع وجود دارد . او گفت كه
فضا نمی تواند مطلق باشد ، بلكه پیوسته است . این بافت فضا زمانی می تواند خمیده
شود و یا اینكه پیچ و تاب پیدا كند .

این بافت كه می تواند جالب باشد فقط در صورتی می تواند مسطح و صاف باشد كه هیچ چیز
در روی آن وجود نداشته باشد . اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش
نیز وجود دارد ؛ و هر جا كه گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا – زمان خمیده می
شود . این خمیدگی این بافت برای اجرام حكم می كند كه چگونه حركت كنند ، در واقع می
گوید كه گرداگرد این فضا – زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند . همانطور كه در بخش
گرانش گفتیم گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضا ی اطراف خود است . اگر
بخواهیم كمی ساده تر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است .

اینشتین برای تصور این واقعیت فرض كرد كه كاغذی دارد و آن كاغذ را ساختار فضا –
زمان فرض كرد . او جسمی سنگین را در روی آن ماغذ قرار داد ( آن جسم را خورشید در
نظر گرفت ) و دید كه در ساختار كاغذ خمیدگی و فرو رفتگی ایجاد شده است . او گفت كه
این فضا زمان خمیده گرانشی تولید می كند كه هرچه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز
قوی تر خواهد بود . سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند كه این خمیدگی را به نهایت
خود می رسانند و تمام مسیرها را به سوی خود خم می كنند و این اجرام حقیقتا"
سیاهچاله های كیهانی هستند .

تولد ستاره

برای فهم مقیاس بزرگ در جهان ما باید به مقیاس های بسیار كوچك را درك كنیم . با باز
كردن زندگی یك ستاره ما می توانیم زاده شدن یك سیاهچاله را به خوبی درك كنیم .

ستاره ها زمانی پدید می آیند كه ابری فوق العاده بزرگ از غبارهای كیهانی و هیدروژن
در زیر بار گرانش خود فشرده شوند . در این صورت گرانش به همراه افزایش چگالی فزونی
می یابد و بدین ترتیب فضا – زمان خمیده و خمیده تر می شود . پس مدتی گاز هیروژن در
هسته متراكم می شود و در این تراكم شدید اتم ها با یك دیگر برخورد می كنند و دمای
آن ها رفته رفته افزایش می یابد . زمانی كه دمای هسته به 10 میلیون درجه رسید ،
پروتون های هیدروژن در پی واكنش های زنجیره ای هم جوشی هسته ای به هلیوم تبدیل می
شوند . در هنگام این واكنش ها مقداری از جرم نا پدید می شود كه تبدیل به انرژی و
امواج الكترومغناطیسی همچون نور می شوند . در این صورت یك جسم كه همچون یك لامپ غول
پیكر كیهانی است پدید آمده است و این آغاز زندگی یك ستاره است . هر ستاره ای كه ما
در آسمان مشاهده می كنیم در هسته اش واكنش های عظیم هم جوشی رخ داده است تا این نور
تولید شود و به ما برسد . هنگامی كه ستاره همانند خورشید درخشان و نورانی می شود ،
گرانش آن سعی می كند تا ستاره را هم چنان منقبض كند و در خود فرو كشد . اما واكنش
های عظیم هسته ای كه در هسته ی ستاره انجام می شوند انرژی عظیمی تولید می كند و
همین انرژی از در هم كشیده شدن ستاره و فروریختن آن جلوگیری می كند. زمانی كه ستاره
مورد نظر(بسته به جرمش) سوخت خود را در چند میلیون یا چند میلیارد سال مصرف كرد و
تمام هیدروژن ها به هلیوم تبدیل شدند ستاره وارد مرحله ی جدید زندگی خود می شود در
این هنگام ستاره سعی می كند تا هلیوم تولید شده را به عناصر سنگین تر همانند آهن
تبدیل كند ولی این واكنش ها چندان انرژی زیادی را تولید نمی كنند تا با گرانش به
مقابله بپردازد . سر انجام پس از مدتی گرانش پیروز می شود و این پایان زندگی یك
ستاره است . در این هنگام ستاره نسبت به جرمش می تواند به سه حالت 1- كوتوله سفید
2- ستاره نوترونی 3- سیاهچاله تبدیل شود .

فشردگی عظیم

سرنوشت نهایی یك ستاره به جرمش وابسته است . خورشید ما در نیمه ی عمر است ، یعنی
حدود 5 میلیارد از سن خود را سپری كرده است و برای بقایای حیات به میزان پنج
میلیارد سال دیگر سوخت دارد . اما در زمان های دور واقع در آینده پس از اتمام سوخت
خود لایه ی بیرونی خود را به بیرون خواهد انداخت . بدین ترتیب گرانش هسته را به شدت
فشرده می سازد و تا حدی این كار را انجام می دهد و به جایی می رسد كه توانایی ادامه
ی ادامه ی آن را ندارد . در این صورت جرمی پدید می آید كه كوتوله سفید نامیده می
شود . باقی مانده ی هسته یكصد هازار برابر از زمین فشرده تر است .

بیشتر ستاره های عظیم سریع تر سوخت خود را می سوزانند و در نتیجه عمران آنها نیز
كوتاه تر از حد انتظار خواهد بود . یك ستاره به جرم ده برابر خورشید ممكن است تنها
میلیون ها سال عمر كند و زندگی آن به میلیارد سال نمی رسد . چنانكه فروریختن آن
آغاز شود ماده ی موجود در آن زیر فشار گرانش له می شود . در این حالت هسته در حدود
50 میلیارد درجه حرارت دارد ، در چنین حرارتی هسته تنها چند ثانیه واكنش می دهد و
سپس به سبك سوپر نوا منفجر می شود .

سوپرنوا نوعی انفجار عظیم كیهانی است . در پی این واقعه ی كیهانی مقدار زیادی ماده
به محیط میان ستاره ای دمیده می شود . در این گونه ستاره ها واقعا" از درون متلاشی
می شوند و پی از آن اتم های هسته در زیر بار گرانش به هم می ریزند و الكترون های
آنها به پروتون ها متصل می شوند و تولید ذره ی زیر اتمی دیگری به نام نوترون می
نمایند . در نتیجه ستاره نوترونی پدید می آید كه جرمش حدود 5/1 برابر خورشید است
ولی این جرم عظیم تنها در در یك كره فشرده شده كه ضخامت این سر تا آن سرش تنها 20
كیلو متر است .

دانشمندان ثابت كرده اند كه ستاره های نوترونی واقعا" وجود دارند ، زیرا آنها
سیگنال های خاصی را از خود ساتع می كنند درست همانند هشدار فانوس دریایی به ساحل .
یك ستاره ی نوترونی امواجی خیره كننده ساتع می كنند ؛ این امواج توسط میدان
مغناطیسی عظیمش كه بیش از یك ترلیون برابر از میدان مغناطیسی زمین قوی تر است تولید
می شود . این چنین ستاره های نوترونی را پالسار می خوانند . همچنین ستاره شناسان با
دریافت این امواج از فضای تاریك دیگر تردیدی از وجود آنها را در خود راه نمی دهند .

پیروزی نهایی گرانش

یك ستاره ی نوترونی در برابر فشار عظیم گرانش در برابر فشرده شدن مقاومت می كند .
اما اگر باقیمانده ی هسته پس از انفجار بیش 3 برابر خورشید جرم داشته باشد ، آنگاه
دیگر شرایط كاملا" متفاوت می شود . در این شرایط حتی نوترون ها از فشار بی وقفه ی
گرانش نمی توانند در امان باشند . نوترون ها در بی خبری هم چنان فشرده می شوند و
هسته ی ستاره در زیر بار گرانش در فضای خودش از پای در می آید و از شكل می افتد و
در این صورت جرمی بسیار ترسناك می شود . یك فرم تاریك كه در قلب ستاره ها قرار
داشته است و حال بی وقفه حركت می كند و از فضای اطراف خود مواد را می مكد و آن را
به درخشش وا می دارد . این اجسام گرسنه همان سیاهچاله ها هستند كه در آنها گرانش به
پیروزی نهایی رسیده است . هر چیز كه به محدوده ی جادویی آن وارد شود برایش بازگشتی
نخواهد و نخواهد توانست تا بگریزد و سرانجام آین جسم قورت داده می شود .

آن سوی تاریكی

لبه ی سیاهچاله را افق رویداد می خوانند زیرا همه ی رویداد آن سوی آن بر ما پوشیده
است و بر ما نامرئی است و فقط تا جایی ما حق مشاهده داریم كه افق رویداد وجود دارد
. در برخی از سیاهچاله ها ممكن شعاع افق رویداد تنها چند كیلومتر باشد . هرگاه
ستاره ای در مداری دوتایی با سیاهچاله ای قرار گیرد هر از چند گاهی مقداری از
گازهای خود را برای سیاهچاله پرتاب می كند و سپس سیاهچاله آنها را به وسیله ی
تكینگی می رباید ؛ همانطور كه گفته شد تكینگی نقطه ای است كه در آن چگالی بی نهایت
است ، در واقع جرم آن بی نهایت است ولی حجم آن بسیار بسیار كوچك است .

تكینگی جایی است پایان علم است و دانشمندان تفكر در زمینه ی آن را آغاز كرده اند .
در این مكان موجودیت فضا و زمان متوقف می شود و جایگزین آن جرم آشفته و خروشانی می
شود كه آن را اسفنج كوانتومی می نامند . دانشمندان حدس می زنند این نقطه جایی باشد
كه قوانین اینشتین و نسبیت و مكانیك كوانتوم شكسته می شود . این حوضه ی چیزی است كه
كوانتوم گرانشی نامیده می شود ، در این مكان از یافته های بسیار پیشرفته ی ریاضی
استفاده می شود .

گفته می شود كه تكینگی وجود داشته است كه جهان از آن آغاز شده است . در بسیاری از
راه های یك ستاره به تكینگی یك سیاهچاله فرومی ریزد و این معكوس بیگ بنگ است . ما
نمی دانیم كه در آن سوی افق رویداد چه می گذرد شاید در آن سویش جهانی هم چون جهان
ما پنهان باشد و شاید حتی این جهان نمونه ای از جهان های موازی خود باشد .

سیاهچاله یا فیل سفید

اینشتین خود به شخصه قادر نمی توانست باور كند كه سیاهچاله های نامرئی در جهان ما
واقعا" وجود دارند و آنها نتیجه معادلات خودش نیز می باشند . امروزه اما امروزه
دانشمندان با شناسایی تعداد زیاد سیاهچاله در درون و بیرون كهكشان راه شیری دلیلی
ارائه كرده اند كه پیش بینی ها اینشتین و نسبیت او درست بوده است .

یك سیاهچاله شكار خود را با استتار استادانه ی خود به دست می آورد ، جایی كه از
تاریك ترین جاهای كیهان است . برای جستجوی یك سیاهچاله اول شما باید یك ستاره ی
مرئی را بیابید كه در مدار یك سیاهچاله به دام افتاده است ؛ سپس شما باید چگونگی
حركت ستاره را مورد مطالعه قرار دهید . جان ویلر یك توصیف زیبا را برای رقص این دو
جسم در فضا گفته است : « مانند یك مرد سنگین كه چیز سیاهی را پوشیده و نا مرئی است
می تواند به راحتی یك زن را كه لباسی روشن و نورانی را پوشیده است به دور خود
بچرخاند . ستاره شناسان به نور ستاره ای كه در مدار یار تاریك خود اسیر است توجه می
كنند .

یكی از بهترین نماینده ها برای این امر ستاره است كه V404 گایگنی نامیده می شود .
محاسبات نشان داده است كه همدم مستتر V404 دوازده برابر خورشید جرم دارد . البته
هنوز مجموع جرم آن به طور كامل مشخص نشده است . اما مدار هر سیاهچاله برای به دام
انداخت یك سیاهچاله باید نامرئی باشد . یكی از این سیاهچاله ها می توانند در كمین
ستاره ای پنهان شده باشد .

جاروبرقی كیهانی

اگر چه سیاهچاله چنان قدرتی دارد كه می تواند تمام اجرام را اعم از غبار و گاز را
همانند جاروبرقی به درون بكشد ولی توانایی شكار كردن را ندارد . این چیزی برخلاف
اعتقادات ما است . ولی شاید اگر این مووضع را بدانیم بهتر به درك این مطلب كمك می
كند . اگر ما در جای خورشید خودمان در مركز منظومه ی شمسی سیاهچاله ای با همان جرم
قرار دهیم نخواهد توانست را زمین را مدار زمین را جذب خود كند و فقط ما از نور
خورشید محروم خواهیم شد .

الیته شما می توانید از زمین خارج شوید و رویداد های جالبی را تجربه كنید شما پس از
نزدیك شدن به افق رویداد كشیده می شوید و لاغر به نظر می آیید در این صورت شما می
توانید پاهای خود را با طول به اندازه ی چند كیلومتر بیابید . پس از ورود به افق
رویداد شما به ذرات بنیادی تجزیه می شوید و در پرده ی تاریكی از نظرها ناپدید می
شوید .

همانطور كه گفته شد پس از ورود به افق رویداد شما هرگز دیده نخواهید شد ، زیرا زمان
اتساع می یابد و فوتون های حمل كننده ی تصویر شما نیز در دام چنین گرانش عظیمی خود
را گرفتار می بینند و بسیار تقلا می كنند تا بدن شما را ترك كنند و به بیرون روند
هرچند كه چنین چیزی امكان پذیر نیست یعنی از یك میلیون سال هم تلاش كند نمی تواند .

قلب تاریكی

بیشتر ستاره شناسان این امر را تصدیق می كنند كه سیاهچاله های سنگین وزن در مركز
كهكشان هایی همچون راه شیری هستند . آخرین برآوردها نشان می دهد كه این گونه
سیاهچاله را فوق العاده بزرگ یا سنگین می نامند كه در كیهان موجود می باشند .

در دهه ی 1950 با تلسكوپ های نوری امواج بسیار قوی دریافت كردند و آنها را با
تلسكوپ های رادیویی مورد مطالعه قرار دادند . منابع جستجو شده همچون ستاره نورانی
بودند و امواج بسیار قوی كه آن را با نام " جت " می شناسیم را از خود ساتع می كردند
. این ها نخستین اجرامی بودند كه شناسایی شدند و سپس كوازار یا منابع رادیویی شبه
اختری نام گذاری شدند .

كوازار ها در قلب فعال كهكشان فعال قرار می گیرند و گازهای بسیار داغی كه به گرد آن
به چرخش در می آیند با سرعتی نزدیك به سرعت نور به چرخش در می آیند و درخشنده می
شوند . جت های عظیم ذرات باردار جریان هزار سال نوری هستند كه به بالا و پائین فضا
راه می یابند ، درست همانند محور چرخ ها در اتومبیل . و همچون موتوری كه تمام
فعالیت ها به طور پنهانی در آن انجام می گیرد . با این تفاوت كه در مركز كهكشان
سیاهچاله بسیار كوچك و فوق العاده چگال و فشرده است . در سیاهچاله های سنگین تر
گازهای در دور آنها با سرعت بیشتری می چرخند . دانشمندان با تخمین هایی كه زده اند
این گونه كهكشان پنج هزار میلیون برار خورشید جرم دارند .

فرضیه ی ساخته شدن این كهكشان ها وسیاهچاله هایشان بدین صورت است كه می گوید این
كهكشان های از چرخش عظیم ابری از گاز به وجود می آید كه همین ابری پس از مدتی تبدیل
به میلیون ها و یا میلیارد ها ستاره می شود ؛ در مركز جایی كه گاز ها متمركز شده
است ماده ی كافی برای ساخته شدن میلیون ها و یا میلیارد ها ستاره وجود دارد و پس
مدتی این ها دست خوش تغییراتی می شوند كه توسط گرانش فرومی ریزند و سیاهچاله ای فوق
العاده بزرگ را پدید می آورند . در صورتیكه همان حفره ی ایجاد شده هنوز در مركز
كهكشان ها قرار دارد و از گازها مصرف می كند . پس از مدتی كه تمام ستاره ها را
بلعید سیاهچاله به حالت خاموشی و آرامی فرو می رود . و نسبتا" به آرامی هسته ی
كهكشان را ترك می كند . این تئوری درست است زیرا در حال حاضر سیاهچاله ها در مركز
كهكشان ها قرار دارند .

آینده در درون سیاهچاله

فرض كنید شما یك فضا نورد باشید و یك قدم به لبه ی سیاهچاله یا همان افق رویداد
فاصله دارید . اگر كمی در زمینه ی آناتومی سیاهچاله ها مطالعه داشته اید حتما" می
دانید كه در نمودار پن روز راهی وجود دارد كه از آن طریق می توان به سیاهچاله وارد
شد و از جهانی دیگر كه به جهان موازی معروف است ملحق شد . در ابتدا اگر نمودار پن
روز را مشاهده كنید شاید كمی به نظرتان مشكل آید ولی در كل ساده است . شما پس از
ورود به آن راه وارد سیاهچاله می شوید و پس از مدتی از یك جسم دیگر كه سفید چاله
نام دارد بیرون پرت می شوید ؛ كاربرد سفید چاله دقیقا" عكس كاربرد سیاهچاله است
یعنی اینكه بر خلاف سیاهچاله هر چیزی را از خود می راند . شما پس از خروج از این
سفید چاله وارد جهانی دیگر شده اید كه ممكن است زندگی در آن جریان داشته باشد و آن
زندگی شاید اندكی با زندگی ما تفاوت كند . خلاصه شما حالا در جایی دیگر به غیر از
این جهان هستید .

 


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *