صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
معماري منظر، تكنيك‌هاي نو اما مغفول-گفت‌وگو با دكتر سيد امير منصوري، استاد دانشگاه تهران
تعداد بازدید : 1323
 
 معماري منظر، علمي طبيعت‌گرا و ناشناخته است با تلفيق خاطرات و زيبايي شناسي براي فضاي بيروني شهر. دكتر «سيد امير منصوري» استاد دانشگاه و فارغ التحصيل رشته معماري منظر يا «Land scape» از دانشگاه لاويلت و دكتراي تاريخ معماري از دانشگاه سوربن فرانسه است. او پس از مراجعت به ايران اقدام به تدريس و تاسيس رشته معماري منظر در دانشگاه تهران كرده است. اين دپارتمان در دانشگاه تهران از سال 80 تاكنون در مقطع كارشناسي ارشد فعال است. منصوري علاوه بر تدريس و فعاليت‌هاي آكادميك در زمينه پژوهش و اجراي پروژه‌هاي متعدد باغ‌سازي و معماري منظر با دستگاه‌هاي دولتي به ويژه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز همكاري نزديك داشته است. اجراي پروژه سامان‌دهي باغ‌هاي تاريخي در عباس‌آباد بهشهر ، پرديس كورش در چرخاب بوشهر و باغ موزه زندان قصر از جمله اين طرح‌هاست. از آنجا كه معماري منظر از جمله اصطلاحات علمي جديدي است كه حتي در ميان بسياري از كارشناسان و متخصصان رشته معماري نيز ناشناخته مانده است، دكتر منصوري در پاسخ به سوالات زير بطور خلاصه معماري منظر را معرف کرده اند. معماري منظر چيست و چه تعريفي دارد؟ معماري منظر، علمي است نو، طبيعت‌گرا، مخاطب محور و عملكرد گرا و ناشناخته در ايران كه با تلفيقي از خاطرات، نيازها و زيبايي شناسي مشترك مردم، فضاي بيروني شهر را طراحي و هدايت مي‌كند. اما در پروژه‌هاي سيما و منظر شهري در سراسر كشور، عدم تخصص و بي‌توجهي به اصول و تكنيك‌هاي مربوط به سيما و منظر شهري سبب تكرار، تشابه و التقاط ناموفق سبك‌هاي خارجي و داخلي و گاه نابودي عناصر و بافت‌هاي ارزشمند تاريخي شده است. عبارت و ترجمه نادرست واژه شهرسازي، ناآگاهي از اصول علمي و تكنيك‌هاي رايج در معماري منظر، سبب شده كه مسوولان (حتي اكثر كارشناسان معماري) تصور كنند شهر را همانند ساختمان مي‌توان ساخت، در حالي‌كه شهر يك پديده جاندار همانند انسان است كه آن‌را نمي‌توان ساخت، بلكه تنها مي‌توان مطابق با استعداد‌هايش هدايت كرد. نظر شما در اين باره چيست؟ معماري منظر، شاخه‌اي است منشعب از رشته معماري در تعريف و كاركرد كلاسيك آن كه مجموعه گسترده‌اي را از طراحي اشيا و لوازم صنعتي گرفته تا ساختمان و محوطه‌هاي شهري و راهسازي و... در بر مي‌گرفت. اما از قرن 19 به بعد به تدريج به رشته‌ها و شاخه‌هاي متعددي تقسيم شد كه آنها را با عناويني چون طراحي ساختمان و شهرگرايي يا Orbanism كه در فارسي به غلط شهرسازي ترجمه شده، مي‌شناسيم. اين تقسيمات اگرچه از قرن 19 مطرح شده اما تنها طي 3 يا 4 دهه اخير است كه هر يك از اين رشته‌ها به طور حرفه‌اي و سازمان يافته و مستقل از رشته معماري در زمينه‌هاي مختلف متمركز شده‌اند. به گونه‌اي كه معماران ساختمان تنها به طراحي توده حجمي ساختمان با استفاده از مصالح معدني يا سينستيك (Synsetic) يا مصنوعي متمركز شدند و رشته Orbanism يا شهرگرايي يا به اصطلاح رايج در ايران «شهرسازي» نيز به اعتبار اينكه شهر مقوله‌اي صرفاً متكي به معماري نيست و تئوري يا اصول خاص خود را دارد از اين مجموعه كلي مجزا شد. رشته معماري منظر نيز در همين راستا رشته‌اي مستقل و بسيار جديد است كه به طراحي فضاهاي باز بيروني مي‌پردازد. طبيعتا اين فضا هم عناصر متنوعي دارد كه از درختان و گياهان گرفته تا حوض و استخر و جوي‌ها، پياده رو يا پياده راه‌ها و خيابان‌ها، پارك‌ها، مبلمان شهري و مانند آن را در بر مي‌گيرد. اين عناصر عمدتا در محدوده‌اي جاي دارند كه دانش كلاسيك معماري در اين زمينه چندان جوابگو نبوده است. در واقع معماري منظر يك بسته نرم‌افزاري كامل است كه مجموعه عوامل موثر بر طراحي فضاهاي بيروني را مورد بررسي قرار داده و بر اساس امكانات يا محدوديت‌هاي آن، سيما و منظر شهري را طراحي و برنامه ريزي مي‌كند. منظور از عوامل موثر بر طراحي فضاهاي بيروني چيست؟ عوامل موثر بر فضاهاي بيروني عمدتاً شامل تمام جنبه‌هاي زيبايي شناسي، فرهنگي، هويتي، اجتماعي، اقتصادي و تمام شرايط و ويژگي‌هاي انساني شامل تاريخ، سنن، آداب، روانشناسي فردي و اجتماعي است. به طور كلي عوامل موثر بر فضاهاي بيروني يا محيط خارجي مجموعه پارامترهايي است كه براي يك زندگي جمعي مطرح و مورد نياز است پارامترهايي كه عمدتا غير مادي است و از جنس معيارهاي مورد نظر در طراحي توده حجمي ساختمان نيست. معماري منظر به عنوان يك رشته فني _ هنري در طراحي سيماي شهري چه اهدافي را مد نظر قرار مي‌دهد و چه تمايز يا اشتراكي با ساير رشته‌هاي مربوط به معماري دارد؟ سه هدف به طور عمده در معماري منظر مورد توجه است و كساني كه تئوري‌هاي مربوط به اين رشته را مطالعه مي‌كنند، مي‌آموزند كه طراحي فضاهاي بيروني يا جمعي يا همان Public space، نخست از لحاظ فرهنگي _ هويتي همچنين زيبايي‌شناسي هنري و سرانجام از لحاظ كاركردي يا عملكردي، چگونه بايد باشد و به چه مواردي بايد توجه شود. بنابراين يك معمار منظر بخش مهمي از عمر يادگيري‌اش را صرف آموختن اين وجوه مي‌كند. توجه به وجه زيبايي شناسي هنري بيشتر به خوانايي محيط منجر مي‌شود و وجه فرهنگي _ هويتي، مسايل نشانه شناسي و ذهني انسان‌ها را در بر مي‌گيرد و توجه به وجه عملكردي به معني توجه به تامين نيازهاي عمومي مخاطبان يا استفاده كنندگان است. در حالي كه معماري توده ساختماني بيشتر به ايستايي و مقاومت بنا و مسايلي از اين دست مي‌پردازد همين طور طراحي صنعتي كه بيشتر به طراحي ابزار و وسايل صنعتي مي‌پردازد. البته اين رشته فصل مشترك زيادي هم با ساير رشته‌ها دارد اما دنياي امروز اين تقسيم بندي‌ها را بر هم زده است. در عين حال رشته معماري منظر علم يا حرفه‌اي ميان رشته‌اي يا inter disipliner است كه مرزهاي مشتركي با ساير رشته‌ها دارد ولي نگاه تازه‌اي به معماري محيط يا فضاي بيروني دارد كه به ويژه در كشورهاي پيشرفته صنعتي طي دهه‌هاي اخير رشد سريع و اهميت چشمگيري يافته است. مهمترين علت رشد سريع اين رشته در كشورهاي پيشرفته صنعتي چيست؟ محبوبيت و اهميت فضاهاي عمومي و كاركرد آن براي مردم كه علاوه بر مردم و سكنه بومي هر منطقه، ويژگي‌هاي آن كاراكتر خاص از شهر را به نمايش مي‌گذارد و معرف آن شهر است. و از اين رو در صنعت گردشگري نيز اهميت خاصي دارد. به عنوان مثال يك گردشگر در شهري همانند پاريس، براي آشنايي با اين شهر و جنبه‌هاي مختلف فرهنگ عمومي آن، داخل بناها و ساختمان‌هاي عمومي شهر نمي‌شود، بلكه در فضاهاي عمومي همانند خيابان شانزه ليزه، برج ايفل و... گردش مي‌كند كه از جنس فضاهاي بيروني است. فضاهاي بيروني هدف عمده تمام توريست‌ها براي آشنايي و ديدار از شاخصه‌هاي فرهنگي _ اجتماعي يك شهر يا منطقه است كه اينها همه در ذيل معماري منظر جاي مي‌گيرد و امروزه با منافع ملي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي جوامع مختلف به شدت مرتبط شده است. در حال حاضر معماري منظر در ايران چه جايگاهي دارد و متخصصان و اوليا امور تا چه حد در برنامه‌ريزي‌هاي مرتبط با سيماي شهري به تئوري و تكنيك‌هاي مرتبط با آن توجه مي‌كنند؟ رشد كاربرد اصول معماري منظر در ايران اگر نگوييم در حد صفر، در حد يك است و به‌رغم اهميت و رشد سريع اين رشته در جهان، توجه به اين رشته در ايران صرفاً، در سطح محافل آكادميك و دانشگاهي مطرح است. بنابراين تنها مي‌توان به فارغ التحصيلان اميدوار بود كه در آينده در اين رشته تخصص لازم را كسب و كار جدي خود را به طور حرفه‌اي آغاز كنند. اما آنچه تاكنون در طراحي فضاهاي بيروني كشورمان صورت گرفته، عمدتاً توسط معماراني انجام شده كه نه متخصص معماري منظر، كه علاقه‌مند به طبيعت بوده‌اند. از اين‌رو به دليل عدم توجه به اصول و تكنيك‌هاي اساسي در اين رشته، در 95 درصد از پارك‌هاي كشور شاهد تكرار و تشابه عناصر و تزيينات هستيم. زيرا طبق تعاريف كلاسيك، پارك عبارت است از مجموعه‌اي از درختان با مسير‌هاي مارپيچ و استخرها، در حالي‌كه در تعاريف و تئوري‌هاي جديد معماري منظر هر پارك متناسب با امكانات نياز مخاطبانش طرحي ويژه و منحصر به فرد را ايجاب مي‌كند و درست همانند يك فيلم در سينما، حرف خاصي براي مخاطب دارد و مخاطبان در اين فضاها، فقط درخت و آب و چمن نمي‌بينند، بلكه رشد مي‌كنند و مي‌آموزند زيرا در اين پارك‌ها اموري چون مرور خاطرات، ديدارهاي اجتماعي با گروه‌هاي مختلف مردم و... امكان‌پذير است. در معماري منظر، طراح فضاي عمومي بايد در يابد كه انسان‌ها و مخاطبان در هريک از فضاهاي عمومي به چه چيزي نياز دارند، اين مكان در چه فضاي اجتماعي _ اقتصادي واقع شده و در نهايت چگونه مي‌توان آن را طراحي كرد. بنابراين معماري منظر، رشته‌اي كاملاً طبيعت‌گرا، عملكردگرا و مخاطب محور است كه به جنبه‌هاي تاريخي _ هويتي و خاطرات جمعي و روان شناسي و كلاً نياز رواني مخاطبانش توجه جدي دارد. زيرا نياز رواني مخاطب در موفقيت طراحي براي يك فضاي عمومي نقش تعيين كننده‌اي دارد. يك بانك اگر معماري بدي داشته باشد، فرد براي گذران امور بانكي خود ناگزير از مراجعه به آن است. اما يك پارك اگر بد ساخت يا بي‌ارتباط با نيازهاي فرد باشد، به سرعت و به آساني طرد و رد مي‌شود. به دليل تجارب ناخوشايند سال‌هاي گذشته، برخي از مسوولان و اوليا امور نيز متوجه اهميت اين رشته شده‌اند اخيراً برخي دستگاه‌هاي دولتي همانند شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در سامان‌دهي و اجراي برخي پروژه‌هاي خود به رشته معماري منظر و روش‌هاي آن در اجراي اين پروژه‌ها توجه كرده‌اند اما اين‌ها همه در حد گام‌هاي آغازين است. مشخصا كداميك از پروژه‌هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به معماري منظر و تكنيك‌هاي مطرح در اين رشته علمي _ هنري توجه داشته است؟ در حال حاضر گروه پروژه‌هاي منظر و محيط كه به تصويب شوراي گسترش آموزش عالي هم رسيده است طراحي و اجراي چند پروژه را بر عهده گرفته است كه از جمله آنها زندان قصر در تهران است، ديگري پرديس كوروش در چرخاب برازجان و همچنين سامان‌دهي باغ‌هاي تاريخي عباس‌آباد بهشهر كه سايت ناشناخته و بكري است كه آثاري از دوره تاريخي و پيش از اسلام حداقل از عصر ساساني تا صفويه در آن موجود است. مورد ديگر پروژه صفه فرهاد تراش بيستون است كه البته ناتمام مانده و ديگري يك پروژه تفريحي فراغتي است در نزديكي شوشتر كه به سفارش وزارت نيرو در دستور كار كارشناسان قرار دارد. اما همين جا ضروري است كه تاكيد كنم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با توجه به نوع مسووليت و ماهيت فعاليتي كه دارد بيش از هر نهاد و دستگاه ديگري مصرف كننده و متقاضي به كارگيري اصول و تكنيك‌هاي معماري منظر در هدايت و برنامه‌ريزي فضاهاي بيروني است. زيرا تبديل تمام سايت‌هاي تاريخي طبيعي موجود در كشور به يك قطب يا هدف گردشگري، مستلزم اجراي پروژه‌هاي سامان‌دهي ويژه‌اي است كه انحصاراً در تخصص معماري منظر است. از آن‌رو كه ايجاد جاذبه يا هدف‌هاي گردشگري به معني اجراي پروژه‌هايي مخاطب محور است كه مبتني ‌بر نيازها و علايق گردشگران است. نياز و علايق افراد نيز مسبوق به گرايشات فرهنگي، اجتماعي و طبيعي آنهاست. پس از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، شهرداري‌ها سازمان محيط زيست و سازمان مسكن و شهرسازي و... به ترتيب متقاضيان و مصرف كنندگان خدمات تخصصي ويژه‌اي هستند كه رشته معماري منظر ارايه مي‌كند. در حال حاضر طي بررسي‌هاي صورت گرفته در مجموعه دارايي‌هاي موجود در حوزه باغ ايراني، به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيشنهاد شده است كه در برنامه‌هاي استراتژيك اين سازمان،باغ هاي عباس آباد بهشهر به عنوان يكي از نقاط استراتژيك باغ‌هاي ايراني ثبت و سامان‌دهي شود. اهميت اين باغ در سراسر كشور، از آن رواست كه حتي در شيراز كه به شهر باغ‌ها شهره است از چنين باغ‌هاي طراحي شده، متمايز و متفاوتي برخوردار نيستيم. نكته جالبي كه به اين باغ از نظر تاريخي _ هنري، اهميت استراتژيك داده است، نمايش جلوه‌هاي مختلف جريان آب است. اين كار كه با استفاده از تكنيك‌هاي ظريف تراش سنگ، انجام مي‌شود در اصطلاح معماري امروز معروف به تكنيك سينه كبكي است به گونه‌ا‌ي كه مثلا ريزش آبشار در مجاري آب، گاه به صورت يك پرده توري جريان مي‌يابد. در باغ‌هاي تاريخي عباس آباد بهشهر با 10 نمونه از اجراي اين تكنيك‌هاي ظريف و دقيق مواجه هستيم. اهميت اين باغ‌ها زماني آشكارتر مي‌شود كه بدانيم آخرين دستاورد اروپاييان در اجراي اين تكنيك‌ها مثلاً در باغ سيتروئن فرانسه كه در سال 1997 افتتاح شده، بيش از سه مورد و در پارك لاويلت همين كشور، تنها يك نمونه بوده است. اين بدان معناست که متخصصان فن در اروپا با تمام تجهيرات وروش‌ها‌ي مدرن روز، تنها سه حالت از ريزش آب را پيدا كرده يا قادر به اجراي آن بوده‌اند در حالي كه در باغ‌ بهشهر، تاكنون 10 نمونه از اشكال مختلف ريزش آب در مجاري و آبروهاي زيبا به دست آمده است كه از نظر تاريخي _ هنري و تكنيك كار آثاري منحصر به فرد و جهاني است. جالب‌تر آنكه فرانسويان همان سه نمونه را در تمام ژرورنال‌ها و محافل اطلاع‌رساني دنيا، بارها و بارها مطرح و هزاران مقاله و عكس درباره آن چاپ كرده‌اند اما جاي تاسف است كه ما درباره آن 10 نمونه هنرمندانه كهن در باغ هاي عباس آباد بهشهر، حتي يك مقاله چاپ شده هم در دست نداريم! نمونه ديگر، زندان قصر است كه در واقع كار عملي بسيار جالبي براي دانشجويان رشته معماري منظر است. اولين نكته جالب در اين مورد تضاد معنايي آشكار در نام اين بناست كه تركيب متضادي از «زندان» به‌علاوه «قصر» است كه يكي در لبه طيفي از مثبت بي‌نهايت و ديگري در لبه طيف منفي بي‌نهايت، از شرايط زيستگاه انساني است و اين تضاد مستتر در واژه و عبارت ظاهري خود به تنهايي گوياي داستان درازي است كه طي زماني دراز بر اين بنا رفته است. بدين معنا كه ابتدا قصر پادشاه، يعني فتحعلي‌شاه قاجار بوده كه بعدها در دوره رضا شاه به زندان تغيير كاربري يافته است. بنابر اصول معماري منظر، در طراحي هر پروژه‌اي از اين دست‌، اين تضاد در واژه بايد خود را نشان دهد. به گونه‌اي كه حالت جمع اضداد ميان قصر و زندان، هر لحاظ شده باشد و در عين حال كاربري امروزش را به عنوان يك فضاي عمومي يا Public space در منطقه 7 تهران حفظ كند. اجراي اين پروژه مي‌تواند متضمن يك فضاي سبز، محلي براي فروش ميوه، كيوسك پست و روزنامه و ايستگاه‌هاي فرهنگي ديگر از اين دست باشد. به هر روي از ديدگاه معماري منظر آنچه كه در تحقق و تعريف فضاي جمعي اهميت دارد، اجراي پروژه‌ها به گونه‌اي است كه اولاً فضاي جمعي مورد نظر عملكرد چندگانه در تامين نيازهاي مادي و مخاطبان داشته باشد نه صرفاً يك عملكرد كلي. در عين حال اين فضا چنان‌كه از نامش پيداست يك فضاي اختصاصي نيست، ديوار و حصاري ندارد و در تمام ساعات شبانه روز و براي همه اقشار اجتماعي قابل دسترس است. اين اهداف كه به ويژه در اجراي پروژه سامان‌دهي زندان قصر اهميت بسيار دارد، در يك برداشت كلاسيك از پروژه‌هاي سامان‌دهي به روش‌هاي معمول در ايران هيچگاه مورد توجه نبوده است. چه عاملي سبب بروز اين بي‌توجهي‌ها در برداشت‌هاي رايج از معماري فضاهاي بيروني و پروژه هاي جاري در ايران بوده است ؟ مهمترين عامل تصور غالب طراحان اين نوع پروژه‌ها است که عموماً تصور مي‌شود منظور از فضاي بيروني، يك محوطه درختكاري است با استخر و راه‌هاي پيچ در پيچ. طبق همين نگرش يا سليقه، طرج ايجاد يك موزه در محل زندان قصر هم، به اعتبار اين كه زماني يك قصر قاجاري بوده، حداكثر كاري است كه مي‌تواند اجرا شود. بديهي است كه در اين قبيل طرح‌ها هيچ يك از نيازهاي زيبايي شناسانه مردم امروز، همانند ميل به نوآوري و كاربرد ايده‌ها و تكنولوژي نو كه تركيب پيچيده‌اي است از عناصر متضاد كهنه و نو، منفي و مثبت و تبديل اين عناصر متضاد به يك مجموعه واحد و مستقل، در يك بافت شهري امكان‌پذير نخواهد بود. در آغاز اين گفت گو اشاره به تجارب تلخ رشته شهرسازي يا به عبارت بهتر شهرگرايي Orbanism و ترجمه و تعريف و كاربرد نادرست اين اصطلاح در ايران داشتيد، نتايج و تجارب تلخ ناشي از اين قبيل اشتباهات چه در زمينه معماري ساختمان و چه در مورد شهرسازي چه تاثيري بر كاركرد و آينده معماري منظر در ايران داشته و يا خواهد داشت؟ در حال حاضر به دليل غيبت و عدم حضور كارشناسان رشته معماري منظر، پروژه‌هاي متعددي در اين زمينه در دست اجراست كه بدون توجه به اصول و تكنيك‌هاي معماري منظر به كار برنامه‌ريزي و طراحي سيماي شهري، كنترل و نظارت آن مربوط است. زيرا سيماي شهري به هر حال در معرض شكل‌گيري و گسترش است و حتي با ايجاد تحصيلات آكادميك در رشته معماري منظر نيز ممكن است اين رشته به همان سرنوشت تلخي دچار شود كه معماري ساختمان و شهرسازي در ايران به آن دچار شده است. اما تنها كار ممكن آن است كه سنگ بناي كار را درست بگذاريم. در رشته معماري شهري، عامل مهم در بروز نتايج تلخي كه شما به آن اشاره داريد. تلقي و برداشت مكانيكي از كار كرد و حوزه تخصصي اين رشته، از اساس پي‌ريزي آن در ايران است. به گونه‌اي كه حتي ترجمه و نامگذاري آن نيز تحت عنوان شهرسازي اشتباه بوده است. امروزه در هيچ يك از محافل معتبر علمي جهان با اصطلاح Orban Constraction مواجه نمي‌شويم، بلكه صرفا با اصطلاح Orbanism يعني شهرگرايي يا طراحي و هدايت امور شهري مواجه هستيم. زيرا شهر همانند پل يا ساختمان نيست كه كسي بتواند آن‌را بسازد و به دليل همين اشتباه بسياري از مسوولان تصور مي‌كنند اگر يك معمار شهر ساز را در اجراي پروژه‌هاي شهري به كار گيرند تمام مشكلات شهري حل مي‌شود. در حالي‌كه در Orbanism موضوع اصلي، هدايت شهر بر‌اساس امكانات و محدوديت‌هاي آن است نه ساختن آن، مثل يك انسان كه مي‌توان آن‌را بر اساس استعداد و توانايي‌هايش هدايت كرد و نمي‌توان ساخت و احداث كرد. ظاهرا اين تفكر نادرست به دليل نا آگاهي و يا ضعف علمي – تخصصي، هنوز هم بر اذهان مسوولان و كارشناسان شهر سازي ايران غلبه دارد و اجراي طرح‌هاي جامع يا تفصيلي به وي‍ژه در بافت‌هاي تاريخي و عواقب ناگوار و خسارت‌هاي عموماً جبران ناپذير آن در اين بافت‌ها، نمايانگر تداوم اين قبيل نگرش‌هاست، با اين همه در سال‌هاي اخير با اصطلاح يا عبارت طرح‌هاي راهبردي مواجه هستيم آيا اين عبارت حاكي از تجديد نظر مسوولان دراين زمينه نيست؟ متاسفانه سنگ بناي رشته معماري شهري از اساس كج گذاشته شده است و طبيعي است كه به‌راحتي رفع نمي‌شود. سال گذشته وزارت مسكن و شهرسازي همايشي تحت عنوان« سيما و منظر شهري» برگزار كرد و انتظار مي‌رفت كارشناسان اين رشته با توجه به امكانات دسترسي به اطلاعات روز آمد و مطرح جهاني متوجه تولد رشته‌اي به نام معماري منظر ظرف 4 دهه گذشته در كشورهاي پيشرفته صنعتي يا حداقل ايجاد دپارتمان معماري منظر در دانشگاه‌هاي کشور شده باشند اما با كمال تعجب از هيچ يك از اساتيد رشته معماري منظر در دانشگاه‌هاي کشور دعوت نشده بود، در حالي‌كه سيما و منظر شهري موضوع انحصاري در تخصص معماري منظر است. جالب‌تر آن كه در بيانيه پاياني اين همايش نوشتند: «منظر يعني عينيتي كه خارج از انسان به طور مستقل وجود دارد.» در حالي‌كه هيچ چيزي خارج از انسان وجود ندارد. و منظر يك پديده عيني _ ذهني است و شهر نيز تنها داراي كالبد نيست بلكه داراي كاراكترمشخص و خاص خود است . ايده يا اصطلاح «طرح راهبردي شهرها» به جاي طرح‌هاي جامع و تفصيلي هم بيش از 50 سال است كه در دنيا مطرح است اما در ايران اين عبارت تنها 2 يا 3 سال است كه اسماً مطرح شده و در عمل هيچ نمونه جدي و مطرحي در اين زمينه سراغ نداريم اما به هر حال اصطلاح طرح راهبردي هم در معماري شهري حكايت از دستور العمل‌هاي مربوط به« هدايت و راهبرد» شهر است نه ساخت شهر. اما در عمل هنوز همان برداشت مكانيكي كه شهر را مي‌توان ساخت در پروژه‌هاي جاري سيما و منظر شهري غلبه دارد. اميدواريم با تربيت متخصصان معماري منظر و ورود نخستين گروه از فارغ التحصيلان اين رشته تجديد نظر لازم در اذهان مسوولان و كارشناسان امور شهري نيز تحقق يابد.
 
نویسنده: پژوهشكده نظر مركز تحقيقات هنر، معماري و شهرسازي
مترجم :
منبع : پژوهشكده نظر مركز تحقيقات هنر، معماري و شهرسازي
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ جايگاه آب و آبنما در پارك هاي شهري
 A.A.B/ تحليلي پيرامون برنامه ريزي و طراحي اکوپارک هاي رود کناري
 A.A.B/ مدلسازي توليد سفر با استفاده از روش شبكه هاي عصبي - فازي
 A.A.C/ چهره باغ ايراني
 A.A.C/ باغ هاي ايراني (گفتگو با استاد محمدکريم پيرنيا)
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد