صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
A.A.C/ سطح بندي خدمات درمان بستري
تعداد بازدید : 830
 
 

   
  اشاره: از مهم‌ترين مسايل بخش بهداشت و درمان در سال‌هاي گذشته، موضوع عدم تطبيق فضاهاي فيزيكي بخش درمان با نيازهاي واقعي بوده است . در حقيقت برنامه‌ريزي نه چندان مطلوب، تأثير برخي  مسايل اقتصادي و اجتماعي سبب شده تا ظرفيت‌هاي درماني كشور به طور ناموزون توزيع شود. ‌ ‌

به همين منظور سطح بندي خدمات بهداشتي و درماني براي جلوگيري از اتلاف منابع‌، استفاده بهينه از امكانات و ايجاد دسترسي مناسب براي آحاد كشور مورد توجه قرار گرفت .

 به اين معنا كه در مناطقي از كشور امكانات لازم بهداشتي و درماني وجود ندارد كه بايد ايجاد شود، در مناطقي ديگر  امكانات مازاد بر نياز وجود دارد و اتلاف منابع صورت مي گيرد كه بايد تعديل  شود  و تغيير كاربري صورت  گيرد يا در مناطقي امكانات موجود فرسوده و مستهلك بوده كه بايد  امكانات جديد جايگزين آن  شود . همچنين در جاهايي به لحاظ نبودن متخصص و رشته تخصصي مورد نياز يا فقدان تجهيزات لازم، به طور اصولي مردم بايد به مناطق ديگر مراجعه كنند.

از اين رو، برنامه‌ريزي در تمام جنبه ها و عوامل مربوط به درمان اعم از فضا، نيروي انساني، دارو و تجهيزات، امري اجتناب ناپذير به نظر مي‌رسد .از نخستين كوشش‌هاي مدون ساماندهي خدمات درمان در كشور، شبكه جامع تندرستي، پيشنهادي در سال 1355 بود كه شامل‌رده‌هاي زير مي‌شد:

الف– خانه بهداشت:

با جمعيت تحت پوشش 500 نفر با وظيفه انجام اقدام‌هاي بهداشتي درزمينه بهسازي محيط زيست، ترويج اصول بهداشت، آموزش بهداشت، پيشگيري از بيماري‌ها، تنظيم خانواده و درمان بيماري‌هاي ساده در كنار آن.

ب– درمانگاه:

با جمعيت تحت پوشش 5 هزار نفربا وظيفه نظارت بر 5 خانه بهداشت بعلاوه انجام عمليات بهداشتي خانه بهداشت و نيز درمان بيماران سرپايي ارجاعي از خانه‌هاي بهداشت تحت پوشش. در دو رده قبل در نظام پيشنهادي از رده‌هاي تخصصي غيرپزشك استفاده مي‌شد.

ج– بيمارستان ناحيه‌اي:

با جمعيت تحت پوشش 200 هزار نفر، 5 تا 10 نفر پزشك و ترجيحاً يك نفر جراح و هشتاد تا صد تخت بستري و ساير موارد تجهيزاتي و پرسنلي مربوط به اين سطح.

د– بيمارستان منطقه‌اي:

با جمعيت تحت پوشش يك ميليون نفر با 250 تخت و ساير موارد تجهيزاتي و پرسنلي مربوط به اين سطح.

هـ– مراكز ملي:

مراكز اختصاصي كشور با تخصص‌هاي گوناگون و دارا بودن امكانات لازم براي نيل به اهداف آموزشي، تحقيقي و تربيت متخصصان و محققان.

اين طرح از نخستين كوشش‌هاي مدون ساماندهي خدمات درمان به موازات بهداشت در كشور بوده است. همانگونه كه مشخص است در اين طرح به معيار جمعيت توجه خاصي شده و با توجه به هزينه بالا و زمان بر بودن تربيت نيروي انساني در سطوح تخصصي سعي شده بود كه در هر سطح از مناسب‌ترين نيروي انساني (كه به طور لزوم پزشك نيست) استفاده شود. در چند دهه تلاش‌هاي عمده‌اي براي گسترش شبكه بهداشتي  و درماني به اقصي نقاط كشور صورت گرفت. در اين شبكه تأكيد بر اولويت‌بندي در خدمات بهداشتي و تعريف نظام ارجاع مشخص بود و سعي شد كه خدمات درماني نيز  تعريف شود، سطوح مختلف بهداشتي  و درماني به اين ترتيب پيشنهاد شدند:

الف– خانه بهداشت:

محيطي‌ترين واحد ارايه خدمت درنظام شبكه‌هاي بهداشتي  و درماني كشور كه بسته به شرايط جغرافيايي از جمله امكانات ارتباطي و جمعيت، يك يا چند روستا را پوشش مي‌داد و در محلي قرار مي‌گرفت كه فاصله روستاهاي تحت پوشش تا آن حداكثر يك ساعت پياده‌روي بود و تا سطح بعدي 20 تا 40 كيلومتر فاصله داشت. اين مركز توسط بهورز اداره مي‌شد.

‌ ‌وظايف اين واحد عبارت بودند از:سرشماري سالانه و ثبت اطلاعات، آموزش بهداشت عمومي، مراقبت از كودكان، تنظيم خانواده، آمـــــوزش و مـــراقبت‌هاي تغـــذيه‌اي، مـــراقبت از دانـــش‌آموزان و بـــهداشت مـــدارس، بهداشت دهان و دندان، ايمن‌سازي، نظارت بر موازين بهداشت حرفه‌اي، بهسازي محيط و كمك‌هاي اوليه درماني و پي‌گيري درمان.

ب– مركز بهداشتي و درماني روستايي:

اين مركز در مسير طبيعي حركت جمعيت روستاهاي داراي خانه بهداشت قرار داشت و هدايت آنها را در ارتباط با بيمارستان شهرستان به عهده داشت و علاوه بر خدمات خانه‌هاي بهداشت با وجود پزشك عمومي درمان سرپايي و خدمات مربوط به آن نيز در اين واحد ارايه مي شد.

ج– پايگاه بهداشت شهري و مركز بهداشتي  و درماني شهري:

وظايف‌ ‌خانه بهداشت و مركز بهداشتي  و درماني روستايي را در سطح شهرها انجام مي‌داد.

د– بيمارستان:

واحد تخصصي پزشكي مستقر در شهرستان كه حداقل بايد داراي چهار بخش بستري داخلي، جراحي، كودكان، زنان و زايمان و دو بخش تشخيصي (آزمايشگاه و راديولوژي) باشد. تمام اين بخش‌ها بايد توسط پزشكان متخصص اداره ‌مي‌شود و وظيفه تشخيص و درمان بيماران ارجاع شده از مراكز بهداشتي  و درماني را انجام بدهد.

در اواسط دهه هفتاد براي جلوگيري از توسعه بي رويه 

در اواسط دهه هفتاد براي جلوگيري از توسعه بي رويه  تخت‌هاي بستري و منابع وابسته به آن (ساختمان، تجهيزات و نيروي انساني) و به منظور تأمين عدالت در دسترسي مردم، دو مجموعه سطح بندي خدمات درماني و برآورد تعداد تخت‌هاي بيمارستاني مورد نياز در  سال‌هاي 1377 و 1383 در سطح كشور توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و سازمان برنامه و بودجه وقت تدوين و منتشر شد.

در بازنگريي كه در سال 1375 در معاونت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بر اين مهم صورت گرفت سطوح مورد نياز به شكل زير پيشنهاد شد:

1-         بيمارستان محلي:

با جمعيت تحت پوشش 30 تا 50 هزار نفر، تعداد 30 تا 45 تخت و داراي تخصص‌هاي جراحي عمومي، داخلي، مامايي (توسط ماما زير نظر جراح عمومي.)

2– بيمارستان ناحيه‌اي يك:

با جمعيت تحت پوشش 50  تا 70 هزار نفر، تعداد 65  تا 95 تخت و داراي تخصص‌هاي جراحي، داخلي، زنان، گوش و حلق و بيني، چشم، مراقبت‌هاي ويژه و بيهوشي.

3– بيمارستان ناحيه‌اي 2:

با جمعيت تحت پوشش 70  تا 120 هزار نفر، تعداد 95 تا 170 تخت و داراي تخصص‌هاي جراحي، داخلي، زنان، گوش و حلق و بيني، چشم، مراقبت‌هاي ويژه و بيهوشي كه مي‌تواند شامل بخش‌هاي فوق تخصصي گوارش، قلب، جراحي شكم و جراحي تروما نيز باشد.

4– بيمارستان منطقه‌اي يك:

با جمعيت تحت پوشش 120 تا 200 هزار نفر، تعداد 200 تا 340 تخت و با تمام تخصص‌هاي قبلي بعلاوه اطفال، نورولوژي، روانپزشكي، ارولوژي و فوق تخصص‌هاي قبلي بعلاوه جراحي قفسه سينه و جراحي عروق.

5– بيمارستان‌منطقه‌اي 2:

با جمعيت تحت پوشش 200 تا 400 هزار نفر، تعداد تخت 350  تـــا 700 و تمـــام تخصـــص‌هاي قبلي بعلاوه فوق‌تخصص‌هاي  ريه، انكولوژي، راديوتراپي،  پاتولوژي و خدمات تشخيصي و درماني وسيع راديولوژي.

6– بيمارستان كشوري:

با خدمات منحصر به فرد در مركز كشور به مركز يكي از 5 منطقه.

در اين مطالعه از طريق استخراج تمام عمليات تشخيصي درماني براساس آخرين بازنگري فهرست كاليفرنيا و تخصيص‌كدهاي چهارگانه فوريت، شيوع نياز به عمليات، سطح تخصصي موردنياز براي انجام آن و پيچيدگي فناوري،   براساس نظرسنجي‌هاي انجام شده از متخصصان رشته‌هاي مختلف، خطوط عملياتي تعريف شد كه از نظر چهار معيار يادشده در يك سطح قرار داشتند و براساس اين خطوط، بسته‌هايي از حداقل خدمات مورد نياز در هر سطح تعريف شد.

تلاشي ديگر در همين زمينه توسط دفتر بهداشت و درمان سازمان برنامه و بودجه وقت در آذرماه سال 1376 انجام شد. در اين بررسي ضررهاي اقتصادي ناشي از خالي ماندن تخت‌هاي بيمارستاني در سطح كلان مملكتي با در نظر گرفتن دو عدد فرضي 70 و 80 براي بيماردهي بستري (به ازاي 1000 نفر جمعيت)، 5 و 2/4 روز براي متوسط اقامت و اشغال تخت 49 درصد در كل تخت‌هاي بيمارستاني، محاسبه شد.

در نتيجه با استفاده از معيار جمعيت، نسبت به ارايه جدولي براي پيش‌بيني تعداد تخت‌هاي مورد نياز هر شهرستان اقدام شد.

عواملي كه براساس آن ظرفيت‌هاي مورد نياز بستري هر شهرستان محاسبه شد، شامل جمعيت، متوسط اقامت بيمار، درصد اشغال تخت و ميزان بيمارپذيري در هر شهرستان بود كه بر پايه آن سطوح ششگانه اي برحسب انواع خدماتي كه در هر سطح ارايه مي شد، تعريف و تعداد تخت مورد نياز اختصاص داده شد .

اين سطوح با عنايت به ميزان شيوع، فوريت و درجه تخصص مورد نياز تقسيم بندي شد  به‌گونه اي كه در سطح يك‌، فقط خدمات درماني مربوط به چهار تخصص اصلي داخلي، جراحي عمومي، زنان و زايمان و كودكان عرضه مي‌شد.

در سطح دوم، علاوه بر چهار تخصص اصلي ياد شده تعداد ديگري از تخصص‌هاي ديگر از جمله چشم، گوش، حلق و بيني و ارتوپدي قابل عرضه بود و اين سطح مربوط به شهرهاي كمجمعيت( بيش از 60 هزار نفر) مي‌شد.

در سطح سوم، علاوه بر امكانات سطوح اول و دوم خدمات درماني، تمام رشته هاي تخصصي ديگر وجود   داشت. اين سطح مربوط به شهرهاي مراكز استان و تمام شهرهايي كه جمعيت آنها بالغ بر 125 هزار نفر  مي‌شد، بود.

در سطح چهارم، علاوه بر ر شته هاي قبلي تعداد رشته فوقتخصصي قابل عرضه بود . اين سطح مربوط به شهرهاي با جمعيت بيش از 250 هزار نفر مي‌شد .

در سطح پنجم، تمام رشته هاي تخصصي و فوق تخصصي عرضه شد و جمعيت شهرهاي مربوط به خدمات درماني اين سطح، بيش از600 هزار نفر  بود.

در سطـــح ششم، تنها رشتـــه هاي فـــوق تخصصي منحصربهفرد  عرضه مي شد و اين سطح به صورت كشوري و در تهران  بود .

متعاقب آن  به منظور  تأمين و توزيع متعادل خدمات درمان بستري مناسب با نياز در نقاط مختلف كشور با در نظر گرفتن ايجاد دسترسي آسان خدمات براي آحاد مردم از يك طرف و جلوگيري از سرمايه گذاري خارج از نياز از طرف ديگر، موضوع سطحبندي خدمات درمان بستري در دستور كار متوليان بهداشت و درمان كشور قرار گرفت . نياز به تدوين و استقرار نظام سطحبندي خدمات درمان بستري به لحاظ عدم تعادل در توزيع تخت در كشور و بالا رفتن هزينه هاي ساخت و اداره  بيمارستان‌ها موجب شد تا اين موضوع در برنامه سوم توسعه مورد توجه جدي قرار گيرد و  در ماده 193 قانون برنامه سوم، تدوين ضوابط و برنامه اجرايي سطح بندي به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و سازمان برنامه و بودجه وقت تكليف شود .

بدين ترتيب آيين نامه اجرايي مربوط با مشاركت دستگاه‌هاي ياد شده تهيه و  با  شماره 37758™ت23752هـ مورخ 27/9/1379 به تصويب هيأت وزيران رسيد . در اين آيين نامه، هدف و تعاريف مورد نظر  در مواد يك و 2 تشريح شد . معيار مورد نياز براي حداقل تعداد تخت بستري اصل بهره وري زماني نيروي متخصص تعيين شد. بر  اساس اين، تعداد تخت بستري در هر شهرستان با در نظر گرفتن معيارهاي متوسط اقامت و بيمارپذيري در هر رشته تخصصي محاسبه شد. ماده 4 آيين نامه براي ضابطه تعيين تخت مورد نياز هر شهرستان فرمول زير را ارايه مي‌دهد:

 تعداد تخت مورد نياز هر شهرستان و براي هر تخصص مساوي است با: 100* جمعيت * متوسط اقامت * بيمار پذيري بستري تقسيم بر: ‌ درصد اشغال تخت * 365*1000.

 در ماده 5 به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تكليف شد تا در هر گونه احداث، ايجاد و توسعه ظرفيت‌هاي درمان بستري و اعطاي مجوز به ساير دستگاه‌هاي اجرايي، چارچوب سطح بندي را رعايت كند . در ضمن در ماده 7 اولويتهاي ساخت و صدور مجوز احداث بيمارستان ارايه شده است . بر پايه اين اولويتبندي احداث بيمارستان در شهرستان‌هاي فاقد بيمارستان داراي اولويت اول بودند و به ترتيب شهرستان‌هايي كه كمبود تخت داشتند يا  تخت‌هاي موجود  آنها نامطلوب بودند در اولويت دوم ، شهرستان‌هايي كه كمبود تخت داشتند و تخت‌هاي موجود  در آنها مطلوب بودند در اولويت سوم  و در نهايت شهرستان‌هايي كه كمبود تخت نداشتند اما تعدادي از تخت‌هاي موجود آنها نامطلوب بودند  در اولويت چهارم قرار گرفتند . همچنين در مواد 8و 9 مبناي ساخت و توسعه تخت‌هاي بيمارستاني و اعطاي مجوز براي ساخت تشريح شد .

بعلاوه براي ساماندهي وضعيت تخت‌هاي موجود در مواد 11 و 12 مقرر شد تا تعداد تخت‌هاي فرسوده و نامطلوب بيمارستان‌ها براساس دستورالعمل ارزشيابي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، تهيه شود و به تأييد سازمان مديريت و برنامهريزي وقت برسد تا بر پايه آن بتوان براي احداث و توسعههاي بعدي برنامه ريزي و اقدام كرد .

در اين خصوص  در ماده 13 آيين نامه مقرر شد تا كارگروهي متشكل از نمايندگان دستگاه‌هاي اجرايي ذي‌ربط (سازمان مديريت و برنامه ريزي وقت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و دانشگاه علوم پزشكي مورد نظر ) تخت‌هاي فرسوده و نامطلوب را بررسي و در صورت وجود تخت مازاد نسبت به حذف يا تغيير كاربري تخت‌ها تصميم‌گيري  كنند .

به لحاظ اهميت انفكاك تخت‌هاي آموزشي از تخت‌هاي  درماني در ماده 14 آيين نامه تكليف شد تا دانشگاه‌هاي علوم پزشكي با هماهنگي معاونت آموزشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تعداد تخت مورد نياز آموزشي را اعلام كنند .

همچنين با عنايت به سياست كلي حمايت از توسعه بخش غيردولتي و كاهش تصدي دولت در بخش، ماده  16‌ ‌آييننامه اولويت هر گونه ساخت و توسعه واحدهاي درماني را بخش تعاوني و خصوصي اعلام مي كند.

همچنين براي ساماندهي در امر تجهيزات سرمايهاي پزشكي و استقرار سطح بندي براي اينگونه تجهيزات، ماده 18 آيين‌نامه تصريح مي كند كه يك دستگاه ‌MRI‌، سنگ‌شكن، آنژيوگرافي، راديوتراپي، ليزر اگزايمر به ازاي هريك و نيم ميليون نفر جمعيت و ‌C.T.Scan‌ براي شهرستان‌هايي كه داراي بخش مستقل جراحي مغز و اعصاب باشند و هر دستگاه اكوكارديوگرافي هم براي حداقل جمعيت 600 هزار نفر در نظر گرفته شود .

همانگونه كه ملاحظه مي شود، متن آيين نامه به دقت براي ساماندهي ظرفيت‌هاي موجود فيزيكي، ضوابط احداث يا توسعه واحدهاي درماني، حمايت از بخش غير‌دولتي، نظارت بر ايجاد بيمارستان، تفكيك واحدهاي آموزشي از درماني‌، تعيين تكليف تخت‌هاي فرسوده و نامطلوب و بالاخره ساماندهي و سطح بندي تجهيزات سرمايه‌اي، تكاليف لازم را تشريح و تصريح كرده است كه به پيوست آن نيز مجموعه نظام سطح بندي خدمات درمان بستري براي اجتناب از فعاليت موازي، عدالت در توزيع خدمات درمان بستري و امكان دسترسي  آحاد مردم در مناطق مختلف كشور به خدمات درماني، كاهش تخت‌هاي بدون  استفاده، تبديل ظرفيت‌هاي فرسوده به ظرفيت هاي مطلوب به دنبال آن مجموعه نظام سطح بندي خدمات درمان بستري حسب تخصص هاي مختلف و محل هاي استقرار آن به تفكيك شهرستان در سال 1379 با مشاركت دستگاه‌هاي  ياد شده تهيه و تدوين شد .

آنچه درنظام‌مند كردن درمان كشور از سؤال‌هاي مهم به شمار مي‌رود به‌طور عمده شامل موارد زير است:

1– تعيين نياز به تخت بستري در سطح كشور با توجه به امكانات  حاضر و پيش‌بيني اين نياز در آينده.

2– تعيين نياز به تخصص در سطح كشور با توجه به امكانات  حاضر و پيش‌بيني اين نياز در آينده.

3– تعيين سطح كيفيت ارايه خدمات تخصصي در كشور در شرايط موجود و پيش‌بيني اين نياز در آينده.

4– تعيين تجهيزات تشخيصي و  درماني مورد نياز در سطح كشور در شرايط موجود و پيش‌بيني اين نياز در آينده.

5– تعيين ميزان نياز به نيروي انساني متخصص و چگونگي توزيع عادلانه آن در سطح كشور در شرايط موجود و پيش‌بيني اين نياز در آينده.

6– تعيين جايگاه در نظام بهداشت، درمان و آموزش پزشكي كشور از طريق پي‌ريزي نظام ارجاع تعريف شده و اتصال شبكه درمان به شبكه بهداشت و توانبخشي.

با تلاش‌هاي انجام شده در اين مرحله، موارد يك و 2 در مجموعه اي منتشر شد.در اين مجموعه نيز تنها تعداد تخت مورد نياز سال 1383 به تفكيك نوع تخصص در هر شهرستان مورد توجه قرار گرفت .

در واقع در اين مجموعه تفكيك تخت هاي آموزشي از درماني كه ميزان تصدي دولت از تخت‌هاي بستري را روشن مي‌كرد، صورت نگرفت. در نتيجه تكاليف مندرج در آيين نامه اجرايي عملياتي نشد .حتي ميزان تخت تعيين شده در سطح بندي براي هر شهرستان نيز به طور كامل اجرايي نشد.

از اين رو اقدام‌هايي كه مقرر بود در  طول برنامه سوم براي استقرار سطح بندي خدمات درماني صورت پذيرد و هرگز عملياتي نشد، عبارت بودند از :

‌-           ‌تهيه و تدوين استاندارد و ضوابط ارزشيابي تخت، تجهيزات پزشكي و نيروي انساني بيمارستان‌ها.

‌-           ‌تدوين برنامه عملياتي تطبيق وضعيت موجود، تجهيزات و نيروي انساني با ضوابط تهيه شده.

‌-           ‌طراحي و اجراي برنامه هاي نظام اطلاعات مديريت (‌MIS‌) و نظام اطلاعات جغرافيايي (‌GIS‌.) ‌ ‌

‌-           ‌تعيين تعداد تخت مورد نياز آموزشي متناسب با نيازهاي نيروي انساني .‌ ‌

‌-           ‌تعيين حداكثر تعداد تخت مورد تصدي دولت در قالب سطحبندي خدمات .‌ ‌

همانگونه كه  گفته شد، مجموعه نظام سطح بندي تهيه شده پاسخگوي موارد مزبور نبود و حتي  به رغم تلاش ها وپي گيري‌هاي به عمل آمده،  ساماندهي تعداد تخت ها نيز در كشور تا پايان برنامه سوم توسعه اجرايي و اجرايي نشد .

در برنامه چهارم توسعه نيز موضوع به لحاظ اهميت، مورد توجه قرار گرفت، به طوري كه  در ماده 89 قانون برنامه چهارم توسعه، وزارت بهداشت مكلف شد تا نظام ارايه حداقل استاندارد خدمات بهداشتي و درماني كشور را مبتني بر سطح‌بندي خدمات تهيه كند. بر اساس اين، بازنگري در مجموعه نظام سطح بندي كه در  طول سال‌هاي برنامه سوم توسعه آغاز شده بود با سرعت بيشتري دنبال شد .

از ويژگي هاي اقدام جديد مي توان به مكانيزه شدن اطلاعات اشاره كرد به گونه اي كه داد‌ه‌هاي مربوط به تمام واحدهاي درماني كشور به تفكيك از سوي دانشگاه‌ها و دانشكده هاي متولي به صورت نرم افزاري تهيه و از طريق شبكه وب در وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشكي جمعآوري شد .

همچنين از پارامترهاي در نظر گرفته شده در سطح بندي قبلي براي محاسبه تخت، زمان دسترسي و فاصله جغرافيايي بين شهرستان‌ها براي ايجاد بخش تخصصي يا ارجاع آن به ديگر بيمارستان‌ها ، استفاده شد.

 تنوع تخت هاي تخصص هاي مختلف از 24 به 57 نوع از ديگر موضوع‌هاي مورد توجه در اين مجموعه است. ضمن اينكه در حال حاضر تعداد تخت مورد نياز براي سال‌هاي 1386 تا 1393 تعيين و منتشر شده و قرار است نيروي انساني و تجهيزات پزشكي مورد نياز نيز سطح‌بندي و منطبق با تعداد تخت مورد نياز تعيين و تدوين شود.

57 نوع تخت بستري تخصصي به شرح زير است: ‌CCU‌، ‌ICU‌ جنرال، ‌ICU‌ جراحي، ‌ICU‌ داخلي، ‌ICU‌ قلب باز، ‌ICU‌ سوختگي، ‌NICU‌، ‌PICU‌، ‌PCCU‌، ارتوپدي، ارولوژي، اطفال، انكولوژي، ايمونولوژي، نوزادان، پوست، پيوند قرينه، پيوند كليه، پيوند كبد، كاشت حلزون شنوايي، پيوند مغز استخوان، زنان و زايمان، جراحي عمومي، جراحي مغز و اعصاب، چشم، داخلي، نورولوژي، روانپزشكي، سوختگي، طب هسته اي، عفوني، جراحي اطفال، روانپزشكي اطفال، غدد، قلب، نفرولوژي، گوارش، نورولوژي اطفال، جراحي ترميمي، جراحي توراكس، جراحي دست، جراحي زانو، جراحي ستون فقرات، جراحي عروق، جراحي فك و صورت، جراحي قلب، روماتولوژي، داخلي ريه، هماتولوژي و ساير .

در اين سطح بندي محاسبات چهار گانه ساختاري شامل تعداد تخت، فضاي فيزيكي، نيروي انساني و تجهيزات به تفكيك شهرستان مد نظر قرار گرفته است .

همانگونه كه  گفته شد، اطلاعات پايه مربوط به حجم بيمار منطقه به تفكيك نوع تخصص اخذ و با در نظر گرفتن رشد جمعيت برآورد تعداد بيماران درسال‌هاي بعد امكان پذير شد. به طوركلي فرم‌هاي ارايه شده در اين مجموعه شامل پارامترهاي زير بود:

ستون اول :

عنوان تخت :‌ ‌بيان كننده  تخت هاي 57 گانه ذكر شده در مباحث قبل است .

ستون دوم :

تعداد تخت فعال :‌ ‌تعداد تخت هاي فعال شهرستان را نشان مي دهد . اين آمار مجموع تخت هاي فعال بخش دولتي و غيردولتي به صورت سرجمع است . ‌ ‌

ستون سوم :

تعداد بيمار پذيرش شده :‌ ‌تعداد بيماران پذيرش شده در هر تخت تخصصي در طول يك سال و در تمام بيمارستان‌هاي موجود شهرستان.

ستون چهارم :

تخت روز اشغالي :‌ ‌مجموع روزهايي كه تمام بيماران يك تخت تخصصي خاص در طول سال اشغال كرده‌اند.

ستون پنجم :

متوسط اقامت شهرستان :‌ ‌از تقسيم تخت روز اشغالي هر تخت تخصصي برتعداد بيمار آن تخت در يكسال حاصل مي‌شود و بيان كننده اين است كه به طور متوسط يك بيمار تخصصي چند روز در بيمارستان بستري مي شود . اين عدد براي هر نوع تخت تخصصي، متفاوت است .

ستون ششم :

متوسط اقامت محاسبه شده :‌ ‌از تقسيم تخت روز اشغالي بيماران يك تخت تخصصي در كل كشور بر تعداد بيماران كل كشور مربوط به همان تخصص در يك سال حاصل مي شود. اين عدد در محاسبات تخت ديده شده و به همه شهرستانها تعميم داده شده است.

ستون هفتم :

بيمار‌پذيري شهرستان :‌ ‌اين شاخص از تعداد بيمار شهرستان در هر تخت تخصصي در سال 1385 و جمعيت شهرستان، قابل محاسبه بوده و بيان كننده اين است كه به ازاي هر 1000 نفر جمعيت شهرستان چند نفر سرويس تخصصي مربوط را در طول 1385 دريافت كرده‌اند . ياد‌آوري مي شود كه ممكن است اين عدد به سبب فقدان تخت مربوط در شهرستان صفر باشد .

ستون هشتم :

تخت محاسبه شده براساس بيمار پذيري شهرستان :‌ ‌در اين ستون در فرمول محاسبه تخت، عدد بيمارپذيري شهرستان گذاشته مي شود .

ستون نهم :

بيمار پذيري استاني :‌ ‌اين شاخص با توجه به تعداد بيمار استان در هر تخت تخصصي در سال 1385 و جمعيت استان، قابل محاسبه بوده و  عدد  ياد شده بيان كننده آن است كه به ازاي هر 1000 نفر جمعيت استان چه تعدادي سرويس تخصصي مربوط را در طول سال 1385 دريافت كرده‌اند . ‌ ‌

ستون دهم :

تخت محاسبه شده بر اساس بيمارپذيري استان :‌ ‌در اين ستون در فرمول محاسبه تخت، عدد بيمار پذيري استان گذاشته مي‌شود‌. تعميم اين عدد استاني به شهرستان به اين معناست كه در هر 1000 نفر جمعيت شهرستان وضعيت مشابهي از نظر بيمارپذيري با استان در نظر گرفته ميشود. ‌ ‌

ستون يازدهم :

بيمار پذيري كشوري :‌ ‌با توجه به تعداد بيمار كشور در هر تخت تخصصي در سال 1385 و جمعيت كل كشور، قابل محاسبه بوده اين عدد بيان كننده  آن است كه به ازاي هر 1000 نفر جمعيت كشور چه تعدادي سرويس تخصصي مربوط را در طول سال 1385 دريافت كرده‌ اند .

ستون دوازدهم :

تخت محاسبه شده براساس بيمار پذيري كشوري :‌ ‌در اين ستون در فرمول محاسبه تخت، عدد بيمار پذيري كشوري گذاشته مي‌شود‌. تعميم اين عدد كشوري به شهرستان به اين معناست كه در هر 1000 نفر جمعيت شهرستان وضعيت مشابهي‌ از نظر بيمارپذيري با كشور در نظر گرفته مي شود . ‌ ‌

ستون سيزدهم :

نتيجه محاسبه تعداد تخت (آناليز اول )‌ ‌براساس اينكه سياست انتخاب از بين سه گزينه تخت محاسبه شده برمبناي 1– شهرستاني 2– استاني 3– كشوري چه باشد، يكي از آنها انتخاب و در اين ستون نوشته مي شود . ‌ ‌

ستون چهاردهم :

دريافت سهميه از شهرستان تابع: ممكن است يك شهرستان خود به عنوان سطح بعدي ارجاع چند شهرستان باشد . در اين صورت اگر در محاسبات تخت هاي آن شهرستان ها، سهميه محاسبه شده مشمول انتقال باشد، عدد يادشده در اين ستون نوشته مي‌شود‌. در واقع جمع جبري اين ستون و ستون مربوط به آناليز اول، سهم  شهرستان را مشخص مي‌كند‌. در صورتي كه هيچيك از شهرستان هاي تابع، تختي را به شهرستان مورد نظر منتقل نكرده باشند، عدد داخل اين ستون صفر است .

ستون پانزدهم :

شهرستان هاي تابع :‌ ‌در صورتي كه ستون چهاردهم واجد عدد باشد در ستون پانزدهم نام شهرستان هاي انتقال دهنده تخت به همراه تعداد انتقال از آن شهرستان آورده مي‌شود . در صورتي كه چند شهرستان، تخت خود را هم‌زمان منتقل كرده باشند نام تمام شهرستان ها به صورت  جدا   آورده مي شود و جمع جبري كل انتقال ها نيز همانطور كه  آمد، در ستون چهاردهم منعكس مي شود .

ستون شانزدهم :

تعداد تخت پس از دريافت سهميه (آناليز دوم : )‌ ‌جمع جبري كل انتقال هاي يك تخت تخصصي از شهرستان تابع (ستون چهاردهم‌)بعلاوه سهميه اختصاصي آن شهرستان در هر تخت (ستون سيزدهم ) در اين ستون آورده  مي شود.

ستون هفدهم :

مبناي استقرار :‌ ‌همان حداقل تعداد تخت براي استقرار تخت در شهرستان است . در صورتي كه تخت محاسبه شده در ستون شانزدهم،تعداد تخت پس از دريافت سهميه (آناليز دوم ) مساوي يا بيشتر از مبناي استقرار باشد تخت يادشده به شهرستان به همان تعداد محاسبه شده تعلق مي‌گيرد و  در غير اين صورت  به سطح بعدي ارجاع منتقل مي شود . اعداد اين ستون در همه شهرستان‌ها مشترك بوده و توسط كميته كارشناسي تعيين  مي‌شود.

ستون هجدهم :

حداكثر زمان دسترسي :‌ ‌در اين ستون  حداكثر  زماني كه براي ارايه خدمات پس از شروع تقاضا لازم است برحسب دقيقه و به تفكيك نوع تخصص آورده  مي شود. زمان  دريافت خدمت براي بخش هاي اصلي و بخش نوزادان برابر با صفر (يعني در همه شهرستان ها بايد در دسترس باشند ) و براي ساير تخت ها از 30 دقيقه تا 900 دقيقه متغير است . به طور مثال  حداكثر  زمان دسترسي براي تخت هاي ‌CCU‌ برابر 30 دقيقه تعيين شده است . در اين صورت وقتي تخت هاي محاسبه شده ‌CCU‌ در يك  شهرستان مطابق با اعداد مندرج در ستون شانزدهم، كمتر از مبناي استقرار باشد و تخت مشمول انتقال سهميه شود بايد كنترل تكميلي براي زمان دسترسي صورت گيرد . به عبارت ديگر، فاصله زماني شهرستان مورد نظر تا سطح بعدي ارجاع كه در عنوان تشريحي بالاي فرم آورده شده اگر عددي بيش از 30 دقيقه را نشان دهد تختهاي ‌CCU‌ محاسبه شده كه حتي كمتر از مبناي استقرار هستند به شهرستان تعلق مي‌گيرد و از انتقال جلوگيري مي‌شود. عدد 900 دقيقه كه اغلب براي تخت‌هاي فوقتخصصي به عنوان حداكثر زمان دسترسي در نظر گرفته شده، نشان دهنده  آن است كه اين تخت ها هيچ گاه به علت موضوع زمان دسترسي مشمول استقرار نميشوند چون فاصله زماني دورترين نقطه كشور تا تهران بيش از 900 دقيقه نيست .

ستون نوزدهم :

انتقال سهميه به شهرستان متبوع :‌ ‌در صورتي كه تخت مورد نظر به مبناي استقرار نرسد و محدوده زماني بين شهرستان تا سطح بعدي ارجاع نيز ممانعتي براي انتقال سهميه ايجاد نكند، سهم تخت محاسبه شده بايد به سطح بعدي منتقل شود‌. در اين ستون تعداد تخت منتقل شده به سطح بعدي ارجاع كه برابر با همان عدد ستون شانزدهم، است نوشته مي‌شود .

ستون بيستم:

تخت پس از انتقال سهميه‌ ‌(آناليز سوم :) پس از پايان نقل و انتقالات آنچه   بايد به شهرستان تعلق گيرد آورده مي‌شود.

ستون بيست و يكم :

نظريه كارشناسي :‌ ‌در صورتي كه به علل كارشناسي الزام در تغيير در تعداد تخت تعيين شده (مندرج در ستون بيستم ) داشته باشيم آن را در ستون كارشناسي عنوان مي‌كنيم. اعداد مندرج در اين ستون مي تواند منفي يا مثبت باشد.

ستون بيست و دوم :

نظريه نهايي:‌ ‌با تأثير نظريه كارشناسي بر مندرجات ستون بيستم (آناليز سوم ) جمع نهايي تخت به عنوان نظريه نهايي است كه همان تكليف شهرستان براي داير كردن تختهاست.

به رغم اينكه اين مجموع سطح‌بندي نيز داراي نواقصي در مباني محاسباتي از نظر تعداد تخت و برآورد ساير نيازها مانند تجهيزات پزشكي و نيروي انساني است  اما در هر حال وجود ضابطه و معيار در سطح‌بندي خدمات درماني ضرورتي تام دارد.

بدين ترتيب طي دو دهه اخير و  در برنامه هاي توسعه تلاش‌هاي متعددي براي ساماندهي خدمات درمان بستري صورت گرفته است و مجموعه نظام‌هايي نيز تدوين شده اند، اما مهم‌ترين اصل كه استقرار سطح بندي در مناطق مختلف كشور باشد تا كنون عملياتي نشده، نيازمند عملياتي شدن است. همچنين  بايدبرخي تكاليف اساسي نظير تعيين سهم تصدي دولت و تعيين تعداد تخت مورد نياز آموزشي براي دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كه از اولويتهاي برقراري سطح بندي خدمات درماني  در كشور است مورد عنايت لازم قرار گيرد كه اميد مي رود با اراده‌اي كه در متوليان امر وجود دارد، شاهد تحقق اين مهم تا پايان برنامه چهارم توسعه باشيم .

 
نویسنده:
مترجم :
منبع : هفته نامه برنامه - شماره 261، فروردين 1387
تاریخ : فروردين 1387
مطالب مرتبط
 
 مصرف مرتب مقدار کمي آسپيرين از خطر سرطان مي کاهد
 10 واقعيت شگفت‌انگيز درمورد بدن انسان
 A.A.B/ تحليل و سنجش درجه تمركز و پراكنش شاخص هاي بهداشتي – درماني شهر اصفهان
 A.A.B/ ميزان آگاهي بهداشتي مربيان بهداشت مراكز آموزش استثنايي
 A.A.B/ بيماري هاي هپاتيت - شناخت راه هاي انتقال و پيشگيري از آن
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد