صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
A.A.C/ فولکس واگن؛ از خودروي ملت تا خودروي دولت
تعداد بازدید : 873
 
 

 

 گروه خودروسازي فولکس­واگن يکي از بزرگترين خودروسازان اروپاست و شايد بعد از جنرال­موتورز دومين خودروسازي باشد که بيشترين تعداد برند را دارد. اين خودروساز شش برند با نام­هاي آئودي، سئات، اشکودا، بنتلي، بوگاتي و لامبورگيني دارد. توليد سالانه اين خودروساز بيش از 4 ميليون دستگاه (در سال 2004 معادل 4.14 ميليون دستگاه) است. استراتژي توليد اين خودروساز بر پلتفرم و مجموعه قطعات مشترک بين برندهايش بنا نهاده شده است. اين خودروساز علاوه بر اين­که بزرگترين خودروساز اروپا به­شمار مي­آيد و بازار اين قاره در اختيار آن است، واحدهاي توليد مهمي در امريکاي شمالي(مکزيک)، امريکاي جنوبي و چين دارد. محصولات اين شرکت بسيار متنوع است و همه نوع خودرو از خودروهاي سواري کوچک گرفته تا خودروهاي سنگين را دربر مي­گيرد. در زير ابتدا به معرفي شرکت مادر اين مجموعه يعني فولکس­واگن مي­پردازيم.

فولکس­واگن

پيشينه اين کمپاني به دهه 30 ميلادي برمي­گردد؛ زماني که هيتلر دستور داد خودرويي براي مردم عادي که در زبان آلماني فولکس ­واگن1 (خودروي ملت) خوانده مي­شود، بسازند. اين خودرو همان خودروي معروف يعني فولکس ­واگن بيتل (در ايران قورباغه­اي) است. البته طراحي خودروي فولکس بيتل (قورباغه­اي) به زمان فرديناند پورشه (1875-1951) برمي­گردد که خواسته هيتلر با طراحي اين خودرو توسط اين فرد همزمان شد و به توليد مدل افسانه­اي فولکس بيتل انجاميد. ناگفته نماند که طراحي پورشه خود نيز ملهم از خودروهاي تاترا هانس لودوينکا بوده است. البته هيتلر تغييراتي در اين مدل از جمله کاهش مصرف سوخت (به دلايل اقتصادي و سهولت دسترسي افراد قشر متوسط)، ايمن بودن، استفاده آسان، ارزان و راحت بودن تعمير و تعويض قطعات اعمال کرد. هدف از اين تغييرات آن بود که يک فرد سطح متوسط جامعه آلمان با پس­انداز کردن بتواند خودرويي تهيه کند. سرانجام اين ايده هيتلر به حقيقت پيوست و حدود 336 هزار نفر اين خودرو را خريدند. اروين کومندا يکي از طراحان ارشد پورشه کسي است که نمونه اوليه فولکس قورباغه­اي را که ما امروز مي شناسيم، خلق کرده است.

کارخانه­اي در کا.د.ف اشتات که امروزه ولفسبورگ خوانده مي­شود، تنها تعدادي از اين مدل را توليد کرده بود که جنگ جهاني در سال 1939 شروع شد. در نتيجه به دليل شرايط آن زمان مدل­هاي قديمي اين خودرو بيشتر به­صورت مدل­هاي نظامي شبيه جيپ و با نام­هاي کوبل واگن و يا خودروي آبي خاکي شومين واگن موجودند. از سال 1948 فولکس­واگن به يکي از مهمترين شرکت­هاي آلمان غربي هم از لحاظ اقتصادي و هم از لحاظ سمبوليک تبديل شد. هنريش نوردهوف يکي از مديران ارشد اسبق اپل که بر مدل نظامي و شهري اين خودروساز در دهه­هاي 30 و 40 ميلادي نظارت داشت، از اين سال به­عنوان مدير فولکس­واگن منصوب شد. به­غير از معرفي تعدادي مدل نوع دوم (ون­ها، وانت­ها و خودروهاي کاروان) سياست توليد نوردهوف سياست تک­مدلي بود که تا پيش از مرگ خود يعني سال 1968 ميلادي در فولکس­واگن دنبال کرد. توليد خودروي نوع اول فولکس­واگن يعني فولکس واگن بيتل(قورباغه­اي) که در کشورهاي مختلف با نام­هاي مختلفي شناخته مي­شد، طي اين سال­ها افزايش چشمگيري داشت که در سال 1954 در مجموع به يک ميليون دستگاه رسيد. در دهه­هاي 60 و 70ميلادي با وجودي­ که اين مدل ديگر از مد افتاده بود اما سياست­هاي خوب اين شرکت از قبيل صادرات به امريکا، تبليغات ابتکاري و محبوبيت رو به فزوني اين مدل سبب شد که رکورد قبلي فروش  خودرو که متعلق به فورد تي بود، شکسته شود و فروش اين خودرو در سال 1973 از 16 ميليون دستگاه فراتر رود.

فولکس­واگن توليدات خود را در سال 1967 با معرفي نوع سوم خودروهايش که بيشتر در قالب تغييراتي در بدنه خودروي نوع اول (فست­بک، ناچبک و...) عرضه مي­شد و در سال 1969 با معرفي نوع چهارم خودروهايش به نام­هاي 411 و 412 با ساختار بدنه يکپارچه، دنده کاملا اتوماتيک و سيستم تزريق سوخت مستقيم، گسترش داد. درسال 1973 فولکس­واگن مدل تينگ خود را که خودرويي نظامي بود، در امريکا معرفي کرد.

در اواخر دهه 60 فولکس­واگن با دردسري جدي مواجه شد. نوع سوم و چهارم خودروهايش با شکست مواجه شدند و مدل کا 70 نيز نظر طرفداران اين خودروساز را به هيچ وجه جلب نمي­کرد. فولکس­واگن مي­دانست که بايد روزي توليد فولکس واگن قورباغه­اي را تمام کند اما موضوع جايگزين کردن يک خودروي جديد کابوسي بود که براي اين شرکت پايان نداشت. کليد حل اين مشکل خريد شرکت آئودي در سال 1964 بود. اين شرکت تخصص لازم براي توليد موتورهاي خنک­شونده با آب و ديفرانسيل جلو را داشت و مي­توانست به فولکس­واگن در توليد يک جانشين براي بيتل کمک کند. آئودي راه را براي نسل­هاي جديد فولکس واگن که به نام­هاي پولو، گلف و پاسات معروف شده­اند، باز کرد.

کارخانه فولکس­واگن در ولفسبورگ در سال 1974 به مرکز توليد فولکس واگن گلف که در امريکا با نام رابيت در دهه 70 و 80 ميلادي بازاريابي مي­شد، بدل شد. اين مدل برخلاف پيشينيانش هم از لحاظ فني و هم از لحاظ بصري کاملا متفاوت بود. طراحي اين مدل توسط طراحي ايتاليايي به نام گيورگتو گيوگيارو انجام شد که به آن بدنه­اي زاويه­دار بخشيد. سبک طراحي اين خودور الگويي براي شرکت­هاي ديگر در توليد خودروهاي کوچکي مانند رنو 5 بود. موتور گلف که به صورت اريب نصب شده بود، با سيستم آبي خنک مي­شد و با ديفرانسيل جلوي خود اين خودرو را به حرکت درمي­آورد. بيتل تا سال 1978 در ديگر کارخانه­هاي فولکس­واگن در آلمان در تيراژ محدود و در شعب اين خودروساز در مکزيک و برزيل با حجم بيشتر توليد شد. هم اکنون اين شرکت بسيار گسترش يافته است و برندها (شرکت­هاي تابعه) بسياري دارد که در زير با آنها آشنا مي شويم.

آئودي

اين شرکت که دفتر مرکزيش در اينگلواشتات در باوارياي آلمان واقع است، يکي از شرکت­هاي تابعه فولکس­واگن به­شمار مي­آيد که تمام سهام آن متعلق به اين شرکت است. تأسيس شرکت مذکور به سال 1899 و آگوست هورش برمي­گردد. اولين خودروي اين شخص در سال 1901 در زويکاي آلمان شرقي سابق توليد شد. در سال 1910 هورش از شرکتي که خود تأسيس کرده بود بيرون رانده شد. سپس  شرکتي ديگر در زويکا به راه انداخت و با نام تجاري هورش به توليد خودرو پرداخت. شرکاي سابق او به­دليل تقليد از نام تجاري، او را مورد پيگرد قرار دادند و دادگاه آلمان حکم به تعلق برند هورش به شرکت سابق آقاي هورش داد. در واقع هورش نمي­توانست از نام خانوادگي خود در شرکت خودروسازي جديدش استفاده کند. از آنجاکه واژه هورش در آلماني به معناي "شنيدن" است، هورش معادل اين واژه در لاتين را براي شرکت خود برگزيد. البته عده­اي نيز معتقدند که واژه آئودي2 برگرفته از عبارت اتحاد خودروي انگلوشتات آلمان3است. هم اکنون آئودي بيش از 2 ميليون خودرو در کارخانه انگلوشتات خود توليد مي­کند و شعبه­اي نيز در نکراسولم دارد.

شرکت آئودي کار خود را با توليد خودرويي با موتور 2612 سي­سي و بعد از آن با موتورهاي چهار سيلندر 3564، 4680 و 5720 سي­سي آغاز کرد. اين خودروها حتي در رويدادهاي ورزشي نيز کارکرد خوبي داشتند. هورش شرکت آئودي را در سال 1920 ترک کرد. بعد از آن در سال 1924 اولين موتور شش سيلندر آئودي با حجم 4655 سي­سي عرضه شد. در سال 1928 جي. اس. راسموسن، صاحت دي کي دبليو و کسي که تعدادي از خودروسازان امريکايي را که موتورهاي هشت سيلندر توليد مي­کردند نيز خريده بود، آئودي را خريد. موتورهاي شرکت­هايي که راسموسن خريداري کرده بود، در سال 1929 در مدل­هاي زويکا و درسدن آئودي به­کار رفت. همزمان مدل­هاي شش و چهار(تحت ليسانس پژو) نيز توليد مي­شد. آئودي­هاي آن زمان خودروهاي لوکسي بودند که با بدنه­اي خاص ساخته مي­شدند. در سال 1932 آئودي با شرکت­هاي هورش، دي کي دبليو و وندرر ادغام شد و شرکتي به نام اتويونيون (اتحاد خودرويي) را تشکيل داد. قبل از جنگ جهاني دوم اتويونيون از نشاني با چهار حلقه در­ هم فرو رفته يعني همان مارک کنوني آئودي استفاده مي­کرد. البته اين نشان درآن زمان تنها در خودروهاي مسابقه­اي اتويونيون استفاده مي­شد و شرکت­هاي ديگر اين گروه از نشان خود استفاده مي­کردند. پيشرفت­هاي تکنولوژيک متمرکزتر شد و متعاقب آن برخي از مدل­هاي آئودي با موتور­هاي هورش و وندرر به بازار آمد. طي جنگ جهاني دوم اتويونيون بمباران شد و به­شدت آسيب ديد. بعد از جنگ زويکا جزئي از جمهوري دموکراتيک آلمان شد و دفتر مرکزي آئودي به انگلوشتات انتقال يافت. در آن دوره نشان چهار حلقه متصل بر روي محصولات دي کي دبليو به­کار مي­رفت. شرکت تلاش خود را بر برند دي کي دبليو متمرکز کرد اما موتورهاي دوزمانه در آن زمان محبوبيت نداشتند. در سال 1958 دايملر بنز 80 درصد سهام اتويونيون را خريداري کرد و سال بعد صاحب کل اين شرکت شد. دايملر بنز موتور چهارزمانه با توان 72 اسب بخار و سيستم انتقال نيرو ديفرانسيل جلو را طراحي کرد. اين مدل در سپتامبر 1965  عرضه شد و برند آئودي را دوباره رونمايي کرد. دايملر بنز اين شرکت را در 1964 به فولکس واگن فروخت. درسال 1969 آئودي با ان اس يو در نکراسولم نزديک اشتوتگارت ادغام شد. ان اس يو در دهه 50 ميلادي بزرگترين توليدکننده موتورسيکلت جهان بود اما بعدها به­سوي توليد خودروهاي کوچکي مانند ان اس يو پرينتز روي آورد. سپس مطابق ايده فليکس وانکل اين شرکت کار خود را بر موتورهاي دوراني متمرکز کرد. در سال 1967 خودروي جديد اين شرکت به نام رو 80 که به دليل بهره­گيري از خصوصياتي مانند ايروديناميک، وزن کم، ايمني و غيره خودرويي جلوتر از زمان خود بود، عرضه شد اما مشکلاتي که براي موتورهاي دوراني ايجاد شد، استقلال ان اس يو را برهم زد. هم اکنون بسياري از مدل­هاي آئودي در نکراسولم توليد مي­شوند. بعد از آن، اين شرکت مدلي به نام   کا 70 را که بين مدل آينده­نگر رو 80 و مدل پرينتز بود، عرضه کرد اما فولکس­واگن اين مدل را از آن خود کرد و هويت ان­اس يو را به­عنوان يک برند جداگانه از بين برد.

اولين آئودي که در عصر نوين عرضه شد، آئودي 100 سال 1968 بود اما خيلي زود با يکي از مشتقات فولکس واگن پاسات يعني آئودي 80 جايگزين شد. در آن زمان تصويري که از خودروهاي آئودي وجود داشت، تصوير خودرويي محافظه­کار بود، به همين علت پيشنهاد جورج بنزينگر، يکي از طراحان شاسي فولکس­واگن مبني بر استفاده از تکنولوژي دو ديفرانسيل - که تنها در خودروهاي نظامي فولکس­واگن استفاده مي­شد- در خودروهاي معمولي و مسابقه­اي آئودي مورد قبول قرار گرفت. مدل معمولي آئودي که در دهه 80  به نام کواترو معروف بود، خودرويي دو ديفرانسيل و توربوشارژردار بود که براساس آئودي کوپه طراحي شد. با آن که اين مدل فروش خوبي نداشت اما به آئودي در به­دست گرفتن بازار تکنولوژي کمک شاياني کرد.

در سال 1986 زماني که آئودي 80 به نوعي از مد افتاده و شمايل يک پدربزرگ را به خود گرفته بود، مدل 89 معرفي شد. اين مدل کاملا جديد فروش خوبي کرد اما برخلاف ظاهر جذاب و مدرن خود، قواي محرکه مناسبي نداشت و تجهيزات کاملا ابتدايي در آن به­کار رفته بود، حتي آينه سمت شاگرد به-صورت آپشن نصب مي­شد. در 1987 آئودي مدل 90 خود را که ظرافت خاصي در طراحي آن به­چشم مي­خورد و ويژگي­هاي استاندارد بسيار عالي داشت، معرفي کرد. در دهه 90 فروش مدل­هاي 80 آئودي با سقوط مواجه شد و مشکلات اساسي پديد آمد. با گزارش 60 دقيقه­اي تلويزيوني که در يکي از شبکه­هاي تلويزيوني  امريکا براساس اظهارات مشتريان پخش شد اين رکود فروش شدت بيشتري پيدا کرد. اين گزارش سعي داشت نشان دهد که خودروهاي آئودي با مشکل شتابگيري بيهوده مواجه­اند. بعدها محققان مستقل دريافتند که اين مشکل ناشي از نزديکي پدال­هاي گاز و ترمز درخودروهاي آئودي و عدم توانايي رانندگان امريکايي در تمايز بين اين دو بود زيرا امريکايي­ها به خودروهايي با جعبه­دنده خودکار و دو پدال کاملا مجزا از هم عادت دارند. به هر حال اين گزارش تأثير شديدي بر فروش آئودي داشت و اين شرکت مجبور شد مدل مذکور را با نام ديگري عرضه کند و حتي ناچار به خروج از بازار امريکا تا اواسط دهه 90 ميلادي شد. نقطه عطفي که مي­توان براي آئودي درنظر گرفت، فروش مدلA4 در سال 1996 و بعد از آن عرضه مدل­هاي A4/6/8 است. اين مدل­ها که با همکاري فولکس­واگن و برندهاي ديگر اين شرکت و با روش پلتفرم مشترک توليد شدند، اعتبار از دست رفته آئودي توسط آن گزارش مغرضانه را برگرداندند.

در حال حاضر آئودي به­سرعت در اروپا رشد مي­کند و به داشتن خط توليد محصولاتي با کيفيت معروف است. درسال  2004 آئودي يازدهمين افزايش فروش جهاني خود را با ميزان 779.441 دستگاه تجربه کرد. اين رقم از 21 مرکز فروش از مجموع 50 مرکز فروش اين شرکت در جهان به­دست آمده است. بيشترين ميزان فروش مربوط به اروپاي شرقي(19.3درصد)، افريقا(17.2درصد) و سپس خاورميانه(58.8درصد) بوده است. در سال 2005 آئودي به دليل افزايش فروش در اين منطقه دو مرکز فروش در هند راه­اندازي کرد. با آن که نشان آئودي جذبه و اعتبار نشان­هايي مانند مرسدس و  ب ام و را ندارد اما حسن شهرت اين شرکت در زمينه کيفيت و سبک خاص محصولات، اين برند را بسيار محبوب کرده است. در سال 2004 بعد از عرضه مدل A6  به­دليل تعهد به کيفيت، اين شرکت توانست از رقبايي همچون مرسدس و ب ام و پيشي گيرد.

 

 

سئات

سئات يکي از بزرگترين خودروسازان اسپانياست که بازار خودروي اين کشور را در دست دارد. اين شرکت در سال 1950 به عنوان يکي از شرکت­هاي تابعه فيات بنيان گذاشته شد که سهم قابل­توجهي از آن متعلق به دولت اسپانيا زير نظر فرانسيسکو فرانکو بود. سئات مخفف عبارتي چهارکلمه­اي4 در زبان اسپانيايي و به معناي "اتحاديه اسپانيايي خودروهاي شخصي" است.

اين شرکت ابتدا محصولات فيات را که از نظر ظاهري کمي با ديگر محصولات اين شرکت متفاوت بودند، با نشان خود توليد مي­کرد. براي مثال سئات پاندا در اصل فيات پاندا بوده است يا سئات 600 که اولين خودرويي است که بسياري از اسپانيايي­­ها خريدند، براساس فيات 600 ساخته شده است.

اولين خودرويي که با نشان سئات و بدون دخالت فيات در سال 1982 عرضه شد، سئات روندا نام داشت. از آنجا که اين خودرو تغيير شکل يافته فيات ريتمو بود­، شرکت مادر يعني فيات را مجبور به اقامه دعوا در خصوص شباهت روندا به ريتمو کرد. اين ادعاي فيات، رئيس وقت فيات را مجبور کرد تک­تک قطعات با رنگ زرد روشن را به رسانه­ها نشان دهد تا تفاوت اين خودرو با ريتمو مشخص شود و به اين ترتيب دعوا خاتمه يافت. بعد از کنار گرفتن فيات از سئات، فولکس­واگن از طريق شرکت مادر خود يعني واگ قرارداد همکاري با اين شرکت در سال 1981 منعقد کرد و سپس در سال 1986 به سهامدار عمده آن و در سال 1990 به صاحب اين شرکت تبديل شد. کارخانه سئات در مارتورل واقع است و سالانه 45هزار خودرو در آن توليد مي­شود. البته دفتر مرکزي اين شرکت در بارسلونا قرار دارد.

سئات در 50 کشور دفاتر توزيع و فروش محصولات مختص به خود را دارد. به غير از 1250 کارمندي که در مارتورل در زمينه تحقيق و توسعه کار مي­کنند، اين شرکت 14هزارو 500 کارمند دارد. سئات محصولاتي با نشان خود اما مطابق با سياست­هاي فولکس­واگن توليد مي کند. البته بعضي از توليدات اين شرکت مانند سئات ايبزا در برخي کشورها (مانند کشورهاي افريقايي) با نشان فولکس­واگن فروخته مي­شود. از لحاظ استراتژي مدل­ها، سئات از سبک آئودي پيروي مي­کند و آئودي ـ همان­طور که گفته شد ـ شرکت تابعه فولکس­واگن است.

 

اشکودا

اشکودا ديگر شرکت تابعه فولکس­واگن است که در کشور خود يعني جمهوري چک، خودروساز راهبر و بزرگي است. اين خودروساز يکي از شرکت­کنندگان مسابقات رالي جهاني است که با مدل­هاي اکتاويا و به­تازگي فابيا در اين مسابقات شرکت مي­کند.

اين شرکت که بنيان آن در سال 1895 توسط لورين و کلمنت و با اسم اين دو نهاده شد، ابتدا به توليد دوچرخه مي­پرداخت. در سال 1899 موتورسيکلت و در سال 1905 خودرو را به توليدات خود اضافه کرد. اولين مدل توليدي اين شرکت به نام وترت A با موفقيت همراه شد و در اتريش- مجارستان و در سطح بين­المللي جايگاهي براي خود يافت. در طول جنگ جهاني دوم مانند بيشتر خودروسازان، درگير توليد خودروهاي نظامي شد. بعد از جنگ توليد کاميون را آغاز کرد اما در سال 1924 به دليل وقوع مشکلاتي مانند آتش­سوزي مجبور به جست­وجو براي شريک شد. در نتيجه با اشکودا که بزرگترين واحد صنعتي در اتريش- مجارستان بود، ادغام شد. بعد از رکودي که طي بحران اقتصادي دهه 30 با آن دست به گريبان بود، اشکودا توانست در اواخر اين دهه با عرضه مدل­هايي مانند پاپيولار موفقيت­هايي کسب کند. طي جنگ جهاني دوم و اشغال چکسلواکي، اين شرکت جزئي از گروه آلماني هرمن گورينگ ورک شد و به توليد محصولات جنگي پرداخت. بعد از جنگ، اشکودا از شرکت مادر خود جدا شد. در دوره پس از جنگ (دهه­هاي 40 تا 60) با وجود شرايط نامساعد سياسي و قطع ارتباط با پيشرفت­هاي فني که در کشورهاي غيرکمونيست وجود داشت، اشکودا توانست اعتبار خوبي تا دهه 60 براي خود کسب کند و مدل­هايي مانند اشکودا اسپارتاک 440، اکتاويا 445، فليسيا و اشکودا 1000 را توليد کرد. اشکودا به توليد خودروهاي محکم و ايمن معروف است. تا اواخر دهه 80 ميلادي اشکودا همچنان به توليد محصولاتي که از لحاظ ايده متعلق به دهه 60 بودند، مي­پرداخت و اين موضوع سبب شد که به دليل ورود مدل­هاي زيبايي از کشورهاي اروپاي غربي، از اعتبار اشکودا در دهه­هاي 80 و 90 ميلادي کاسته شود. وضعيت به گونه­اي شد که لطيفه­هايي در مورد خودروهاي اشکودا در اين دهه رايج گرديد. يکي از اين لطيفه ها اين است:« نفر اول:" چطور مي­شود ارزش يک اشکودا را دو برابر کرد؟ نفردوم: برو باک بنزينش را پر کن."»

اما اين بحران در سال 1987 که نقطه عطف فعاليت شرکت اشکوداست، با عرضه مدل فيورت برطرف شد. اين خودرو توسط طراحي ايتاليايي طراحي و موتور آن تحت ليسانس تکنولوژي موتورهاي اروپاي غربي ساخته شده بود. با عرضه اين مدل اشکودا توانست خودرويي قابل مقايسه با خودروهاي اروپاي غربي بسازد و فاصله تکنولوژيکي خود را با خودروسازان اين کشورها از بين ببرد. با آن که لطيفه­ها همچنان رواج داشت اما اين مدل جديد در چکسلواکي و کشورهاي بلوک شرق مورد استقبال قرار گرفت.

انقلاب مخملي تحولات بنياديني مانند خصوصي­سازي شرکت­ها در چکسلواکي ايجاد کرد. در مورد اشکودا دولت تصميم گرفت يک شريک خارجي بياورد بنابراين در سال 1990 شرکت واگ براي اين کار انتخاب و در سال 1991 اشکودا چهارمين برند شرکت واگ شد.

از آن زمان تاکنون اين شرکت با بهره­گيري از حمايت تکنولوژيکي فولکس­واگن پيشرفت زيادي کرده است. براي نمونه اشکودا فليسيا سال 1996 با آن که بر پايه فيورت ساخته شده بود اما از لحاظ کيفي بسيار ارتقا يافته بود. مدل­هاي ديگر مانند اکتاويا و فابيا نيز راه خود را به بازار اتحاديه اروپا باز کردند.

با اين اوصاف تصوري که از اشکودا در اروپاي غربي وجود داشت، کاملا تغيير يافت. با پيشرفت­هاي تکنولوژيکي اين شرکت، تصوير آن يک­شبه کاملا تغيير کرد که از اين تغيير در تبليغات خود نيز استفاده مي­کند. هم اکنون  اشکودا از اين شعار در تبليغات خود بهره مي­برد:" اشکودا اين است؛ صادق". در حال حاضر اين شرکت خطوط مونتاژ و کارخانه­هاي متعددي در کشورهاي مختلف مانند سارايوو، بوسني و هرزگوين دارد.

بنتلي

بنتلي­موتورز شرکتي بريتانيايي است که در حوزه خودروهاي لوکس و گراند تورر فعاليت مي­کند. اين شرکت در سال 1919 توسط اون بنتلي5 در انگلستان تأسيس شد. بنتلي پيش از اين و در زمان جنگ جهاني اول با توليد موتورهاي دوراني هواپيما که معروفترين آن BR1 است، موفقيت­هاي خوبي کسب کرده بود. فولکس­واگن درسال 1998 رولزرويس و بنتلي موتورز را از وايکر(صاحب آن از سال 1980) با شکست ب ام و در مزايده به قيمت 430 ميليون پوند خريداري کرد.  پيش از اين ب ام و موتورهاي هشت سيلندر براي بنتلي آرنيج و موتورهاي دوازده سيلندر براي رولزرويس سراف تأمين مي­کرد.  نام شرکت رولزرويس در رديف برندهاي فولکس­واگن قرار نگرفت و با قيمتي 40 ميليون پوندي تحت ليسانس ب ام و درآمد. مطابق توافق ب ام و و فولکس­واگن، فولکس­واگن مي­تواند تا سال 2002 به توليد خودروهاي رولزرويس و بنتلي بپردازد اما توليد خودروهاي رولزرويس تنها مختص ب ام و خواهد بود. در اين زمان فولکس­واگن به­تدريج اعتماد خود را به ب ام و از دست داد و سرانجام در سال 2003 موتورهاي ب ام و ديگر در خودروهاي بنتلي به­کار گرفته نشد.

در سال2003 بنتلي توليد يک کوپه لوکس به نام کانتيننتال جي تي را آغاز کرد. اين خودرو که شبيه فولکس واگن W12 است، بسيار مورد استقبال قرار گرفت و با آن که دو کارخانه اين شرکت در کروه و کشاير6 حدود 4500 دستگاه از اين مدل را طي يک سال توليد کردند اما نتوانستند به تقاضاي مردم پاسخ دهند و عده­اي همچنان در نوبت دريافت اين مدل قرار دارند. در نتيجه پيشنهاد توليد گونه چهار­در اين مدل در درسدن يعني  همان جايي که خودروي لوکس فولکس واگن فاتون توليد مي­شود، ارائه شد. در آوريل 2005 بنتلي برنامه توليد مدل جديدي از آرنيج کوپه در کروه از سال 2006 را طرح­ريزي کرد.

 

بوگاتي

بوگاتي يکي از معروفترين مارک­هاي خودروهايي است که مليتي ايتاليايي- آلماني- فرانسوي دارند. اين خودروساز به دليل توليد خودروهاي اسپرت به خودروسازي افسانه­اي تبديل شده است. بوگاتي اوليه در طول جنگ جهاني دوم از بين رفت اما دوباره توسط فولکس­واگن احيا شد. فولکس­واگن در سال 1998 امتياز توليد خودرو با نام تجاري بوگاتي را خريداري کرد. در اين زمان فولکس­واگن وظيفه طراحي بوگاتي EB 118 را که از نوع سدان- تورينگ است و از موتور 555 اسب بخاري و 18 سيلندر بهره مي­برد، به شرکت ايتال ديزاين محول کرد و آن را در نمايشگاه خودروي پاريس به نمايش درآورد. در سال 1999 بوگاتي EB 218 در نمايشگاه خودروي جنوا معرفي شد و اواخر همين سال بوگاتي چيرون در نمايشگاه خودروي فرانکفورت در معرض ديد عموم قرار گرفت. سپس در نمايشگاه خودروي توکيو علاوه بر نمايش مجدد EB218 بوگاتي ويرون را که خودرويي جاده­اي است، معرفي کرد. تمامي اين خودروها موتورهايي 18 سيلندر دارند. در سال 2000 فولکس­واگن مدل مفهومي بوگاتي EB 16/4  ويرون با موتوري 16 سيلندر و توان 1001 اسب بخار را در نمايشگاه­هاي خودروي پاريس، جنوا و ديترويت به نمايش گذاشت. ارتقاي اين مدل طي سال 2001 ادامه يافت و سرانجام در سال 2001 بوگاتي اعلام کرد که توليد بوگاتي ويرون EB16/4 را از سال 2003 آغاز خواهد کرد. عرضه اين مدل در نيمه دوم سال  2005 آغاز شد. اين مدل در کارخانه قديمي اين شرکت در شهر دورليسهايم نزديک مولزهايم توليد مي­شود. بوگاتي ويرون تواني بيش از 1000 اسب بخار و قيمتي بيش از 1 ميليون دلار امريکا دارد و قادر است رقيباني مانند مک لارن F1 را پشت سر بگذارد و سرعتي بيش از 405 کيلومتر در ساعت را به­دست آورد. انتظار مي­رود که بعد از موفقيت بوگاتي ويرون 4/16، بوگاتي خودروي چهار­دري با شاسي منحصر به­فرد و موتور و سيستم انتقال قدرت ويرون توليد کند.

لامبورگيني

شرکت خودروسازي لامبورگيني اس. پي. اي.7 که به لامبورگيني معروف است، توليدکننده خودروهاي اسپرت بسيار قوي است که در روستايي کوچک به نام بولوگنيز نزديک بولوگنه ايتاليا واقع شده است. اين شرکت درسال 1963 توسط فروشيو لامبورگيني تأسيس شد و از شرکت تراکتورسازي لامبورگيني تراتوري اس. پي. اي منشعب شده است. فروشيو لامبورگيني يکي از عاشقان خودروهاي اسپرت مانند فراري بود. داستان­هاي گوناگوني در مورد چگونگي شکل­گيري لامبورگيني وجود دارد، از جمله اختلاف ميان لامبورگيني و انزو فراري(صاحب شرکت فراري). معروفترين اين داستان­ها اين است که لامبورگيني، فراري را در  يک مهماني ملاقات مي­کند و صحبت آنها به بحث در مورد خودروهاي اسپرت کشيده مي­شود. سپس لامبورگيني به چند نکته درباره خودروهاي فراري که موافق نظر آقاي فراري نبود، اشاره مي­کند. فراري که فردي بي­پروا بود آشفته مي­شود و مي­گويد:"اگر از طريقه خودرو ساختن من خوشت نمي آيد چرا نمي­روي و خودت يک خودرو در آن کارخانه تراکتورسازي­ات نمي سازي؟"

هم اکنون لامبورگيني با استفاده از طراحان بدنه­اي مانند فرانکو اسکاگليون، زاگاتو، ماريو مارازي، برتون، ايتال ديزاين، مراچلو گانديني و غيره توانسته است گرانترين، قدرتمندترين و مناسبترين خودروهاي جاده­اي را توليد کند. جالب آن که چون فروشيو لامبورگيني خود يکي از طرفداران مسابقات گاوبازي است، تقريبا نام تمام خودروهايش به­گونه­اي با گاوبازي در ارتباط است.

پانوشت: 

Volks(ملت)wagon(خودرو)
Audi
Auto Union Deutschland Ingolstadt
Sociedad  Espa?ola de Autom?viles de Turismo  
Owen Bentley
Crewe، Cheshire
Automobili Lamborghini S.p.A.
منبع:

سايت جاست اتوwww.just-auto.com                                       

 

 
نویسنده: محمدرضا شرع پسند
مترجم :
منبع : ماهنامه انديشه گستر سايپا - شماره 76، دي 1386
تاریخ : دي 1386
مطالب مرتبط
 
 پمپ هاي هيدروليکي
 A.A.B/ تعيين فشار وارد بر مفصل مصنوعي زانو در فعاليت هاي مختلف بدن
 A.A.B/ مروري بر تاريخچه اخلاق همراه با گردآوري زمينه هاي گوناگون اخلاق
 A.A.B/ نکته هايي در اخلاق مهندسي
 A.A.C/ نقش رادياتور در پروسه انتقال حرارت موتور
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد