صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
A.A.C/ جوايز وحشت زده ام مي کنند
تعداد بازدید : 537
 
 

 

اشاره:

نغمه‌ ثميني‌ نمايش‌نامه‌نويس‌ است‌، از همين‌ نسل‌، از همان‌ها كه‌ به‌ تازگي‌، يعني‌ در همين‌ چند سال‌، توانايي‌هاي‌ خود را بروز داده‌ و اثبات‌ كرده‌اند. دانشجويان‌ موفق‌ ديروز كه‌ توقعات‌ بالاي‌شان‌ امروز و فرداهاي‌ درخشان‌تري‌ را پيش‌ روي‌شان‌ قرار داده‌ است‌. ثميني‌ محقق‌ هم‌ هست‌، تدريس‌ تئاتر هم‌ مي‌كند، ولي‌ نمايش‌نامه‌نويس‌ است‌. تلاش‌ داريم‌ در هر شماره‌ از هفته‌نامه‌ي‌ مهر در گفت‌وگو با يكي‌ از نمايش‌نامه‌نويساني‌ كه‌ آثارشان‌ در حال‌ اجراست‌، به‌ دنياي‌ نمايش‌نامه‌نويسي‌ بهايي‌ تازه‌ دهيم‌، به‌ دنياي‌ نمايش‌نامه‌نويسان‌ خودمان‌. يكي‌ از آن‌ها ثميني‌ است‌ كه‌ بسيار تلاش‌ مي‌كند و تاكنون‌ آثاري‌ مثل‌ خاله‌ اديسه‌، افسوس‌ معبد سوخته‌، رازها و دروغ‌ها و آخرين‌ آن‌ها خواب‌ در فنجان‌ خالي‌ را خلق‌ كرده‌ است‌. رازها و دروغ‌ها بر صحنه‌ بود كه‌ به‌ سراغ‌ نغمه‌ ثميني‌ رفتيم‌ براي‌ گفت‌وگويي‌ كوتاه‌.


در ابتدا از چگونگي‌ شكل‌گيري‌ نمايش‌نامه‌ آغاز كنيم‌؟

همه‌ چيز با جمله‌اي‌ از يك‌ استاد در كلاس‌ دانشگاه‌ در حدود هفت‌ هشت‌ سال‌ پيش‌ شروع‌ شد. جمله‌ فقط‌ اين‌ بود: «سازندگان‌ ميخ‌ صليب‌ مسيح‌ بعدها تبديل‌ مي‌شوند به‌ كولي‌ها و نسل‌ كولي‌ از اين‌ جا شكل‌ مي‌گيرد.» اين‌ جمله‌ هميشه‌ در ذهن‌ من‌ بود تا حدود دو سال‌ پيش‌ وقتي‌ داشتم‌ ايده‌هايم‌ را براي‌ نوشتن‌ يك‌ نمايش‌نامه‌ به‌ كارگردان‌ گروه‌ توضيح‌ مي‌دادم‌. تمامي‌ ايده‌ها به‌ دليلي‌ كنار رفت‌ و ديدم‌ همين‌ تك‌ جمله‌ براي‌ اعضاي‌ گروه‌ از جذابيت‌ خاصي‌ برخوردار است‌. به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ تك‌ جمله‌ را گسترش‌ دادم‌ و اين‌ آدم‌ها را به‌ آن‌ اضافه‌ كردم‌. در ابتداي‌ قصه‌ يونا و ناحوم‌ شكل‌ گرفت‌، بعد متوجه‌ شدم‌ اين‌ قصه‌ شكل‌ بسيار كلاسيكي‌ به‌ خود گرفته‌ و دوست‌ داشتم‌ اين‌ شكل‌ كلاسيك‌ را بشكنم‌، چون‌ اصلاً دوست‌ نداشتم‌ حس‌ ديدن‌ يك‌ قصه‌ي‌ كلاسيك‌ ساده‌ را به‌ بيننده‌ القا كنم‌. بنابراين‌ قصه‌ را تغيير دادم‌ و به‌ يك‌ قصه‌ي‌ مياني‌ رسيدم‌ كه‌ در ابتدا فقط‌ يك‌ شخصيت‌ داشت‌، دختري‌ كه‌ عذاب‌ مي‌كشيد و مستقيم‌ رو به‌ تماشاچي‌ حرف‌ مي‌زد. بعد متوجه‌ دوگانگي‌ اين‌ قصه‌ي‌ جديد با قصه‌ي‌ قبلي‌ شدم‌، به‌ همين‌ دليل‌، شخصيت‌هاي‌ ديگري‌ اضافه‌ كردم‌ و بعد متوجه‌ شدم‌ اين‌ شخصيت‌هاي‌ جديد مي‌توانند شبيه‌ شخصيت‌هاي‌ قصه‌ي‌ اوّل‌ باشند و هر كدام‌ جاي‌ خود را در كليت‌ نمايش‌نامه‌ پيدا كنند. به‌ اين‌ ترتيب‌، رفته‌ رفته‌ در يك‌ سير شش‌ ماهه‌ اين‌ نمايش‌نامه‌ شكل‌ گرفت‌. البته‌ در اين‌ مسير ايده‌هاي‌ بكر آقاي‌ مرادي‌ كمك‌ كرد تا نمايش‌نامه‌ زودتر شكل‌ نهايي‌ خود را بگيرد.

آيا اين‌ شخصيت‌ها نمونه‌ و مصداق‌ تاريخي‌ هم‌ دارند؟

هيچ‌ كدام‌ از شخصيت‌هاي‌ كار نمونه‌ي‌ تاريخي‌ مستقيم‌ ندارند، هر چند من‌ مطمئنم‌ كه‌ اين‌ آدم‌ها بوده‌اند، اما در هيچ‌ كتابي‌ چيزي‌ در موردشان‌ نوشته‌ نشده‌ است‌.

اين‌ نمايش‌نامه‌ در مقايسه‌ با نمايش‌نامه‌ي‌ قبلي‌ شما از چه‌ جايگاهي‌ برخوردار است‌.

خب‌ طبيعي‌ست‌ كه‌ براي‌ من‌ تجربه‌ي‌ جديدي‌ محسوب‌ مي‌شود. به‌ خصوص‌ بعد از افسون‌ معبد سوخته‌ كه‌ در آن‌ نمايش‌نامه‌ من‌ خيلي‌ درگير ساختار بودم‌ و حتي‌ گاهي‌ اوقات‌ به‌ قصه‌ فكر نمي‌كردم‌ و قصه‌ در درجه‌ي‌ دوم‌ اهميت‌ قرار داشت‌.
در اين‌ نمايش‌ بيش‌تر درگير قصه‌ هستم‌، يعني‌ اوّل‌ قصه‌ شكل‌ گرفت‌ و بعد شكل‌ و ساختمان‌ آن‌ را طراحي‌ كردم‌. در كل‌ به‌ لحاظ‌ روند نگارش‌ در مقايسه‌ با افسون‌ تجربه‌ي‌ جديدي‌ است‌. به‌ علاوه‌، فكر مي‌كنم‌ اين‌ نمايش‌ در ارتباط‌ با مخاطب‌ غير تئاتري‌ مي‌تواند موفق‌تر باشد، چون‌ در اين‌ جا با داستان‌ سر و كار داريم‌. نكته‌ي‌ ديگري‌ كه‌ بايد به‌ آن‌ اشاره‌ كنم‌ اين‌ است‌ كه‌ در اين‌ نمايش‌نامه‌ در اصل‌ من‌ دو ساختار را با هم‌ تركيب‌ كرده‌ام‌: يكي‌ ساختاري‌ كه‌ مي‌توانيم‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ ساختار ارسطويي‌ ياد كنيم‌ كه‌ شامل‌ قصه‌ي‌ يونا و ناحوم‌ مي‌شود و قواعد ساختار ارسطويي‌ همچون‌ نقطه‌ي‌ اوج‌، فرود، مقدمه‌ و... كاملاً در آن‌ مشاهده‌ مي‌شود؛ و يك‌ ساختار ديگر هم‌ كه‌ شامل‌ داستان‌ راهب‌ و دختر كولي‌ مي‌شود و در اصل‌ ساختاري‌ نيمه‌روايي‌ دارد. من‌ سعي‌ كردم‌ اگر قرار است‌ نوآوري‌ در ارتباط‌ با ساختار در اين‌ اثر داشته‌ باشم‌، مربوط‌ به‌ همين‌ تركيب‌ اين‌ دو ساختار باشد.

آن‌ دسته‌ از تماشاچياني‌ كه‌ با نقدهاي‌ سينمايي‌ شما آشنا هستند به‌ علاقه‌ي‌ شما نسبت‌ به‌ فيلم‌ فريادها و نجواها و سينماي‌ برگمان‌ آگاه‌ هستند و حتي‌ نام‌ اثر نيز براي‌ تماشاچي‌ كه‌ هنوز نمايش‌ را نديده‌ مي‌تواند يادآور فيلم‌ فريادها و نجواها باشد.
فكر مي‌كنيد مخاطبين‌ اين‌ نمايش‌ بتوانند رد پاي‌ برگمان‌ را در اين‌ نمايش‌ بيابند و يا به‌ عبارت‌ بهتر آن‌ دسته‌ از مخاطبيني‌ كه‌ با آثار برگمان‌ آشنا هستند، مي‌توانند ارتباط‌ ويژه‌اي‌ با اين‌ اثر برقرار كنند؟

به‌ هنگام‌ نوشتن‌، من‌ نه‌ به‌ بر گمان‌ فكر مي‌كردم‌ و نه‌ به‌ فريادها و نجواها و اصلاً درگير فضاي‌ ديگري‌ بودم‌. ولي‌ مطمئناً اين‌ها در ذهن‌ من‌ بوده‌، زيرا هر كاري‌ كه‌ يك‌ نويسنده‌ خلق‌ مي‌كند از علائق‌ او دور نيست‌. به‌ هر حال‌ ايمان‌ هم‌ يكي‌ از دغدغه‌هاي‌ ثابت‌ آثار برگمان‌ است‌ و اين‌ دغدغه‌ را در آثاري‌ همچون‌ فريادها و نجواها، سكوت‌، و به‌ شكل‌ گسترده‌تر در فاني‌ و الكساندر مي‌توانيم‌ مشاهده‌ كنيم‌.
دختر كولي‌ در بعضي‌ از لحظات‌ مرا به‌ ياد دخترك‌ تكفير شده‌ي‌ مهر هفتم‌ مي‌انداخت‌.
الان‌ كه‌ داريد به‌ اين‌ نكته‌ اشاره‌ مي‌كنيد مي‌بينم‌ چقدر مي‌تواند به‌ آن‌ شبيه‌ باشد و اين‌ براي‌ من‌ خيلي‌ جالب‌ است‌، چون‌ تا حالا به‌ اين‌ نكته‌ فكر نكرده‌ بودم‌ و براي‌ خود من‌ هم‌ تازگي‌ دارد و الان‌ كه‌ به‌ آن‌ فكر مي‌كنم‌، مي‌بينم‌ كه‌ حتماً و حتماً مي‌شود حضور برگمان‌ را حس‌ كرد. چون‌ به‌ هر حال‌ برگمان‌ جزء دغدغه‌هاي‌ ذهني‌ من‌ است‌ و آثار او را دوست‌ دارم‌ و ايده‌ي‌ ايمان‌ و تعريف‌هاي‌ متعدد از ايمان‌ و اين‌ كه‌ ايمان‌ واقعي‌ چيست‌، هم‌ از نكته‌هاي‌ اصلي‌ آثار اوست‌ و هم‌ از دغدغه‌هاي‌ اين‌ متن‌.

امسال‌ شما موفق‌ شديد جايزه‌ي‌ اوّل‌ نمايش‌نامه‌نويسي‌ را از جشنواره‌ي‌ فجر دريافت‌ كنيد، در طول‌ جشنواره‌ نيز مشاهده‌ كرديم‌ كه‌ در چند مورد نقدهايي‌ ستايش‌گونه‌ در ارتباط‌ با آثار شما به‌ چاپ‌ رسيد، آيا در قبال‌ اين‌ جايزه‌ها و نقدها احساس‌ تعهد مي‌كنيد؟
فكر مي‌كنم‌ همچنان‌ در مرحله‌ي‌ تجربه‌ هستم‌. من‌ نسبت‌ به‌

مسيري‌ كه‌ انتخاب‌ كرده‌ام‌ آگاهي‌ دارم‌، ولي‌ هر نمايش‌نامه‌ براي‌ من‌ يك‌ تجربه‌ي‌ كاملاً تازه‌ محسوب‌ مي‌شود و شايد به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ براي‌ هر نمايش‌نامه‌ انرژي‌ زيادي‌ مي‌گذارم‌.
اما در ارتباط‌ با اين‌كه‌ احساس‌ تعهد مي‌كنم‌ يا نه‌؟ بايد بگويم‌ بيش‌ از آن‌كه‌ احساس‌ تعهد كنم‌، احساس‌ وحشت‌ مي‌كنم‌. چون‌ به‌ هر حال‌ مثل‌ همه‌ي‌ نمايش‌نامه‌نويسان‌ هميشه‌ متعهد بوده‌ام‌ و هيچ‌ وقت‌ فكر نكرده‌ام‌ كه‌ يك‌ نمايش‌نامه‌ را بنويسم‌ فقط‌ براي‌ اين‌ كه‌ يك‌ نمايش‌نامه‌ نوشته‌ باشم‌ و هر اثري‌ كه‌ خلق‌ مي‌كنم‌ برگرفته‌ از دغدغه‌هاي‌ زندگي‌ خودم‌ است‌؛ بنابراين‌ تعهد چيز تازه‌اي‌ نيست‌. اين‌ جوايز و تعاريف‌ بيش‌تر من‌ را وحشت‌زده‌ مي‌كند. با خودم‌ فكر مي‌كنم‌ اثر بعدي‌ بايد چگونه‌ اثري‌ باشد كه‌ جواب‌گوي‌ اين‌ فضاي‌ به‌وجود آمده‌ باشد، تا حدي‌ كه‌ فكر مي‌كنم‌ اگر اين‌ جايزه‌ را نگرفته‌ بودم‌ و در گوشه‌اي‌ آرام‌ نشسته‌ بودم‌ و به‌ كار خودم‌ ادامه‌ مي‌دادم‌، الان‌ راحت‌تر بودم‌ و كار براي‌ من‌ ساده‌تر بود. با همه‌ي‌ اين‌ها وقتي‌ مي‌خواهم‌ به‌ نمايش‌نامه‌ي‌ بعدي‌ فكر كنم‌، تمامي‌ اين‌ نكات‌ را كنار مي‌گذارم‌ و فكر مي‌كنم‌ مي‌خواهم‌ كاري‌ بنويسم‌ كه‌ در وهله‌ي‌ اوّل‌ براي‌ خودم‌ جذاب‌ باشد، حال‌ به‌ خوبي‌ قبلي‌ باشد يا نباشد.

سه‌ نمايش‌نامه‌ي‌ اخير شما توسط‌ يك‌ گروه‌ ثابت‌ كارگرداني‌ و بازيگري‌ و... به‌ اجرا درآمده‌، آيا اين‌ نكته‌ دليل‌ خاصي‌ دارد؟

البته‌ من‌ دوست‌ دارم‌ با گروه‌ها و كارگردان‌هاي‌ ديگر هم‌ كار كنم‌، امسال‌ هم‌ با خانم‌ سپيده‌ نظري‌پور نمايش‌ الكتر را كار كرديم‌، اما كار كردن‌ با اين‌ گروه‌ براي‌ من‌ بسيار لذت‌بخش‌ است‌. براي‌ اين‌ كه‌ در اين‌ سه‌ تجربه‌اي‌ كه‌ با اين‌ گروه‌ داشتم‌، هيچ‌گاه‌ پيش‌ نيامده‌ كه‌ در روز اوّل‌ اجرا وحشت‌زده‌، ناراحت‌ و عصبي‌ از سالن‌ نمايش‌ بيرون‌ بيايم‌ و فكر مي‌كنم‌ با اين‌ گروه‌ در حال‌ حاضر به‌ يك‌ زبان‌ مشترك‌ رسيده‌ايم‌ و كارگردان‌، گروه‌ بازيگرها، طراح‌ صحنه‌ و همه‌ با اولين‌ جمله‌ي‌ من‌ متوجه‌ مي‌شوند كه‌ ماجرا از چه‌ قرار خواهد بود. من‌ راغب‌ به‌ همكاري‌ با گروه‌هاي‌ ديگر هستم‌، اما تا آن‌ جا كه‌ بتوانم‌ سعي‌ مي‌كنم‌ به‌ هم‌كاري‌ام‌ با اين‌ گروه‌ ادامه‌ دهم‌.

آيا به‌ تقسيم‌بندي‌ نمايش‌نامه‌نويسان‌ زن‌ و نمايش‌نامه‌نويسان‌ مرد اعتقادي‌ داريد و حركت‌ نمايش‌نامه‌نويسان‌ زن‌ را در قياس‌ با گذشته‌ چطور مي‌بينيد؟

هيچ‌گاه‌ علاقه‌اي‌ ندارم‌ كه‌ در اين‌ ارتباط‌ دست‌ به‌ يك‌ تقسيم‌بندي‌ جنسيتي‌ بزنم‌ و هيچ‌ وقت‌ هم‌ دوست‌ ندارم‌ كه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نمايش‌نامه‌نويس‌ زن‌ و مجزا از نمايش‌نامه‌نويسان‌ مرد قضاوت‌ بشوم‌. دوست‌ دارم‌ در كنار همه‌ي‌ نمايش‌نامه‌نويسان‌ ديگر مورد قضاوت‌ قرار گيرم‌، حتي‌ اگر در انتهاي‌ صف‌ آن‌ها باشم‌. اما اين‌كه‌ آيا نمايش‌نامه‌نويسان‌ زن‌ حركتي‌ رو به‌ جلو داشته‌اند يا نه‌؟ فقط‌ در يك‌ كلام‌ مي‌توانم‌ بگويم‌ به‌ طور حتم‌ اين‌ پيش‌رفت‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌، اما تحليل‌ و بررسي‌ آن‌ زمان‌ و مجال‌ بيش‌تري‌ را مي‌طلبد.

اخيراً شما سفري‌ به‌ هندوستان‌ داشتيد، آيا اين‌ سفر به‌ فعاليت‌هاي‌ تئاتري‌ شما مربوط‌ مي‌شد؟

اين‌ سفر يك‌ بررسي‌ بود كه‌ از طرف‌ يونسكو به‌ من‌ اهدا شد و به‌ فعاليت‌هاي‌ تئاتري‌ من‌ مربوط‌ مي‌شد و كاملاً جنبه‌ي‌ تحقيقاتي‌ داشت‌. موضوع‌ تحقيق‌ نيز بررسي‌ تطبيقي‌ ريشه‌هاي‌ اسطوره‌اي‌ نمايش‌ ايران‌ و هند بود كه‌ سعي‌ خواهم‌ كرد ماحصل‌ اين‌ تحقيق‌ را به‌ شكل‌ يك‌ كتاب‌ ارائه‌ دهم‌ و وظيفه‌ي‌ خود مي‌دانم‌ كه‌ مجموعه‌ عكس‌ها، فيلم‌ها و اسلايدهايي‌ را كه‌ از اين‌ سفر به‌ همراه‌ خود آورده‌ام‌، در كلاس‌هاي‌ دانشگاهي‌ كه‌ تدريس‌ مي‌كنم‌ ارائه‌ دهم‌.
 

 

 

 
نویسنده: مهدي مير محمدي
مترجم :
منبع : هفته نامه مهر – شماره 1
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.C/ از پل بايد گذشت
 A.A.C/ قصه‎ شرقي، نمايش شرقي
 A.A.C/ مثلث‌ دو ضعلي تئاتر!
 A.A.B/ عقايد روشنگري لسينگ در نمايشنامه ناتان حكيم
 A.A.B/ بازتاب مسائل زوج و خانواده در نمايشنامه هاي ايراني با رويكردي جامعه شناختي
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد