مقاله ها
بازدید : 441

 دكتر سید سعید رضا عاملی، دكترای ارتباطات و رئیس مؤسسه مطالعات امریكای شمالی و اروپا و رئیس دانشكده مطالعات جهان است. از ایشان مقالات و كتب مختلفی به زبان‌های فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.

زینب كثیری

 اثرات جهانی شدن یا جهانی سازی بر خانواده و زندگی زنان اجتناب ناپذیراست، پس طبیعی است كه گام اول بحث، با كندوكاو در مفهوم و ماهیت جهانی شدن یا جهانی‌سازی آغاز شود. لذا بفرمایید برداشت جنابعالی از مقوله جهانی‌سازی چیست؟

- در بحث‌های متدلوژیك، موضوعات متنوعی وجود دارد و گاهی پیش‌فرض‌ها مانع فهم می‌شوند و زمانی كه در فهم برخی مسائل، دانش‌های پیشینی دخالت می‌كنند ممكن است فهم مسئله با مشكل مواجه شود. جهانی‌شدن افكتی دارد كه موجب شده به عنوان‌ جهانی‌سازی مطرح شود. من  با واژه جهانی‌سازی در همه زمینه‌ها موافق نیستم زیرا جهانی‌سازی تولید ماركسیسم است. تولید جریان چپ دنیا و تظاهراتی است كه در دنیا برعلیه جهانی‌سازی و علیه سلطه اقتصادی غرب رخ می‌دهد و بیشتر بر علیه سلطه اقتصادی برخی شركت‌ها مثلwto –world bank ،nafta، است كه از آن به عنوان  GLOBAL BoDY GOVERNMENT  تعبیر می‌شود (بدنه حكومت جهانی). این جریان مرده چپ در حال بازسازی كردن خود است و متأسفانه مذهبی‌ها هم همان جریان چپ و همان ادبیات را ادامه می‌دهند، با این تفاوت كه این حرف‌ها از زبان یك فرد مذهبی گفته می‌شود. جهانی شدن امر جدیدی نیست، بدین معنا كه با بازگشت به تاریخ، درمی‌یابید كه  عواملی وجود داشته‌اند كه روی همه جهان اثر گذاشته‌اند؛ مثل ادیان بزرگ كه نگاهی جهانی داشته‌اند مثلاً در انجیل انگلیسی در بسیاری موارد به واژه (ای مردم جهان) برخورد می‌كنیم. در قرآن هم 80 بار كلمه ناس تكرار شده است. (یا ایها الناس) هم كلمه ناس عام است و هم "ال" آن، ناس همه مردم جهان را  شامل می‌شود و محدود به جغرافیا نیست. حتی دین و نژاد و قوم هم ندارد و همه مردم دنیا را مورد خطاب قرار می‌دهد. همین نگاه عام باعث گسترش اسلام و مسیحیت شده است، اسلام در 100 سال اول به افریقا و اسپانیا و ایران رفت. منبع این جهانی شدن اولیه، دین و امپراتوری‌های روم و ایران بود كه قلمرو اداره آن‌ها خارج از جایگاه و حكومتشان بود، یعنی جهانی بودند. جهانی‌شدن سنتی بدین معناست كه كار فیزیكی انجام می‌شود؛ اما اثر آن خارج از بدن است. این جهانی‌شدن با صنعت چاپ شروع شد. بعد از آن صنعت ریسندگی در انگلستان به وجود ‌آمد و این صنعت باعث شد كه تكرار اتفاق بیفتد. اساساً جهانی‌شدن به یك معنا، تكرار یك ارزش و استاندارد خاص است. وقتی از جهانی‌شدن دین صحبت به میان می‌آید، بدین معناست كه ایده‌ای در همه جا گسترش می‌یابد و اعتقاد مشتركی را ایجاد می‌كند. ماشین ریسندگی و ماشین چاپ چنین كاری را كرد. ماشین ریسندگی یك نقشه را در صدها هزار متر تكرار می‌كرد ولی این صنعت صرفاً امكان تكثیر را به صورت گسترده فراهم نكرد؛ بلكه سنت‌های مدنی و اجتماعی را نیز به همراه آورد. به نظر من بخشی از مدرنیته، صنعت است و بخش دیگر، اخلاق و ارزش‌های مدنی است كه به وجود آورده، نظام مدنی در قالب نظام دموكراسی، نظام مدرسه‌ای، قوانین و مقررات شهری یا پارلمان بود كه در همه جهان تكرار شد. كلمه استاندارد، تولید كلمه مدرنیته است. استاندارد نسخه‌ای است كه در همه دنیا باید تكرار شود. ریاضیات استانداردی دارد كه در همه جا باید تكرار شود. شیمی هم به همین ترتیب و... استاندارد به كمك این عنصر آمد. لذا ما مفهومی داریم به نام جهانی‌شدن مدرن كه مرز این دوره تا زمانی است كه صنعت ارتباطات همزمان به وجود آمد. در سال 1889 مورس انگلیسی علایمی را ایجاد كرد كه به وسیله آن با دادن علامت‌هایی، ارتباط با آن سو برقرار شد و پیام‌ها و علایم ارسال شد. برای اولین بار بود كه ارتباط همزمان  با شخص غایب، اتفاق افتاد. قبل از این، ارتباطات به صورت فیزیكی یا نامه بود.

 چیزی كه درست درك نمی‌شود، بحث صنعت همزمان ارتباطات است. اگر جهانی‌سازی ایدئولوژیك شود و ما در مقابل آن بایستیم، ممكن است بتوانیم چند صباحی در مقابل آن مقاومت كنید؛ اما از بسیاری از مزایای این صنعت محروم خواهیم شد؛ مثلاً از امكانی كه می‌شود به همه مردم شهر خدمت رساند یا  از آن جهت كه می‌توان بقیه دنیا را هم به لحاظ ایدئولوژیك تحت پوشش قرار داد.

 تفاوت صنعت همزمان ارتباطات با جهانی‌شدن و مدرنیته، سرعت است.  مفهومBY PERMEDEACY (فوری)، از اصطلاحاتی است كه در دنیای مجازی استفاده می‌شود. یعنی پنجره‌های قابل دسترسی فوری. این پنجره‌ها برای همه باز هستند. تفاوت آن هم در بسیاری جاها مشخص می‌شود؛ مثلاً تفاوت جهانی‌شدن جدید این است كه زیرساختی به نام DIGITALIZATION دارد. تفاوت صنعت دیجیتال با صنعت آنالوگ این است كه صنعت آنالوگ در درجه اول فرایندی خطی و فیزیكی است. صدای آنالوگ با صدای دیجیتال تفاوت دارد، در صدای آنالوگ، طراحی تعداد دكمه‌ها در دستگاه پخش صوت، در تغییر كیفیت صدا تأثیر دارد؛ زیرا برای تغییر صدا از دكمه استفاده می‌شود، اما صدای دیجیتال، صدای ریاضی است و دارای تركیب عددی است یعنی دقیقاً چهار عمل اصلی پشت صفحه دیجیتال وجود دارد، ما تصاویر را می‌بینیم؛ اما پشت این تصاویر، جهان اعداد است و به راحتی می‌توان تصاویر را قطع كرد، كما اینكه در ریاضی راحت می‌توان تقسیم كرد یا تصویر را ضرب هندسی كرد. به راحتی می‌‌‌توان بخشی از تصویر را منها كرد، یعنی بخشی را به جای دیگر منتقل كرد. منطق ریاضی بر تمام منطق دیجیتال حاكم است. این منطق یك تغییر بنیادین در مسیر تاریخ است. تفاوتی كه در جهانی‌شدن موسوم كه از آن به جهانی شدن ارتباطات تعبیر می‌شود، با جهانی‌شدن مدرن و دوره سنتی، این است كه سرعت در دنیای ارتباطات، نقش اساسی دارد و یكی از ویژگی‌های مهم آن وصل شدن به شبكه‌های مختلف جهانی است. ویژگی دیگر آن، شبكه‌ای شدن تعاملات در سطح جهانی است. این جهان، جهانی مجازی است. بر خلاف جهان واقعی كه مثلاً فردی در خانه نشسته است و در آن حال تنها با خانه و خانواده است ؛ اما جهان مدرن، جهان كلیك است، با زدن لینك‌های مختلف می‌توان وارد دنیای جدیدی شد.

كاستلز می‌گوید: تغییراتی كه ظرف 200 سال، دوره مدرنیته اتفاق افتاد، در دوره جهانی‌شدن ظرف 20 سال اتفاق می‌افتد. به نظر من سرعت خیلی بیشتر از این است.

امروز از فضای مجازی به واقعیت مجازی تعبیر می‌كنند؛ مثلاً بر خلاف سینما كه فضایی آرمانی تولید می‌كند و انسان را به جهان خیال می‌برد، فضای مجازی چنین ویژگی‌ای  ندارد.

 

- آیا برای شما سرعت ارتباطات در جهانی‌سازی، مؤلفه اصلی است و به یك معنا شما جهانی‌شدن را یك سیر طبیعی می‌دانید؟

- نه، به نظر من جهانی‌شدن، سخت افزاری و نرم افزاری دارد. دو نوع سخت‌افزار دارد كه در واقع باید گفت دو نوع جهانی‌شدن وجود دارد: یكی مربوط به صنعت حمل و نقل است كه در 100 سال اخیر بسیار سریع پیشرفت كرده است. منشأ این نوع جهانی‌شدن، حمل ‌و ‌نقل است. نوع دیگر آن مربوط به صنعت همزمان اطلاعات است؛ مثل تلفن و تلگراف و .... اما اطلاعات نرم افزاری هم در جریان است كه این نرم افزار ممكن است نوعی ایدئولوژی، به عنوان مثال امریكایی ‌شدن باشد و ایدئولوژی هم واقعیت دارد. مثلاً در اسلامی كه  تولید غرب است، یك ایدئولوژی وجود دارد و هدف آن تولید ایران و اسلام وحشت در جهان است.

اكبر‌ احمد یك فیلم با عنوان «اسلام در جهان» برای bbcساخته است. این فیلم از جهت هنر رسانه‌ای قابل دیدن است. برای معرفی اسلام در ایران، كردستان را به نمایش می‌گذارد، كردهایی كه سیخ در چشمشان یا كارد به بدنشان فرو می‌كنند و  نمای مسجد را نشان می‌دهد و این حركات با عنوان «اسلام در ایران» به مخاطب معرفی می‌كند. در پاكستان، دیگ بزرگی را نشان می‌دهد كه به وسیله نردبان و سطل باید از آن غذا برداشت و به این شكل اسلام را در میان مسلمانان پاكستان معرفی می‌كند یا آفریقایی‌های فقیری را نشان می‌دهد كه اسلام آورده‌اند و پس از اسلام آوردن با یك تیغ خشك موهای سرشان را می‌تراشند، موهای آلوده به اطراف بدن می‌ریزد و به این شكل مسلمانان آفریقایی را نشان می‌دهد و می‌گوید: اسلام در افریقا این‌گونه توسعه یافته ‌است كه كدخدای ده را مسلمان می‌كنند و بعد به دنبال او مردم هم مثل گله گوسفند مسلمان می‌شوند. قطعاً در پشت چنین صحنه‌‌هایی ایدئولوژی قرار دارد.

          در مقابل جهانی‌شدن ایدئولوژیك، جهانی‌شدن طبیعی وجود ‌دارد، مثلاً فرآیندی طبیعی است كه شما به وسیله تلفن به دوست خود زنگ می‌زنید. به این وسیله از صنعت جهانی شدن استفاده می‌كنید.

 یك نوع جهانی ‌شدن، جهانی شدن از بالاست. یك جهانی‌شدن دیگر هم اتفاق می‌افتد كه اتفاقاً از پایین رخ می‌دهد.

- منتقدان می‌گویند ما نه با موبایل مشكل داریم نه با تلویزیون، ما با جهانی‌شدن ایدئولوژیك یعنی جهانی‌شدنی كه سعی می‌كند الزامات خود را در قالب كنوانسیون‌های جهانی یا تولیدات فرهنگی بر كشورهای دیگر تحمیل كند، مشكل داریم.

- بله، برخی از منتقدان چنین تعبیری دارند. آن‌ها جهانی‌شدن را خیلی متافیزیك می‌كنند و به آن بدن می‌دهند و در مرحله بعد به آن ارباب می‌دهند و زمانی می‌گویند جهانی‌شدن در یك موضوع تأثیر می‌گذارد، فرض ‌آنها حكومت تك‌قدرتی است كه بوش ایجاد كرده است. من با این ترادف مخالفم زیرا جهانی شدن با تك‌قدرتی مرادف نیست. در امریكا مثنوی مولوی در یك سال  پرفروش‌ترین كتاب سال شده است و این نمونه و نمونه‌های بسیار زیاد دیگری كه وجود دارد، این فرض را خدشه‌دار می‌كند.

خود انقلاب‌ اسلامی ایران،  یك منبع جهانی‌شدن است؛ زیرا مفاهیم ناب و ارزش‌های ما به بسیاری از نقاط دنیا وارد شده است. منشی پاپ كه با یكی از دوستان من در انگلستان همسفر بود، می‌‌گفت: آیا شما می‌دانید انقلاب شما تا چه حد بر مراجعه به پاپ تأثیر داشته ‌است؟ دین‌گرایی در جهان تقویت شده. انقلاب ‌اسلامی در شرایطی ظهور كرد كه همه جامعه‌شناسان معتقد بودند كه جهان باید به سمت سكولار شدن حركت كند.

 

 - آیا می‌توان گفت این تحولات مقاومت‌هایی در برابر جهانی‌شدن است!

- من نام تحولات را «جهانی‌شدن معكوس» می‌نامم. نمی‌توان نام آن را  مقاومت گذاشت، فرهنگ امام مقاومت نبود، مقاومت امری پسینی و انفعالی است، در حالی‌كه آنكه عملی را انجام می‌دهد، فعال است.

- منظور من انقلاب‌اسلامی نیست، دكتر شایگان كتابی دارد با عنوان «هویت چهل‌تكه». ایشان در این كتاب، مواردی را ذكر می‌كند كه مثلاً می‌توان رقص سماء صوفیان یا رقص هوی‌متال و.. را در یك خیابان امریكا شاهد بود بدین معنا كه می‌توان  هویت‌های طولی و عرضی را با هم در یك‌جا دید. آیِا این بدان معناست كه جهانی‌شدن در حال وقوع است یا اینكه افراد با بعد نرم افزاری جهانی‌شدن مقاومت می‌كنند؟

 - به نظر من جهانی‌شدن در خود تهران نیز فعال است. اگر جهانی ‌شدن به مفهوم سنتی مد‌نظر باشد من با این صحبت‌ها موافقم، اگر جهانی‌شدن حتی در معنای مدرن هم در نظر گرفته ‌شود، من موافقم؛ اما این ذهنیت كه ما بگوییم این آستانه اداره جدید جهان است و همه ادبیات جهان هم در مورد آن نوشته ‌شده و این ادبیات متعلق به آن حوزه است به نظر من درست نیست. منظور من از جهانی شدن فرا محلی ‌شدن است، صنعتی است كه امكان ارتباط با غایب را نه در سطح محل؛ بلكه در سطح دنیا فراهم ‌كرده ‌است.

 

- یعنی شما این وضعیت را ذاتاً خنثی می‌بینید؟

- بله، این صنعت خنثی است اگر این صنعت معنا داشته ‌باشد حرف ماركس است كه از دهان مسلمانان بیرون می‌آید. حرف ماركس این‌ بود كه تكنولوژی، عامل تغییر اجتماعی است؛ بنابراین جامعه سرواژی به جامعه فئودالیته و جامعه فئودالیته به جامعه بورژوازی و جامعه بورژوازی به جامعه سوسیالیست، تبدیل می‌شود بدین معنی كه ابزار تولید آن عوض شده است. هگل هم قبل از همه، چنین حرفی را زده بود. هراكلیوس نیز قایل به چنین تفكری بود. تكنولوژی در مقطعی فرهنگ دارد ولی به مرور زمان فرهنگ خود را از دست می‌دهد. قبلاً اگر كسی تلفن دست می‌گرفت، احساس بریتانیایی بودن می‌كرد؛ چون آن دوره تلفن در انحصار انگلستان بود و جغرافیای خاص خود را داشت، اما بعدها وقتی جزیی از زندگی طبیعی مردم شد، فرهنگ خود را از دست داد.

امام، مانند یك جامعه‌شناس، مفاهیم را می‌فهمید، یكی از آن مفاهیم این بود كه می‌گفت ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ‌تلویزیون فرهنگ ندارد كه ما با آن مخالف باشیم.

عامل دیگری كه به تكنولوژی فرهنگ داد، مطالعات مكتب فرانكفورت بود. مكتب فرانكفورت در دوران نازیسم ظهور كرد(1920) كه بعد از آن هم پنج نفر در مكتب فرانكفورت ظهور یافتند و زمانی وارد میدان شدند كه با تبلیغات نازیسم روبه‌رو شدند و تفكر نازیسم باعث مهاجرت آنها به امریكا و انگلستان شد. در سال1922، رادیو عمومی شده بود. در سال1950 تلویزیون‌ به وجود آمد و این افراد در این دوران از این صنعت استفاده كردند. زمانی كه پیچ رادیو باز می‌شد، جمعیتی جمع می‌شدند و گوش می‌دادند.  بدین ترتیب ادبیات مكتب فرانكفورت  نفوذ پیدا می‌كند مبنی بر اینكه رادیو و تلویزیون صنعتی است كه جامعه توده وار را مثل بره تولید می‌كند. این مربوط به چه دوره‌ای است؟

گاهی جامعه‌ای تك انتخابی است؛ اما برخی مواقع قدرت انتخاب، توسعه پیدا می‌كند، جامعه تك انتخابی همان تعابیر جامعه‌شناسی قدیم است. به نظر من باید فاتحه دوركهیم را خواند. یكی از حرف‌هایی كه دوركهیم می‌زد این بود كه فرد چیزی جز جامعه نیست، زیرا معتقد بود هنجار جمع، فرد را نیز در خود محو می‌كند. نگاه هنجاری دوركهیم در مكتب فرانكفورت هم وجود داشت.

برخی از افراد در دانشكده علوم اجتماعی تحت تأثیر مكتب فرانكفورت قرار دارند و دلیل آن هم این است كه نگاه آنان به صنعت جدید، دقیق نیست. اگر كسی صنعت دقیق را خوب درك كرده ‌باشد، این سخنان را مطرح نمی‌كند.

در جامعه تك انتخابی، ناخودآگاه انسان قوی است؛ زیرا كسی كه یك انتخاب بیشتر ندارد به چه چیز فكر می‌كند؟ گیدنز، جامعه‌شناس آمریكایی، قبلاً به نوعی كاركرد‌گرا بود؛ اما خود را تغییر داد. ویرایش چهار گیدنز با ویرایش یك او تفاوت دارد. نكته كلیدی كه او دریافت، این بود كه «فردیت» به معنای قوی شدن اندیشیدن، در مردم بیشتر شده ‌است. در ادبیات مهدویت هم ما معتقدیم كه حضرت سخن می‌گویند و مردم می‌شنوند و این شنیدن غیر از استماع كردن است. این شنیدن به معنای پذیرش است؛ زیرا امام كلام حق می‌‌گوید و چون ناخودآگاه مردم تقویت شده، كلام امام را می‌پذیرند. تاكنون سابقه نداشته كه مذهبی مثل مسیحیت به حمایت از مذهب دیگری بپاخیزد. همیشه در میان مذاهب عصبیت‌هایی وجود‌ داشته كه مذاهب از یكدیگر دفاع نمی‌كردند، در بین مسلمانان هم چنین عصبیتی وجود داشته است. در ایتالیا، مردم 20 كیلومتر به حمایت از مردم عراق راه رفتند. تظاهرات مختلف، توسط مذاهب مختلف، بر علیه امریكا و در حمایت از مردم عراق، استثنایی بود. امروز برخی معتقدند 40 درصد فرهنگ غرب فرهنگ مخالفت است. این فرهنگ مخالفت از تقویت حوزه خودآگاه، ناشی شده ‌است؛ زیرا حوزه ناخودآگاه مخالفتی ندارد. چنین جامعه منفعلی پذیرای هر خوراكی است و هیچ اعتراضی هم ندارد.

 

- آیا شما این سیر را خطی می‌دانید و  معتقدید كه بشریت به سمت تفاهم  پیش می‌رود و آینده آن هم بهتر از گذشته است؟

- برای جهان باید 2 سطح قایل شد:

1-   سطح جهان قدرت

2-   سطح جهان مردم

منظور من توده مردم است. جهان قدرت به سمت فلاكت حركت می‌كند، جهان قدرت جهان ظالمی است، مبارزه امام هم كه با ادبیات مهدویت شروع شد، مبارزه با نظام قدرت بود. امام با مردم مبارزه نمی‌كرد. جهان مردم به سمت خودآگاه شدن، حركت می‌كند. به نظر من جامعه ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. حركت مردم، به سمت حوزه خودآگاه است به شرط آنكه ما آن را خراب نكنیم. بهترین چیزها در دنیا وقتی در فضای زور داده می‌شود، پس زده ‌می‌شود.

 

- به نظر شما در فضای جهانی‌شدن، روند سرعت ارتباطات و صنعت تكنولوژی ارتباطات در مجموع به سمت تقویت مؤلفه‌های نظام‌های گذشته مثل خانواده حركت می‌كند یا خیر؟ آیا جهانی شدن تأثیر مثبت دارد یا منفی؟ آیا اعتقاد دارید كه به انتخاب خودآگاهانه برمی‌گردد؟

- با نگاهی كه ما به خانواده داریم، مثلاً به گونه‌ای باشد كه در خانواده گناه كم شود و توجه اصلی فرد به نهاد خانواده معطوف شود، روابط سالم باشد، خیانت وجود نداشته ‌باشد، ارزش‌های اخلاقی حكمفرما باشد و ... جهانی‌ شدن می‌تواند كارآیی قایل بود.

 

- آیا منظورتان این ‌است كه جهانی ‌شدن می‌تواند آثار مخربی بر خانواده بر جای بگذارد؛ اما این وضعیت تغییر پیدا می‌كند و پایان می‌یابد؟

- اجازه بدهید این مطلب در چارچوب بزرگتری مطرح شود.  ما در جهان كوچكی زندگی می‌كردیم كه فیزیكال بود؛ اما به موازات آن جهان، جهان دیگری به وجود آمده كه قصد خالی كردن زیر پای جهان واقعی را دارد. الآن داد و ستد اقتصادی جهان مجازی، با دهه نود، قابل مقایسه نیست، شدیداً بالا رفته، فقط در بازار بزرگ نیویورك به اندازه یك قرن، داد و ستد مالی صورت می‌گیرد. ولی در جاهایی هم اثر مثبت دارد؛ مثلاً 14 میلیون سفر بین شهری در تهران صورت می‌‌گیرد كه اگر این سفرها به 7 یا 8 میلیون كاهش یابد، آلودگی محیط زیست صورت نمی‌گیرد و مردم آرامش بیشتری دارند. ولی آثار منفی هم دارد. خانواده هسته‌ای زن و شوهر و فرزندان به لحاظ تغییراتی كه ایجاد شده، به پایان خود رسیده ‌است. وقتی خانواده فیزیكال توصیف شود، به شكل هسته‌ای است؛ یعنی زن و شوهر و فرزندان؛ آیا الآن در خانه فقط این‌ها زندگی می‌كنند؟ وقتی تلویزیون و رادیو وارد زندگی شدند، اعضای خانواده هم گسترش پیدا كردند؛ اما چون اندیشه ما فیزیكال است، خانواده را به شكل هسته‌ای تعریف می‌كنیم در صورتی كه خانواده، هسته‌ای نیست و این امكان وجود دارد كه برگردد. در فضای تنوع، اولین اتفاق، به روز شدن هویت است. هویت در درجه اول محصول تمایز در درجه دوم محصول استمرار و در درجه سوم  نتیجه شفافیت است. این سه عنصر را برای هویت مهم می‌دانم. یك ایرانی وقتی به امریكا می‌رود، تازه می‌فهمد ایرانی است، سنتی‌ترین رفتار ایرانی در آن فضا دیده می‌شود. بنابراین فضای متنوع می‌تواند موجب تقویت هویت‌های سالم شود؛ اما یك شرط بزرگ دارد و آن قدرتمند بودن هویت خودی است كه اگر هویت خودی قدرتمند نباشد، همه آن‌ها را پرواز می‌دهد و مهاجرت مجازی صورت می‌گیرد. قبل از مهاجرت مجازی، مهاجرت، واقعی بود. دافعه‌های مبدأ و جاذبه‌های مقصد، انسان را به مهاجرت ترغیب می‌كرد؛ ولی با خلق فضای مجازی، انسان‌ها در عین اینكه در خانواده خود زندگی می‌كنند؛ اما مهاجرت كرده‌اند. تغییرات ظاهری بعضی از جوانان ما ناشی از چیست؟ جواب این سؤال تهاجم فرهنگی نیست. پاسخ این سؤال را نباید در بیرون از خانواده جستجو كرد؛ زیرا اگر خانواده، خانواده درستی باشد، هنوز كارآمد است.

 

- برخی معتقدند، در این عصر،‌ خانواده هسته‌ای از بین رفته یا در معرض از بین رفتن است. آیا به نظر شما خانواده هسته‌ای از بین رفته است؟

- من در بیان دو فضایی شدن جهان معتقدم كه خانواده هم دو فضایی شده، ما خانواده را در یك فضا نمی‌توانیم تحلیل كنیم (فضای پدر و مادر و فرزندان) البته اگر بخواهیم در فضای واقعی خانواده را تحلیل كنیم با خانواده هسته‌ای مواجه هستیم؛ اما اگر بخواهیم این دو فضا را در محیط خانواده بنگریم، خانواده واقعاً هسته‌ای نیست؛ بلكه عناصر متكثر زیادی دارد كه از طریق فضای مجازی به بوجود آمده‌اند.

 

این عناصر به قدری زیاد شده‌اند كه عوام هم به این تحلیل‌ها رسیده‌اند كه مثلاً می‌گویند فلانی با ماهواره و.. خوش است. 

تأثراتی كه وجود دارد ما را به یك جهان متكثر وصل می‌كند. اگر ما آمادگی مواجهه با آن را نداشته ‌باشیم و مبانی محكم و روشنی نداشته ‌باشیم و به لحاظ تمدنی، كار قابل عرضه‌ای ارائه نكنیم، شكست خواهیم ‌خورد و این گریز ناپذیر است. پایین آوردن سرعت اینترنت مشكلی را حل نمی‌كند، سرعت اینترنت باید بالا باشد.

ایرانی به لحاظ تاریخی دو خصلت بنیادین دارد كه اگر این خصلت‌ها مورد توجه قرار نگیرد، سیاست‌هایی اتخاذ كنیم كه باعث لطمه زدن می‌شود. آن دو خصلت، یكی گرایش به سنت و دیگری گرایش به پیشرفت است و این منحصر در خانواده‌های طبقه پایین، بالا یا متوسط به لحاظ مالی هم نیست. همان‌طور كه گرایش به سنت در خانواده‌های ما وجود ‌دارد، گرایش به پیشرفت هم در جامعه بسیار قوی است. این مسئله یك حسن و یك خطر بزرگ دارد. حسن آن این است كه او را به حركت وا می‌دارد و خطر آن این است كه اگر به آن نرسد، دایماً احساس فقر خواهد‌ داشت و دچار عقده می‌شود. این مقوله‌ها در جامعه، در حال پررنگ شدن هستند. هم در مهاجرت و هم در فقر این مسئله را می‌توان‌ دید.

فقر، تنها نداشتن و نخوردن است؛ اما احساس فقر ممكن است در ثروتمندترین افراد هم وجود داشته ‌باشد. مقاله‌ای را در اسپانیا منتشر كردم تحت عنوان «فضای بومی- جهانی، قدرت و بی قدرتی فرهنگ‌ها»، در این مقاله بحث شده كه در فضای بومی- جهانی جدید چه فرهنگی قدرتمند و چه فرهنگی بی‌قدرت است. ماركسیسم این طراحی را كرد كه اگر دو عشق در یك فرهنگ وجود داشته‌ باشد، آن فرهنگ اصلاً لطمه نمی‌خورد، عشق به نظام سیاسی و عشق به تمدن. اگر فرد این دو عشق را داشته ‌باشد، لزومی ندارد كه تحت تأثیر فرهنگ‌های دیگر قرار بگیرد و برعكس اگر دو نفرت وجود داشته باشد، نفرت از فضای سیاسی و نفرت از تمدن ایرانی، قطعاً شخص مهاجرت می‌كند. البته مصادیقی هم وجود‌ دارد كه مثلاً عشق به تمدن هست؛ اما عشق به دولت نیست یا برعكس. منظورم از فعال و منفعل هم همان است. اگر می‌خواهیم فرهنگ فعال قدرتمندی داشته ‌باشیم، قطعاً باید به عنصر پیشرفت توجه كنیم. خانواده، مؤلفه‌ای جدا از خانواده و نظام سیاسی و صدا و سیما نیست. ما در شرایط بومی، باید خانواده قدرتمند را در آن‌ فضای كوچك ایجاد كنیم. اگر خانواده قدرتمند باشد، فرزند هرجا كه می‌رود نهایتاً خانواده را انتخاب می‌كند؛ اما وقتی واحد خانواده ضعیف است، فرد از خانه گریزان است، من شدیداً به تقویت سنت معتقدم.  ما در جهان فیزیكی،  باید هویت خود را تقویت كنیم.

- شما در بحث خانواده گفتید عصر خانواده هسته‌ای تمام شده‌ است. آیا این به خاطر جهانی ‌شدن است، یا به خاطر عدم باز تعریف هویت‌هایی است كه به خانواده استمرار می‌دهد؟

- هردو.

- پس شما آثار منفی جهانی ‌شدن روی خانواده را می‌پذیرید؟

- نه، لزوماً آثار مثبت یا منفی نیستند. اگر معنای جهانی شدن دسترسی خانواده به شبكه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان است، بله قطعاً خانواده را ویران می‌كند؛ اما اگر به معنای برقراری ارتباط پیشرفت گرایانه باشد، یعنی بستری باشد برای فراهم ساختن راحت‌تر رفاه برای شهر و دسترسی به علم و دانش، خوب است.

 

- بر این اساس آیا جهانی ‌شدن می‌تواند در خدمت تحكیم خانواده باشد؟

- بله، جهانی ‌شدن دسترسی‌ها را سریع كرده است. هم دسترسی به خیر و هم دسترسی به شر. مثلاً سایت تبیان امكان دسترسی به خیر را فراهم می‌كند؛ اما كسی هم ممكن است از كامپیوتر استفاده بد بكند. ارزش‌های متصل به زمینه خانواده هسته‌ای، باید تقویت شود تا شر در فضای مجازی، جهان فیزیكی را از بین نبرد. مثلاً یكی از ارزش‌های چسبیده به زمین، تقویت معماری است. شهر ایرانی، باید بوی ایران را بدهد. ایران شش دوره كلیدی داشته است. از دوره پارتی‌ها شروع شده تا دوره اصفهانی‌ها؛ اما این روند منقطع شده است، با این وضع 100 سال بعد دیگر تاریخی وجود نخواهد داشت.

 

ممكن است در مورد دیدگاه‌های شما نظر مخالفی هم بیان شود. مثلاً یكی از  ویژگی‌های انسان مدرن، اضطراب و مخالفت است، برای همین وقتی ایرانی به امریكا می‌رود، شروع می‌كند به زیارت ‌عاشورا خواندن و وقتی می‌آید ایران پارتی راه می‌اندازد. این تمایز نیست كه مخالفت ایجاد می‌كند؛ بلكه ویژگی انسان مدرن، مخالفت كردن است. آیا در فضای سیطره فرهنگ جهانی ‌شدن جایی برای بازسازی هویت هست یا نه؟

البته شاید این پاسخ خیلی كلی باشد؛ ولی ما دین را هم مدرن كرده‌ایم و این یكی از خطاهایی است كه اتفاق افتاده است. متن دین امری تغییر پذیر نیست و ما چنین قدرتی نداریم كه در وحی تصرف كنیم. شواهد ادبیات مهدویت نشان می‌دهد كه ما این تصرف را انجام داده‌ایم. ما بعد از انقلاب فقط به دنبال پاسخ گفتن بوده‌ایم و برای این پاسخ‌ گویی به دنبال هرمنوتیك و معرفت‌شناسی و فلسفه و هزار و یك مقوله دیگر رفته‌ایم، برای اینكه بگوییم كه ما هستیم و... این همان چرخش اسلامی است كه صورت‌گرفته. پاسخ روشن است. سنت الهی وجود دارد و خانواده می‌بایست این سنت الهی را در خود پیاده كند و ما می‌توانیم در این زمینه كمك كنیم.

- ما در بحث زنان صحبتمان این است «للرجال نصیب مما اكتسبوا و للنساء نصیب مما اكتسبن» شما چگونه می‌توانید در عصر جهانی‌شدن این را باز تعریف كنید؟ چگونه در عصر جهانی شدن، می‌توان از آیات الهی در باب ارث، حجاب یا تفاوت‌های حقوقی زن و مرد دفاع كرد و آن را بازتعریف كرد؟

- اساساً حظ دین به اختیاری بودن آن است. اگر دین اجباری شود، نه عمل مثبت آن ثواب دارد و نه عمل منفی آن عقاب. این عمل مختار است كه ثواب و عقاب بر آن مترتب می‌شود. بنابراین روی اصل وجود خدا می‌تواند هر سؤالی بپرسد؛ ولی اگر خدا را پذیرفت، توجیه‌ كردن احكام درست نیست.

 

- یعنی بر اساس صحبت‌های شما، باز‌تعریف خانواده ایرانی بازتعریف تمام آن چیزی است كه اسلام درباره خانواده می‌گوید و تلاشی است برای ارایه الگویی زمان‌مند از این هویت، در درون جهانی‌شدن؟

- بله، اشكالی ندارد.

- آیا معتقدید كه این‌گونه بازتعریف خانواده ایرانی، هیچ چالشی را با جهانی شدن ایجاد نمی‌كند؟

- شما جهانی شدن را فرد واحد می‌گیرید، مگر این امكان وجود دارد كه ما در داخل جهان و جهانی‌شدن نباشیم؟

 

- من از فرمایشات شما اینگونه استنباط می‌كنم كه جهانی شدن لزوماً تأثیر منفی یا مثبتی بر خانواده ندارد. در واقع آنچه كه خانواده هسته‌ای را به پایان رسانده، فاصله‌گرفتن از سنت است.

- شما خانواده هسته‌ای را با خانواده سنتی مساوی می‌گیرید. من منظورم نه خانواه هسته‌ای و نه خانواده  گسترده و نه هر شكل دیگر خانواده بود.

 

 

- ما در سئوالاتی كه برای شما ارسال كردیم یكی از سؤالاتمان این بود كه آیا می‌توان شكلی از خانواده را به دین نسبت داد یا خیر؟

- قطعاً می‌توان. دین برای خانواده یك الگو دارد. من قبلاً تفكیكی انجام دادم كه اگر آن را لحاظ می‌كردیم، این بحث مطرح نمی‌شد. جهانی‌شدن اثر مثبت یا منفی دارد. من می‌گویم مثبت یا منفی تابع عوامل زیادی است. زمانی شما از «هست» خانواده صحبت می‌كنید و زمانی از «باید» آن. «هست» خانواده این است كه ما خانواده هسته‌ای را در شكل فیزیكال آن داریم؛ اما در فضای مجازی چنین خانواده‌ای نداریم. خانواده امروز، خانواده واقعی- مجازی است؛ به همین دلیل عناصر دیگری وارد خانواده شده و كار می‌كنند. انسان‌ها فكر می‌كنند خانواده‌ای هسته‌ای دارند؛ اما ناخودآگاه بعد از دیدن برنامه‌های مختلف، رفتارها عوض می‌شود. البته به لحاظ «باید»، یعنی آن‌طور كه خداوند خواسته، حوزه عمل ما نیست. ممكن است خیلی از افراد نظر بدهند كه این حرف‌ها مربوط به 1400 سال پیش است؛ اما امروز این حكم، كاربرد ندارد. من به شخصه علاقه‌مند به دین هستم و نظرم این است كه یك اصول پیشینی وجو‌د دارد كه اگر كسی آن را پذیرفت، باید ملتزم به احكام و مبانی آن‌ نیز باشد.

 

- من از صحبت‌های شما این‌گونه استفاده می‌كنم كه شما معتقدید اگر بتوان مدل خانواده كاملاً سنتی را بازتعریف كرد، جهانی‌سازی لزوماً آن را تضعیف نخواهد ‌كرد (سنتی هم به معنای دینی)

- بله، اصول و باید‌های جهانی‌سازی، لزوماً بر خانواده تأثیر مستقیم ندارد. آنچه كه ما را دچار مشكل می‌كند، این است كه وقتی عقبه درست نشده ‌باشد، جهانی‌سازی نیز به عنوان یك مقتضی می‌تواند روی خانواده اثر منفی بگذارد.

تلویزیون هم نوعی جهانی ‌شدن است؛ زیرا افرادی كه ایرانی هستند، در كشورهای مختلف از این شبكه استفاده می‌كنند و آن هم می‌تواند باعث وصل‌ شدن خانواده دور ‌افتاده از فضای دینی و فرهنگی  به فرهنگ دینی شود. آیا چادر، واقعاً حجاب تعریف شده اسلام است یا اینكه یك سنتی بوده و ما ایرانی‌ها هم آن را به شكلی باز تعریف كرده‌ایم و آن را الگوی حجاب زن مسلمان قرار داده‌ایم؟ این‌ها، شكل‌هایی است كه ما به این مفهوم می‌دهیم. نگاه اسلام این است كه اندام زن، غیر از صورت و كفین پوشیده ‌باشد. اگر این را بتوان به نوع دیگری اعمال كرد، باز اصرار می‌كنیم كه خانواده مذهبی مسلماً خانواده‌ای است كه چادر را حجاب برتر بداند و بعد هزار نوع حجاب غیر برتر پیدا می‌شود. این‌ها دین نیست. برخی امور دینی است و برخی فرهنگی است؛ مثلاً صدا و سیما الگوی خانواده است. برای مثال در فیلم‌های ماه رمضان، استثنایی‌ترین خانواده‌ها را به عنوان الگوی خانواده ایرانی مطرح می‌كند در صورتی كه متوسط خانواده در ایران چیزی نیست كه در صدا و سیما نمایش داده می‌شود. عناصر طبیعی زندگی مردم در صدا و سیما به تصویر كشیده نمی‌شود. ارزش‌هایی كه نهادی مثل صدا و سیما می‌تواند ایجاد كند (مثل برخورد صحیح با اعضای خانواده، حرف مثبت زدن و ...) بسیار می‌تواند در میان خانواده‌ها نقش داشته ‌باشد. اگر صدا و سیما استثنائات بسیار بد و بسیار خوب را نمایش دهد، از آن سو خانواده‌ها به سمت فضای شاد خانواده‌هایی كه در فیلم‌های هالیوود به نمایش درمی‌آید، كشیده می‌شوند. مشكل ما با تلخی سنت دینی نیست كه مرد دو سهم دارد و زن یكی. ما در برابر احكام، باید به این باور برسیم كه از جانب خداوند است. اگر فقط بر مبنای دیده‌ها خدا را بشناسیم، نسبت به او كافر می‌شویم.

 

- یكی از موضوعات مهم در حوزه خانواده، بحث كاركرد‌های خانواده است آیا در عصر جهانی‌شدن به نظر شما برخی از كاركردهای خانواده كاهش پیدا نمی‌كند؟ مثلاً در  بعد تربیتی، اگر برخی از كاركردهای خانواده وارد نظام سریع ارتباطات شود، روابط خانواده سست نمی‌شود؟ زیرا یكی از عواملی كه خانواده را حفظ می‌كند، نیاز اعضای خانواده به یكدیگر و كاركردهای آن است.

- بله، این نگرانی وجود دارد؛ زیرا ارتباط با غایب، ارتباط را تضعیف می‌كند؛ اما كوتاه مدت است. خداوند به بشر طبیعتی داده كه آن طبیعت باعث تعادل می‌شود و اضطراب ناشی از خارج شدن از نظام تعادل است. خود این اضطراب‌ها كه به خاطر خروج از طبیعیات فطری انسان است، برای متعادل كردن افراد است. به نظر من در كوتاه مدت چنین اتفاقی می‌افتد، اما افراد به هم نیاز دارند و نمی‌توانند تنها باشند. این عناصر گاهی انسان را خسته می‌كند. من گاهی با دوستانم كه بعضاً خارج هم هستند، صحبت می‌كنم و می‌بینم آن‌ها هم از این عناصر خسته شده‌اند و فقط دوست دارند قدم بزنند و با همسر خود صحبت كنند.

نگرانی زندگی موجود، این است كه كاملاً ماشینی می‌شود. ما از دوره صنعت بزرگ به سمت صنعت كوچك حركت می‌كنیم. وقتی فرآیندها با یك «كلیك موس» انجام می‌شود، اتفاقی كه می‌افتد آن است كه ساعت كار از هشت ساعت به دو ساعت تقلیل می‌یابد. مگر اینكه كارهای جدیدی تعریف شود؛ لذا اگر دوره صنعتی، دوره صنعتی ‌شدن شدید جهان است، دوره پسا صنعتی، دوره بازگشت به طبیعت است. در ادبیات مهدویت هم همین است. مقاله‌ای هم در این رابطه نوشته‌ام و در سوئیس ارایه شده كه در آنجا ادبیات عصر امام به این‌گونه توصیف می‌شود؛ یعنی دوره بازگشت به دوره پیغمبر(ص)، جامعه‌ای كه توضیح داده ‌می‌شود، جامعه‌ای است كه به خویشتن بازگشت داده می‌شود. بنابراین ادبیات مهدویت باید طبیعی تحلیل شود.


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *

 

سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر تجمیع
طراحی پرتال سازمانی - بهبود پورتال
طراحی فروشگاه اینترنتی حرفه ای بهبود