مقاله ها
بازدید : 2265

 

نقد داستان كوتاه « فتحنامه مغان»
نوشته هوشنگ گلشیری

خلاصه داستان
این داستان، ماجرای درگیریهای آستانه پیروزی انقلاب ایران، سرنگونی مجسمه‌های شاه در میادین، آتش زدن سینماها، شکستن شیشه‌های بانکها و تعطیلی میخانه‌هارا روایت می‌کند.
«برات» در این داستان از پیشقراولان مبارزه در جریان انقلاب است، که گرایشات توده‌ای دارد و با عده‌ای از همپالكیهای توده‌ای خود، میخانه‌اش را باز نگه داشته و هر شب، عیش و مستی‌شان با دیگر سیاسیون برقرار است.
موج اجرای حدود شرعی، قوانین اسلامی و تعزیرهای حکومتی، باعث نمی‌شود، «برات» که خود را مبارز و روشنفکر می‌داند، میخانه‌اش را تعطیل کند.
نصیحتهای اطرافیان در ترک فروش مشروب و برچیدن بساط میخوارگی نیز مورد قبول «برات» واقع نمی‌شود.
او ترک این مرام را تزویر و ریاکاری می‌داند؛ و اگر چه می را ا‌ُم‌ّ الخبائث می‌داند، با تقدیس آن ، علنی کردن این رفتار را به کمک راوی و دوستانش پی می‌گیرد. تا آنجا که «برات» با ضرب و جرح‌ِ عده‌ای منتسب به حکومت و چفیه به سر، بازداشت می‌شود.
با کشف مشروبات الکلی در مغازه «برات» او را در وسط میدان شهر، و راوی و دوستانش، شلاق می‌زنند.
دوستان «برات» و عده‌ای از مردم شهر، متوجه می‌شوند راننده لودر که مأمور از بین بردن بطریهای مشروب مغازه «برات» بوده، آنها را در نقطه‌ای خارج از شهر دفن کرده، و بطریها سالم است. شب هنگام، مردم و راوی (نویسنده)، چراغ به دست به طرف بیابان می‌روند، بطریها را از زیر خاک بیرون می‌آورند، برای مقابله با نظام اسلامی اقدام به میخوارگی دست جمعی می‌کنند.
در پایانبندی داستان می‌خوانیم:« ... ما ایستاده‌ بودیم به گرد چراغها و بطری در دست، که دیگر نزدیک شدند.
اکبر آقا پنجه که تصنیف را خواند، دوباره خواند تا ما هم دم بگیریم، دیگر رسیده بودند. صدای رگبار، صدای ژ3 نمی‌گذاشت بشنویم چه می‌خواند.
هوایی تیر می‌انداختند، توی تاریکی بودند، نمی‌دیدیمشان، سر و صورتشان را با چفیه بسته بودند.
گلوی بطری به دهان گرفتیم و آخرین قطره‌های آن تلخ وش، ا‌ُم‌ّ الخبائث را به لب مکیدی و بعد مست، سر و صورت بر خاک گذاشتیم، بر خاک سرد و شبنم نشسته اجدادی؛ و منتظر ماندیم.»
نخستین منتقد ؛ زهره یزدانپناه، با توجه به فضای فکری و رفتاری گلشیری، انتخاب موضوع را زیرکانه و درونمایة اثر را ستیز با انقلاب خواند.
وی روانی نثر و فضاسازی خوب نویسنده را در راستای تقویت درونمایة فاسد، قابل تأمل برشمرد. این منتقد گفت: «جز برات توده‌ای، می فروش و میگسار، که به زعم گلشیری جلودار انقلابیون(!) خوانده می‌شود، بقیه شخصیتها مبهم و کلی‌اند.»
وی نسبت دادن آتش‌سوزی سینما رکس آبادان را به مذهبیها، همسویی گلشیری با رژیم شاه برای مخدوش کردن چهره انقلابیها دانست، و اهانت به انقلاب، قرآن، حدود اسلامی و ارزشهای دینی و مردم را از کجراههای فکری و تحلیلی این نویسنده در شناخت ایران اسلامی و مردم ارزیابی کرد.
حسن گلچین در نقد خود، به بیان بخشهایی از داستان پرداخت. نثر و فضاسازی آن را مناسب خواند و موضع‌گیری گلشیری را در عرب و عجم کردن انقلاب ایران و عرب برشمردن انقلابیها با نماد چفیه، و رو در رو قرار دادن آنها را با تمام مردم، که خواهان میگساری‌اند، انتخاب آگاهانه وی دانست.
نویسنده سرپیچی مردم را از دستورات شرعی، پشت کردن به عربیت و رو کردن به دین نیاکان را، نوعی مخالفت با نظام معرفی کرد؛ و سه چهرمان شخصیتی در این داستان را، صحنه گردانان حوادث برشمرد.
یكی از حض‍ّار، در نقد خود، از نام اثر شروع کرد؛ و مغان را طبقه پایین‌تر از روحانیان دانست. وی با تأکید به برجستگیهای اثر به لحاظ پرداخت و فضاسازی، دین ستیزی آن را بی تردید خواند، و جزئی‌پردازیهای نویسنده را در میگساری، حاصل فضای فکری و رفتاری نویسنده برشمرد.
این منتقد گفت: «گلشیری نتوانسته است بین انقلابی که با ارزشهای مذهب و اسلام شکل گرفته، با بسته شدن میخانه، رابطه برقرار کند. به نوعی که فقط در ذهن خود، آرمانشهری می‌سازد که مردمش چراغ به دست، به بیرون از شهر، برای کشف بطریهای شراب دفن شده می‌روند.»
زهره جعفری از زاویه‌ای دیگر به نقد«فتحنامه مغان» پرداخت و گفت: «مشخص نبودن مکان و زمان، و کلی بودن افراد، حتی زاویه دید اثر را به جای «من» راوی، تبدیل به «ما» کرده است که همین، از کشش داستان، کم کرده است. نبود گره داستانی نیز باعث شده نویسنده تنها با ترفند نثر و فضاسازی، کار را پیش ببرد. نبود فراز و فرود در پیرنگ، کار را خطی و روایی کرده است. و نمی‌دانم چرا نویسنده، «برات» توده‌ای می فروش و میگسار را عامل و سردمدار پایین کشیده شدن مجسمه شاه، معرفی کرده است!»
علی الله سلیمی (خبرنگار و نویسنده) در نقد خود به بهره‌گیری گلشیری از نشانه‌ها اشاره کرد، و محتوای اثر را سرشار از این نشانه‌ها برشمرد.
وی نوع مقابله با ایران‌گرایی را، انقلاب و اسلام را از اندیشه‌های تعیین شده در اثر برشمرد؛ و عبور کینه ورزانه نویسنده از شعارهای فراگیر مردم و رهبری بی بدیل امام خمینی(ره) را حاصل نگاه نویسنده به انقلاب، مردم و ارزشهای مورد قبول آنان برشمرد.
وی افزود: «مانایی میگساران و در اقلیت نشان دادن ارزش محوران، عمق تحلیل نویسنده است؛ که آینده را به نفع باستان‌گرایان و دین نیاکان در این سرزمین، رقم می‌زند.»
محمدعلی گودینی، دیگر منتقد، زاویه دید اثر را زیرکانه و بدون مشکل خواند، بهره‌گیری نویسنده از عناصر داستانی برای هنری کردن محتوای دین ستیز اندیشه‌اش را موفق دانست.
وی با اشاره به سابقه نویسنده، مهارتش در استفاده از ظرفیت داستان کوتاه و پرهیز از شعارزدگی را دارای کاربرد آموزشی برشمرد.
منتقدی دیگر گفت: «نوقلمان، ساده و خطی می‌نویسند و سابقه‌داران در قلم، چند اندیشه را در پس رفتار شخصیتها و حوادث، پنهان می‌کنند. با یک کلید نمی‌توان تمام قفلهایی را که نویسنده در اثرش به کار برده گشود.
«فتحنامه مغان» نام اثری است که می‌خواهد مانایی و پیروزی باستانگرایی را در قالب داستان کوتاه نشان بدهد. در این داستان، مکان داستان میدانی قدیمی است؛ که خود نشانه دور و تسلسل است، و وجود فواره در آن هم، باز دوری بودن را می‌رساند.
میخوارگی ابتدا تا انتها هم دور است. مردم هم اگر چه در مقطعی می‌زنند و می‌شکنند و انقلاب می‌کنند ولی دوباره چراغ به دست در پی همانند که قبل از انقلاب بودند؛ یعنی باستانگرایی می‌ماند. حرکتهای انقلابی و ارزشی، میرا هستند.»
این منتقد افزود: «مذهبیها، توده‌ایها (کمونیستها) و دگراندیشان (سکولار) سه چهرمان این داستان‌اند؛ و تودة مردم، از نگاه گلشیری، هویتی ندارند.»
وی، گلشیری را همچون براهنی، احمد محمود، خسرو حمزوی، میرصادقی و ... در شناخت اسلام، انقلاب و روحانیت مغرض خواند و گفت: «اینها کسانی هستند که کینه‌شان را در سیاه کردن همه سفیدیها به کار می‌گیرند و انقلاب را جز تحجر، خشونت، آزادی ستیزی، قتل و نامردمی نمی‌بینند. حال آنکه کینه‌ورزی انگلیس، آمریکا و صهیونیسم بعد از مشروطیت، حمله آنان به قرآن، اسلام، مرجعیت و ارزشها در تاریخ، آشکار است؛ و زندان و داغ و درفش، سهم مذهبیها بود.
گلشیری و دوستان بزدل و بی عملش، هیچگاه اهل مبارزه نبودند؛ و سندآن، راوی داستان «فتحنامه مغان» است؛ که همان شخصیت گلشیری است.
انکار انقلاب، امام(ره) و حضور مردم؛ انکار خورشید است، و خیلی باید کور باطن و از خرد و منطق به دور بود که مردم مسلمانی را چراغ به دست، در پی بطریهای مشروبی که از مغازه «برات» توده‌ای در بیابان فن شده، روانه کرد. همین هم از درک غلط نویسنده است، که دگراندیشان را چراغ به دست، به پس مانده خوری توده‌ای ورشکسته و فروپاشیده می‌کشاند.
این منتقد، همچنین شبهة استفاده نمادین از مشروب را در این داستان منتفی دانست. چرا که عنصر مستی، آداب شرب خمر، اجرای حد شرعی و ا‌ُم‌ّ الخبائث برشمردن آن از سوی نویسنده، تردیدی در واقعگرایی نویسنده نسبت به مشروبات الکلی باقی نمی‌گذارد.
احمد شاکری (مدیر جلسه) در جمع‌بندی پایانی گفت: «گلشیری را می‌توان از پیروان مکتب فرمالیسم برشمرد. از پیامدهای پیروی از این مکتب، متعهد نبودن به واقعیت، و یا به بیان دیگر، اجازه تحریف و دگرگون نمایاندن آن است. و برخی اعتراضات دوستان، به همین نکته بر می‌گردد.»
وی، به خدمت درآوردن نثر روان و فضاسازی مبتحرانه نویسنده در پرداختن به مضمونی کینه‌توزانه نسبت به آموزه‌های دینی، انقلاب و دینمداری مردم را از زیرکیهای خاص این نویسنده و دیگر همفکرانش برشمرد و افزود: «زاویه دید «ما» و «من» به کار گرفته شده در اثر، نشات گرفته از عقده خود بزرگ‌بینی و ریاکاری وی در عمل است. و می‌توان فهمید که نویسنده، از بی‌اعتنایی مردم به اندیشه‌اش رنج می‌برد؛ و لذا، «من»تحقیر شده‌اش را با نوشتن به صورت «ما»، تسکین می‌دهد.»
احمد شاکری افزود: «فتحنامه مغان، به لحاظ مایة داستانی ، فقیر است؛ و قصه آن در دو سطر قابل بیان است. به همین دلیل، نویسنده مجبور شده با طرح پرسش و پاسخ، مکنوناتش را بدون زحمت پرداخت داستانی، به خواننده ارائه کند. راوی با سیاه کردن شخصیت انقلابیها و سفید نشان دادن خود و دوستانش، دست خود را رو کرده است.»
وی افزود: «نویسنده(راوی) داستان، از زمره بزدل‌های هر زمان است، که در پس معرکه، به مصادره موقعیت به نفع خود مشغول‌اند. و این، واقعیت دگراندیشان بزدل است؛ که حتی از «برات» توده‌ای در پایین کشیدن مجسمه شاه عقب هستند، و در جریان شلاق خوردن «برات» مشروبخوار، جرئت مخالفت ندارند. باستانگرایی موهوم، اندیشه اینان، و منتظر تغییر شرایط نشستن، خط مشی جاری‌شان بوده است. و چنین نگاه و رفتاری، نمایش آرمانشهر بزدلان است.»


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *