صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
پيش در آمدي کوتاه بر"گلوباليزيشن" يا "جهاني شدن"
تعداد بازدید : 1360
 
 
[ 24 Apr 2004 ] 


"گلوباليزيشن" با اينکه واژهء جديدي نيست و در زبان انگليسي "هميشه" وجود داشته اما تا يک دهه پيش مورد استفاده زيادي نداشت و حتا در فرهنگ لغات " وبستر" براي استفاده دانشجويان و فرهنگ لغات الکترونيکي " فرانکلين" از چاپهاي سال 1987 تا 1994 را که من به آنها رجوع کرده ام نيز اين" اسم"( noun) آورده نشده است و تنها به آوردن " گلوبال" و "گلوبلي" که تقريبا همان معنا را ميدهند اکتفا شده است . آنگونه که در فارسي متداول شده امروزه "گلوباليزم" يا همان " گلوباليزيشن" بعنوان يک نام بسيار بکار ميرود و با اينکه من شخصا چاپهاي جديد فرهنگ لغات "وبستر" را وارسي نکرده ام اما اطمينان دارم که " گلوباليزيشن" در آنها آورده شده است.
نامگذاري امريست عمومي ما براي افراد،خانواده ها،محلات، شهرها و......بسياري چيزهاي ديگر نامهاي مشخصي انتخاب ميکنيم و از آنجمله براي دوران هاي تاريخي و يا وقايع مهم نيز نامهاي مشخصي را بر ميگزينيم.. نامگذاري براي سهولت کار است و استفاده از نامهاي آشنا ما را از توضيحات اضافي بي نياز ميکند. امروزه وقتي از مراحل تاريخي مانند برده داري، فئوداليسم و يا سرمايه داري در گفتگو و يا نوشتار استفاده ميشود همه ما ميدانيم صحبت از چيست و نيازي نيست که توضيحات تفصيلي آورده شود. براي اشاره به دوراني که با پايان جنگ جهاني دوم آغاز شد و با فروپاشي شوروي خاتمه يافت نيز اصطلاح مورد قبول و جاافتادهء "دوران جنگ سرد" را بکار ميبريم که نه تنها سالهاي مشخصي را تداعي ميکند بلکه تعيين کننده ترين تضاد هاي اين دوران در سراسر کرهء زمين را نيز توضيح ميدهد. " جنگ سرد" نامي است که به دوران مشخصي در تمام وجوه آن اشاره کرده و معناي دقيقي دارد.
پايان جنگ سرد با جهش هاي عظيمي در عرصهء ارتباطات مصادف شد . از اوائل سالهاي 1990 با ببازار آمدن "ديش" هاي گيرنده امواج صوتي و تصويري و سپس ايجاد خطوط انترنتي و سقوط قيمت ارتباطات که نتيجه آن سرعت بخشيدن بي سابقه اي در امر خبر گيري و خبر رساني و تبادل اطلاعات شد مردم جهان را تاحدي که قبلا در تصور نيز نميگنجيد بهم ديگر نزديک کرد. با ايجاد سرعت در ارتباط و حمل ونقل بنظر ميرسيد که جهان هر روز کوچک تر ميشود و براي اشاره به اين کوچک تر شدن اصطلاحاتي مانند "دهکده جهاني" و "دنياي کوچک" متداول شد.
دوران جنگ سرد با فروپاشي شوروي پايان يافته بود و تبعا دوران پس از آن خصوصيات ديگري داشت و لازم بود براي سهولت در کار براي آن نامي انتخاب شود. " گلوباليزيشن" يا " گلوباليسم"و يا همان"جهاني شدن" نامي است که دوران پس از دوران " جنگ سرد" را بايد تداعي کند و صرفا يک نام است و نه بيشتر از آن. اين دوران که ما در ابتداي آن قرار داريم خصو صياتي دارد که هنوز کاملا بر کسي روشن نيست . اينکه اين دوران چه مراحلي را طي خواهد کرد و يا چگونه خاتمه خواهد يافت نا مشخص است. آنچه مشخص است اين است که با آغاز قرن بيست و يکم ما بطور قطعي به دوراني پاگذارده ايم که با دوران هاي قبلي تفاوت هاي ماهوي بسياري دارد و گويا قرارداد نانوشته اي بوجود آمده که اين دوران جديد را دوران "گلوباليزيشن" بخوانند. ارتباطات در سطح جهان و ما بين مردم هر روز گسترش و سرعت بيشتري پيدا ميکند. محصولات ساخته شده در هر نقطه اي از جهان را ميتوان در نقاط ديگر جهان يافت. سفر کردن در جهان هر روز بيشتر و سريعتر ميشود. روزنامه نگاران ، دانشمندان، روشنفکران،سازمانهاي صنفي و ...... هر روز بيشتر جهاني ميشوند و در ارتباط با يکديگر قرار گرفته و از دستاورد و ايده هاي يکديگر بهره مند ميشوند.
با انتفال افراد به اين و آن سوي جهان هر چه بيشترفرهنگها در همديگر ادغام ميشوند. بر خلاف تصور برخي ها جهاني شدن تنها جنبهء اقتصادي ندارد و تمامي حوزه هاي ديگر از جمله مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي را شامل ميشود. برخي ها اين را نشانه هائي از آغاز پروسه ايجاد و تکوين يک تمدن جهاني ميدانند.
ارتباط سريع و روز افزون پيامدهاي شگرفي را بدنبال دارد، بروز يک بيماري واگير در هر نقطه اي از جهان با سرعت غير قابل تصوري ميتواند به جاي جاي اين جهان کوچک شده منتقل شود. تيترخبر هاي مهم در سراسر جهان هر چه بيشتر يگانه ميشوند. اعتصابات کارگران در هر کشوري ميتواند قيمت ها را در مکانهاي ديگر دستخوش تغييرکند.
پيامد سياستهاي دولتهاي جهان اثراتي جهاني دارند و هر روز نيز بيشتر ميشوند. خواستهاي مردم در يک کشور ميتواند سطح انتظارات در کشورهاي ديگر را بالا ببرد. آيا براي اولين بار ميرود که تمدني جهاني ايجاد شود ؟
تمدني که داراي نظم و قوانين جهاني نيز باشد؟ ما خواهان آن هستيم که سر کردگان نظام فقاهتي در دادگاه هاي بين المللي محاکمه شوند، آيا اين خود نشانه اي نيست که جهاني شدن آغاز شده است؟
حال بايد به اين سئوال پاسخ گفت که اين جهاني شدني که آغاز شده است چه پيامد هائي دارد و ما چگونه بايد با آن برخورد کنيم، آيا پيامدهاي آن براي ما خوب است و يا بد؟ ناگفته پيداست که در اثرجهاني شدن نيرو ها و گروههاي اجتماعي جديدي پديدار ميشوند و برخي از گروههاي سابقا موجود نيز زوال مي يابند. هنوز صف آرائي در سطح جهان دارد مراحل اوليه خود را طي ميکند و بسياري ناگزيري از انتخاب را درک نکرده اند، انتخابي که دير يا زود صورت خواهد گرفت.مخالفان و موافقان جهاني شدن هنوز طيف هاي همگوني نيستند. بعنوان مثال در ميان مخالفان جهاني شدن از گارگران آمريکائي و اروپائي تا طرفداران بنيادگرائي اسلامي و نظامهائي چون نظام فقاهتي در ايران را ميتوان يافت. کارگر غربي نگران ازدست دادن شغل خود و فقهاي ايراني نگران زوال باور هاي ديني مردم ايران و در نتيجه بيرون رانده شدن خود از قدرتند اما، هر دو با جهاني شدن مخالفند و در اعتراضات مشترک بر عليه جهاني شدن در کنار يکديگر قرار ميگيرند.
جهان ما هنوز استعداد هاي کشف نشدهء بسياري دارد و جهاني شدن امکان انکشاف استعداد هاي تمام ناشدني را ممکن ميسازد. شما کافي است به نيروي برق و استفاده از انترنت از طريق "ديش" يا خط تلفن دسترسي داشته باشيد در اين صورت يک فرد با استعداد در دور افتاده ترين روستاي ايران ميتواند استعداد و توانائي خود رابه بزرگترين کمپانيهاي جهان به مناسب ترين قيمت عرضه کند و بدون اينکه ازمحدودهء روستاي خود خارج شود به دنيائي از اطلاعات دسترسي داشته باشد. جهاني شدن محدوديتهاي زباني و فرهنگي را از ميان خواهد برد دير نيست که شما با کامپيوتر خود فارسي حرف بزنيد و مخاطب شما فرضا در چين آنرا چيني بشنود.
جهاني شدن مرز هاي ملي را از ميان نخواهد برد و فرهنگ يگانه اي را سامان نخواهد داد اما باحذف نقاط ضعف از آنها به با لندگي برخي ديگر کمک کرده و ارتباط ميان آنها را گسترش خواهد داد و نيازهاي نويني را بوجود خواهد آورد. جهاني شدن نيز در ابتدا ممکن است بسادگي مورد قبول واقع نشود و سود و زيان آن براي همه يکسان نخواهد بود اما آرام آرام راهي را که آغاز کرده ميپيمايد. بعنوان مثال اختراع ماشين بخار گر چه موقتا جاي نيروي "بازو" را گرفت و به بيکاري برخي کارگران منجر شد اما در ادامه صد ها رشته جديد توليدي را پديد آورد و تعداد بيشتري ازقبل را روانه کار کردن کرده و سطح زندگي را بالا برد و نياز هائي ايجاد کرد که قبل از آن موجود نبود. جهاني شدن امروز با موانعي از قبيل تعرفه هاي ملي و سخت جاني باور هاي عقب مانده و وجود حاکميتهاي توتا ليتز روبروست که بتدريج از پيش برداشته خواهند شد.
جهاني شدن تبعا ايجاد ثبات، امنيت و قانونمندي را در سطح جهاني الزام آور ميکند و موجوديت نظامهاي ماقبل جهاني شدن که در دوران " جنگ سرد" امکان ادامه حيات داشتند راباخطر روبروميکند. نظامهائي چون آنچه امروز در ايران حاکم است بايد از ميان بر داشته شوند. ايران مي تواند و بايد در ايجاد و گسترش راههاي ارتباطي و پائين آوردن هزينه هاي آن نقش شايسته خود را بازي کند . وجود حاکميت قرون وسطائي فقاهتي در منطقه اي به اهميت ايران قابل تحمل نيست بخصوص که ايران ميتواند و بايد پل ارتباطي مابين آسياي مرکزي و خاورميانه با ديگر نقاط جهان باشد.
همانگونه که در بالا اشاره شد جهاني شدن جنبه هاي متفاوت و گوناگوني دارد و تنها محدود به عرصهء اقتصادي نيست ، گر چه اين جنبهء آن نزد بسياري با اهميت تر و بيشتر مورد توجه است.
تغيرات فرهنگي؛ سياسي ، اجتماعي و اقتصادي همگي بر يکديگر اثر گذارند و در ضمن نمي توان بطور قطع حکم يگانه اي در بارهء درجهء اهميت تمامي جنبه هاي جهاني شدن براي همه جاي اين جهاني که هر روز کوچک تر ميشود را صادر کرد. بعنوان مثال ممکن است تغييرات و اثرات ناشي از جهاني شدن بلحاظ سياسي در ايران محسوس تر از جنبه هاي ديگر آن باشد، در صورتيکه در يک جامعهء فرضي ديگرشايد جنبه هاي اقتصادي آن چشمگير تر باشد. در بارهء اين تفاوت ها باز هم ميتوان در مقايسه گونه هاي متفاوت بسياري را ذکر کرد.
قصد از نوشتن اين چند سطر" تحليل" و تبيين همهء موارد و جنبه هاي مختلف جهاني شدن نيست که اين مهم نه در توان و نه ممکن است. در دنيائي که هر روز تخصصي تر ميشود اين مهم کار گروههاي متخصص است که در ضمن ابزار لازم را بطور گروهي در اختيار داشته باشند و چه بسا لازم شود که بارها و بارها به بازنگري هاي کارشناسانه پرداخته شود. اما با توجه به آنچه که ذکر شد يک چيز قطعيت دارد و آنهم اين که دوراني را که امروز اصطلاحا جهاني شدن ميخوانيم آغاز شده و اين دوران با دورانهاي ماقبل خود بسيار متفاوت است.
در آخرين دههء قرن پانزدهم ميلادي " کريستوفر کلمب" در پي يافتن راهي کوتاهتر به هندوستان به قارهء آمريکا رسيد، او مجموعا چهار بار به جائي که خود نميدانست کجاست سفر کرد. در بازگشت از اين سفر ها او برخي گياهاني که تا آن زمان در دنياي قديم ناشناخته بودند را با خودش به ارمغان برد ، از جمله ارمغانهاي "کريستوفر کلمب" براي دنياي قديم سيب زميني، گوجه فرنگي، انواع لوبيا ها، ذرت، تنباکو و .... بود. جهان که از سال صفر تا 1500 ميلادي و شايد هم هزاران سال قبل از آن بطور متوسط حدود 300 ميليون نفر جمعيت ثابت داشته است ، 200 سال پس از آشنائي دنياي قديم با ارمغانهاي " کريستفر کلمب" شمار جمعيت جهان شروع به جهش و تغيير کرد و تا اواخر قزن نوزدهم به مرز هاي 2 ميليارد نفر رسيد. شايد عجيب باشد که بگوئيم نقش و تاثير سيب زميني، گوجه فرنگي، لوبيا، ذرت و... که رشد جمعييت را ممکن ساخته بود، در تغيير چهرهء جهان از کورش، اسکندر و چنگيز خان بمراتب بيشتر بوده است. با جهاني شدن نيز دنيا دگرگون خواهد شد و در حال دگرگون شدن است. شناخت ما بر عمق و وسعت اين دگرگونيها با اشراف " کريستوفر کلمب" از تاثير ارمغانش براي جهان آنروز چندان قابل مقايسه نيست و ما ميتوانم با درک ضرورتهاي امروز جنبش دموکراسي خواهي در ايران حرکت آگاهانه تري را داشته باشيم.

 
نویسنده: دارا گلستان
مترجم :
منبع :
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ تحليلي بر آينده نگاري علم و فناوري در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات
 ايران خلاق: جهت‌گيري توسعه‌اي کشور در افق چشم‌انداز 20‌ساله
 آينده‌پژوهي عشق است و مکاشفه و اميد.چطور مي‌توان آينده‌پژوه شد؟
 A.A.B/ پامفا 1404: نخستين گام در مسير آينده نگاري ملي
 A.A.B/ آينده انديشي در حوزه علوم و فناوري هاي نوين
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد