صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
فروشگاه رایکا فروش پر تخفیف محصولات هیرشا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
سخن آغازين فصلنامه علمي تخصصي تکاپو
تعداد بازدید : 919
 
 

فصلنامه علمي تخصصي تکاپو / شماره 15 و 16 / پاييز و زمستان 1385 / ص 6-1

 

 

 

 

سخن آغازين

 

به لطف حضرت حق، پس از حدود يک سال و نيم تلاش و برنامه‌ريزي، ويژه‌نامه "اقتصاد تطوري و تغييرات نهادي" آماده عرضه شد. دغدغه‌اي که زمينه طراحي و تدوين اين مجموعه مقالات شد، مربوط به سؤالي است که سالها ذهن مرا به خود مشغول کرده است و البته پيش از من دغدغه افراد بسياري بوده است. در واقع اين سؤال، سؤالي است که ما همواره در زندگي روزمره با آن مواجه مي‌شويم و معمولاً پاسخي براي آن نمي‌يابيم و در بسياري از موارد موجب آزردگي خاطر ما و اطرافيانمان مي‌شود.

اين مسأله مسأله تغيير است: تغيير چگونه رخ مي‌دهد؟ چرا نوع و جهت تغييرها متفاوت است؟ آيا تغييرها به صورت آگاهانه و عامدانه رخ مي‌دهد و يا اساساً آيا امکان مديريت آنها وجود دارد؟ چه علت يا عواملي باعث شده است دو ملت که مثلاً از يک نژاد هستند دو تجربه تاريخي متفاوت داشته باشند؟ چرا کشورهايي که زماني در اوج قدرت سياسي و رونق اقتصادي بودند امروزه جايشان را به کشورهايي واگذار کرده‌اند که در آن زمانها مطرح نبودند و يا اصلاً وجود نداشتند؟ آيا امکان تغيير مسير وجود دارد؟ چگونه؟ آيا مي‌توان از تجارب کشورهاي موفق براي بهبود اوضاع ساير کشورها نسخه برداري کرد؟ آيا کشورها مي‌توانند مستقل از مسير تاريخي که طي کرده‌اند سياستهاي موفق ساير کشورها را تقليد کنند؟ اگر پاسخ اين سؤال منفي باشد، آنگاه چيستي اين اثر تاريخي و چگونگي اثر گذاري آن مسأله مي‌شود و اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه سؤال از شرايط تقليد موفق از يک طرف و سؤال از عدم همگرايي تاريخي ملل مختلف از طرف ديگر مسأله مي‌شود.

هر چند اين سؤالها کلي و کلان است ولي ما نمونه‌هاي آن را به وضوح در سطح خرد لمس مي‌کنيم. يکي از دوستان که چند صباحي در انگلستان زندگي کرده است مي‌گفت «من وقتي اين کهنسالان انگليسي را مي‌بينم ناراحت مي‌شوم و از خودم مي‌پرسم چرا پدر و مادر من بايد در ميانسالي از دنيا بروند و اين مردم اين قدر زندگي کنند؟» اين پرسش در واقع سؤال از علل تفاوتِ اميد به زندگي در دو کشور است. همين سؤال را مي‌توان در مورد تفاوتهاي آموزشي در مدارس، تفاوتهاي درآمدي، اختلافات فرهنگي و مانند آن پرسيد و گفت که چرا کشور يا منطقه ضعيفتر نمي‌تواند خود را به ديگران برساند و چرا ديگران که از ساير ابعاد ضعيفترند نمي‌توانند خود را به اين کشور برسانند؟

همان طور که مشخص است اين سؤال بسيار وسيع است و بالطبع پاسخهاي نصفه - نيمه متعددي هم به آن داده شده است. همچنين طبيعت اين سؤال به نحوي است که به ساحتهاي مختلف زندگي انسان مربوط مي‌شود و بالمآل پاسخهاي آن را بايد از تعامل علوم مختلف يافت و در اين معنا سؤالي بين رشته‌اي است.

از آنجا که اين سؤال براي متفکراني مطرح شده است که در گرايشهاي مختلف علوم اشتغال داشته‌اند، در بسياري از گرايشهاي علمي، شاخه‌اي از مباحث هم به بحث تغيير اختصاص يافته است. متفکران علوم زيستي قرنهاي متمادي به اين موضوع فکر کرده‌اند که آيا موجودات از ابتدا به شکل کنوني خلق شده‌اند و يا در طول دوره‌هاي زماني طولاني از گونه‌اي به گونه ديگر و از طوري به طور ديگر تبديل شده‌اند؟ متخصصان زبان و فلسفه زباني به رابطه متقابل تفکر و زبان پرداخته‌اند و به اين سؤال انديشيده‌اند که آيا زبان به طور ساده بازنمايي آن چيزهايي است که به فکر انسان خطور مي‌کند و يا اينکه تفکر انسان خود تحت تأثير زبان شکل مي‌گيرد و تغيير مي‌کند و بالاخره اينکه تفکر و زبان در تعامل با يکديگر چگونه در طول زمان تغيير کرده‌اند و به شکل امروزي درآمده‌اند؟ در همين راستا، تاريخ شناسان تلاش کرده‌اند براي تبيين تحولات تاريخي، طي قرون و اعصار متمادي، نظريه‌هايي را مطرح کنند و آن را نقد و بررسي کنند. در همين رابطه کساني که متأثر از جامعه‌شناسان بودند بر نقش عوامل اجتماعيِ تغيير تأکيد کرده‌اند و کساني که متأثر از جغرافيدانان بوده‌اند و يا خود زندگي در مناطق مختلف آب و هوايي را تجربه کرده‌اند بر نقش عوامل محيطي و جغرافيايي تأکيد کرده‌اند و آنهايي که تحت تأثير روش عمومي اقتصاددانان بوده‌اند سعي کرده‌اند پايگاه تغيير را در روش و منش فردي و تعاملات افراد دنبال نمايند.

همان طور که مشهود است تغيير در سطوح مختلف رخ مي‌دهد؛ از تغييرات ژنتيکي تا تغييرات تاريخي. و بالمآل تحليل آن نيز مستلزم يک تحليل چند لايه است که معمولاً هر لايه آن با يکي از رشته‌هاي علمي قرابت بيشتري دارد. و البته نکته‌اي که بر پيچيدگي تحليل مي‌افزايد تعامل لايه‌هاي مختلف تغيير و در نتيجه تعامل لايه‌هاي مختلف تحليل است. اين تعامل و روابط متقابل است که ارائه تحليلهاي متلائم و سازگار را دشوار مي‌کند و ايجاب مي‌کند که با طرح مسائل هستي‌شناختي، معرفت شناختي، روش‌شناختي و حتي استعاره‌ها و تشبيه‌ها گامي به سوي روش مناسب براي تحليل تغييرات برداشته شود.

براي مثال آيا مي‌توان از تشبيه‌هاي زيست شناختي براي تحليل تغييرات استفاده کرد يا نه؟ پاسخ بسياري از اقتصاددانان به اين پرسش مثبت است و در عين حال اقتصاددانان برجسته‌اي مثل شومپيتر برآنند که بهترين استفاده ما از زيست شناسي آن است که کاري با آن نداشته باشيم (نقل به مضمون). در سطح هستي شناختي اين سؤال مطرح است که آيا امکان وقوع پديده‌هاي تازه وجود دارد؟ مثلاً آيا امکان دارد چيزي در نوزادان مشاهده شود که آن چيز با مطالعه ژنها و ترکيبات آنها قابل پيش‌بيني نباشد؟ يا به طور مشابه، آيا امکان دارد که در سطح اجتماعي ويژگيهاي نوظهوري رخ نمايد که از مطالعه افراد تشکيل دهنده آن جامعه قابل پيش‌بيني نباشد؟ به تبع اينکه ما قائل به اين ويژگي هستي شناختي (تازگي) باشيم يا نباشيم آنگاه اين سؤال روش شناختي پيش مي‌آيد که آيا تغييري که در جامعه رخ مي‌دهد صرفاً محصول تعامل عواملي است که در يک لايه پايين‌تر قرار دارند يا مي‌تواند ماحصل عواملي در همين لايه هم باشد؟ سؤال ديگر اين است که آيا تغييرات تدريجي است يا ناگهاني و انقلابي؟ براي مثال يکي از تفاوتهاي اساسي داروين و مارکس، در پاسخ به همين سؤال نمود مي‌يابد: اولي سخن از تغييرات تدريجي به ميان مي‌آورد و دومي سخن از مراحل مختلف کمون اوليه، سرمايه‌داري و غيره مي‌راند.

در نتيجة پاسخهاي مختلفي که به اين سؤالها داده شده، نحله‌هاي فکري مختلفي در اقتصاد و علوم اجتماعي شکل گرفته و طيفهاي متفاوتي به وجود آمده است که اتفاقاً از نظر دلالتهاي سياستي بسيار متباينند: از هايک و اتريشي‌ها گرفته تا مارکس و مارکسي‌ها و از وبلن و نهادگرايان قديم گرفته تا داگلاس نورث و نهادگرايان جديد، هر يک در جايي از اين طيف قرار گرفته‌اند و همگي تلاش دارند پويايي‌هاي مشاهده شده افراد و جوامع را تبيين کنند.

 

از همين تصوير مختصر روشن است که اين مجموعه، قطره‌اي در مقابل دريا است. با وجود اين اميد مي‌رود همين مجموعه کوچک فتح باب خوبي باشد و زمينه مطالعات بيشتر را، البته در کنار کارهاي ديگران، فراهم کند.

اين مجموعه چند ويژگي دارد که درخور توجه است:

1.   اولين گام مهمي که در اين ويژه‌نامه برداشته شده کنار گذاشتن واژه کاملاً غلط تکامل به عنوان معادل Evolution و به جاي آن استفاده از واژه‌هايي چون تطور و تحول است. بسياري از کساني که پيشتر در اين وادي قلم زده‌اند به غلط بودن تکامل به عنوان معادل Evolution اذعان داشتند ولي به دليل سنت پيشين در به کارگيري از اين معادل به استفاده از آن ادامه داده‌اند. بعضي هم آن را کنار گذاشته‌اند (مثل دکتر سعيد زيبا کلام در کتاب معرفت شناسي اجتماعي) ولي اين کار فراگير نشده است. در اين نشريه استدلالهاي مختلفي مبني بر غلط بودن اين معادل مطرح شده و به جاي آن از واژه تطور استفاده شده است. البته لااقل دو واکنش به اين تغيير معادل نشان داده شده است. واکنش اول اين است که تکامل معادل درستي نيست، ولي تطور هم معناي مورد نظر را در ذهن متبادر نمي‌کند. شايد در ابتدا اين طور باشد، همان طور که تکامل و صدها واژه ديگر چنين بوده است ولي به تدريج معناي آن روشن خواهد شد و در اذهان جا باز خواهد کرد. اما موضع دوم اين است که Evolution اساساً ناظر بر تکامل است. که اين موضع کاملاً اشتباه است و ان شاء ا... به تدريج براي دوستان روشن خواهد شد.

2.   دستاورد دوم اين است که اين مجموعه اولاً نسبت به کل ادبياتي که پيش از اين در اين ارتباط عرضه شده سهم قابل توجهي دارد و ثانياً حاوي مقالات و مطالبي است که طيف وسيعي از رويکردها را شامل مي‌شود. مثلاً مقاله آرمن آلچيان يک مقاله کلاسيک است، مقاله نلسن و وينتر جمع‌بندي تحول بيست ساله نظريه‌اي است که با هم در سال 1982 مطرح کردند، مقالات هاجسن روشنگر جمع‌بندي رويکرد تطوري وبلن و اقتصاد نهادگراي قديم است و مانند آن.

3.   اين مجموعه عمدتاً نتيجه تلاشهاي دانشجويان علاقه‌مندي است که بدون چشم داشت با نشريه همکاري کرده‌اند و اين به نوبه خود دستاورد بزرگي تلقي مي‌شود.

لازم است در اينجا چند نکته ديگر هم طرح شود:

1.   با توجه به موضوعي بودن اين نشريه و تخصصي شدن کارها، از اين شماره استفاده از سردبير موضوعي به طور جدي‌تري دنبال شد. به اين ترتيب، آقاي ابوالفضل پاسباني عهده‌دار ويژه‌نامه «دغدغه‌هاي» تمدن شدند. اين مجموعه قرار است به مناسبت پاسداشت زحمات استاد ارجمند جناب آقاي دکتر محمد حسين تمدن جهرمي تدوين شود. شماره بعدي به بحث «اقتصاد کلان سياسي جديد» اختصاص يافته و جناب آقاي دکتر تيمور رحماني زحمت هدايت آن را بر عهده گرفته‌اند. شماره ديگر نشريه به موضوع بسيار مهم «رياضيات و اقتصاد» اختصاص يافته و جناب آقاي دکتر محمد حسين پور کاظمي براي هدايت مجموعه تقبل زحمت کرده‌اند. دو شماره بعد از آن هم به ترتيب به موضوعات «روش‌شناسي علم اقتصاد» و «انتخاب عمومي» اختصاص يافته و به ترتيب آقايان دکتر بايزيد مردوخي و دکتر محمد قاسمي عهده‌دار زحمت هدايت آن شده‌اند. براي آشنا شدن علاقه‌مندان با محورهاي اصلي بحث، به همت سردبيران ويژه‌نامه‌ها، سه شماره آتي هم معرفي موضوع شده است.

2.   گام دومي که براي هدايت علمي نشريه برداشته شده، تشکيل هيئت تحريريه است. در دعوت از اعضاي محترم چند نکته مطمح نظر بوده است. اولين نکته استفاده ترکيبي از تجربه استادان و شور هدفمند جوانان اين رشته است. لذا هم از استادان با تجربه دعوت به همکاري شد و هم از دانش پژوهان جوان. نکته دوم اين بود که تجربه نشان داده است که مطالعه عميق هر موضوع نهايتاً سر از رشته‌هاي مجاور علوم اجتماعي در مي‌آورد و بدون اطلاع از اين رشته‌ها اولاً هدايت و ارزيابي صحيح مطالعات ميسر نمي‌شود و ثانياً احتمال انجام دادن کارهاي موازي و تکراري افزايش مي‌يابد. لذا بنا بر آن شد که ترکيبي از اقتصاددانان و متخصصان ساير علوم اجتماعي دعوت به همکاري شود. از اين رو، از آقاي دکتر سعيد زيبا کلام از رشته فلسفه، آقاي دکتر عباس منوچهري از رشته علوم سياسي، و آقاي دکتر حسين کچويان از رشته علوم اجتماعي نيز دعوت به همکاري شد.

3.     به دليل حجيم شدن نشريه تصميم گرفته شد ويژه نامة «اقتصاد تطوري و تغييرات نهادي» در دو قسمت منتشر شود.

4.   بي ترديد اين مجموعه کوچک به اين مرحله از رشد خود نمي‌رسيد اگر زحمات دوستان سابق و لاحق نبود. اين نشريه به همت مسئول سابق جهاد، جناب آقاي عباس جوهري، پايه‌گذاري شد و چهار شماره اوليه در دوره ايشان منتشر شد که البته در اين دوره نيز دوستان زيادي در اين کار مشارکت کردند. پس از ايشان جناب آقاي ابوالفضل پاسباني عهده‌دار مسئوليت جهاد دانشگاهي در دانشکده اقتصاد شدند و به عنوان مدير مسئول در رشد و نمو نشريه نقش جدي ايفا نمودند. هم‌اکنون ايشان در مقطع دکتراي دانشگاه مفيد مشغول ادامه تحصيل شده‌اند و به همين دليل ديگر مسئوليت جهاد دانشگاهي را بر عهده ندارند. لذا لازم است ضمن عرض تبريک، به دليل ورود به اين مقطع و آرزوي موفقيت براي ايشان، از زحمات چند ساله ايشان جهت پيشبرد اين نشريه نيز تقدير و تشکر شود.

5.   در اين شماره نيز دوستاني عهده‌دار زحمت بوده‌اند که لازم است مراتب قدرداني و سپاس خود را نسبت به ايشان اعلام نمايم. جناب آقاي اصلان قودجاني تقريباً تمام ترجمه‌ها را بازخواني کردند و بعضي از آنها را با متن اصلي تطبيق دادند که واقعاً بايد اذعان کرد اين کار بسيار سخت و طاقت فرسا است. جناب آقاي محمود مشهدي احمد نيز در اصلاح ترجمه يکي از مقالات مهم (نلسن و وينتر، 1982) به ما ياري رساندند. خانم سحابه جليلي در هماهنگي امور داخلي نشريه و خانم زهرا ميرزايي در حروفچيني مطالب نقش مؤثري ايفا کردند. آقايان مهدي قاسمي و سيد سعيد موسوي نيز در بازخواني نهايي متن ما را ياري کردند. به راستي از همة اين عزيزان متشکرم.

 

و منه التوفيق

علي نصيري اقدم

 
نویسنده: علي نصيري اقدم
مترجم :
منبع : فصلنامه علمي تخصصي تکاپو
تاریخ : پاييز و زمستان 1385
مطالب مرتبط
 
 تجارت الکترونيک چيست؟
 تبليغات در وب
 A.A.A/ روند يارانه ها در كشور(1382-1352) و اثرات نقدي كردن يارانه ها، سخنراني دکتر شيرکوند
 A.A.A/ اقتصاد يارانه، نقدي کردن يارانه ها و آثار اجتماعي-اقتصادي، سخنراني دکتر حيدر پوريان
 A.A.A/ يارانه نقدي: بايد و نبايدها، سخنراني دکتر توکلي
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد