صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
A.A.B/ موانع تأثير انذار و تبشير در انسان
تعداد بازدید : 620
 
 

اشاره:
پيامبران در سطح گسترده‏اي درگير هدايت و کنترل رفتار انسان‏ها بوده‏اند. آن‏ها با استفاده از انذار و تبشير، مردم را ترغيب مي‏کرده‏اند تا اعمالشان را کنترل کنند. با وجود منهيات و اعلام نتايج شوم گناهان، و با وجود اوامر مؤکد در انجام تکاليف و وعده پاداش‏هاي فراواني به مؤمنان و مخلصان، واکنش مردم نسبت به اين «بيم و اميدها» يکسان نبوده است. بعضي از مردم چنان تحت تأثير پيام دعوت پيامبران واقع مي‏شدند که خود را فداي دينشان مي‏کردند، در حالي که برخي ديگر نه تنها گفته‏هاي پيامبران را رد مي‏نمودند، بلکه انذار و تبشيرها را بي‏ارزش تلقي کرده، آن‏را به تمسخر مي‏گرفتند. مخصوصاً فرمانروايان و ثروتمندان و رهبانان جامعه که سرمست عيش و نوش، و مغرور به مال و مکنت يا علم و دانش خودشان بودند، سرسختانه کمر به مبارزه با ايشان مي‏بستند و بسياري از قشرهاي ديگر را به دنبال خود مي‏کشاندند و از پيروي حق بازمي‏داشتند. خداوند دراين‏باره، آيات الهي را به بادهاي بشارت‏آور تشبيه کرده است: همانگونه که خداوند براي احياي زمين‏ها، بادها را بشارت‏دهنده باران رحمت خود به نقاط مختلف مي‏فرستد و با آن زمين‏هاي مستعد و هموار و پاکيزه را سرسبز و زنده مي‏گرداند، براي احياي ملت‏ها نيز، پيامبران را به عنوان بشارت‏دهندگاني همراه با آيات هدايت به سوي همه ملت‏ها و سرزمين‏ها مي‏فرستد، ولي بعضي از ملت‏ها و سرزمين‏ها خود را آماده پذيرش هدايت و تربيت کرده و آيات الهي را در خود مي‏پذيرند و زنده مي‏شوند و بعضي همچون زمين‏هاي بلند و ناهموار و آلوده در اثر گناه و تکبر و پليدي‏ها، آيات الهي را نمي‏پذيرند و از هدايت و تربيت الهي به دور مي‏مانند؛

«هُوَ الَّذي يُرسِلُ الرِّياحَ بُشراً بَينَ يَدَي رَحمَتِهِ؛1 او کسي است که بادها را بشارت‏دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مي‏فرستد».

در اين‏جا سؤالي مطرح مي‏شود که: چرا با اين‏که مي‏دانيم دستور از طرف خداوند صادر شده و متن و محتواي آن دستور، کتب آسماني و الهي است و مجريان آن پيامبران و مؤمنان هستند و جايگاه ابدي پاداش و کيفر، بهشت و جهنم است؛ اکثر مردم اين هشدارها را نمي‏پذيرند؟!

در پاسخ بايد گفت: مرور آيات مربوطه نشان مي‏دهد که دليل اين واکنش‏ها نداشتن قابليت و توانايي لازم در بسياري از مردم است و به اصطلاح «عيب از دين نيست، بلکه از ديندار است».


برخي عنوان‏هاي قرآني موانع انذار

در قرآن به آيات زيادي برمي‏خوريم که علت اين پديده را وجود مانع و حجاب بر عقل، قلب، گوش و چشم انسان مي‏داند، موانعي که درک و فهم صحيح محتواي وحي و کلمات معصومين (عليهم‏السلام) را غير ممکن مي‏سازد.

حال به ذکر چند مورد از موانع و حجاب‏هايي که در قرآن منعکس شده مي‏پردازيم:

«إنَّ الَّذينَ کَفَروا سَواءٌ عَلَيهِم ءَأنذَرتَهُم، أم لَم تُنْذِرهُم لا يُؤمِنُون‏ خَتَمَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِم وَ عَلي سَمعِهِم وَ عَلي أبصارِهِم غِشاوَةٌ وَ لَهُم عَذابٌ عَظيمٌ؛2 کساني که کافر شدند، براي آنان تفاوت نمي‏کند که آنان را (از عذاب الهي) بترساني يا نترساني؛ ايمان نخواهند آورد. خدا بر دل‏ها و گوش‏هاي آنان مهر نهاده؛ و بر چشم‏هايشان پرده افکنده و عذاب بزرگي در انتظار آن‏هاست».


پيامد عدم تأثير انذار

در نتيجه، اين زنگار و پرده‏ها باعث به وجود آمدن قساوت قلب مي‏شود؛

«ثُمَّ قَسَت قُلُوبِکُم مِن بَعدِ ذلکَ، فَهِيَ کَالحِجارَةِ أو أشَدُّ قَسوَةً؛3 سپس دل‏هاي شما بعد از آن سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‏تر».

قساوت قلب موجب مي‏شود که در برابر انذار و تبشير؛ حالت خوف و خشيت، اشتياق و نظائرِ آن در دل انسان حاصل نشود. واعظي را در نظر مي‏گيريم که عده‏اي را به يک نحو موعظه مي‏کند، اما عکس‏العمل وعظِ وي در همه افراد يکسان نيست. يکي در حدي متأثر مي‏شود که غش مي‏کند و آن ديگري نه تنها متأثر نمي‏شود؛ بلکه از تأثر و غش کردن فرد اول تعجب مي‏کند. مفهوم يکي است و افراد هم از مفهوم درک مساوي دارند؛ ولي تأثر و عکس‏العمل قلبي در آن‏ها متفاوت است.4

تا اين‏جا فهميديم که موانع و حجاب‏هايي باعث بسته شدن درهاي معرفت و افزايش قساوت و سختي قلب مي‏شود؛ ولي اکنون در صدد آنيم که بدانيم چه علل و عواملي باعث به وجود آمدن قساوت قلب مي‏شود.


عوامل عدم تأثير انذار در انسان

در قرآن، اين مسئله مهم در آياتِ فراواني تعقيب شده و عوامل اصلي آن تبيين گشته است که برخي عوامل را مورد بحث قرار مي‏دهيم.


1ـ هواپرستي

اولين و مهم‏ترين عامل، «هواپرستي» است که ام‏المفاسد و اساس و مبناي ساير انگيزه‏ها به شمار مي‏رود.

هوي به معني تمايل به شهوات است و گفته‏اند در اصل از واژه «هَوْي» به معني سقوط از بلندي گرفته شده است، چرا که سبب مي‏شود انسان سقوط کند و در دنيا گرفتار انواع مصائب و در آخرت گرفتار آتش دوزخ شود.5

«کُلَّما جاءَهُم رَسُولٌ بِما لا تَهوي أنفُسُهُم فَريقاً يَقتُلُون؛6 هر گاه پيامبري حکمي برخلاف هوس‏هاي نفساني آن‏ها مي‏آورْد، عده‏اي را تکذيب کرده و عده‏اي را به قتل مي‏رساندند».

اين راه و رسم افراد منحرف خودخواه است که به جاي پيروي از رهبرانشان، اصرار دارند رهبران، تابع تمايلات و خواسته‏هايشان باشند، در غير اين صورت حق رهبري و حق حيات براي آنان قائل نيستند.7

اين است آثار شوم هواپرستي که نه تنها انذار و تبشير در آن‏ها اثر نمي‏گذارد بلکه خون پيامبران خدا را مي‏ريزند و زشتي اين عمل را درک نمي‏کنند.


2ـ حب دنيا

دومين عاملِ قساوتِ قلب، دلبستگي به دنيا و تجملاتِ آن است. دوستداران دنيا کساني هستند که محورِ افکار و انديشه‏ها، گفتار و نگرش‏هايشان را اُمور دنيا تشکيل مي‏دهد. توجه و تعلق خاطرشان به لذت‏ها و نعمت‏هاي دنياست و به آخرت نمي‏انديشند و جهان آخرت براي آن‏ها جاذبه‏اي ندارد. بنابراين انذار و تبشير بر منکرانِ آخرت اثر نمي‏گذارد؛

«ذلک بِأَنَّهم استَحبُّوا الحَياةَ الدُّنيا عَلَي الأخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهدِي الْقَومَ الکافِرينَ أُولئِکَ الَّذينَ طَبَعَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِم و سَمْعِهِم وَ أبصارِهِم؛8 اين به خاطر آن است که زندگي دنيا را بر آخرت ترجيح دادند؛ و خداوند افراد بي‏ايمان (لجوج) را هدايت نمي‏کند. آن‏ها کساني هستند که خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مُهر نهاده است».


3ـ جهل

«کَذلِک يَطبَعُ اللّهُ عَلي قُلُوبِ الَّذينَ لا يَعلَمُونَ؛9 اين گونه خداوند بر دل‏هاي آنان که آگاهي ندارند (جاهل‏اند) مُهر مي‏نهد».

در اين آيه تأکيد مي‏کند که در قرآن براي مردم هر گونه مثالي زديم و حقايق را به صور مختلف؛ گاه وعده و وعيد، زماني امر و نهي، گاهي بشارت و انذار و گاه از راه‏هاي استدلالي بيان کرديم، ولي گروهي آنچنان جاهل‏اند که اگر هر آيه و نشانه‏اي بياوري باز مي‏گويند شما اهل باطليد و مي‏افزايد: اين‏ها همه به خاطر اين است که خداوند بر دل‏هاي کساني که نمي‏دانند و بر جهلِ خويش اصرار دارند و هرگز حاضر نيستند جوياي حق شوند مُهر مي‏نهد و درک و تشخيص را از آنان مي‏گيرد. در حقيقت اين آيه اشاره به يکي از بدترين انواع جهل يعني «جهل مرکّب» مي‏کند، يعني فرد در عين اين‏که جاهل است خود را عالم مي‏پندارد و اگر کسي هم بخواهد او را از جهلش بيدار کند گوش شنوا ندارد. پس در جهل مرکب ابدالدهر بماند.10

پس قلب‏هاي تاريکِ جاهلانِ متعصب در برابر انذار و تبشير پيامبران کم‏ترين اثري از خود نشان نمي‏دهند.


4ـ تعصب و لجاجت

«وَ مِنْهُم مَن يَستَمِعُ إلَيکَ وَ جَعَلنا عَلي قُلُوبِهِم أَکِنَّةً أن يَفقَهُوهُ وَ في آذانِهِم وَقْراً وَ إن يَرَوا کُلَّ آيةٍ لا يُؤمِنوا بِها حَتّي إذا جاؤُکَ يُجادِلُونَکَ يَقولُ الَّذينَ کَفَروا إن هذا إلا أساطيرُ الأوّلين؛11 پاره‏اي از آن‏ها به (سخنان) تو، گوش فرا مي‏دهند؛ ولي بر دل‏هاي آنان پرده‏ها افکنده‏ايم تا آن را نفهمند و در گوش آن‏ها، سنگيني قرار داده‏ايم. و (آن‏ها به قدري لجوج‏اند که) اگر تمام نشانه‏هاي حق را ببينند، ايمان نمي‏آورند تا آن‏جا که زماني به سراغ تو مي‏آيند که با تو پرخاشگري کنند. کافران مي‏گويند: اين‏ها فقط افسانه‏هاي پيشينيان است».

آيه در موردِ ابوجهل است و با صراحت مي‏فرمايد که بر دل‏هاي اين لجوجان متعصب و خودخواه پرده افتاده است. منظور از قرار گرفتن پوشش و پرده بر دل‏ها اين‏است که اصرار و لجاجتِ آن‏ها بر کفر و عداوت نسبت به حق همانند پرده‏اي بود که مانع از ايمان مي‏گرديد.12


5ـ تقليد کورکورانه از آباء و اجداد

هر چند پدران و نياکان در اسلام از احترام خاصي برخوردارند ولي علاقه دروني نبايد سبب شود که انسان دستگاه تفکر خود را تعطيل سازد و خود را کاملاً در اختيار آنان بگذارد. لذا قرآن، آن‏جا که دستورِ احترام به آنان را مي‏دهد، يادآور مي‏شود که اگر پدر و مادر، فرزند را به شرک دعوت کنند، نبايد از آنان پيروي کرد.13

قرآن در آياتي، پيروي کورکورانه از آباء را مايه گمراهي مي‏داند و در اين مورد مي‏فرمايد:

«وَ إذا قيلَ لَهُم تَعالَوا إلي ما أَنزَلَ اللّهُ وَ إلي الرَّسولِ قالوا حَسبُنا ما وَجَدنا عَلَيهِ آباءَنا أَوَ لَو کانَ آباؤُهُم لا يَعلَمُونَ شَيئاً وَ لا يَهتَدُونَ؛14 و هنگامي که به آن‏ها گفته شود: به سوي آن‏چه خدا نازل کرده و به سوي پيامبر بياييد، مي‏گويند آن‏چه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است؛ آيا اگر پدران آن‏ها چيزي نمي‏دانستند و هدايت نيافته بودند (باز از آن‏ها پيروي مي‏کنيد)؟»

از اين آيه و آيات ديگر (اعراف/ 28، لقمان/ 21 و زخرف/ 23) چنين استنباط مي‏شود که تنها دليلشان براي مخالفت با انبيا همين مسئله تقليد کورکورانه از پدران و نياکان است و به اين ترتيب، عاداتِ ناپسند از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‏شود و روح تقليد چنان حجابِ ضخيمي بر عقل و فکر آن‏ها مي‏اندازد که هر حقيقتي را منکر مي‏شوند.15


6ـ وسوسه‏هاي شياطين

يکي ديگر از عواملي که موجب قساوت قلب و افکنده شدن پرده بر دل و ديده مي‏شود وسوسه‏هاي شيطان است. البته بر خلافِ آنچه که بعضي مي‏پندارند، «شيطان» اسم خاصِ ابليس نيست، بلکه مفهومِ عامي دارد و شامل هر موجودِ متمرّد و طغيانگر و خرابکاري مي‏شود، خواه از جن باشد خواه از انسان‏ها و يا غير آن‏ها.

«فَلَولا إذ جاءَهُم بَأسُنا تَضَرَّعوا وَ لکِن قَسَتْ قُلُوبُهُم وَ زَيَّنَ لَهُم الشَّيطانُ ما کانُوا يَعمَلُون؛16 چرا هنگامي که مجازات ما به آنان رسيد، تسليم نشدند و خضوع نکردند؟! بلکه دل‏هاي آن‏ها قساوت پيدا کرد و شيطان، هر کاري را که مي‏کردند، در نظرشان زينت داد».

اين آيه از گروهي از اقوام پيشين سخن مي‏گويد که پيامبراني به سراغ آن‏ها آمدند ولي آن‏ها از تسليم شدن در برابر حق، سرباز زدند. قرآن مي‏فرمايد: چرا هنگامي که مجازات‏ها به سراغشان آمد تسليم نشدند؟ بعد، عاملِ آن را دو چيز مي‏داند: اول تيره و انعطاف‏ناپذير شدنِ دل‏ها و دوم: زينت دادنِ اعمال توسط شيطان به گونه‏اي که کارهاي خلاف را صواب و زشتي‏ها را زيبا مي‏پنداشتند.

غير از پديده‏هاي دروني، عوامل بيروني نيز بر عقل و درکِ انسان اثر مي‏گذارند و مانعِ معرفت و شناختِ حقايق مي‏شوند که در قرآن به برخي از اين عوامل اشاره شده است:


1ـ وجودِ رهبرانِ فاسد

نخستين گروهي که همواره در برابرِ دعوتِ انبيا موضع‏گيري مي‏کردند، سلاطين و زمامداران بودند. قدرت‏هاي حاکم بر جوامع که به استثمار و استعمارِ مردم مي‏پرداختند و هيچ‏گاه نمي‏توانستند وجودِ انبيا را تحمل کنند؛ دعوتِ انبيا را مخالفِ خواسته‏ها و منافعِ شخصي خود مي‏دانستند و براي نابودي ايشان از هيچ توطئه‏اي دريغ نداشتند. آن‏ها نه تنها خود ايمان نمي‏آوردند و هدايت نمي‏شدند بلکه در جهتِ گمراه کردنِ افرادِ ديگر نيز مي‏کوشيدند و برخي افرادِ جاهل نيز چشم و گوش بسته، دنباله رو آن‏ها بوده‏اند و با اين که پيامبرانْ گفتني‏ها را گفته‏اند و اتمامِ حجت نموده‏اند؛ با وجودِ داشتنِ اراده و اختيار، سخنانِ پيامبران را رها کرده و به دنبالِ گفتارِ بي اساسِ رهبران خود رفته‏اند.17

«وَ قالُوا ربَّنا إنّا أطَعنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأضَلُّونا السَّبيلاً؛18 و مي‏گويند: پروردگارا! ما از سران و بزرگانِ خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند».

البته وجودِ چنين افرادي، مختصِ به زمان انبيا نبوده، بلکه در همه جوامع و در جامعه کنوني نيز افرادِ پست و فرومايه و دوستانِ منحرف و بي‏بندوبار همان نقش را ايفا مي‏کنند.


2ـ وجودِ تبليغات سوء و محيط نامناسب

«قالَ فإنَّا قَد فَتَنَّا قَومَکَ مِن بَعدِکَ وَ أضَلَّهُمُ السَّامِري؛19 فرمود: ما قوم تو را بعد از تو آزموديم و سامري آن‏ها را گمراه ساخت».

آيه در موردِ قومِ موسي (عليه‏السلام) است که سامري از غيبتِ موسي (عليه‏السلام) سوء استفاده کرد و به منحرف ساختنِ گروهِ عظيمي از مردم از مسير توحيد پرداخت و از قرائن به دست مي‏آيد که او از تبليغاتِ خاصي براي فريب دادن مردم و شست‏وشوي مغزي آنان استفاده کرد به گونه‏اي که حجابي بر عقل آن‏ها افتاد و کم‏کم حرف‏هاي او را باور کردند و گوساله‏پرست شدند. موسي (عليه‏السلام) بعد از مراجعت به آن‏ها گفت:

«يا قَومِ أَلم يَعِدکُم رَبُّکُم وَعداً حَسَناً أَفطالَ عَليکُمُ العَهدُ أَم أَرَدتُم أَن يَحِلَّ عَلَيکُم غَضَبٌ مِن رَبِّکُم فَأَخْلِفتُم مَوعِدِي؛20 اي قوم من! مگر پروردگارتان وعده نيکويي به شما نداد؟! آيا مدت جدايي من از شما به طول انجاميد، يا مي‏خواستيد غضبِ پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کرديد؟!»

آن‏ها در جواب گفتند: ما به ميل و اراده خود از وعده تو تخلّف نکرديم بلکه،... سامري اين چنين القا کرد.21

براي اين‏که انذار و تبشير در متربّي تأثير مطلوبي به جا گذارد، مربي بايد با در نظر گرفتن اين موانع سعي در برطرف کردن آن‏ها و سپس به منظورِ تربيت متربّي اقدام نمايد.


پي‏ نوشت‏ها:

1ـ اعراف/ 57.

2ـ بقره/ 6 و 7.

3ـ بقره/ 74.

4ـ محمدتقي مصباح يزدي، اخلاق در قرآن، ص 344.

5ـ المفردات، المنجد.

6ـ مائده / 70.

7ـ ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 5، ص 29.

8ـ نحل / 107 و 108.

9ـ روم / 59.

10ـ ناصر مکارم شيرازي، پيام قرآن، ج 1، ص 327.

11ـ انعام/ 25.

12ـ ناصر مکارم شيرازي، پيام قرآن، ج 1، ص 335.

13ـ لقمان/ 15. به نقل از منشور جاويد، ج 3، ص 160.

14ـ مائده/ 104.

15ـ ناصر مکارم شيرازي، پيام قرآن، ج 1، ص 339.

16ـ انعام/ 43.

17ـ همان، ص 412.

18ـ احزاب/ 67.

19ـ طه / 85.

20ـ طه / 86.

21ـ طه / 86.

 

 
نویسنده: زينت مهتري
مترجم :
منبع : ماهنامه اجتماعي - سياسي - فرهنگي شميم ياس آذر 84
تاریخ : آذر 84
مطالب مرتبط
 
 A.A.A/ بشارت و رحمت كليد دعوت جهانى حضرت محمد صلى‌الله عليه وآله
 A.A.A/ دکترين نبوي، مهرباني و مهرورزي
 A.A.A/ مشورت در سيره پيامبر(ص)
 A.A.A/ نعت پيامبر اسلام در ديباچه هاي منابع تاريخي عصر مغول
 A.A.A/ موقعيت و نقش زن در اجتماع عصر رسول الله (ص)
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد