مقاله ها
نویسنده : اردیبهشت و خرداد 1385
بازدید : 641


این هشتمین قسمت از گفت‌وگوی استاد «محسن مقدمن با «اسماعیل جمشیدی» نویسنده «جوانان رستاخیز» است، در شماره‌های پیشین به نقاشی، ادبیات و ... پرداخته شد و این هفته سخن از هنر نمایش است و نمایش‌سازان برجسته. توجه شما را به این گفت‌وگوی گیرا جلب می‌كنیم، زیرا در خلال گفته‌ها و نظرهای استاد «مقدم» واقعیتها و نكات نظرگیری وجود دارد كه توجه به آنها، برای مشتاقان هنر، می‌تواند از هر حیث ارزنده و مفید به شمار آید.


تئاتر را چه می‌شود؟
آقای دكتر مقدم، بحث درباره تئاتر به خاطر نفوذ و پیشروی غیرقابل تصور سینما و تلویزیون داغ و پرهیجان است، مخصوصاً آنها كه عشق بزرگشان تئاتر است، یا تئاترنویس هستند؛ یا بازیگر تئاتر و بالاخره تماشاچی تئاتر. در هین جامعه امروزی ایران كم نیستند كسانی كه تئاتر را بر سینما ترجیح می‌دهند و حتی دیدن نمایشنامه تئاتری را بر بسیاری از سرگرمیهای دیگر حاضر به مبادله نیستند. اما در مقابل این عده قلیل گروهی اعتقاد دارند كه تئاتر مرده و دیگر نمی‌تواند چون گذشته شور و هیجان داشته باشد. من نمی‌دانم شما چقدر در جریان تئاترهای امروز تهران و ایران هستید، ولی لابد می‌دانید كه منطقه تئاترخیز تهران یعنی لاله‌زار مدتها است مرده، ولی در دیگر نقاط شهر تئاترهای جدیدی شروع به كار كرده‌اند كه البته اكثر آنها دولتی و یا وابسته به یك مؤسسه فرهنگی است.
به طور كلی نمی‌توان منكر این شد كه فعالیتهای تئاتر در كشور ما خیلی كم شده، جنبه حرفه‌ایش را از دست داده، كه از این بابت زنگ خطری متوجه این هنر شده است و چنین به نظر می‌رسد كه تئاتر در كشور ما دچار بیماری شده، شما در این باره چه فكر می‌كنید، به نظر شما تئاتر را چه می‌شود؟

مقدم ـ پیش‌بینی می‌كردم در سؤال خود تمام تقصیرهای شكست تئاتر را متوجه سینما خواهید ساخت. و نیز این را می‌دانم كه بسیاری از مردم چنین فكر می‌كنند، حتی بارها از طرف هنرپیشگان و هنرمندان تئاتر كه به سینما رو می‌آورند این مطلب عنوان شده است. به نظر من سیما هیچ‌وقت جای تئاتر را نمی‌تواند بگیرد و نمی‌گیرد، همان‌طور كه هیچ‌وقت عكس نمی‌تواند جانشین نقاشی باشد، البته در این مورد من كمی دچار شك هستم، چرا كه نفوذ و پیشرفت بیش از حد تصور كار سینما و تلویزیون لطمه زیادی به هنر تئاتر وارد می‌سازد.
اما عواملی كه ممكن است در این جانشینی تأثیر داشته باشد كارهای مشتركی است كه در هر دو مورد انجام می‌گیرد، مثل داشتن نویسنده و كارگردان و بازیگر و ...
تماشاچی حتی صدای نفس هنرپیشه را می‌شنود، و روابط فیزیكی را می‌‌بیند، در حالی كه در سینما همه این وقایع به صورت بزك شده و مخفی است، از همه اینها كه بگذریم وضع روانی هنرپیشه تئاتر است، كسی كه به سوی كار تئاتر راه می‌افتد یك عاشق است، عشقی كه به جنون می‌ماند، هنرپیشگانی بودند و ستند كه وقتی برای مدتی طولانی از صحنه تئاتر دور می‌شوند دچار بیماری می‌گردند، تعادل روانیشان را از دست می‌دهند، در حالی كه در سینما برای هنرپیشه سینما این احساسات وجود ندارد، در واقع تكنیك است كه بازی او را می‌سازد.

تئاتر از كجا آمده؟

سابقه تئاتر بسیار زیاد است،‌ ابتدا هنر تئاتر تقلید بوده، شاید پیش از تاریخ تئاتر هم جنبه سحر و جادو داشت،‌و مردم یا به اصطلاح مقدسین برای خوشامد ارواح و اینكه خدایان را متوجه نكاتی بكنند دست به نمایش می‌زدند. مردم آن عصر آرزوهای خود را به صورت یك نمایش به اطلاع خدایان می‌رساندند. در خانه من ـ موزه مقدم ـ یك قطعه ظرف سفالین دارم كه مربوط به 6000 سال قبل است، روی این سفال دو زن مشغول انجام حركاتی نمایشی هستند.

آیا اپرا هم تئاتر است؟

اپرا هم شعر است،‌هم رقص و موسیقی و هم تئاتر. اپرا از آن چیزهایی است كه فهم و دركش برای تماشاچی سخت است. به همین دلیل كسانی كه به اپرا می‌آیند اول متن را می‌خوانند تا موقع تماشا حواسشان باشد كه موضوع از چه قرار است، ریشه اپرا تقلید است كه در گروه نمایشهای حضوری قرار دارد.
اما وضع نمایش حضوری در ایران به چه صورت بوده؟ برای پاسخ این سؤال باز هم هنر تقلید را پیدا می‌كنیم و تعزیه.

تعزیه در ایران قبل از اسلام

برخلاف تصور بعضیها تعزیه قبل از اسلام هم بین ایرانیان وجود داشت، و حتی تعزیه از ایران به دیگر كشورها رفت، از جمله به محلی به نام ـ اوترامكاـ كه در نزدیكی شهر مونیخ واقع شده، و در این محل هر ده سال یك بار نمایش تعزیه‌خونی برپا می‌شود، ‌سابقه تعزیه در ـ اوترامكاـ از قرن 14 میلادی است، اهالی این شهر نذر كرده بودند كه هم زلفشان را بلند نگهدارند، هم ریش بگذارند و هم اینكه هر ده سال یك بار تعزیه عیسی مسیح را برپا دارند، تعزیه عیسی مسیح چیزی شبیه تعزیه امام حسین ما است و در آن نمایش چگونگی مصلوب شدن عیسی را مردم تماشا می‌كنند، حتی وضعیت نمایشی آن مثل تعزیه ایران كه در یك میدان دایره‌ مانند انجام می‌گیرد و آشكار است كه كارشان تقلیدی از تعزیه ایرانیها است كه از ما اقتباس كردند.
این دیگر لازم به گفتن نیست كه مذهب مسیح از شرق به غرب رفت، حتی موسیقی مذهبی كلیساها هم از شرق به غرب رفته، و این اقتباسها بیشتر در موقع جنگهای صلیبی انجام گرفت

قدمت تئاتر در مشرق زمین

می‌دانیم كه دستور عزاداری در قرآن نیامده، اما سه هزار سال پیش در ـ فینیفیه ـ برای ـ تموس ـ رب‌النوع گیاهان قمه‌زنی رواج داشته است. روی هم رفته تعزیه ریشه قدیمی غیراسلامی دارد. اما در اسلام این بازیها درام شده است. در حقیقت تئاتر غیر از این دو یعنی تقلید و تعزیه چیز دیگری نبود، به نظر من این سیاه‌بازی را یك قدری زیادی بهش اهمیت داده‌اند، اگر چه باید قبول كرد كه تقلید خودش یك نوع هنر است. ولی این نوع تقلید در تمام مردم است و مخصوصاً در طبقه كارگر... خیمه‌شببازی هم یك نوع تئاتر است.

جعفرخان از فرنگ آمده

آیا درست است كه تئاتر جدید با نمایش ـ جعفرخان از فرنگ آمده ـ در ایران پا گرفت، و فعالیتهای اولیه تئاتر مدرن را انجمن ایران جوان در تهران انجام داده است؟
من در ایران جوان چند نمایش خیمه‌شب‌بازی تماشا كردم، و نیز شادروان ـ ذبیح‌الله بهروز ـ هم نمایشی به نام جیك‌جیك علیشاه نوشته بود كه قسمتی ازآن را برای من خواند، اما آن مرحوم كه هم شاعر بود و هم نویسنده عقاید مخصوصی داشت كه همین عقاید موجب گردید او كه در طنز‌نویسی استعداد فراوان داشت، در این رشته پیشرفتی نكند. جعفرخان از فرنگ آمده ـ را كه نمایشی انتقادی است و مرحوم برادرم حسن مقدم آن را نوشته و به وسیله انجمن ایران جوان چاپ و به صورت تئاتر اجرا شد، می‌توان اولین نمایشنامه و اولین تئاتر مدرن ایرانی دانست، این نمایشنامه در اجرا بسیار موفق بود، و موفقیت غیرقابل تصور آن موجب شد كه هنر تئاتر به صورت مدرن در تهران دنبال شود، در آن وقت هنرپیشه حرفه‌ای نداشتیم و یادم است كه مرحوم كتر نامدار و یكی از رؤسای شهربانی، همچنین خود من در آن روزها در تهران تئاتر بازی كردیم.
مادرم گدار همسر موسیو گدار ایران‌شناس معروف كه در قست اول این سلسله گفتارها نامش آمده جزو اولین هنرپیشگان زنی است كه در تهران تئاتر بازی كرده‌اند.
موفقیت نمایش جعفرخان از فرنگ آمده، موجب شد كه نمایشنامه‌های دیگری هم در تهران روی صحنه بیاید، آدمهای با ذوق و استعداد به طرف این هنر كشیده شدند، و طولی نكشید كه تئاتر اهمیت شایسته‌ای خاصه در میان روشنفكران جوان پیدا كرد، وقتی زمانی تئاتر ما و بازیكنان تئاتر كارشان از جنبه هنری گذشته و سیاسی شد، شاید همنی ماجرا لطمه‌ای به ادامه پیشرفت سرعی این هنر زدو موجب شد كه برای كار نمایش در ایران محدودیت‌هایی به وجود آید.

هنرپیشگان امروز

علاقه من به تماشای تئاتر هنوز كم نشده، ولی در این سالها به علت گرفتاریهای شخصی كه در موزه خودم دارم نمی‌توانم آنطور كه باید و شاید در جریان تئاتر امروز قرار گیرد، اما بازیهایی از فخری خوروش ـ كشاورزـ و در گذشته ایرن ـ توران مهرزاد ـ پری صابری ـ شهلا جعفری و عده دیگری از هنرپیشگان دیده‌ام كه در مقایسه با بازیگران فرنگی قابل تحسین است. بازیهایی از انتظامی هم دید‌ه‌ام، رویهم رفته می‌شود گفت كه استعداد تئاتر در ایران خیلی زیاد است. در بعضی از جوانها و مخصوصاً میان دانشجویانم عشق عجیبی برای بازیگری تئاتر احساس كرده‌ام، ولی برای اینكه اینهمه شور و عشق، عظمت واقعی خود را پیدا كند نیاز به هماهنگی است، یكپارچه شدن فعالیون تئاتر ایران و همكاری لازم می‌تواند موجب بروز موفقیت شگفت این هنر در جامعه بشود.

پس شما فكر نمی‌كنید عمر تئاتر سر آمده؟

نه، هرگز من فكر می‌كنم در روزگاری كه ماشین روح و احساس انسان را می‌بلعد، تئاتر می‌تواند و باید به نجات انسان بیاید و برای تلطیف روحش نقش موثر داشته باشد، تئاتر نمی‌میرد و نباید بمیرد، اما این نوساناتی كه پیدا می‌كند بیشتر زاییده جریانات اجتماعی است كه هرگز باعث مرگ آن نمی‌شود و نباید بشود.


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *

 

سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر تجمیع
طراحی پرتال سازمانی - بهبود پورتال
طراحی فروشگاه اینترنتی حرفه ای بهبود