صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
رهبري(4)
تعداد بازدید : 894
 
 

تئوريهاي رفتاري رهبري را امري بسته تلقي كرده اند . در حاليكه رهبري يك وضعيت گروهي است كه عوامل ذيمدخل بسياري در آن وجود داشته و موثر واقع

مي شود . لذا بسته انگاشتن آن به گونه اي كه در تئوريهاي رفتاري مطرح شده درست نيست و چه بسا كه باعث كژ روي شود .

تئوريهاي اقتضايي :

در تئوريهاي اقتضايي تلاش شده است مناسب ترين سبك رهبري با توجه به شرايط موجود شناسايي شود . رابطه بين شيوه يا سبك رهبري و موقعيت رهبر مويد اين نكته است كه هر شيوه يا سبك رهبري ، مناسب وضع يا موقعيت خاصي است . ( رابينز – ص 602 ) . بنابراين لازم است موقعيت ارزيابي نمود . بدهي است كه در يك موقعيت يا وضعيت ، متغيرهاي اثرگذار و تعديل كننده بسياري وجود دارند كه شناسايي بسياري از آنها بيش از مقداري كه ممكن است مشكل باشد مهم و ضروري است .

ذيلا به برخي تئوريهاي اقتضايي اشاره مي شود :

1-                                    الگوي زنجيره رفتار رهبري تنتيام واشيت – در اين مدل رفتار رهبر مي تواند روي پيوستاري از رفتار دموكراتيك تا اقتدار طلب ( خود كامه ) قرار بگيرد . در حد فاصل ايندو و سبك و با درجات مختلف تركيب آنها مي توان سبك هاي مختلفي را تصور نمود . بطور كلي ، تفاوت دو سبك انتهايي پيوستار فوق مبتني بر تصورات رهبران از منابع قدرت و اقتدار و سرشت انسان است . روش اقتدار طلبانه فرض بر اين دارد كه قدرت رهبر ناشي از مقام اولست و مردم ذاتا تنبل و غير قابل اعتمادند . در حاليكه روش دمكراتيك قدرت را ناشي از مردم ( پذيرش رهبر از سوي آنها ) دانسته است . اين مدل مي تواند بر فرض اقتضايي موقعيت مبتني باشد . بدين معني كه موقعيت هاي مختلف حتي در يك كار يا يك سازمان سبك هاي خاصي را مي طلبد . ( هرسي و بلانچارد ، ص 166 – 165 )

2-                                     الگوي فيدلر :

فرض اساسي اين الگو بر آن است كه عملكرد موثر گروه مربوط است به رابطه مناسب بين شيوه يا سبك رهبري و درجه اي كه اوضاع و شرايط حاكم به وي اجازه اعمال نفوذ و كنترل را مي دهد . فيدلر فرض را بر اين مي گذارد كه سبك رهبري افراد ثابت است . بنابراين براي عملكرد موثر گروه بايد سبك رهبري و موقعيت را بنوعي متناسب يا جور كرد . بايد موقعيت را به نوعي دستكاري و عوض كرد يا رهبر را چون سبك او ذاتي و بلا تغيير است . ( رابينز – ص 607 – 605 )

فيلدر عوامل سه گانه تعيين كننده موقعيت را به شرح زير بيان كرده است :

الف : رابطه رئيس و مرئوس : يعني ميزان اعتماد ، اطمينان و احترامي كه زيردستان براي رهبر خود قايل هستند .

ب : ساختار كار : يعني حدود يا ميزاني كه وظايف يا كارهايي كه بايد انجام شود سازماندهي شده است .

 ج : ميزان قدرت رهبر : يعني نفوذي كه يك رهبر مي تواند بر متغير هايي مانند عزل و نصب كاركنان ، مقررات انظباطي و ارتقاء كاركنان و … اعمال كند . ( همان منبع ص 608 – 607 )

فيلدر الگوي تحقيقاتي خود را روي يك هزار و دويست گروه اجرا كرد . در اين تحقيق او رهبران كارمدار و كارمندمدار را بر اساس هشت حالت ممكن مقايسه كرد و به اين نتيجه رسيد كه در شرايط بسيار مطلوب و در شرايط بسيار نامطلوب عملكرد رهبران كارمدار بسيار بهتر بوده است . در حد وسط نيز عملكرد رهبران كارمند مدار بهتر بوده است . ( همان منبع – ص 609 )

3-                                    الگوي رهبري وضعي ( هرسي وبلانچارد )

رهبري وضعي عملي است متقابل بين 1- ميزان هدايت و رهنمود ( رفتار – تكليف گرا ) ، 2- ميزان حمايت اجتماعي – عاطفي ( رفتار رابطه گرا ) كه يك رهبر ارائه مي كند ، 3- سطح آمادگي پيروان در انجام يك تكليف ، وظيفه و يا هدف بخصوص … اين روش رهبران را از ارتباط ميان يك شيوه موثر رهبري و ميزان آمادگي پيروانشان آگاه مي كند . ( هرسي و بلانچارد ، ص 247 – 246 ) . در واقع تاكيد رهبري وضعي بر رفتار رهبر با پيروانش مي باشد . چون نفوذ رهبر عملا بستگي به پذيرش و عكس العمل مناسب پيروان بستگي دارد . بنابراين رهبر بايد رفتار ( سبك ) متناسب با وضعيت ( درجه بلوغ ) زير دستان و ديگر عوامل موقعيتي ( فشار محيط ، سازمان ، همكاران ، خواسته هاي شغلي و … ) در پيش بگيرد .

در اين مدل ، بلوغ عبارتست از توانايي و تمايل افراد در قبول مسئوليت نسبت به هدايت رفتار خويش كه از دو بعد مد نظر قرار مي گيرد : بلوغ از نظر كاري كه بايد انجام بدهد و بلوغ از نظر رواني ، در رابطه با بالغ شدن فرد از نظر كار به كمال دانش ، بينش و مهارتهاي كاري فرد اشاره مي شود كه نياز به هدايت و دستور گرفتن را منتفي مي سازد . در بلوغ رواني نيز نيل به آن حد از كمال مد نظر است كه فرد نيازي به مشوق هاي بيروني احساس نكند . بلكه مشوق هاي دروني براي او كافي باشد . ( رابينز ، ص 612 )

4-                                    تئوري مسير هدف ( هاوس )

در اين تئوري سعي بر آن است كه با توجه به ويژگي هاي زيردستان ( رهبري شوندگان ) و ويژگي هاي محيط سبك رهبري مناسب شناخته شود . در اين راستا چهار سبك رهبري به شرح زير مطرح شده است :

الف : سبك آمرانه : در اين سبك ، رهبر تعيين كننده همه امور است .

ب : سبك حمايتي : در اين سبك ، رهبر دوستانه است به پيروان احترام مي گذارد و از آنها حمايت مي كند .

ج : سبك مشاركتي : در اين سبك ، تصميم گيري با مشاركت زيردستان انجام مي گيرد .

د : سبك توفيق گرا : در اين سبك ، رهبر اهداف را مشخص كرده به زيردستان اعتمادي مي دهد تا به اهداف برسند . ( الواني ، ص 120 )

فرض اساسي اين تئوري آن است كه رفتار هر زماني براي پيروان قابل قبول است كه منبع رضايت و انگيزه براي آنان باشد . از اين رو رهبر بايد با توجه به خصوصيات زيردستان خود و عوامل محيطي ، سبكي را در پيش گيرد كه انگيزه لازم را در جهت تحقق اهداف در مرئوسان به وجود آورد . ( همان منبع ، ص 120 ) . بطور كلي در تئوري مسير هدف ، وظيفه رهبري شناخت عوامل محيطي و پيروان بمنظور ايجاد انگيزه در آنان براي نيل به اهداف سازماني است . ( همان منبع ،‌ص 121 )

ذيلا برخي مفروضاتي كه درباره تئوري مسير – هدف مطرح مي شود ذكرشده است : 

-                    اگر كارهايي كه بايد انجام شود مبهم يا باشند ، در آن صورت رهبري مبتني برفرماندهي يا مقرراتي موجب رضايت بيشتري خواهد شد .

-                    اگر كارها به گونه اي است كه زير دستان كارها مشخص و معيني ( داراي ساختار منظم ) را انجام مي دهند ،‌ (( رهبري حمايتي )) باعث خواهد شد كه عملكرد اعضاي سازماني و كاركنان واحد يا گروه بسيار عالي شود .

-                    احتمال دارد كه اگر زير دستان نسبت به توانايي هاي خود اطمينان خاطر زيادي داشته يا از تجربه فراواني برخوردار باشند ، رهبري مبتني بر فرماندهي يا مقرراتي را يك چيز زائد به حساب آورند .

-                    هر قدر سلسله مراتب اختيارات رسمي تر و ديوان سالاري شديدتر باشد ، رفتار رهبر بيشتر حالت حمايتي به خود مي گيرد و از شدت فرماندهي و مقرراتي آن كاسته مي شود .

-                    اگر بين اعضا تعارض ، برخورد و تضاد شديد وجود داشته باشد ، رهبري مبتني بر فرماندهي يا مقرراتي موجب رضايت بيشتر كاركنان خواهد شد .

-                    اگر زيردستان كانون كنترل در خود داشته باشند ( يعني آنها باور كنند كه بر سرنوست خود حاكم هستند ) ، شيوه رهبري مشاركتي موثر خواهد شد و كاركنان با اين شيوه رهبري احساس رضايت بيشتري مي كنند .

-                    اگر كانون كنترل زيردستان در خارج قرار گرفته باشد ، شيوه رهبري مبتني بر فرماندهي و مقرراتي موثر واقع مي شود و كاركنان با اين سبك رهبري احساس رضايت بيشتري مي كنند .

-                    اگر وضع به گونه اي است كه كارها ساختار روشني ندارند و آنچه بايد انجام شود مبهم است ،‌ در آن صورت رهبري مبتني بر تامين هدف ( رهبري هدف گرا ) موجب خواهد شد كه انتظارات زيردستان افزايش يابد و آنان در جهت بهبود عملكرد تلاش كنند . ( رابينز ، ص 622 – 621 )

 
نویسنده:
مترجم :
منبع :
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.A/ بشارت و رحمت كليد دعوت جهانى حضرت محمد صلى‌الله عليه وآله
 A.A.A/ دکترين نبوي، مهرباني و مهرورزي
 A.A.A/ مشورت در سيره پيامبر(ص)
 A.A.A/ نعت پيامبر اسلام در ديباچه هاي منابع تاريخي عصر مغول
 A.A.A/ موقعيت و نقش زن در اجتماع عصر رسول الله (ص)
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد