مقاله ها
نویسنده : روح الله بهرامى
بازدید : 533


على بن حسین مسعودى مورخ و متفكر نامدار قرن چهارم از نادر مورخانى است كه روش هاى
نوینى را در تاریخ نگارى اسلامى متداول ساخت و با تلفیق دانش تاریخ و جغرافیا،
پیوندى استوار میان این دو كه در واقع پیوند میان زمان و مكان بود ایجاد كرد. دو
ویژگى بارز تاریخ نگارى وى یكى ابداع و توسعه روش هاى نوین در تاریخ نگارى اسلامى و
دیگرى ایجاد پیوند و نزدیكى میان دانش تاریخ با علوم عقلى بود. در مورد اول، وى روش
هاى قیاسى، كمى و تطبیقى و مشاهده و تجربه را به كار بست و در مورد دوم نیز تلاش
كرد تا ضمن توسعه حوزه دانش تاریخ، پیوند عمیقى میان تاریخ با جغرافیا، نجوم، كلام،
فلسفه و در كل، علوم عقلى ایجاد كند و تاریخ را به صورت یك دانش تحلیلى و عقلى مطرح
سازد. این دو رویكرد به وى كمك كرد تا ضمن نقادى در حوزه تاریخ، به بیان علت و
معلولى حوادث پرداخته و در علت وقایع و اتفاقات و اخبار و روایات تاریخى به چون و
چرا بپردازد و به كنه حوادث و پدیده هاى انسانى و طبیعى نزدیك شود.

 

هدف وى از كاربرد علوم عقلى در تاریخ، كمك گرفتن از این علوم در ثبت و ضبط دقیق تر
حوادث و بیان علت آن ها و نیز تعیین صحت و سقم روایات تاریخى و وقایع اتفاقیه بود.
زمان، تقویم، گاه شمارى و نجوم براى مسعودى از جمله علوم و ابزارهاى علمى بودند كه
مى توانست معیارهایى براى نقد اطلاعات تاریخى باشد. وى با استفاده از اطلاعات و
رصدهاى دقیق منجمان و مراجعه به زیج ها و تقویم هاى آن ها توانست روند گاه شمارى
حوادث و اخبار را پیگیرى كند و ضمن بررسى روایات و اخبار راویان و مخبران، به ضبط و
ثبت دقیق حوادث بپردازد و پاره اى از اشتباهات و انحرافات تاریخى را از همین طریق
مشخص سازد.

 

از این رو، از جمله ویژگى هاى تاریخ نگارى وى، توجه به عنصر زمان بویژه در
رویدادهاى بزرگ است; رویدادهایى كه مبناى شمارش سال و ماه قرار گرفته و حوادث
روزگاران بر مبناى دورى و نزدیكى آن ها نگاشته و یا روایت مى شده اند. اشراف و
احاطه وسیع وى بر تاریخ اقوام و ملل مختلف و تطبیق دادن تاریخ و حوادث تقویم این
ملل براى تعیین تاریخ دقیق رویدادهاى آن ها، حل اختلافات تاریخى مورخین و روایات
متفاوتشان را در پى داشت. وى براى حل تضاد در روایت هاى مختلف تاریخى، به نجوم و
تقویم روى آورد. توجه او به تقویم و تاریخ دقیق رویدادها باعث شد تا با مقایسه
تقویم هاى معروف و مبدإهاى مختلفى كه ملل معروف جهان آن ها را مبناى تاریخ خود قرار
داده اند، به نكاتى دست یابد كه مورخین پیش از وى چندان به آن ها اهمیت نمى دادند.

 


كاربرد روش تطبیقى تقویم ها بر اساس اطلاعات دقیق نجومى منجمان به وى امكان داد تا
براى تشخیص صحت و سقم اطلاعات، به نقادى اطلاعات پیشینیان در مورد تاریخ اقوام و
ملل و مدت زمامدارى و سرنوشت تاریخى آنان بپردازد و با عرضه دو نوع اطلاعات بر
یكدیگر، بهترین و نزدیك ترین روایت به واقعه و رخداد را برگزیند.

 

دانش و اطلاعات وسیع وى از تاریخ اقوام و ملل و دقت نظرش در ثبت حوادث باعث شد كه
دوران هاى مختلف تاریخى را با هم تطبیق دهد و با عرضه تقویم هاى اقوام مختلف و
مقایسه تاریخ سلطنت امرا و ملوك با تقویم ها و مبدإ تاریخ ملت ها، به نقد تقدم و
تإخر حوادث و در نتیجه، صحت و سقم آن ها بپردازد. او تقویم هاى مختلف یونانى، رومى،
ایرانى، هندى، بابلى، سریانى و عربى را به دقت مورد مطالعه قرار داد و مدت زمان
حكومت شاهان و سلسله ها را دنبال كرد و ضمن مقایسه آن ها با یكدیگر، به انحرافات
تاریخى و اشتباهاتى كه در كار مورخان پیشین روى داده و یا روایاتى كه به دلیل كم
دقتى وارد تاریخ شده بود پى برد. هم چنین ضمن مقایسه تقویم اسكندرى، یونانى و رومى
با تقویم پادشاهان ایرانى در عصر ساسانى، آشكار ساخت كه مدت سلطنت پادشاهان اشكانى
بیش از آن بود كه در تواریخ رسمى ایران باستان بویژه در تقویم هاى ساسانى آمده است;
زیرا سوء استفاده دولت ساسانى براى تداوم بقاى خویش باعث شده بود كه آنان دست به
تحریف تاریخ بزنند و روحانیت زردشتى با همدستى شاهان پارسى قسمتى از تاریخ سلطنت
عهد اشكانیان را به صورت اسرارآمیزى حذف نمایند، زیرا بیم آن داشتند كه پیش گویى
هاى مذهبى پیامبرشان زردشت در مورد پایان سلطنت و چگونگى زوال ملك و دین آن ها باعث
شود كه مردم با نزدیك دیدن فرجام سلطنت ساسانیان از حمایت آن دست بكشند; به همین
جهت، روحانیت زردشتى و شاهان ساسانى در یك اقدام هماهنگ و سرى، با حذف قسمتى از
تاریخ در صدد بودند كه مردم را به تداوم سلطنت ساسانى امیدوار سازند. مسعودى با دقت
در تقویم هاى ایرانى و تاریخ اسكندرى، این راز را برملا نموده و دروغ بودن و انحراف
یك دوره تاریخ را روشن ساخت. وى در مورد علت اختلافات ایرانیان با سایر اقوام در
تقویم و تاریخ اسكندرى آورده است كه:

 

((قضیه این است كه زردشت پسر اسپیتمان در ابستا كه به نظر ایرانیان كتاب آسمانى است
گفته است كه پس از سیصدسال ملكشان آشفته شود و دین به جا ماند و چون هزار سال تمام
شود دین و ملك با هم برود و زردشت به طورى كه از پیش ضمن خبر او در همین كتاب
گفتیم، در ایام پادشاهى كى بشتاسب پسر لهراسب بوده است و اردشیر پسر بابك پانصد سال
و ده چند سال پس از اسكندر به پادشاهى رسید و ممالك پراكنده را فراهم كرد و متوجه
شد كه تا ختم هزار سال در حدود دویست سال مانده است و خواست دوران ملك را دویست سال
دیگر تمدید كند، زیرا بیم آن داشت وقتى دویست سال پس از وى به سر رسد مردم به اتكاى
خبرى كه از پیغمبرشان از زوال ملك داده، از یارى و دفاع آن خوددارى كنند و بدین جهت
از پانصد و ده و چند سالى كه مابین او و اسكندر فاصله بود در حدود یك نیم آن را كم
كرد و بقیه را از قلم بینداخت و در مملكت شایع كرد كه استیلاى او بر ملوك الطوایف[
منظور اشكانیان] و كشتن اردوان كه از همه ایشان مهم تر بود و سپاه بیشتر داشت به
سال دویست و شصتم پس از اسكندر بوده و تاریخ را بدین سان وانمود و میان مردم رواج
داد. بدین جهت میان ایرانیان و اقوام دیگر اختلاف افتاد و تاریخ سال هاى ملوك
الطوایف نیز به همین جهت آشفته شد. ))(1).

 

آثار و تإلیفات نجومى مورد استفاده مسعودى در تاریخ نگارى

 

توجه مسعودى در به كارگیرى روش هاى تحلیلى و كمى و تطبیقى باعث شد كه به تقویم، گاه
شمارى، ریاضى و نجوم علاقه ویژه اى نشان داده و از این علوم در تقویت تاریخ نگارى
خویش مدد بجوید و آثار علما، دانشمندان، منجمان، ریاضى دانان و سازندگان زیج هاى
معروف را مورد استفاده قرار داده، آن را در خدمت تاریخ بگیرد و حتى به عنوان یكى از
معیارهاى قابل اعتماد براى نقد تاریخ و روایات و اخبار تاریخى به كار گیرد. علاقه
وى به این علوم، از كثرت آثارى كه در تواریخ خود از آن ها یاد كرده است مشخص مى
شود. او در كار خود آثار منجمان، ریاضى دانان و تقویم سازانى چون بطلمیوس، اسحاق
كندى، ابن منجم احمدبن طیب سرخسى، ماشإالله منجم، ابومعشر منجم، محمدبن موسى
خوارزمى، محمدبن كثیر فرغانى، ثابت بن قره حرانى، محمدبن جابر بتانى، اقلیدوس و
دیگران را مورد استفاده قرار داده است.

 

مسعودى در ((مروج الذهب)) و ((التنبیه و الاشراف)) از بسیارى از آثار عظیم ملل جهان
و تمدن اسلامى در هیإت و نجوم، ریاضى، تقویم و گاه شمارى یادكرده است. عمده ترین
منابعى كه وى آن ها را مورد مطالعه قرار داده و یا با این آثار آشنایى داشته و در
تاریخ نگارى خود به آن ها توجه نموده عبارتنداز:

 

1. سندهند;

 

2. اركند;

 

3. ارجیهذ;

 

4. المجسطى، كه مجموعه اى از رصدهاى بطلمیوس مى باشد;(2)

 

5. كتاب الزیج، تإلیف بطلمیوس;(3)

 

6. كتاب الزیج و القصیده، از محمدبن ابراهیم فزارى در علم هیإت و نجوم;(4)

 

7. كتاب الزیج فى نجوم، تإلیف حسین بن منجم;(5)

 

8. آثار محمدبن كثیر فرغانى منجم درباره نجوم و هیإت، بویژه كتاب الفصول الثلاثین;

 


9. علم الفلك و النجوم، از بطلمیوس;(6)

 

10. القانون فى النجوم، اثر ثاون اسكندرانى كه از پادشاهى اسكندر پسر فلیپ مقدونى
درباره منشإ تقویم آغاز شده است;(7)

 

11. المدخل الكبیر الى علوم النجوم، اثر ابومعشر منجم كه اثرى عظیم در علم نجوم
بوده و بخشى از آن به تإثیر كواكب و نجوم و اجرام سماوى بر انواع مختلف حیوانات و
طبیعت سخن به میان آمده است;(8)

 

12. رساله یعقوب بن اسحاق بن صباح الكندى درباره اكسیر و جیوه تحت عنوان ابطال دعوى
المدعین صنعه الذهب و الفضه;

 

13. مجموعه رصدهاى ابرخس.

 

كاربرد نجوم و تقویم و گاه شمارى در اندیشه تاریخ نگارى مسعودى

 

یكى از جلوه هاى تفكر عقلى و تحلیلى مسعودى در تاریخ نگارى عبارت از تلاش در جهت
وارد كردن عناصر فكرى دانش تقویم و نجوم به حوزه تاریخ و تاریخ نگارى و پیوند دادن
علوم نجوم، جغرافیا و ریاضى با تاریخ بود. از نظر مسعودى تعیین دقیق حدود وقایع و
حوادث تاریخى و زمان وقوع آن ها صرفا از طریق روایت هاى راویان و یا نقل شفاهى
امكان پذیر نیست. به همین دلیل، او دستاوردهاى علماى علم نجوم و محاسبات دقیق آنان
را كه مبتنى بر جنبه هاى عقلى و قابل قبول بود مورد مطالعه قرار داده و در تدوین
تاریخ خویش از آن ها بهره گرفت.

 

وى در حوزه گاه شمارى و تقویم نگارى، جهت ذكر روزشمار حوادث در تعیین مبدإ وقوع آن
ها و نیز مبدإ تاریخ اقوام و ملل مختلف، از فعالیت هاى منجمان و ستاره شناسان و
ریاضى دانان و صاحبان محاسبات دقیق و زیج ها و رصدهاى مختلف بهره گرفت. بدین سان او
براى جلوگیرى از اشتباه در ذكر مبدإ و تقویم، علاوه بر استفاده از نقل راویان و نظر
مورخان و اهل تاریخ، از دیدگاه منجمان و اهل تقویم نیز استفاده كرد و بر اساس تطبیق
و مقایسه این دو دیدگاه است(9) كه او در كتاب ((مروج الذهب)) و در فصولى كه به
مختصرى از تاریخ جهان پرداخته اطلاعات دقیقى به دست مى دهد.

 

با مراجعه به آثار منجمان این نكته روشن مى شود كه صاحبان زیج هاى مختلف معمولا فصل
یا فصولى از آثار خویش را به تعیین مبدإ تاریخ و تقویم هاى رایج و معروف زمان خود
اختصاص داده و به بیان شیوه تبدیل تقویم ها و مقایسه آنان پرداخته(10) و مدخل سال
ها و ماه ها و آغاز روز، هفته و سال را بر اساس تقویم هاى مختلف هجرى شمسى، هجرى
قمرى، سلوكى و یونانى، یهودى، قبطى، یزدگردى، رومى، سغدى، هندى، چینى و ایغورى ذكر
كرده اند. مسعودى براى دقت در نگارش تاریخ، بسیارى از این رصدها و زیج هاى مختلف
مانند زیج حبش بن عبدالله، زیج محمدبن موسى خوارزمى، زیج سند هند، زیج ممتحن، زیج
شاه، و... را مورد بررسى قرار داد. هم چنین اظهار نظرهاى علماى معروف را در مورد
خسوف، كسوف، علت چرخش فصول، سردى و گرمى هوا، چرخش ماه، خورشید و شب و روز را مورد
مطالعه قرار داد.(11) وى در این ارتباط به رساله ثابت بن قره حرانى اشاره دارد.(12)

 


مسعودى در مورد چرخش فصول، به تقویم هاى اقوام ملل مختلف كه تغییرات آن بر اساس
خورشید است (مانند ایرانیان، سریانیان، یونانیان، رومیان، نبطیان، هندیان) و هم
چنین تقویم اقوامى كه تغییرات آن بر مدار ماه است (مانند اسرائیلیان و عرب ها)
اشاره مى كند و آن گاه به بررسى كبیسه و نسىء و تعیین آغاز سال و هفته، تعداد
روزهاى سال و آغاز روز بر اساس ظهور خورشید و یا ماه و دیگر مسایل مربوط به آن مى
پردازد. او در این مسإله دقت و ریزبینى را تا آن حد رسانید كه به بررسى آراى صاحبان
زیج هاى مختلف درباره مبدإ تاریخ ها و تقویم هاى مختلف پرداخت و بسیارى از رصدهاى
عمده را كه مبناى تقویم ها بودند با هم تطبیق داد و در ((مروج الذهب)) و
((التنبیه)) اشاره نموده كه چگونه اختلافات زیج هایى مثل ابرخس، بطلمیوس كلوذى، زیج
مإمون و زیج هندوان نظیر سند هند، ارجیهز و اركبد را در آثار قبلى خود برشمرده و به
تفصیل به آن ها پرداخته است.(13)

 

وى در میان همه زیج هایى كه استفاده نموده، مبناى كار خود را بر روى اطلاعات زیج
هاى ((بتانى)) قرار داده كه از نظر وى یكى از دقیق ترین زیج هایى بوده كه وجود
داشته و اطلاعات ارزشمندى داشته است و در تعیین سال، مدت خلافت خلفا، تعیین مبدإ
تقویم ها صحیح تر از سایر زیج ها بوده است.(14)

 

یكى دیگر از ویژگى هاى كاربرد نجوم و تقویم و استفاده از گاه شمارى نجومى، تإثیر بر
ذهن تطبیق گر و مقایسه گراى مسعودى است. او با این ذهنیت، مبنایى را براى نقد روایت
ها و آراى دو گروه اهل تاریخ و اهل زیج فراهم آورده است و از این رهگذر است كه با
مقایسه و تطبیق آراى آن ها اطلاعات دقیق تاریخى خود را انتخاب مى كند. او هم در
كتاب التنبیه و هم در مروج الذهب، تاریخ را به دو دوره اساسى عصر پیش از بعثت و عصر
پس از آن، كه تا زمان خویش به روایت آن پرداخته است تقسیم نموده و در پایان هر یك
از این دو دوره، مختصرى از تاریخ جهان را به نگارش درآورده است كه اساس آن بر مدار
اطلاعات راویان تاریخ و منجمان اهل زیج و صاحبان رصدها مى باشد.(15)

 

((در قسمت گذشته این كتاب بابى به تاریخ جهان و پیغمبران و شاهان تا مولد پیغمبر ما
محمد(ص) و مبعث تا هجرت او اختصاص دادیم. پس از آن، هجرت تا وفات او را با روزگار
خلیفگان و شاهان تا وقت حاضر طبق حساب و مندرجات كتب سرگذشت و تاریخ كه از علاقه
مندان اخبار خلیفگان و شاهان بجاست یاد كردیم و در این زمینه از گفته منجمان كه در
كتاب هاى زیج ستارگان مربوط به این دوران یعنى از هجرت تا این روزگار هست یاد مى
كنیم كه فایده كتاب بیشتر شود و اختلاف مورخان را از اخبارى و منجم با موارد
اتفاقشان بهتر توان دانست...)).(16)

 

او در فصولى از كتاب هاى خود تلاش نموده تا مبدإ صحیحى از تقویم هاى مختلف كه زمان
تاریخى بر اساس آن سنجیده مى شود و حوادث و وقایع را بر آن مبنا به نگارش درمىآورند
به دست دهد. گاه حوادث بسیار مهم تاریخى و یا یك حادثه بزرگ را بر اساس تقویم ها و
مبدإهاى مختلف تاریخ مانند تقویم یزدگردى، بخت نصرى، رومى، قبطى، مصرى، یهودى، هندى
و... مشخص كرده و فاصله زمانى وقوع حادثه را نسبت به هر یك از این مبدإها ذكر نموده
است.(17)

 

در این فصول تلاش مسعودى بر آن قرار گرفته است تا با مداقه و مطالعه تمام آثار
مكتوب و اطلاعات شفاهى علما و راویان و اكابر زمان، خلاصه اى از تاریخ جهان و
تحولات آن را تا عصر خویش با دقت ارائه داده و سال وقوع آن ها را بر اساس تقویم هاى
مختلف بیان نماید. هم چنین مبدإ اكثر تقویم و تاریخ هاى رایج زمان را تا آن عصر
برشمرده است. و به تعیین مبدإ تاریخ اقوام مختلف و علت و اساس مسائلى كه منشإ تقویم
و مبدإ تاریخ قرار گرفته، پرداخته و از مبدإهاى تقویمى مانند: ظهور پیامبران الهى،
ظهور مردان و شخصیت هاى بزرگ مانند داریوش، یزدگرد، اسكندر و...، بروز جنگ ها و
اختلافات، بروز بلایاى مختلف طبیعى و انسانى، سال تولد مردان بزرگ تاریخ، سران
قبایل و روساى ملل مختلف، شیوع بیمارىهاى مهلك، آغاز امارت و سلطنت شاهان و امرا،
پیروزىهاى بزرگ و جنگ ها و شكست ها، مهاجرت هاى بزرگ اقوام و قبایل، پیمان هاى
مختلف سیاسى و اجتماعى مثل حلف الفضول، حلف المطیبین، بناى قصرهاى باشكوه یا خانه
هاى مذهبى و دینى مثل بیت الله الحرام، بیت الذهیب هند و... سخن گفته است. بدین
ترتیب او به بیان مبدإ تاریخ ملل و اقوام مختلف مانند هندیان، چینیان، سغدیان،
ایرانیان، رومیان، مصریان، قبتیان، یهودیان و قبایل عرب پرداخته(18) و با ذهنى
مقایسه گر فاصله بین این مبدإها را بیان نموده و از رهگذر همین تطبیق و تفكر مقایسه
اى است كه به رازها و انحرافات تاریخى كه بر اساس مصلحت دینى و اغراض سیاسى صورت
گرفته پى برده است، چنان كه در مورد تاریخ ساسانى و اشكانى نخستین كسى است كه این
انحراف و تحریف تاریخى را بیان مى كند. (19)

 

مسعودى در آثار خود تلاش گسترده اى داشته تا مبدإ تقویم هاى اقوام و ملل مختلف را
به دقت تعیین نماید. از این رو با ملاحظه آثار منجمان و مورخان و اهل زیج و توجه به
آراى هر دو طبقه، منشإ و مبدإ اكثر اقوام و ملل مختلف را روشن كرده كه این امر
خصوصا درباره سال شمارى و تقویم اقوام و ملل و اعراب قبل از اسلام بسیار حائز اهمیت
است.(20)

 

مسعودى پس از بیان سال و روز و مدت خلافت خلفا از نظر صاحبان زیج ها و نیز بیان
اختلاف نظر مورخان و اهل سیرت و خبر و محدثان با نظرات و آثار اهل زیج، مى گوید:

 


((تقویم قمرى با تقویم مورخان و سرگذشت نویسان از لحاظ ایام و ماه ها تفاوت دارد.
بناى ما در این قسمت كه از تاریخ هجرت تاكنون یاد كردیم بر مندرجات كتاب هاى زیج
است كه اهل این فن و وقت ها را چنین تنظیم كرده اند و بر آن تكیه دارند. آن چه در
این جا نقل كردیم از زیج ابوعبدالله محمدبن جابر بتانى و دیگر زیج هاى این روزگار
است. اكنون آن چه را درباره تاریخ از هجرت تا وقت حاضر در این كتاب آورده ایم به
تفصیل در این باب نقل مى كنیم كه طالبان آسان بدان دسترسى توانند یافت و از مطالب
زیج ها كه نقل كردیم دور نباشد)).(21)

 

علاقه مسعودى به علم نجوم و توجه وى به علل و عوامل طبیعى و اجرام و افلاك سماوى و
تإثیرات آن ها بر سرنوشت اقوام و ملل، طبایع و تحولات و تغییرات جوى و سماوى ارضى،
از میزان توجه وى در دو اثر التنبیه و مروج الذهب كاملا نمودار است. وى مباحث و
فصول عمده اى از آثار خود را به ذكر زمین و دریا و دره ها و كوه ها و هفت اقلیم و
ستارگان وابسته به آن و ترتیب افلاك و مطالب دیگر، ذكر اختلاف درباره جزر و مد، ذكر
ملوك و آن چه كسان درباره نسب ها، شمار ملك و سال هاى شاهیشان گفته اند، ذكر سال ها
و ماه هاى عرب و عجم و موارد اتفاق و اختلاف آن، ذكر ماه هاى قبطیان و سریانیان و
اختلاف نام آن و شمه اى از تاریخ هاى مختلف، ذكر ماه هاى سریانى و مطابقت آن با ماه
هاى عربى و شمارش ایام سال و شناخت تغییرات جوى، ذكر ماه ها و روزهاى ایرانیان، ذكر
سال و ماه عرب و نام روزها و شبهایشان، ذكر تإثیر آفتاب و ماه در این جهان و شمه اى
از آن چه در این زمینه گفته اند و چیزهاى دیگر مربوط به این باب، ذكر چهار ربع جهان
و چهار طبع و اختصاصات هر یك از ربع ها از شرق و غرب و شمال و جنوب و هواها و مسائل
دیگر از تإثیر ستارگان و مطالبى كه مربوط به این باب است، ذكر خانه هاى معروف و
معبدهاى بزرگ و آتشكده ها و شبخانه ها، ذكر ستارگان و دیگر عجایب عالم، ذكر مختصر
تاریخ از آغاز عالم تا میلاد پیغمبر خدا(ص) و آن چه بدین باب مربوط است. اختصاص
داده است.(22)

 

در كتاب التنبیه و الاشراف نیز توجه مسعودى بدین مسائل چنان است كه فصول متعددى از
این كتاب كه مختصر تاریخ جهان و اسلام است را به پیوند مسائل تاریخى و نجومى و
تإثیر پدیده هاى طبیعى و انسانى بر یكدیگر و شمار تقویم ها و سال ها و ماه هاى ملل
مختلف و اختلاف آرإ آن ها در این باب اختصاص داده است; از جمله به ذكر هیإت افلاك و
تإثیر نجوم و تركیب عناصر و چگونگى ماهیت و چرخش آن ها، ذكر تقسیمات زمان و فصول
سال، ذكر اقالیم، ذكر تاریخ اقوام و پیغمبران و ملوك، ذكر مختصرى از سال ها و ماه
هاى اقوام به تعیین دقیق گاه شمارى و سال شمارى حوادث و رویدادها، ذكر تإثیر و تإثر
تاریخ انسانى و طبیعى، ذكر مبدإ تقویم و گاه شمارى ملل و اقوام، سال ها و ماه ها و
روزها و دیگر مسایل پرداخته است.(23)

 

پى نوشت ها:

 

1. على بن حسین مسعودى، التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، (تهران، شركت
انتشارات علمى و فرهنگى، 1365) ص 92ـ91.

 

2. همان، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران، نشر علمى و
فرهنگى، 1370) ج 1، ص 70.

 

3. همان.

 

4. همان، ص 547.

 

5. همان، ص 84.

 

6. همان، ص 307.

 

7. همان، ص 146 و 511.

 

8. همان، ص 297.

 

9. همان، ج 2، ص 760.

 

10. ادوارد، استوارى كندى، پژوهشى در تاریخ زیج هاى اسلامى، ترجمه محمد باقرى
(تهران، نشر علمى و فرهنگى، 1374) ص 71.

 

11. على بن حسین مسعودى، التنبیه و الاشراف، همان، ص 194ـ177 و 216ـ195.

 

12. همان، ص 68.

 

13. همان، ص 200.

 

14. همان، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 760.

 

15. مسعودى در ذكر مختصر تاریخ جهان دوره قبل از بعثت و دوره بعثت تا سال 346، در
كتاب مروج الذهب، هم چنین در فصل خلاصه تاریخ جهان از آدم تا پیغمبر اسلام و فصل
مختصرى از سال ها و ماه هاى اقوام و كبیسه و نسىء و مسائل مربوط به آن به این موضوع
پرداخته است.

 

16. على بن حسین مسعودى، همان، ص 755.

 

17. همان، التنبیه و الاشراف، ص 194ـ192.

 

18. همان، ص 198ـ177.

 

19. همان، ص 93ـ91.

 

20. جدول مذكور بر اساس آن چه مسعودى در دو اثرش التنبیه و مروج الذهب در این باره
آورده خصوصا آن چه در فصول ذیل آمده، تنظیم شده است:

 

الف. ذكر مختصر تاریخ از آغاز تا مولد پیغمبر خدا(ص) و آن چه بدین باب مربوط است;

 


ب. ذكر دومین مختصر تاریخ از هجرت تا این روزگار; (مروج الذهب، جلد دوم);

 

ج. ذكر تاریخ سال هاى خلافت; (مروج الذهب، جلد دوم);

 

د. مختصرى از سال هاى و ماه هاى اقوام و كبیسه ها و نسىء و مسائل مربوط به آن.

 

21. على بن حسین مسعودى، همان، ص 760.

 

22. همان، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج اول، نگاه كنید به مطالب مربوط به هر یك از
فصول یاد شده.

 

23. همان، التنبیه و الاشراف، نگاه كنید به مطالب هر یك از فصول یاد شده.

 

منابع

 

ـ استوار كندى، ادوارد: پژوهشى در تاریخ زیج هاى اسلامى، ترجمه محمد باقرى (تهران،
نشر علمى و فرهنگى، 1374) ص 71.

 

ـ مسعودى، على بن حسین: مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران،
نشر علمى و فرهنگى، 1370) ج 1، ص 70.

 

ـ مسعودى، على بن حسین: التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، (تهران، شركت
انتشارات علمى و فرهنگى، 1365) ص 92ـ91.

 


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *