صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
آينده پژوهي، پارادايم نوين علوم انساني
تعداد بازدید : 128
 
 

 
اگر بخواهيم انسان خوبي باشيم، ناگزير بايد آينده پژوه باشيم. از منظر آزادي انسان، تصور آينده هاي گوناگون و سپس انتخاب ميان آنها موضوع بسيار حائز اهميتي است. عكس اين مدعا هم درست است. براي اينكه آينده پژوه خوبي باشيم، بايد بخواهيم كه انسان خوبي باشيم، و به عبارت ديگر، نگران رفاه و سعادت ديگران باشيم. در اين راستا لازم است بصيرت افراد نسبت به آينده به دانشي فراتر از اينكه " آينده چه هست؟" و حتي فراتر از اينكه "چه مي تواند باشد؟" مجهز شود. جان كلام، اين بصيرت بايد به احساسي از اينكه " آينده چه بايد باشد؟" مسلح گردد.

هدف عمده من ارائه توجيه و دليل براي سناريوهاي هنجاري آينده پژوهي است، با اين وجود اهداف ديگري به همان سترگي را هم دنبال مي كنم- اهدافي كه مرا در رسيدن به هدف اصلي ام ياري مي دهند. به منظور دست يابي به توجيهي قانع كننده براي سناريوهاي هنجاري بايد ماهيت مطالعات آينده پژوهي را در بافتي گسترده از رشته هاي دانشگاهي دوباره بررسي كنيم. اگر چيزي تحت عنوان " آينده پژوهي" وجود دارد ( مانند طراحي آرم يك شركت به صورت زيبا و فريبنده، يا هر نوع بحث و گفتگويي درباره آينده) آيا نوعي هنر است؟ نوعي دانش است؟ يا به عقيده بسياري، مشتي بيم و اميد است كه لباس دانش به تن كرده است؟

بگذاريد به سراغ پرسش هاي ملموس تري برويم. اگر آينده پژوهي به راستي شاخه اي معتبر از پژوهش هاي منسجم و علمي است، پس چرا تنها چند درس و دپارتمان معدود راجع به آن در دانشگاه هاي معتبر ما يافت مي شود؟ چرا دانشگاهيان آينده پژوهي را به عنوان رشته اي در كنار ساير رشته هاي علمي نمي شناسند؟ از اين گذشته، بعضي از ما كه خود را آينده پژوه مي دانيم، وقتي در حلقه محاصره دانشگاهيان گرفتار مي شويم، به نشان " آينده پژوه" كه به گردن آويخته ايم، افتخار نمي كنيم. گروهي ما را شيادان روشنفكر مي نامند، غيب گوهايي كاسب منش و نان به نرخ روز خور، كساني كه به نقطه اي خيره مي شوند و چيزهايي زير لب زمزمه مي كنند و يا به كره اي شيشه اي چشم مي دوزند ( جام جهان نما) و از آينده خبر مي دهند. در واقع ما چه مدرك و گواهي بر گفته هاي خود داريم؟ روش شناسي ما چگونه است؟ چگونه مي توانيم مدعي تصاحب يك كرسي معتبر آينده پژوهي در دانشگاه باشيم، در حالي كه دانش پذيرفته شده ما براي ارائه به ديگران ناچيز است؟ اگر همين امروز براي پژوهش درباره آينده به كتابخانه ها برويد، مطمئنا حتي يك كتاب راجع به آينده پژوهي نخواهيد يافت و اين در حالي است كه ما سال 2000 را پيش رو داريم.

با مشاهده فقر منابع دانشگاهي در زمينه آينده پژوهي موضعي تدافعي به خود مي گيريم، به سراغ رايانه ها و پايگاه هاي داده مي رويم، مدل ها و نمودار هايمان را توسعه مي دهيم، در مورد روش شناختي دانش مان به گونه اي بحث مي كنيم كه گويي مي خواهيم بناي دانش جديدي را بگذاريم، شيوه هاي انتخابمان را اصلاح مي كنيم، با تكنيك هاي آماريمان كلنجار مي رويم و تمام آنچه را در توان داريم به كار مي گيريم تا به همان اندازه كه فنآوري دقيق و مستدل است، پيش بيني هاي ما در مورد فنآوري آينده و تحليل روندهاي ممكن نيز كاملا برنامه ريزي شده و دقيق باشد. اين اضطراب و نگراني، كه از فقر صلاحيت دانشگاهيان آينده پژوه ناشي مي شود، موضعي تدافعي به ما مي بخشد به طوري كه گاه وسوسه مي شويم " كاسه داغ تر از آش" و عالم تر از دانشمندان علوم طبيعي باشيم. در چنين وضعيتي، آخرين چيزي كه مي خواهيم درباره اش چيزهايي بشنويم سناريوهاي هنجاري آينده پژوهي است. واقعيت اين است كه ما در جستجوي واقعيت ها هستيم و نه ارزش ها، به دنبال تئوري هاي استخوان دار هستيم و نه اصول اخلاقي و عاطفي!

در نتيجه همواره نوعي نگراني دائمي كه از باوري نادرست سرچشمه مي گيرد، حاصل كار آينده پژوهان را تهديد مي كند. از آنجايي كه دوست نداريم ما را ذهنيت گرا بدانند و نمي خواهيم چنين وانمود كنيم كه مدعي وقوع همه پيش بيني هاي خود هستيم، سعي مي كنيم هر آنچه را در توان داريم به كار بنديم تا به ديگران اطمينان بدهيم كه هيچ يك از انتظارات و پيامدهاي دلخواه خود را در سناريوهاي تهيه شده لحاظ نكرده ايم.  و به اشتياق فرار از اتهام پيش گويي هاي كام بخش، سعي مي كنيم تا سناريوهايي با بدترين و هولناك ترين وضعيت ها را هم بيان كنيم. من اين را باوري غلط مي پندارم، اما نه به اين خاطر كه فكر مي كنم در سركوب اميدها و آرزوهاي شخصي ناموفقيم، بلكه چون به دنبال كسب موفقيت در كار ديگري مي گرديم. ما به تقليد از دانشمندان علوم ديگر در چشم اندازه هايي كه از آينده ارائه مي كنيم، مدعي عينيت گرايي و بي طرفي نسبت به ارزش ها هستيم و در واقع مهم ترين عاملي را كه از ما انساني خوب و آينده پژوهي قابل مي سازد، انكار مي كنيم. انكار مي كنيم كه نگران آينده هستيم در حالي كه بايد اين گونه باشيم، و گرنه محكوم به آينده اي مخوف و هولناك خواهيم بود.

در ابتدا به دو هدف اشاره كردم، يكي توجيه سناريوهاي هنجاري از آينده و ديگري بررسي دوباره جايگاه آينده پژوهي در ميان ساير رشته هاي دانشگاهي. يك راهکار ممكن براي مرتبط كردن اين دو هدف اين است كه با استفاده از نظرات پذيرفته شده درباره آنچه يك شاخه علمي را بنا مي نهد، نشان دهيم كه آينده پژوهي به راستي يك " علم" است، اما از آنجايي كه ما انسان ها موجوداتي ذاتا خوب و عاطفه مند هستيم، به كمك توسعه سناريوهاي هنجاري از اين علم در جهت بهبود وضعيت ابناي بشر استفاده مي كنيم. ما ممكن است آينده پژوهي را بر ستون هاي محكمي از دانش پذيرفته شده بنا نهيم و سپس بر اساس آن بگوييم كه يك علم خوب بايد علمي اخلاقي باشد. البته اين استراتژي آن چيزي نيست كه من دنبال مي كنم.

به جاي بنا كردن آينده پژوهي بر پايه هاي محكم علمي، كه ناشي از موضعي تدافعي است، من به دنبال يك استراتژي تهاجمي مي گردم. مي خواهم نشان دهم كه آنچه مباني علم ناميده مي شود تا چه حد ضعيف و متزلزل شده است. مي خواهم به جاي كشاندن آينده پژوهي به ميان ساير علوم، نشان دهم كه آنچه علوم انساني ناميده مي شود، چگونه به سوي آينده پژوهي رهسپار است.

علوم انساني در بستر يك تغيير پارادايم حركت مي كند كه باعث مي شود اين علوم هرچه بيشتر تابع كار آينده پژوهان باشد. سخن گفتن از تغيير پارادايم به خودي خود، كافي نيست و هيچ راه ميانبري هم وجود ندارد كه اين روند واقعي را در حد جزئيات لازم نشان دهيم. منظورم همان روندي است كه در رشته هايي نظير مردم شناسي، روان شناسي، نقد ادبي، فلسفه و جامعه شناسي مشاهده مي شود. قصد دارم نشان دهم كه علوم انساني نياز به سناريوهاي هنجاري را درك كرده و به اهميت آن به عنوان يك ويژگي ممتاز فلسفه علم خود پي برده و در اين مسير حركت مي كند. با اين وجود، درست هنگامي كه اين نيروهاي كمكي از جانب علوم انساني براي حمايت از آينده پژوهي گسيل مي شوند، چقدر غم انگيز است كه آينده پژوهان با عجله به سوي علوم دقيقه حركت مي كنند! و دقيقا به همين علت است كه استراتژي تهاجمي را دنبال مي كنم و نه استراتژي تدافعي را.

 

منبع:

اسلاتر، ريچارد و همكاران، نوانديشي براي هزاره نوين: مفاهيم، روش ها و ايده هاي آينده پژوهي، ترجمه عقيل ملكي فر، وحيد وحيدي مطلق و سيد احمد ابراهيمي، مركز مطالعات و برنامه ريزي استراتژيك، موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي، تهران، 1378

علاقه مندان مي توانند با مراجعه به آدرس زير متن كامل اين كتاب را به صورت رايگان دانلود كنند.

http://www.jila.net/vahid/freebook
 
 

 
نویسنده: جيمز - اگليوي
مترجم :
منبع :
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ تحليلي بر آينده نگاري علم و فناوري در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات
 ايران خلاق: جهت‌گيري توسعه‌اي کشور در افق چشم‌انداز 20‌ساله
 آينده‌پژوهي عشق است و مکاشفه و اميد.چطور مي‌توان آينده‌پژوه شد؟
 A.A.B/ پامفا 1404: نخستين گام در مسير آينده نگاري ملي
 A.A.B/ آينده انديشي در حوزه علوم و فناوري هاي نوين
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد