صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
نقش دولت نروژ در توسعه صنعت نفت و گاز
تعداد بازدید : 637
 
 1- مقدمه
صنعت نفت و گاز نروژ از دهه 70 تاكنون، نقش عمده¬اي را در رشد توليد ناخالص داخلي (GDP)، صادرات و ميزان سرمايه¬گذاري¬ها در اين كشور داشته است، بطوري¬كه در سال 2003 ميلادي، سهم صنعت نفت و درآمدهاي حاصله از آن در بخش‌هاي فوق‌الذكر، به ترتيب برابر با 6/18، 43 و 7/22 درصد بوده است. در اين كشور روزانه 3/3 ميليون بشكه نفت و ميعانات گازي و سالانه 4/73 ميليارد مترمكعب گاز (سال 2003) استحصال مي¬شود. در حال حاضر نروژ سومين صادركننده بزرگ نفت خام در جهان و مهم‌ترين منبع تأمين گاز اروپا است.
شكل¬گيري صنعت نفت نروژ با كاهش توليد نفت اوپک در سال 1973، همراه شد كه در نتيجة آن قيمت نفت چهار برابر گرديد. قيمت نفت از 2 دلار در سال 1970، به 5/11 دلار در سال در سال 1973، و 15 دلار در سال‌ها 1978 و 1979 رسيد و سپس با جهشي چشمگيري به رقم 38 دلاري در سال 1980 صعود کرد. بدين ترتيب مي¬توان عنوان كرد كه توان صنعت نروژ در حوزه توليد نفت به لحاظ تاريخي در يک برهه زماني کاملاً مطلوب شکل گرفت

2- نحوه مشارکت دولت در فعاليت‌هاي صنعت نفت و گاز نروژ
بر اساس قوانين مجلس، مسئوليت اداره و مديريت بر مجموعه صنعت نفت و گاز اين كشور به وزرات نفت و انرژي نروژ (MPE) واگذار شده است. بطور كلي مشارکت دولت در صنعت نفت و گاز اين كشور و بخشي از درآمدهاي مستقيم آن از منابع نفت و گاز نروژ، عمدتاً با استفاده از نهادها و چارچوب‌هاي ذيل صورت مي‌گيرد:

2-1- سهام دولت در پروژه¬هاي نفت و گاز نروژ (SDFI)
دولت نروژ به منظور حفظ منافع اين كشور در صنعت نفت و گاز، بخشي از سرمايه‌گذاري‌هاي لازم و هزينه‌هاي مربوط به پروژه‌هاي نفت و گاز در ميادين نروژ را پرداخت نموده و در عوض از درآمد حاصل از اين پروژه‌ها سهمي را دريافت مي‌كند. مجموعه سهام دولت در اين پروژه‌ها، سهام دولت در پروژه¬هاي نفت و گاز نروژ (SDFI) ناميده مي‌شود.

2-2- شركت استات¬اويل
اين شركت معظم نفتي در سال 1972 و به دنبال كشف اولين ميادين نفت و گاز نروژ، تأسيس شد. در ابتدا، اين شركت كاملاً دولتي بود و با هدف فعاليت در حوزه‌هاي مختلف صنعت نفت و گاز (از جمله اكتشاف، توليد، حمل و نقل، پالايش، بازاريابي و فروش محصولات نفتي كشور نروژ)، آغاز به كار كرد. با شروع فعاليت¬هاي نفت و گاز نروژ در دهه 70 ميلادي، اين شرکت به همراه دو شركت نفتي بزرگ ديگر به نام‌هاي Saga و Norsk Hydro کار خود را در ميادين نفت و گاز اين کشور آغاز کردند. حضور همزمان اين سه شرکت به همراه تعدادي از شرکت¬هاي نفت خارجي در پروژه‌هاي صنعت نفت نروژ، فعاليت‌هاي شركت‌هاي نفت و گاز داخلي و خارجي را در نروژ به سمت رقابتي¬شدن سوق داد . وجود شركت استات¬اويل به عنوان تنها شركت داخلي فعال در توسعه ميادين نفت نروژ، احتمال انحصاري شدن فعاليت‌هاي نفتي اين كشور را تقويت مي‌كرد. لذا دولت، با فعال ساختن دو شركت عامل ديگر (NORSK Hydro و (Saga، گام مهمي در زمينه‌سازي شكل‌گيري رقابت در شركت‌هاي نفت داخلي و رفع انحصار از فعاليت‌هاي نفتي در اين كشور برداشت.

3- توسعه ميادين نفتي حوزه فلات قاره نروژ
براي مطالعه روند تاريخي اکتشافات و بهره‌برداري‌هاي صورت گرفته در ميادين نفتي فلات قاره نروژ مي‌توان تقسيم‌بندي زير را در نظر گرفت:
الف) دوره اول: مياديني که پيش از سال 1986 مجوز دولتي را دريافت نموده و آماده توسعه بودند.
ب) دوره دوم: مياديني که بين سال‌هاي 1986 و 1989 مجوز دولتي را دريافت نموده و آماده توسعه بودند.
ج) دوره سوم: مياديني که بين‌ سال‌هاي 1989 و 1993 مجوز دولتي را دريافت نموده و آماده توسعه بودند.

الف) ميادين دوره اول:
در مورد اين دسته از ميادين، موضوعاتي قابل بررسي است؛ اول اينکه شرايط مطلوب مانند قيمت بالاي نفت و نرخ بالاي اکتشافات جديد، انگيزه‌‌اي براي سياستگذاران شده بود تا سياستي را اتخاذ نمايند که از يک سو درآمد نفتي بالايي را براي دولت تضمين مي‌نمود و از سويي ديگر آنان را از اثر موجي مثبت سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده در سطح مناطق و نيز در سطح کشور مطمئن مي‌ساخت. بدين ترتيب در اين دوره ارتقاي صنعت تأمين تجهيزات و خدمات و نيز بومي‌سازي عمليات توسعه ميادين نفتي به يکي از اهداف مهم سياست داخلي نروژ تبديل شد‌.
دوم آنكه اين ميادين اکثراً ميادين بزرگي بودند که در آبهاي کم‌عمق واقع شده بودند و تکنولوژي چندان پيچيده‌اي را نمي‌طلبيدند. جريان توسعه اين ميادين نفتي، مسير يادگيري فني و سازماني را براي استات¬اويل و شركتهاي بومي فراهم آورد.
البته سعي در \\\"نروژي‌سازي\\\" نيروي کار بخش فراساحلي که مدام مورد تأکيد قرار مي‌گرفت باعث کارايي هزينه‌اي پايين مي¬شد. در جريان توسعه برخي از اين ميادين، آزادي عمل محدود شده شرکت عامل در انتخاب مشاوران و تأمين‌کنندگان و نيز در رابطه با شرايط بازار و تمايل موجود جهت رشد توان صنعتي و مرتبط نمودن بخش‌هاي مختلف کشور با صنعت نفت سبب افزايش هزينه‌ها گرديد. قيمت¬هاي بالاي نفت سبب شده بود كه با وجود ناكارآمدي، استات¬اويل شركتي سودآور محسوب شود.

ب) ميادين دوره دوم:
اين ميادين داراي دو ويژگي عمده بودند: اولين مورد در ارتباط با پيشرفت تكنولوژيك و در نتيجه امكان استفاده از گسترة وسيع¬تري از تکنولوژيها در اين ميدان‌ها بود و دومين مورد به حفظ و تثبيت جايگاه شرکت‌هاي نروژي به عنوان شرکت‌هاي عامل مربوط مي¬شد، به گونه¬اي که استات اويل در سه مورد از هشت پروژة توسعة ميادين نفتي، نقش شرکت عامل را عهده دار بود و Saga نيز در جريان يکي از بزرگترين پروژه‌هاي توسعه در درياي شمال وارد عرصه گرديد.
افت قيمت نفت در سال 1986 باعث شد تا انديشه‌هاي جديد پا به عرصه صنعت نفت نروژ بگذارند و پروژه‌هاي توسعه ميادين نفتي در اين \\\"دوران گذار\\\" با‌ تغييرات بيشتر در روش انجام کارها همراه باشد. اگر چه روش قديمي استفاده از سکوهاي بزرگ و يکپارچه در ميادين بزرگ ادامه يافت، اما تکنولوژي‌هاي جديد در ميادين کوچکتر مورد استفاده قرار گرفتند. با اين وجود همچنان شرکت‌هاي نفتي و به ويژه شرکت‌هاي نروژي بر استفاده از رويه‌هاي قديمي و الگوهاي تثبيت شده دهه‌هاي هفتاد و هشتاد اصرار مي‌ورزيدند که نتيجه آن افزايش بي‌حد و حصر هزينه پروژه¬هاي توسعه ميادين در مقايسه با ديگر نقاط جهان و از دست دادن قدرت رقابت در بازار جهاني توليدکنندگان انرژي بود. در آغاز دهه 90 اين موضوع به معضلي بزرگ براي مجموعه اقتصاد نروژ تبديل گشته بود.

ج) ميادين دوره سوم:
شروع دهه 90 با متزلزل شدن صنعت نفت نروژ همراه بود. بزرگترين ميادين نفتي مورد اکتشاف و بهره‌برداري قرار گرفته بودند، قيمت نفت در سطح پاييني تثبيت شده بود و رشد منابع نفتي کشف شده کاهش يافته بود.
ناهماهنگي به وجود آمده ميان روش نروژي‌ توسعه ميادين و شرايط ميادين جديد در آغاز دهه 90 مبدل به يک معضل بزرگ براي مسئولين دولتي، شرکت‌ها و تأمين‌کنندگان گرديد. به وضوح لازم بود که خط‌مشي تکنولوژي حاکم و نهايتاً نحوه همکاري ميان دولت و شرکت‌هاي نفتي دستخوش تحول عميق شود تا صنعت نفت نروژ مجدداً توان رقابت در عرصه بين‌المللي را بازيابد. اين عوامل زمينه¬ساز شكل¬گيري پروژة عظيم NORSOK بود.
نسبت قراردادهاي منعقد شده با تأمين‌کنندگان نروژي در پروژه‌هاي توسعه مياديني که پس از سال‌ 1986 مورد اکتشاف و بهره‌برداري قرار گرفتند نيز نشانه ديگري از توسعه قابل توجه صنعت نفت در سال‌هاي دهه هشتاد ميلادي بود. جدول يک سهم تأمين‌کنندگان نروژي را در قراردادهاي منعقد شده بين سال‌هاي 1986 و 1995 نشان مي‌دهد. اين جدول حاکي از اين مطلب است که \\\"نروژي‌سازي\\\" آغاز شده در دهه هفتاد ميلادي، در اوايل دهه 90 نيز همچنان با قدرت به روند خود ادامه مي‌داد.

جدول 1- سهم تأمين‌کنندگان نروژي در پروژه¬هاي بين سال‌هاي 1986 و 1995 (ميليون NOK)
1995 1994 1993 1992 1991 1990 1989 1988 1987 1986
24.012 25.313 31.154 25.715 19.347 17.681 19.435 16.876 17.922 18.328 ارزش كالاها و خدمات تأمين شده توسط شركتهاي نروژي
71.09 78.6 75.4 81.3 82.4 81.7 75 90.7 84.9 84.2 درصد از كل

برنامه NORSOK: در طول دهه 90 ميلادي، کاهش قيمت نفت و ذخاير نفتي قابل بهره‌برداري، به شکل تهديدي جدي براي بقاي صنعت نفت نروژ خودنمايي مي‌نمود و از سويي ديگر گزارش‌هاي مختلف در سطح ملي و بين‌المللي، حکايت از هزينه بسيار بالاي پروژه‌هاي توسعه ميادين نفتي فراساحلي در نروژ در مقايسه با مناطق ديگر داشتند. با هدف جلوگيري از عواقب نامطلوب آتي، وزارت صنعت و انرژي نروژ در سال 1993 اقدام به تشکيل کميته توسعه و عمليات ‌ نمود. وظيفه اصلي اين کميته به صورت ارائه راهکارهايي جهت کاهش هزينه‌هاي پروژه‌هاي نفتي و به تبع آن افزايش سطح رقابت‌پذيري صنعت نفت نروژ تعريف گرديد. اين فرايند ارائه راهکار به تدريج تبديل به برنامه‌اي شد که به مدت هفت سال در مجموعه صنعت نفت نروژ جريان داشت و توسط چهار سازمان مختلف به مرحله اجرا درآمد. در فوريه سال 1994، \\\"کميته توسعه و عمليات\\\" سندي را تحت عنوان \\\"سطح رقابت‌پذيري حوزه نفتي فلات قاره نروژ\\\" منتشر ساخت که علاوه بر تشريح چالشهاي کلي پيشاروي صنعت نفت نروژ، پيشنهاد راه‌اندازي يک پروژه مشترک بين سازماني را ارائه نموده بود که در آن نمايندگان شرکت‌هاي نفتي، تأمين‌کنندگان، بخش دولتي و اتحاديه‌هاي صنعتي حضور داشتند. به دنبال آن، وزارت صنايع و انرژي اقدام به تعيين يک گروه راهبري به همراه هفت گروه جانبي جهت پيگيري فعاليت‌هاي کميته توسعه و عمليات نمود. پس ازآن، با تشكيل دبيرخانه و كميته همكاري، برنامه¬هاي تدوين شده حالت اجرايي به خود گرفت و در نهايت در سال 2000 اعلام شد كه برنامه به اهداف خود رسيده است.
هدف اصلي برنامه NORSOK سازماندهي يک فرايند تحول سازماني و تکنولوژيکي در صنعت نفت نروژ بود. پيشنهادهاي NORSOK از يک سو اظهاراتي خطاب به شرکت‌هاي نفتي، دولت و تأمين‌کنندگان براي بازنگري در فعاليت‌ها و تعاملات بين خود بود و از سويي ديگر مجموعه‌اي از توصيه‌هاي دقيق با هدف تشريح چگونگي افزايش بهره‌وري در هزينه‌ها، تشويق نوآوري‌ها و به کارگيري راه‌حل‌هاي تکنولوژيکي جديد و توسعه يافته به حساب مي‌آمد. در سال 1996 هنگامي که اولين نتايج رسمي اعلام گشت، گزارش‌ها حاکي از کاهش 50 درصدي هزينه‌ها بودند.

شکل 1- کاهش هزينه¬هاي نسبي در پروژه¬هاي مختلف در اثر اجراي برنامه NORSOK

4- سياست¬هاي موثر دولت در توسعه صنعت نفت نروژ در دهه¬هاي 70 و80 ميلادي
همان¬طور كه بيان شد هرچند برخي شرايط به نوعي بسترهاي اوليه را براي رشد و پا گرفتن اين صنعت در اين كشور فراهم آورد، ليكن سياستهاي دولت نروژ را در راستاي افزايش سهم صنايع داخلي نروژ نمي‌توان ناديده گرفت. اين سياستها به شرح زير است:

4-1- ايجاد ساز و كارهاي نهادي مؤثر
دولت نروژ پس از كشف نفت به سرعت وارد عمل شد و براي مديريت بهتر و كارآمد فعاليت‌هاي نفتي اين كشور، ساختار جديدي را بر مبناي سطوح مختلف فعاليت‌هاي نفتي اين کشور، به شرح زير تعريف كرد:
سطح سياستگذاري كلان در توسعه صنعت نفت: براي سياستگذاري‌ كلان در حوزه توسعه ميادين نفتي بر مبناي منافع و الزامات داخلي اين کشور، وزارت نفت و انرژي نروژ تأسيس شد.
سطح مديريت منابع نفت و گاز و نظارت فني بر توسعه اين ميادين: وجود يك نهادِ متشكل از تيم‌هاي تخصصي مهندسي و زمين‌شناسي براي اعمال نظارت‌هاي فني بر روند توسعه اين ميادين ضروري بود. به همين منظور مؤسسه‌اي تحت عنوان سازمان مديريت نفت و گاز نروژ (NPD) تأسيس گرديد و انجام امور مربوط به مديريت‌ فني و مهندسي ميادين نفتي به اين شركت واگذار شد.
سطح عملياتي و مشاركت مستقيم در توسعه ميادين: تأسيس استات¬اويل به عنوان يك شركت كاملاً دولتي، علاوه بر اينكه يك ابزار قابل اعتماد براي اعمال سياستهاي كلي دولت نروژ در توسعه ميادين اين کشور محسوب مي¬شد، مي‌توانست به عنوان يك شركت معظم نروژي فعال در پروژه‌هاي نفتي نروژ، از تسلط كامل شركت¬هاي نفت خارجي در ميادين اين كشور جلوگيري كند. هر چند افزايش مشاركت صنايع و شركت‌هاي نروژي در توسعه صنعت نفت اين كشور، از مهمترين اهداف دولت نروژ محسوب مي‌شد، با اين حال حضور شركت‌هاي نفت بين‌المللي در توسعه ميادين نفت و گاز اين كشور هيچ‌گاه محدود نشد.

4-2- تدوين سياستهاي صنعتي مناسب
توسعه صنايع داخلي و افزايش مشاركت آنها را مي‌توان در زمره دغدغه‌هاي اصلي دولت نروژ در طول دوران توسعه صنعت نفت اين كشور دانست. به تدريج و در طي سالهاي بعد، هدف مطلوب در توسعه صنايع فراساحل نفت و گاز نروژ و به صورت زير تعريف شد: \\\"نهادينه‌سازي رقابت در عرصه فعاليت شركت‌هاي نروژي در پروژه¬هاي نفت و گاز اين کشور، به طوريكه اين رقابت در طولاني‌مدت نيز (حتي در صورت توقف توليد نفت وگاز) براي كشور ارزش افزوده ايجاد كند.\\\"
دولت نروژ هيچگاه از تلاش براي مشاركت بيشتر شركت‌هاي نروژي در پروژه‌هاي نفت وگاز اين كشور فروگذار نكرده است. برخي از مهمترين اين قوانين و مقررات به شرح زير مي‌باشند:
? در هر مناقصه، بايد تعدادي از شركت‌هاي نروژي در ليست خريد متقاضيانِ شركت در مناقصه گنجانده شود. همچنين وزارت MPE مي‌تواند از شركت‌كنندگان در مناقصه بخواهد تا تعدادي از شركت‌هاي نروژي مشخص را در ليست خريد خود قرار دهند.
? از شركت‌كنندگان در مناقصه‌ها خواسته مي‌شود تا برنامه‌هاي خود را براي افزايش مشارکت شركت‌هاي نروژي در پروژه‌ها و در يك فضاي رقابتي، ارائه دهند.
? از شركت‌ها و صنايع داخلي خواسته مي‌شود تا با تشكيل همكاري مشترك با شركت‌هاي خارجي، چگونگي ايجاد ظرفيت‌هاي صنعتي در حوزه‌هاي استراتژيك و آمادگي براي توسعه بيشتر را بياموزند.
? از شركت‌هاي نفت داخلي و خارجي فعال در پروژه‌هاي نفتي نروژ خواسته مي‌شود تا صنايع داخلي نروژ را از طرح‌ها و برنامه‌هاي خود براي توسعه آتي ميادين اين كشور آگاه سازند. با اين روش، صنايع نروژ پيشاپيش خود را براي حل چالش‌هاي احتمالي توسعه ميادين مذكور آماده مي¬سازند.
? چنانچه وزارت MPE تشخيص دهد كه در برگزاري مناقصه¬ها، شرايط لازم براي حضور شركت¬هاي نروژي در پروژه ها در نظر گرفته نشده و به نوعي نسبت به شركت¬هاي نروژي اجحاف شده است، اين وزارت مي‌تواند مناقصه مذكور را فسخ نموده و مناقصه جديدي را برگزار كند.
? .....
اهميت اجراي دقيق اين قوانين و نظارت كامل بر روند اجرايي آنها از تدوين قوانين مذكور كمتر نبود. در همين راستا، وزارت نفت و انرژي نروژ، براي نظارت بر روند تأمين تجهيزات و خدمات در هر قرارداد و تطابق اين فعاليت‌ها با موارد و تبصره‌هاي ذكر شده در اصل قراردادها، مجموعه¬اي تحت عنوان \\\"دفتر خدمات و تجهيزات\\\" تأسيس كرده است. اين دفتر، وظايف نظارتي خود را بر اساس چارچوبها و سياست¬هاي فوق و به صورت قوانين تدوين شدة جامعي به انجام مي‌رساند. مجموعه اقدامات فوق‌الذكر در طول دهه 70 و 80 ميلادي، شكل‌گيري زيرساخت¬هاي صنايع فراساحل نفت و گاز و صنايع جانبي مرتبط با آن را در نروژ به دنبال داشت.

4-3- استفاده از پتانسيل موجود در صنايع ديگر
كشور نروژ تا پيش از شروع فعاليت‌هاي نفتي خود، داراي شركت‌هاي معتبر و شناخته‌شده‌اي در صنايع كشتي‌سازي، صنايع فرآوري فلزات، زمين‌شناسي و صنايع معدني بوده است. در اين ميان، شركت‌هاي كشتي‌سازي نروژ در ساخت تانكرهاي حمل نفت خام از شركت‌هاي صاحب نام محسوب مي¬شدند. وجود زمينه‌هاي كاري مشترك فراوان ميان شركت¬هاي تأمين ‌كننده تجهيزات و خدمات فراساحل نفت و گاز و صنايع فوق‌الذكر، بستر مناسبي براي رشد سريع شركت‌هاي نروژي فعال در صنايع فراساحل نفت و گاز بود.

5- استراتژي¬هاي جديد براي توسعه صنايع نفت و گاز اين كشور
پس از شكل‌گيري ساختار صنايع نفت ‌و ‌گاز نروژ و افزايش رقابت‌پذيري شركت‌هاي نروژي (اعم از شركت‌هاي نفتي و تأمين ‌كنندگان تجهيزات و خدمات) به يك سطح قابل قبول، سياست‌هاي حمايتي دولت از اين شركت‌ها كنار گذاشته شد و دولت برنامه‌هاي جديدي براي حضور قدرتمند شركت‌هاي اين كشور در بازارهاي جهاني به مرحله اجرا درآورد.

5-1- اتحاديه شركت¬هاي نفت و گاز نروژ
در سال 1997، وزارت نفت و انرژي نروژ با همكاري صنايع اين كشور و با هدف تقويت حضور شركت‌هاي نفت و گاز نروژي در بازارهاي جهاني، اتحاديه شركت¬هاي نفت و گاز نروژ را (INTSOK)، متشكل از بيش از 100 شركت فعال در صنعت نفت و گاز اين كشور، تأسيس نمود. اين اتحاديه در مجموع، كل زنجيرة تأمين صنعت نفت و گاز نروژ را پوشش داده و با استفاده از ارتباطات گسترده و نزديك با شركت‌هاي عضو خود، توانسته است بسترهاي لازم را براي افزايش همكاري‌هاي متقابل مابين شركت‌هاي نفت و گاز، تأمين كنندگان تكنولوژي و خدمات با نهادهاي دولتي اين كشور فراهم آورد.
علاوه بر اين موارد، كمك به شركت‌هاي عضو جهت جذب فرصت‌ها و پروژه¬هاي موجود در صنايع نفت و گاز جهان، افزايش رقابت‌پذيري آنها در سطح بين‌المللي، توسعه ارتباطات بين‌المللي آنها با موسسات دولتي در داخل و خارج از كشور، تهيه اطلاعات مربوط به نوآوري‌هاي صنعت نفت و گاز نروژ و استراتژي‌هاي كاهش هزينه‌ها، از ديگر خدماتي است كه توسط اين اتحاديه به شركت‌هاي تحت پوشش آن نهاد ارائه مي‌شود.
مجموع اقدامات و سياست‌هاي دولت نروژ در بخش نفت و گاز از آغاز تاكنون، سبب شكل‌گيري صنعت نفت و گاز قدرتمند و رقابت‌پذيري در سطح جهاني شده است، بطوريكه ارزش خدمات و تجهيزات ارائه شده از سوي سازندگان تجهيزات و خدمات صنعت نفت اين كشور به بازارهاي جهاني از 2.1 ميليارد دلار در سال 1995، به 5 ميليارد دلار در سال 2001 افزايش يافته است.

5-2- سياست‌هاي دولت در بخش تحقيق و توسعه
ظهور چالش‌هاي جديد در صنعت نفت اين كشور از جمله كاهش ميادين نفتي كشف شده طي چند سال اخير و كوچك بودن اين ميادين، فعاليت هاي آتي صنعت نفت و گاز نروژ را با دشواري همراه ساخته است. از طرف ديگر نقطه قوت كليدي صنعت نفت و گاز نروژ را مي‌توان در تكنولوژي‌هاي جديد و كارآمدي دانست كه در اختيار شركت‌هاي نروژي فعال در صنعت نفت و گاز اين كشور است. دولت نروژ برنامه‌هاي متعددي را براي گسترش فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه در صنعت نفت نروژ و تجاري كردن تكنولوژي و مهارت‌هاي حاصله از توسعه ميادين نروژ به اجرا درآورده است كه در ادامه به اهم اين موارد اشاره مي‌شود.
1- برنامه DEMO 2000: يكي از اصول كلي دولت نروژ براي توسعه تكنولوژي‌هاي جديد در صنعت نفت، ايجاد حلقه‌هاي ارتباطي مابين شركت‌هاي نفتي، تأمين‌كنندگان تجهيزات و خدمات و موسسات تحقيقاتي بوده است. بر اساس برنامه DEMO 2000، در طي انجام پروژه‌هاي آزمايشي، تعدادي از تكنولوژي‌هاي كارآمد و مورد نياز صنعت نفت نروژ شناخته شده و پس از ارزيابي اولية اين تكنولوژي‌ها و تأييد ضرورت توسعه آنها، سرمايه‌گذاري‌هاي بعدي به‌منظور تجاري كردن تكنولوژي‌هاي مذكور صورت مي‌گيرد.
2- استراتژي ملي تحقيق و توسعه نروژ در صنعت نفت و گاز (OG21): دولت نروژ در سال 2001 ميلادي، پروژه‌اي را تحت عنوان \\\"استراتژي ملي تحقيقات و توسعه نروژ در صنعت نفت و گاز\\\" (OG21) تعريف و به مرحله اجرا درآورده است. هدف اين برنامه، ايجاد يك همكاري منسجم، يكپارچه و مؤثر در خوشه نفت و گاز در تحقيقات بلندمدت و كوتاه‌مدت، demonstration و تجاري‌سازي تكنولوژي مي‌باشد. هدف اصلي استفاده از هم‌افزايي حاصل در اثر روابط تحقيق و توسعه در كل طول زنجيره تحقيقات است. (شكل 2). براي آنكه برنامه ضمانت اجرايي داشته باشد، بازيگران اصلي صنعت در اين برنامه حضور دارند وسازماندهي OG21 شامل كمپاني‌هاي نفتي، تأمين‌كنندگان و نهادهاي تحقيق و توسعه مي‌باشد.

شكل 2- زنجيره ارزش تحقيق و توسعه در OG21

در حال حاضر OG21 با همكاري هفت شركت نفتي فعال در ميادين نفت و گاز نروژ كارِ بررسي و ارزيابي تعداد محدودي از تكنولوژي‌هاي جديد مرتبط با صنعت و نفت گاز را آغاز كرده است.

6- نتيجه¬گيري
تجربه کشور نروژ را مي¬توان در حمايت از توسعه صنعت نفت بومي به دو دوره زماني مجزا تقسيم کرد. در دوره اول، دولت نروژ کوتاه کردن زمان يادگيري شرکت¬هاي داخلي، کمک به چانه¬زني شرکتهاي داخلي در برابر رقبا و يا همکاران خارجي و حداکثر کردن بهره¬مندي نروژي¬ها از صنعت نفت را سرلوحه سياستهاي خود قرار داده بود. تشکيل شرکت ملي نفت، تدوين قوانين مفصل و البته شفاف در مورد الزامات استفاده از توانمندي¬هاي داخلي، ايجاد نهادهاي ناظر بر عملکرد شرکتهاي خارجي در اجرا به تعهداتشان و موارد بسيار ديگر، نمونه¬هاي روشني از اين سياست مي¬باشند. البته در اين دوره نيز دولت به شيوه¬هاي مختلف تلاش مي¬کرد تا محيط يادگيري مناسبي را بوجود آورد، که از آن‌جمله مي¬توان به ايجاد فضاي رقابت کنترل شده اشاره کرد. هرچند نروژ هرگز ميزان حداقلي را به عنوان الزام ساخت داخل تعيين نکرد، ولي با ايجاد سازوکار قانوني و نهادي مناسب و با نظارت بر مناقصه¬ها به صورت موردي، تلاش نمود که شرکتهاي معظم نفتي را به استفادة حداکثر از توان داخل ملزم کند. به برخي از مهمترين اين قوانين در مقاله اشاره شد.
در دورة دوم به دليل تحولات عمده در شرايط بين¬المللي و روابط نروژ با OECD و اتحاديه اروپا، پيگيري سياست حمايت از صنعت داخلي با ابزارها و مکانيزم¬هاي سابق ممکن نبود. به همين دليل دولت نروژ با تغيير چارچوب سياستها از حالت حمايت کامل از شرکت¬هاي داخلي، به سمت اجرا و حمايت از برنامه¬هاي خاص و عملکردي به منظور رشد و توسعه توانمندي شکل گرفته در دوره قبل پرداخت. در اين دوره، استفاده از قوانين و الزامات ساخت داخل ديگر ممکن نبود.
در اين دوره انعطاف¬پذيري نهادهاي دولت در برخورد با چالش¬هاي پيش¬روي اين صنعت و تدوين برنامه¬هاي مناسب با همكاري صنعت (همانند NORSOK و OG21) توانست نتايج بسيار پرباري به همراه داشته باشد. در نهايت با شكل¬گيري قابليت¬هاي مناسب، در دهه 1990 صنعت نفت نروژ عزم خود را براي حضور مؤثر در عرصه بين‌المللي جزم نمود.
تجربه نروژ نكته¬هاي آموزنده¬اي براي ما به همراه دارد:
? دوران يادگيري هزينه¬هاي خاص خود را دارد. هرچند در اين دوران ممكن است عملكرد شركتهاي داخلي قابل¬توجيه نباشد ولي بايد با اعمال برنامه¬هاي تلاش شود كه اين دوران يادگيري به سرعت طي شود.
? وجود فضاي غيررقابتي براي رشد شركتهاي ملي نفت مناسب نمي¬باشد. بايد سعي شود كه به جاي حمايت كامل از عملكرد شركت ملي نفت، فضاي رقابتي نسبي به وجود آيد. در عين به وجود آوردن اين فضاي نسبي رقابتي بايد تلاش شود كه امكان يادگيري براي شركت ملي نفت بوجود آيد. در صورت ايجاد رقابت كامل، به علت ضعف شركت ملي در برابر رقباي خارجي، امكان رقابت مناسب بين آنها وجود ندارد ولي با ايجاد تعداد محدودي رقباي داخلي براي شركت ملي نفت هم امكان تحقق فضاي نسبي رقابتي ممكن مي¬شود و هم يادگيري و تعاملي بين اين شركتهاي داخلي صورت مي¬گيرد.
? بايد مابين فعاليتهاي اقتصادي و وظايف و رسالتهاي ملي شركت ملي نفت تمايز ايجاد شود. اين امر سبب مي¬شود كه با شركت ملي نفت در عقد قرارداد همانند ساير شركتها رفتار شود. در عين حال مي¬توان با ايجاد نهادي فرابنگاهي تمام شركتها (از جمله شركت ملي نفت) را ملزم به پيروي از قوانين و الزامات توسعه صنغت نفت ملي نمود.
? بايد محتواي قوانين به نحوي باشد كه شركتهاي عامل خارجي افزايش قابليت شركتهاي داخلي و استفادة بيشتر از توان آنها را به نفع خود ببينند. به عنوان مثال در هنگام عقد قرارداد از آنها خواسته شود كه برنامه¬هاي خود را براي افزايش مشاركت شركتهاي داخلي ارائه نمايند و به صورت شفافي اين موضوع مشخص شود كه همكاري آنها در اين راستا در تصميم¬گيري در مورد اعطاي قراردادها موثر خواهد بود. ¬


 
نویسنده: سيروس جمشيدي ، ولي احمد سجاديان ، ناصر عليزاده
مترجم :
منبع : ماهنامه تجهيزات صنعت نفت
تاریخ : 16/8/84
مطالب مرتبط
 
 A.A.A/ صنعت جوشكاري – تنگناهاي توسعه پژوهش در صنعت نفت
 A.A.A/ چالش هاي انتقال فن آوري در صنعت نفت و راهكارهاي اجرائي
 A.A.A/ انگيزه‌ها، موانع و مشكلات انتقال و جذب فن‌آوري، راه‌حل ها و پيشنهادها
 A.A.A/ Technology and Methods of Local Well Casing Using Expandable Profiled Casing Pipes
 A.A.A/ صنعت جوشكاري – پيشرفت تكنولوژي و شرايط جديد كار
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد