مقاله ها
نویسنده : دکتر سید امیرمنصوری مدیر گروه منظر، پژوهشکده نظر
بازدید : 2167
6.معماری منظر در شهر برای ارتقای كیفیت فضاهای شهری در سطح جهان تخصصهای مختلف به كار گرفته شده است كه در ایران فعالیتی تحت عنوان طراحی شهری مشهورتر از سایرین است. طراحی شهری مورد نظر اکثر گویندگان ایرانی اقدامی است سه بعدی (برخلاف برنامه ریزی شهری که ساماندهی دو بعدی فضاست) که تنها با هدف آن معرفی گردید است : ارتقای کیفیت فضا. در حالیکه از منظومه تئوریک و نظری تعریف شده ای بهره نمی برد. روشن است که صرف تعیین هدف فعالیت، آن هم به صورت کلی و تفسیر پذیر برای تبیین یک حرفه، دانش یا هنر کفایت نمی کند. در بیانیه همایش سیما و منظر شهری، که توسط شهرسازان و در غیاب معماران منظر، تنظیم گردید، طراحی شهری دانشی معرفی شده که ارتقای کیفیت محیط را بر اساس ادراک و رفتار مردم، کارشناسان و مدیران ملحوظ می دارد. (همایش سیما و منظر شهری، 1382) در چارچوب این تعریف، که در جامعه ما رواج بسیار دارد، طراحی شهری فقط عنوان یک فعالیت است که هیچ پایگاه نظری خاصی را نمایندگی نمی کند؛ فعالیتی که می تواند با رویکرد معماری منظر، طراحی محیط مصنوع، اصالت برنامه های اقتصادی-اجتماعی یا ترافیکی یا حتی بر حسب سلیقه طراح صورت گیرد. طراحی شهری در حالت متعارف خود مولفه های اقتصادی- اجتماعی و ترافیکی را در طراحی ارجح می شناسد. طراحی محیط مصنوع، که کمتر در ایران رایج شده است، با تكیه بر علوم انسانی و با ترجیح عوامل روانشناختی و رفتارشناسی اقدام به مداخله می کند. در هر دو زمینه مذکور می توان فعالیتهایی را سراغ گرفت كه هدف آنها ارتقای كیفیت محیط است؛ لكن هر یك در تحلیل مسئله و ارائه راه حلها بر انگاره ها و ترجیحات خود نظر دارند؛ به عبارت دیگر مقصد را از دریچه ویژه خود می نگرند. در این رویکردها طرح موجود صامتی است که طراح متکفل تعیین هویت برای اوست. در مقابل، معماری منظر با تعریف منظر، پایگاه نظری خود را تبیین کرده و با تشریح اهداف سه گانه و توجه همزمان به ذهنیت استفاده کننده، عینیت محیط و کارکردهای فضا اقدام به مداخله می نماید. در ساختار نظری معماری منظر، جایگاه خاصی برای انسان و نحوه ادراک او، طبیعت و نسبت آن با مطلوبیت فضا و زیبایی محیط تدارک شده که هدایت کننده طراح برای تعیین کانونها و مفاهیم اصلی پروژه می باشد. در عین حال معماری منظر به منظور تدارک امکان ادراک محسوس از فضا از هنرهای تجسمی سود جسته است. شاید بتوان گفت موفقیت این حرفه در جذب مخاطبان خود و رواج سریع آن به علت توجه جدی به همین مقوله باشد كه قادر است بی واسطه با استفاده كنندگان ارتباط برقرار ساخته، تمایلات زیبا شناختی آنها را مورد خطاب قرار دهد. مقصد عام معماری منظر ساماندهی فضایی است که انسانها در آن احساس شعف، شادی و تعمق کنند. در این محیط با ادراک معانی نشانه ها و خاطره های محیط ارتباط هویتی با تاریخ و جامعه برقرار گشته، زمینه تامل برای مخاطب فراهم می آید. معماری منظر برای تدوین مبانی نظری خود در گام اول به تعریف منظر به عنوان فضای اصلی موثر بر انسان و متاثر از او می پردازد. در پی آن به طبیعت به مثابه منبع الهام انسان و عنصر متناسب با ساخت وجودی او توجه كرده و زمینه تعامل انسان و طبیعت را به عنوان عملی آرمانی و احساسی فراهم آورده است. گام سوم نیز تعیین ترجیح عوامل موثر بر طراحی است كه در میان خیل مولفه های موثر، ابعاد محسوس فضا را بر صدر نشانده است. بدین ترتیب زمینه طرح رشته و دیسیپلین جدیدی فراهم آمده است كه به هنگام طراحی و ساماندهی محیط، اهمیت ادراكات محسوس را پر رنگ تر از دیگران می بیند. شایان ذكر است كه پروژه های طراحی شهری و فضاهای بیرونی در شهرهای غربی، به سیاق روشهای معتدل و تدریجی آنها در مواجهه با دستاوردهای نوین علمی و هنری، همچنان به دست گروههای مختلف از جمله طراحان شهری، معماران، طراحان محیط و معماران منظر تهیه میشود، لكن تجربه بدست آمده حاكی از برتری گروه اخیر در كسب موفقیت و جلب نظر استفاده كنندگان و اهل حرفه نسبت به دیگران است. علت آن را میتوان از یك سو اهمیت خاص به ادراكات محسوس و جلب نظر مخاطب دانست و از سوی دیگر جامع الاطراف بودن تئوری معماری منظر است كه جنبه های اصلی مسئله را به طور واقع گرایانه مورد توجه قرار می دهد. پروژه های معماران منظر در شهر در دو بخش ساماندهی سیمای شهری و طراحی فضاهای شهری دسته بندی می شود. در میان فضاهای شهری می توان به عرصه های باز مانند میدانها و خیابانها و مهمترین آنها فضاهای جمعی که برای پذیرش جمعیت و گذراناوقات فراغت آنها ساماندهی می شود اشاره کرد. دقت در تاریخ شهرها و مجتمعهای زیستی ایران وجود فضاهایی را در شهر و روستا و نواحی بیرون شهری گواهی می كند كه محل حیات مدنی و زیست اجتماعی شهروندان بوده است: تفرجگاه، فضاهای جمعی شهر، میدان، جلوخان ابنیه عمومی، زیارتگاه، باغ، شكارگاه، گردشگاه و بسیاری فضاهای دیگر كه نه برای معیشت شهروندان، بلكه به منظور استفاده های معنوی و روحانی آنها شكل گرفته بودند. در شهرهای جهان غرب نیز فضاها و فعالیتهایی مربوط به اوقات فراغت یافت میشود كه مختص جوامع مذكور شناخته می شوند. شهرها و محیط زیست امروز ما، كه نتیجه تجربه مدرنیزاسیون ناقص و وارداتی است، به روشنی فقدان فضاهای اوقات فراغت را در خود احساس می كنند. نگاه گذرا به اظهارات مردم، متخصصان و مسئولین جامعه گواه آن است كه حد رضایت از كیفیت و مطبوعیت فضاهای زیست انسانی بسیار پائین است. (منصوری، 1379) این ماجرا در شهرهای غربی نیز رخ داده بود که با تمهیداتی، که آن را کاشتن فضاهای جمعی در بافت شهر نامیده اند، تحت کنترل درآمد. این فضاها که مقصد اغلب بازدیدکنندگان از شهرهای اروپایی است و نقش موثری در احساس تعلق به مکان و ایجاد ارتباط میان شهروندان بازی می کند، امروزه در چارچوب نظریه های معماری منظر بهترین و موفقترین پاسخها را یافته است. ساماندهی سیمای شهری، که برخی طراحان شهری ایرانی آن را تا حد مشابه سازی نمای خیابان، کنترل خط آسمان و ساماندهی نمای ساختمانها در چارچوب برخورد سلیقه ای با منظر شهر تنزل داده اند، امر مهمی است که بارزترین مظهر هویت شهر نزد شهروندان بشمار می رود. سیمای شهر موضع درک مشترک شهروندان از شهر بوده و از مهمترین سازنده های خاطره جمعی ساکنان شهر از آن است. منظر شهر عضوی از جامعه شهری است که همراه با اهالی آن در همه ی تجربه ها و حوادث خاطره ساز، که تاریخ و ذهنیت افراد و جامعه را نقش می دهد ، حاضر بوده است. روشن است که با چنین موجودی نمی توان با اقدامات کالبدی و بزک کردن بدنه های آن مواجه شد بلکه مداخله هدف ساماندهی منظر شهر الزاما باید مبتنی بر تعریف علمی و روشن از آن باشد تا حد دخالتهای سلیقه ای به حداقل گرایش پیدا کند. 7. معماری منظر و هنرهای تجسمی معماری منظر به مثابه یك هنر بیش از همه هنرها با قواعد هنرهای تجسمی سروكار دارد. این گروه از هنرها، كه شامل نقاشی، مجسمه سازی، معماری، عكاسی، گرافیك، هنرهای تزئینی و امثال آنها می شوند، به دلیل بهره گیری از ماده در خلق آثار خود امكان ارتباط مستقیم بیننده با اثر را فراهم می سازند. در عین حال همانطور كه در بحث ادراك منظر نیز اشاره شد، نحوه ادراك این آثار بر اساس مواجهه با اثر و تاثیر بر حواس انسان است. چنانچه یكی از اهداف هنر را محظوظ نمودن مخاطب و ارضای تمایلات زیبا پسند او بدانیم، این عمل درمورد هنرهای تجسمی از طریق ارتباط با احساسات انسان به دست می آید. در حالیكه در هنرهایی كه جوهر آنان بر تعقل و ادراك كلیات و كشف روابط میان پدیده ها برقرار است مخاطب پس از مواجهه با اثر ملزم به كنكاشهای ذهنی و بكارگیری دانشهای قبلی خود است تا به ادراكی از آن دست یابد. در تعریف عناصر مورد توجه معماری منظر، اگر چه از شرح اسم آن جز مولفه های بصری برنمی آید، به كلیه مواد قابل ادراك با حواس پنج گانه اشاره شده است. بدین ترتیب منظر پدیده ای ذوابعاد از حیث ادراك است كه همه جنبه های محسوس از جمله شرایط صوتی یا بویایی محیط را نیز در بر می گیرد. لكن به دلیل برتری حس بینایی بر سایر حواس انسان و حجم زیاد اطلاعاتی كه از این ناحیه بدست می آید، نگاه اصلی در طراحی منظر به ویژگیهای بصری محیط معطوف می گردد. عناصری كه در هنرهای تجسمی به عنوان مواد كار هنرمند بكار گرفته می شوند، از قبیل رنگ، نور، بافت، شكل، حجم، خط، سطح، نقطه و تركیب آنها، در معماری منظر نیز عینا مورد توجه هستند. در عین حال در اینجا مواد و مصالح و كاربردهای نوینی نیز به كار افزوده میگردد كه كار هنرمند را در آفرینش گونه ای نوین از هنر طراحی فضای بیرونی دشوارتر میكند. معمار منظر، به عنوان اولین گام در پرورش توانایی های خود، مكلف است به تربیت حواس خود بپردازد تا توان ادراك آگاهانه محیط را در حدی بدست آورد كه به هنگام طرحریزی منظر از انعكاس آن در روح استفاده كنندگان باخبر باشد. گفتنی است كه در میان هنرمندان صفت توانمندی در ادراك محیط و دیدن اطراف خود بیش از همه به نقاشان نسبت داده میشود كه در مناظر اطراف خود چیزهایی را می بینند كه دیگران حتی افراد حرفه ای از درك آن غافلند. از این روست كه در برنامه های درسی معماری منظر تربیت حواس دانشجو از اولین برنامه های آنان است كه با روشهای مناسب انجام میشود. علاوه بر آن شناخت هنرهای تجسمی و آموختن مهارتهای آن و یادگیری تاریخ هنر و زیبایی شناسی از مواد اصلی آموزش به حساب می آید. 8. منظر و محیط زیست در پی توجه جامعه غرب به محیط زیست از قرن هجدهم میلادی، حفاظت و صیانت از محیط زیست انسان به عنوان بستر زندگی مادی او در كانون توجه قرار گرفت. رشد و توسعه علوم منبعث از این گرایش طی دو سده اخیر به حدی بوده است كه در دنیای امروز به عنوان یكی از مبادی اصلی بسیاری از علوم درآمده است. در طول دو دهه گذشته نیز با معرفی توسعه پایدار به مثابه راهبرد مبنایی هر نوع توسعه برنامه ریزی های استراتژیك بیش از پیش از این دانش بهره برده است. معماری منظر نیز در ابتدای شكل گیری رشد یافته خود با رویكردی احترام آمیز به مناظر طبیعی، روستایی و بیرون شهری خود را در ارتباطی ضروری با محیط زیست تعریف نمود. در این هنگام مناظر طبیعی و سنتی نواحی خارج شهر به عنوان محیطهایی كه انسان برای زیست خود نیازمند حفظ آنهاست مورد نظر قرار گرفتند. ادامه این سیر به گسترش محیطهای طبیعت گرا و سبز در سطح شهرها انجامید. پس از این دوره دو تحول عمده در تئوریهای مرتبط افق نوینی را در توسعه پایدار و معماری منظر گشود: ابتدا در مفاهیم مربوط به توسعه پایدار، تعریف محیط زیست را از محیط حیات جسمانی و بیولوژیك به محیط روحانی و انسانی با جمیع مولفه های تاثیرگذار گسترش داده و سپس در تبیین منظر، آن را از منظر صامت به چشم اندازی تاریخی-فرهنگی ارتقا داد. بدین ترتیب طی فرآیندی سازگار رابطه منظر و محیط زیست از سطح بیولوژیك و مادی به مرتبه انسانی و معنوی صعود كرد. در شرایط جدید اصول توسعه پایدار در ارتباط با محیطهای زیست انسانی به نحو چشمگیری دارای هماهنگی درونی با اهداف معماری منظر میباشد كه هر نوع سیاستگزاری برای ساماندهی محیط در چارچوب توسعه پایدار به طور طبیعی با اصول پیش گفته معماری منظر سازگاری نشان می دهد. در عین حال رشد و توسعه مبانی نظری معماری منظر در تعامل با محیط زیست صحت و قطعیت بیشتری پیدا می كند. 9. جمع بندی و نتیجه گیری معماری منظر به مثابه هنر نوین ساماندهی محیطهای بیرونی و اوقات فراغت رویكرد تمدن امروز بشر به طبیعت به عنوان بستر مناسب زیست اوست. در تعابیر امروز محیط زیست با دو جنبه مادی و معنوی خود سرمایه ایست كه حفظ و نگهداری آن برای انسان حاضر و آینده ضورت قطعی دارد. پرداختن به جنبه های كیفی محیط علی الخصوص آن بخش كه از توده های ساختمانی جدا می شود موضوع كار معماری منظر است. معماری منظر بر خلاف تصور عامیانه كه آن را تنها اقدامی زیبا سازنده در محیط می شناسد، رویكردی چند بعدی و دارای اهداف فرهنگی، عملكردی و زیبا شناسانه است. در جامعه امروز، به دلیل تشدید اشتغالات انسان و جدا شدن محیطهای كاری از فعالیتهای حاشیه ای آن كه از سنخ عملكردهای اجتماعی-فرهنگی بشمار میآمد، انسان تنهاست. شرایط جدید زندگی، انسانها را از طبیعت و از تعامل با جامعه به شدت دور ساخته و دنیایی انفرادی برای او به ارمغان آورده است. در این شرایط ضرورت تدارك تمهیدات جدید برای باز گرداندن دو دنیای طبیعت و اجتماع به انسان امروز، مولد هنرها و دانشهای جدید از جمله معماری منظر است. معماری منظر حرفه ای بین رشته ای است كه طی تعامل با دانشهای مختلف راه خود را می یابد. محیط زیست طبیعی و فرهنگی، اوقات فراغت، هنرهای تجسمی، علوم انسانی، دانشهای فنی مربوط به شناخت طبیعت، گونه های گیاهی، تاسیسات زیرساختی و بسیاری زمینه های دیگر در فرآیندی هدفدار به كمك گرفته می شوند تا تئوری های معماری منظر به حاصل آید. در عین حال توجه خاص این رشته به ادراكات محسوس انسان در طراحی و ساماندهی محیط نقش ارزنده ای در شكل بخشیدن به معماری منظر ایفا می كند. اهداف توسعه پایدار در جامعه ایران ایجاب می نماید تا معماری منظر با حمایتهای دولت و مشاركت دانشگاهیان و حرفه مندان با شرایط مقبول علمی در كشور معرفی و مورد توجه قرار گیرد تا بتواند در رفع نیازهای ضروری جامعه امروز مشاركت نماید. منابع 1- ترنر تام. 1376. شهر همچون چشم انداز. ترجمه فرشاد نوریان. شركت پردازش و برنامه ریزی. 2- كلارك، كنت. 1370. سیر منظره پردازی در هنر اروپا. ترجمه بهنام خاوران. نشر ترمه. 3- ماتلاك، جان. 1379. آشنایی با طراحی محیط و منظر. سازمان پاركها و فضای سبز تهران. 4- منصوری، سید امیر. 1378. چشم اندازهای شهر ایرانی. مجله شهر نگار. شماره بهمن و اسفند. 5- منصوری، سید امیر. 1379. روش نقد معماری. مجله هنرهای زیبا. شماره 7. 6- منصوری، سید امیر. 1379. زیبایی شناسی منظره های شعر حافظ. گزارش طرح پژوهشی. دانشكده هنرهای زیبا- دانشگاه تهران. 7-Alexander، cristopher. 1977. A pattern language: Towns، Buildings، and Constructions. New York: oxford university press. 8- Anthos 2000. la revue suisse du paysage. Numero 3 (du theme) L espace public. 9- Berque، Augustin. 1994. sous la direction، Cinq propoisitions pour une theorie du paysage. Champ Vallon. Paris. 10- Lassus Bernard. 1973. De l’ambiance au demesurable. In colloque d’esthetique appliquee a la creation du paysage urbain. Arc-et-Senans. 11- Lizet، B & Ravignan، F. 1987. Comprendre un paysage. Institut national de la recherche agronomique. Paris. 12- Moniteur 2002. numero special. Des projets du paysage urbain. 13- Rapoport، Amos. 1969. House form and culture. Englewood clifs. 14- Roger Alain. 1994. Histoire d’une passion theorique. in Cinq propositions pour une theorie du paysage. Champ Vallon. Paris. 15- Squares. 1992. Atrium.Urban architecture، European masters. 1991. Atrium

طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *