صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
ماشین ایرانی
elham_fitnees_cool
فروشگاه رایکا
فروشگاه رایکا
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
درآمدي بر شناخت معماري منظر(قسمت سوم)
تعداد بازدید : 2013
 
 6.معماري منظر در شهر براي ارتقاي كيفيت فضاهاي شهري در سطح جهان تخصصهاي مختلف به كار گرفته شده است كه در ايران فعاليتي تحت عنوان طراحي شهري مشهورتر از سايرين است. طراحي شهري مورد نظر اکثر گويندگان ايراني اقدامي است سه بعدي (برخلاف برنامه ريزي شهري که ساماندهي دو بعدي فضاست) که تنها با هدف آن معرفي گرديد است : ارتقاي کيفيت فضا. در حاليکه از منظومه تئوريک و نظري تعريف شده اي بهره نمي برد. روشن است که صرف تعيين هدف فعاليت، آن هم به صورت کلي و تفسير پذير براي تبيين يک حرفه، دانش يا هنر کفايت نمي کند. در بيانيه همايش سيما و منظر شهري، که توسط شهرسازان و در غياب معماران منظر، تنظيم گرديد، طراحي شهري دانشي معرفي شده که ارتقاي کيفيت محيط را بر اساس ادراک و رفتار مردم، کارشناسان و مديران ملحوظ مي دارد. (همايش سيما و منظر شهري، 1382) در چارچوب اين تعريف، که در جامعه ما رواج بسيار دارد، طراحي شهري فقط عنوان يک فعاليت است که هيچ پايگاه نظري خاصي را نمايندگي نمي کند؛ فعاليتي که مي تواند با رويکرد معماري منظر، طراحي محيط مصنوع، اصالت برنامه هاي اقتصادي-اجتماعي يا ترافيکي يا حتي بر حسب سليقه طراح صورت گيرد. طراحي شهري در حالت متعارف خود مولفه هاي اقتصادي- اجتماعي و ترافيکي را در طراحي ارجح مي شناسد. طراحي محيط مصنوع، که کمتر در ايران رايج شده است، با تكيه بر علوم انساني و با ترجيح عوامل روانشناختي و رفتارشناسي اقدام به مداخله مي کند. در هر دو زمينه مذکور مي توان فعاليتهايي را سراغ گرفت كه هدف آنها ارتقاي كيفيت محيط است؛ لكن هر يك در تحليل مسئله و ارائه راه حلها بر انگاره ها و ترجيحات خود نظر دارند؛ به عبارت ديگر مقصد را از دريچه ويژه خود مي نگرند. در اين رويکردها طرح موجود صامتي است که طراح متکفل تعيين هويت براي اوست. در مقابل، معماري منظر با تعريف منظر، پايگاه نظري خود را تبيين کرده و با تشريح اهداف سه گانه و توجه همزمان به ذهنيت استفاده کننده، عينيت محيط و کارکردهاي فضا اقدام به مداخله مي نمايد. در ساختار نظري معماري منظر، جايگاه خاصي براي انسان و نحوه ادراک او، طبيعت و نسبت آن با مطلوبيت فضا و زيبايي محيط تدارک شده که هدايت کننده طراح براي تعيين کانونها و مفاهيم اصلي پروژه مي باشد. در عين حال معماري منظر به منظور تدارک امکان ادراک محسوس از فضا از هنرهاي تجسمي سود جسته است. شايد بتوان گفت موفقيت اين حرفه در جذب مخاطبان خود و رواج سريع آن به علت توجه جدي به همين مقوله باشد كه قادر است بي واسطه با استفاده كنندگان ارتباط برقرار ساخته، تمايلات زيبا شناختي آنها را مورد خطاب قرار دهد. مقصد عام معماري منظر ساماندهي فضايي است که انسانها در آن احساس شعف، شادي و تعمق کنند. در اين محيط با ادراک معاني نشانه ها و خاطره هاي محيط ارتباط هويتي با تاريخ و جامعه برقرار گشته، زمينه تامل براي مخاطب فراهم مي آيد. معماري منظر براي تدوين مباني نظري خود در گام اول به تعريف منظر به عنوان فضاي اصلي موثر بر انسان و متاثر از او مي پردازد. در پي آن به طبيعت به مثابه منبع الهام انسان و عنصر متناسب با ساخت وجودي او توجه كرده و زمينه تعامل انسان و طبيعت را به عنوان عملي آرماني و احساسي فراهم آورده است. گام سوم نيز تعيين ترجيح عوامل موثر بر طراحي است كه در ميان خيل مولفه هاي موثر، ابعاد محسوس فضا را بر صدر نشانده است. بدين ترتيب زمينه طرح رشته و ديسيپلين جديدي فراهم آمده است كه به هنگام طراحي و ساماندهي محيط، اهميت ادراكات محسوس را پر رنگ تر از ديگران مي بيند. شايان ذكر است كه پروژه هاي طراحي شهري و فضاهاي بيروني در شهرهاي غربي، به سياق روشهاي معتدل و تدريجي آنها در مواجهه با دستاوردهاي نوين علمي و هنري، همچنان به دست گروههاي مختلف از جمله طراحان شهري، معماران، طراحان محيط و معماران منظر تهيه ميشود، لكن تجربه بدست آمده حاكي از برتري گروه اخير در كسب موفقيت و جلب نظر استفاده كنندگان و اهل حرفه نسبت به ديگران است. علت آن را ميتوان از يك سو اهميت خاص به ادراكات محسوس و جلب نظر مخاطب دانست و از سوي ديگر جامع الاطراف بودن تئوري معماري منظر است كه جنبه هاي اصلي مسئله را به طور واقع گرايانه مورد توجه قرار مي دهد. پروژه هاي معماران منظر در شهر در دو بخش ساماندهي سيماي شهري و طراحي فضاهاي شهري دسته بندي مي شود. در ميان فضاهاي شهري مي توان به عرصه هاي باز مانند ميدانها و خيابانها و مهمترين آنها فضاهاي جمعي که براي پذيرش جمعيت و گذراناوقات فراغت آنها ساماندهي مي شود اشاره کرد. دقت در تاريخ شهرها و مجتمعهاي زيستي ايران وجود فضاهايي را در شهر و روستا و نواحي بيرون شهري گواهي مي كند كه محل حيات مدني و زيست اجتماعي شهروندان بوده است: تفرجگاه، فضاهاي جمعي شهر، ميدان، جلوخان ابنيه عمومي، زيارتگاه، باغ، شكارگاه، گردشگاه و بسياري فضاهاي ديگر كه نه براي معيشت شهروندان، بلكه به منظور استفاده هاي معنوي و روحاني آنها شكل گرفته بودند. در شهرهاي جهان غرب نيز فضاها و فعاليتهايي مربوط به اوقات فراغت يافت ميشود كه مختص جوامع مذكور شناخته مي شوند. شهرها و محيط زيست امروز ما، كه نتيجه تجربه مدرنيزاسيون ناقص و وارداتي است، به روشني فقدان فضاهاي اوقات فراغت را در خود احساس مي كنند. نگاه گذرا به اظهارات مردم، متخصصان و مسئولين جامعه گواه آن است كه حد رضايت از كيفيت و مطبوعيت فضاهاي زيست انساني بسيار پائين است. (منصوري، 1379) اين ماجرا در شهرهاي غربي نيز رخ داده بود که با تمهيداتي، که آن را کاشتن فضاهاي جمعي در بافت شهر ناميده اند، تحت کنترل درآمد. اين فضاها که مقصد اغلب بازديدکنندگان از شهرهاي اروپايي است و نقش موثري در احساس تعلق به مکان و ايجاد ارتباط ميان شهروندان بازي مي کند، امروزه در چارچوب نظريه هاي معماري منظر بهترين و موفقترين پاسخها را يافته است. ساماندهي سيماي شهري، که برخي طراحان شهري ايراني آن را تا حد مشابه سازي نماي خيابان، کنترل خط آسمان و ساماندهي نماي ساختمانها در چارچوب برخورد سليقه اي با منظر شهر تنزل داده اند، امر مهمي است که بارزترين مظهر هويت شهر نزد شهروندان بشمار مي رود. سيماي شهر موضع درک مشترک شهروندان از شهر بوده و از مهمترين سازنده هاي خاطره جمعي ساکنان شهر از آن است. منظر شهر عضوي از جامعه شهري است که همراه با اهالي آن در همه ي تجربه ها و حوادث خاطره ساز، که تاريخ و ذهنيت افراد و جامعه را نقش مي دهد ، حاضر بوده است. روشن است که با چنين موجودي نمي توان با اقدامات کالبدي و بزک کردن بدنه هاي آن مواجه شد بلکه مداخله هدف ساماندهي منظر شهر الزاما بايد مبتني بر تعريف علمي و روشن از آن باشد تا حد دخالتهاي سليقه اي به حداقل گرايش پيدا کند. 7. معماري منظر و هنرهاي تجسمي معماري منظر به مثابه يك هنر بيش از همه هنرها با قواعد هنرهاي تجسمي سروكار دارد. اين گروه از هنرها، كه شامل نقاشي، مجسمه سازي، معماري، عكاسي، گرافيك، هنرهاي تزئيني و امثال آنها مي شوند، به دليل بهره گيري از ماده در خلق آثار خود امكان ارتباط مستقيم بيننده با اثر را فراهم مي سازند. در عين حال همانطور كه در بحث ادراك منظر نيز اشاره شد، نحوه ادراك اين آثار بر اساس مواجهه با اثر و تاثير بر حواس انسان است. چنانچه يكي از اهداف هنر را محظوظ نمودن مخاطب و ارضاي تمايلات زيبا پسند او بدانيم، اين عمل درمورد هنرهاي تجسمي از طريق ارتباط با احساسات انسان به دست مي آيد. در حاليكه در هنرهايي كه جوهر آنان بر تعقل و ادراك كليات و كشف روابط ميان پديده ها برقرار است مخاطب پس از مواجهه با اثر ملزم به كنكاشهاي ذهني و بكارگيري دانشهاي قبلي خود است تا به ادراكي از آن دست يابد. در تعريف عناصر مورد توجه معماري منظر، اگر چه از شرح اسم آن جز مولفه هاي بصري برنمي آيد، به كليه مواد قابل ادراك با حواس پنج گانه اشاره شده است. بدين ترتيب منظر پديده اي ذوابعاد از حيث ادراك است كه همه جنبه هاي محسوس از جمله شرايط صوتي يا بويايي محيط را نيز در بر مي گيرد. لكن به دليل برتري حس بينايي بر ساير حواس انسان و حجم زياد اطلاعاتي كه از اين ناحيه بدست مي آيد، نگاه اصلي در طراحي منظر به ويژگيهاي بصري محيط معطوف مي گردد. عناصري كه در هنرهاي تجسمي به عنوان مواد كار هنرمند بكار گرفته مي شوند، از قبيل رنگ، نور، بافت، شكل، حجم، خط، سطح، نقطه و تركيب آنها، در معماري منظر نيز عينا مورد توجه هستند. در عين حال در اينجا مواد و مصالح و كاربردهاي نويني نيز به كار افزوده ميگردد كه كار هنرمند را در آفرينش گونه اي نوين از هنر طراحي فضاي بيروني دشوارتر ميكند. معمار منظر، به عنوان اولين گام در پرورش توانايي هاي خود، مكلف است به تربيت حواس خود بپردازد تا توان ادراك آگاهانه محيط را در حدي بدست آورد كه به هنگام طرحريزي منظر از انعكاس آن در روح استفاده كنندگان باخبر باشد. گفتني است كه در ميان هنرمندان صفت توانمندي در ادراك محيط و ديدن اطراف خود بيش از همه به نقاشان نسبت داده ميشود كه در مناظر اطراف خود چيزهايي را مي بينند كه ديگران حتي افراد حرفه اي از درك آن غافلند. از اين روست كه در برنامه هاي درسي معماري منظر تربيت حواس دانشجو از اولين برنامه هاي آنان است كه با روشهاي مناسب انجام ميشود. علاوه بر آن شناخت هنرهاي تجسمي و آموختن مهارتهاي آن و يادگيري تاريخ هنر و زيبايي شناسي از مواد اصلي آموزش به حساب مي آيد. 8. منظر و محيط زيست در پي توجه جامعه غرب به محيط زيست از قرن هجدهم ميلادي، حفاظت و صيانت از محيط زيست انسان به عنوان بستر زندگي مادي او در كانون توجه قرار گرفت. رشد و توسعه علوم منبعث از اين گرايش طي دو سده اخير به حدي بوده است كه در دنياي امروز به عنوان يكي از مبادي اصلي بسياري از علوم درآمده است. در طول دو دهه گذشته نيز با معرفي توسعه پايدار به مثابه راهبرد مبنايي هر نوع توسعه برنامه ريزي هاي استراتژيك بيش از پيش از اين دانش بهره برده است. معماري منظر نيز در ابتداي شكل گيري رشد يافته خود با رويكردي احترام آميز به مناظر طبيعي، روستايي و بيرون شهري خود را در ارتباطي ضروري با محيط زيست تعريف نمود. در اين هنگام مناظر طبيعي و سنتي نواحي خارج شهر به عنوان محيطهايي كه انسان براي زيست خود نيازمند حفظ آنهاست مورد نظر قرار گرفتند. ادامه اين سير به گسترش محيطهاي طبيعت گرا و سبز در سطح شهرها انجاميد. پس از اين دوره دو تحول عمده در تئوريهاي مرتبط افق نويني را در توسعه پايدار و معماري منظر گشود: ابتدا در مفاهيم مربوط به توسعه پايدار، تعريف محيط زيست را از محيط حيات جسماني و بيولوژيك به محيط روحاني و انساني با جميع مولفه هاي تاثيرگذار گسترش داده و سپس در تبيين منظر، آن را از منظر صامت به چشم اندازي تاريخي-فرهنگي ارتقا داد. بدين ترتيب طي فرآيندي سازگار رابطه منظر و محيط زيست از سطح بيولوژيك و مادي به مرتبه انساني و معنوي صعود كرد. در شرايط جديد اصول توسعه پايدار در ارتباط با محيطهاي زيست انساني به نحو چشمگيري داراي هماهنگي دروني با اهداف معماري منظر ميباشد كه هر نوع سياستگزاري براي ساماندهي محيط در چارچوب توسعه پايدار به طور طبيعي با اصول پيش گفته معماري منظر سازگاري نشان مي دهد. در عين حال رشد و توسعه مباني نظري معماري منظر در تعامل با محيط زيست صحت و قطعيت بيشتري پيدا مي كند. 9. جمع بندي و نتيجه گيري معماري منظر به مثابه هنر نوين ساماندهي محيطهاي بيروني و اوقات فراغت رويكرد تمدن امروز بشر به طبيعت به عنوان بستر مناسب زيست اوست. در تعابير امروز محيط زيست با دو جنبه مادي و معنوي خود سرمايه ايست كه حفظ و نگهداري آن براي انسان حاضر و آينده ضورت قطعي دارد. پرداختن به جنبه هاي كيفي محيط علي الخصوص آن بخش كه از توده هاي ساختماني جدا مي شود موضوع كار معماري منظر است. معماري منظر بر خلاف تصور عاميانه كه آن را تنها اقدامي زيبا سازنده در محيط مي شناسد، رويكردي چند بعدي و داراي اهداف فرهنگي، عملكردي و زيبا شناسانه است. در جامعه امروز، به دليل تشديد اشتغالات انسان و جدا شدن محيطهاي كاري از فعاليتهاي حاشيه اي آن كه از سنخ عملكردهاي اجتماعي-فرهنگي بشمار ميآمد، انسان تنهاست. شرايط جديد زندگي، انسانها را از طبيعت و از تعامل با جامعه به شدت دور ساخته و دنيايي انفرادي براي او به ارمغان آورده است. در اين شرايط ضرورت تدارك تمهيدات جديد براي باز گرداندن دو دنياي طبيعت و اجتماع به انسان امروز، مولد هنرها و دانشهاي جديد از جمله معماري منظر است. معماري منظر حرفه اي بين رشته اي است كه طي تعامل با دانشهاي مختلف راه خود را مي يابد. محيط زيست طبيعي و فرهنگي، اوقات فراغت، هنرهاي تجسمي، علوم انساني، دانشهاي فني مربوط به شناخت طبيعت، گونه هاي گياهي، تاسيسات زيرساختي و بسياري زمينه هاي ديگر در فرآيندي هدفدار به كمك گرفته مي شوند تا تئوري هاي معماري منظر به حاصل آيد. در عين حال توجه خاص اين رشته به ادراكات محسوس انسان در طراحي و ساماندهي محيط نقش ارزنده اي در شكل بخشيدن به معماري منظر ايفا مي كند. اهداف توسعه پايدار در جامعه ايران ايجاب مي نمايد تا معماري منظر با حمايتهاي دولت و مشاركت دانشگاهيان و حرفه مندان با شرايط مقبول علمي در كشور معرفي و مورد توجه قرار گيرد تا بتواند در رفع نيازهاي ضروري جامعه امروز مشاركت نمايد. منابع 1- ترنر تام. 1376. شهر همچون چشم انداز. ترجمه فرشاد نوريان. شركت پردازش و برنامه ريزي. 2- كلارك، كنت. 1370. سير منظره پردازي در هنر اروپا. ترجمه بهنام خاوران. نشر ترمه. 3- ماتلاك، جان. 1379. آشنايي با طراحي محيط و منظر. سازمان پاركها و فضاي سبز تهران. 4- منصوري، سيد امير. 1378. چشم اندازهاي شهر ايراني. مجله شهر نگار. شماره بهمن و اسفند. 5- منصوري، سيد امير. 1379. روش نقد معماري. مجله هنرهاي زيبا. شماره 7. 6- منصوري، سيد امير. 1379. زيبايي شناسي منظره هاي شعر حافظ. گزارش طرح پژوهشي. دانشكده هنرهاي زيبا- دانشگاه تهران. 7-Alexander، cristopher. 1977. A pattern language: Towns، Buildings، and Constructions. New York: oxford university press. 8- Anthos 2000. la revue suisse du paysage. Numero 3 (du theme) L espace public. 9- Berque، Augustin. 1994. sous la direction، Cinq propoisitions pour une theorie du paysage. Champ Vallon. Paris. 10- Lassus Bernard. 1973. De l’ambiance au demesurable. In colloque d’esthetique appliquee a la creation du paysage urbain. Arc-et-Senans. 11- Lizet، B & Ravignan، F. 1987. Comprendre un paysage. Institut national de la recherche agronomique. Paris. 12- Moniteur 2002. numero special. Des projets du paysage urbain. 13- Rapoport، Amos. 1969. House form and culture. Englewood clifs. 14- Roger Alain. 1994. Histoire d’une passion theorique. in Cinq propositions pour une theorie du paysage. Champ Vallon. Paris. 15- Squares. 1992. Atrium.Urban architecture، European masters. 1991. Atrium
 
نویسنده: دکتر سيد اميرمنصوري مدير گروه منظر، پژوهشکده نظر
مترجم :
منبع : مجله باغ نظر شماره 2 زمستان 83
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ جايگاه آب و آبنما در پارك هاي شهري
 A.A.B/ تحليلي پيرامون برنامه ريزي و طراحي اکوپارک هاي رود کناري
 A.A.B/ مدلسازي توليد سفر با استفاده از روش شبكه هاي عصبي - فازي
 A.A.C/ چهره باغ ايراني
 A.A.C/ باغ هاي ايراني (گفتگو با استاد محمدکريم پيرنيا)
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد