مقاله ها
نویسنده : سید امیرمنصوری-مدیر گروه منظر،پژوهشکده نظر
بازدید : 2326
درآمدی بر شناخت معماری منظر مقدمه معماری منظر، هنر، دانش و حرفه ای بین رشته ای است كه ساماندهی و طراحی فضاهای بیرونی موضوع كار آن است. برخلاف رشته معماری كه توجه خود را به طراحی توده و ساختمان معطوف می دارد، معماری منظر به فضاهای باز و آزاد نظر دارد كه تنوع كاركردهای آن در جوامع پیشرفته دنیا به شدت در حال فزونی است. علیرغم وجود پروژه های گوناگون مربوط به معماری منظر، فعالیتهای حرفه ای آن توسط افراد غیر متخصص اما مرتبط با رشته اعم از مهندسان كشاورزی، طراحان شهری، شهرسازان و معماران صورت می گیرد. ویژگیهای اختصاصی معماری منظر، كه آن را از معماری توده ساختمانی جدا می كند، بر مبنای تئوریهای اختصاصی تعریف منظر و بهره گیری از اقدام مشترک با سایر تخصصها شکل گرفته است. از جمله آن تأسیس رشته نوینی به موازات معماری است كه فارغ التحصیلان آن در فرانسه paysagiste و در جوامع انگلیسی زبان landscape architect نامیده می شوند. در ایران، این رشته هنوز به حد کافی شناخته نشده و چند سالی بیش نیست که در مراكز دانشگاهی در سطح كارشناسی ارشد راه اندازی شده است . نو بودن این رشته و تصورات نادرستی كه از كم وكیف آن در اذهان دانشگاهیان و حرفه مندان وجود دارد ایجاب مینماید تا به منظور پرهیز از پی ریزی نادرست این رشته چارچوبهای اصلی و تعاریف مبنایی معماری منظر مورد توجه قرار گیرد. 1. تاریخچه معماری منظر پس از چندین قرن دشمنی فرهنگ مسیحی قرون وسطایی با طبیعت، توجه به آن از دوره رنسانس سرعت می گیرد. پیش از آن برای اولین بار سنت توماس آکوئیناس در قرن 13 میلادی و در اظهار نظری آشتی جویانه با طبیعت، آن را مخلوق خدا دانسته و توصیه کرده بود كه خداپرستان می توانند طبیعت را نیز دوست بدارند. آلن راجر فیلسوف فرانسوی آغاز كاربرد واژه منظر را مربوط به عصر رنسانس می داند: «نباید فراموش كرد كه منظر دریافتی نوین است. اول بار لغت منظر (landschap) دراواخر قرن 15 به زبان هلندی برای مشخص كردن نه یك محیط طبیعی، كه یك تابلو به كار برده شد، میدانیم در قرون وسطی، احساسی راجع به چیزی كه آن را منظره (ادراك زیباشناسانه و واحد از بخشی از سرزمین) می نامیم وجود نداشت. در ادبیات هیچ نشانی از این لفظ یافت نمی شد. منظره ابداعی تصویری بود كه در قرن 15 بدست آمد». (Roger،1994:118) اوگوستن برک، تئوریسین منظر نیز همین معنا را تائید می كند : «در اروپا، مفهوم منظر قرنها مورد نظر نبود و در عهد رنسانس بود كه برای اولین بار مطرح شد. به عبارت دقیق تر زیبایی طبیعت بكر، مانند آنچه كه امروز آن را تحسین می كنیم پیش از قرن 18 مطرح نبود.» (Berque،1994:6) اوج توجه به طبیعت و منظر چند سده پس از آن آغاز شد: از قرن 18 میلادی بود كه نویسندگان فضای طبیعت و كوهستان را صحنه داستانهای خود قرار میدهند. نقاشان با رویكردی جدید، به منظره پردازی روی می آورند. طبیعت كه جایگاه شیطان خوانده می شد، مورد توجه قرار گرفته و فلسفه طبیعت گرا و اخلاق طبیعی نیز در پس آن زاده می شود. (منصوری، 1378) منظر با تعریف امروز آن از قرن هجدهم میلادی و در پی رویكردهای جامعه فرهنگی اروپا به طبیعت بنیان گذاشته شد. منظر دستاورد عصر روشنگری و از یافته های اندیشه مدرن به شمار می رود؛ نزد ما، ظهور منظر از مدرنیته قابل تفکیک نیست ... در انتهای قرن 15 بود كه واژه هلندی Landskap ظهور یافت. در دهه های بعد واژه هایی كه بر همان مبنا ساخته شده بودند در زبانهای با ریشه ژرمن به كار گرفته شدند (Landskap، Landschaft ،Landscape و....) ساختار این لغات نوع تفكر را روشن می سازد : «بازنمایی سرزمین»؛ با قدری تغییر در زبانهای لاتین نیز همان معنا تکرار شده است : (Paesaggio، paysage(1549)، paesaje، و....) كه پسوند افزوده شده به pays یك «كل و مجموعه» را توضیح می دهد كه تنها از یك نگاه به دست آمده است. (Berque،1995:105) رشد علوم، توسعه شهرها، رشد صنعت و شکل گیری مدرنیته محیط زیست را به عنوان بستر ضروری زیست انسان درکانون توجه قرار می دهد. نتیجه این رویکرد از قرن هجده میلادی تا امروز شکل گیری شاخه های جدید ساماندهی محیط و توجه به ابعاد مادی و معنوی آن بوده است. این حركت در قرن بیستم به طرح طبیعت و در محیطهای شهری منظرآرایی آن معطوف می شود. طراحی و ساماندهی فضاهای جمعی با هدف توسعه دیدارهای اجتماعی و حیات مدنی حاصل این رویكرد است که حضور طبیعت در آنها رویکرد غالب طراحی را شکل می دهد و فضاهای جمعی شهر را به صورت حیاطهایی مفرح در میان ساختمانها و توده های جسیم درمی آورد. تکامل مفهوم منظر نیز از همین زمان آغاز می شود. مفهومی که از تصویری خنثی و بیرون از انسان آغاز شده و تا عنصری مشترک میان انسان و محیط و پس از آن به مفهوم بین الاذهانی توسعه می یابد. در مقابل، تمدنهای سوی دیگر جهان، چین و ایران، توجه به طبیعت و مظاهر آن را به عنوان رکن مهمی از فرهنگ خود می شناخته اند. ایرانیان ابداع کننده باغ و چینیها دارای مذاهب تقدیس كننده طبیعت بوده اند. اما امروزه توجه به طبیعت در ایران دیگر امر ضروری به شمار نمی رود. در جامعه معاصر ما و عصر رواج شبه مدرنیسم وارداتی، ارتباطهای فرهنگی و ساختاری با دنیای سنتی سست شده و در نتیجه فضاهای بی هویتی تولید شده است كه نه از گذشته خود نشان دارند و نه در عداد محصولات مدرن قابل محاسبه هستند. تولید و توسعه فرهنگ باغ و منظر در جامعه ایران نزدیک یک قرن است که متوقف شده است. از این روست كه تعاریف امروزی منظر وامدار تئوریهای غرب است و به دلایلی كه خواهد آمد به شدت محتاج بومی شدن می باشد. 2. تعریف منظر ساده ترین تعریف منظر، آنچنانکه در کتابهای لغت آمده، تصویری از طبیعت است که از دوردست در برابر چشم ما قرار گفته است. منظره واژه ای عربی است که به آنچه که دیده می شود اطلاق می گردد. منظر از اسمهای دوگانه فارسی است که هم اسم مفعول است (مورد نظر) و هم اسم فاعل (نظرگاه). منظر به معنای امروزین آن کمتر از چند دهه است که بکار برده می شود. پیش از آن منظر صرفأ بخشی از طبیعت بود : گزیده زیبایی از عناصر طبیعت که دارای جنبه های رمانتیک و احساس برانگیز باشد. امروزه مراد از منظر معنایی بیش از عینیت طبیعت است. واژه های چشم انداز و دورنما به عنوان معادلهای منظر در فارسی بکار برده شده که با تعریف عامیانه آن سازگار است. ولی با توجه به جنبه های ذهنی در مفهوم منظر، که آن را از شئ عینی صرف ممتاز می سازد، لغت منظر گزینه مناسبتری به نظر می رسد. معماری هنر طراحی توده های ساختمانی، ترکیب آنها و ایجاد فضاست. در یک قرن قبل معماران انحصار طراحی همه چیز، از شئ تا شهر (مبلمان، باغ، ساختمان، پارک و شهر) را بر عهده داشتند لکن با رشد نظریه های بنیادی در طراحی اشیا، توده های ساختمانی، شهر و فضاهای بیرونی هر یک از آنها متخصصان ویژه خود را پرورش دادند. از جمله آنها معماری منظر است که با توجه به محیطهای بیرونی راه خود را از معماری جدا ساخته است. پیچیدگیهای معماری منظر در مفهوم امروزین آن را به هنری بین رشته ای بدل کرده كه در تعامل هدفمند با دانشهای دیگر از جمله معماری، هنرهای تجسمی، محیط زیست، جامعه شناسی، روانشناسی محیط و اوقات فراغت شكل می گیرد. معماری منظر با هدف ساماندهی مطبوع محیط، به طراحی عرصه های باز و فضاهای بیرونی می پردازد. تصور عامیانه از معماری منظر آن را در حد تزئین محیط تلقی می كند؛ در این تصور معماری منظر در حد کاشت گل و گیاه، ساخت آب نما و کف سازی تنزل می یابد. از این رو به دفعات دیده میشود که مهندسان معمار با اتکا به توان خود در ایجاد ترکیبات ساده و پیچیده از فضا و تزئین آن اقدام به طراحی در حوزه معماری منظر می کنند؛ در حالی که از مبانی نظری، معیارها و قواعد معماری منظر آگاهی ندارند. بدتر آنکه در غیاب معرفی و رواج علمی حرفه معماری منظر در جامعه ایران، مهندسان کشاورزی و متخصصان گل و گیاه، که از همکاران معماران منظر در طراحی فضا به شمار می آیند، به عنوان طراح وارد عمل می شوند؛ در حالیکه معماری منظر به مثابه حرفه ای میان رشته ای از تخصصهای مختلف، که شرح آن گفته خواهد شد، بهره می گیرد اما هیچ کدام از تخصصهای همکار قادر به جایگزینی معماران منظر نخواهد بود. تام ترنر از ا ین موضوع گلا یه می کند : ”اگر قبول شود كه هدف طراح چشم انداز، خلق فضاهای خوب است، پس قدم بعدی تعیین ویژگیهایی است كه فضایی را وارد جرگه خوبان می كند. بهترین اعصار در تاریخ باغ و چشم انداز زمان هایی است كه طراحان، هنرمندان، محققین و فیلسوفان ارتباط برقرار كرده اند : روم در قرون اول و شانزدهم میلادی، ژاپن در قرن های یازدهم و دوازدهم، فرانسه و هلند در قرن هفدهم، انگلستان در قرن هجدهم، امریكا در قرن بیستم و بدترین دوره ها، زمان هایی بوده اند كه یك گروه با منافع خاص خود مانند علمای باغداری، طراحی چشم انداز را جزو قلمرو خود دانسته اند.“ (تام ترنر، 1376 : 2) تعاریف نوین از منظر اصلاح دیدگاهها و روشهای عامیانه را ضروری می سازد. امروزه منظر با تعاریف جامع و دقیقتر به عنوان آینه ای فرهنگ و تاریخ نما كه دارای ابعاد فرهنگی- اجتماعی و زیباشناسانه می باشد، مطرح گشته است. لیزه منظر را تاریخی می داند سرشار از حكایتها : «هنگامی كه منظر را بررسی می كنیم، در حقیقت روابط و تحولات آن است كه مورد نظر قرار می گیرد. بر این اساس، منظر، جلوه گاه ارتباطهای انسان و طبیعت پیرامون او از گذشته تا حال شناخته می شود. لوحی است كه او آثار خود را، كم و بیش دقیق و عمیق، بر آن نگاشته است. بدین ترتیب منظر، تاریخی برای نقل است.» (Lizet & Ravignan، 1987 : 6) در تعریف امروز منظر، یك شی نیست، برای درك آن، دانستن اینكه چگونه اجزای محیط با یكدیگر تركیب می شوند یا این كه چگونه فیزیولوژی ادراك عمل می كند،‌كفایت نمی كند. باید تمایزهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ادراك را نیز شناخت؛ به عبارت دیگر، آنچه كه ذهنیت انسانی را می سازد باید شناخته شود. این نگاه به منظر، ساده به دست نمی آید، چه، عملاً با پوزیتیویسم حاكم بر علوم طبیعی و حتی علوم انسانی بیگانه است. این نقطه نظر، ‌با رشته هایی كه به هنگام صحبت از منظر به ریخت شناسی محیط معطوف می شوند، متفاوت است : به بیان بهتر، انحصاراً‌ با قطب «محیط عینی» بی آنكه از ساختار ذهنی آن پرسش شود. برای ساده كردن می توان از زمینه های جغرافیایی كلاسیك از یك سو تا اكولوژی در سوی دیگر سخن گفت. وجه مشترك آنها توضیح منظر به عنوان یك داده است، داده ای قابل تجزیه عینی. داده ای كه مستقلاً‌ [در جهان عینی] وجود دارد، نه چیزی كه در ارتباط با ناظر معنا پیدا كند. این بسترها توانسته اند در چارچوب تعریف خود رشد قابل توجهی بیابند. اكولوژی منظر كه عمدتاً آموزشهای مربوط به گیاه را دنبال می كند از این جمله است. در این مثال نیازی نیست تا در خصوص «دید» پرسش شود. منظر، تنها صورت محیط است به شكلی كه برای خودش وجود دارد. بررسی این صورت با تاكید بر ابعاد فضایی آن به درك عملكرد و اكوسیستمهای آن كمك می رساند. نهایتاً می توان آن را از انسان نیز منتزع نمود، مثلاً برای توضیح نوعی شكل گیری پوشش گیاهی اقلیمی به دستاوردهای آن استناد کرد. (Berque، 1995:23) به همین سیاق، مفهوم منظر از صحنه آرایی تجمل گرای محیط به محصول تعامل انسان و طبیعت بدل می شود. این منظر دیگر موجودی صامت و بی تفاوت، آنچنانكه در طی قرون طولانی در غرب انگاشته می شد، نخواهد بود. اگوستن برك، در مقدمه خود بر كتاب ارزشمند پنج پیشنهاد برای مبانی نظری منظر آن را چنین تعریف می كند : «وجودی نسبی و پویا، جایی كه جامعه با طبیعت و منظر با محیط در تعاملی متقابل و دائمی به سر می برند.» (Berque، 1994: 6) منظر در دنیای امروز موجودی زنده و پویا انگاشته میشود كه از یك سو متاثر از انسان و نحوه زیست اوست و از سوی دیگر با شكل خود و تداعی خاطراتی كه در زمانهای طولانی بر بستر آن روی داده است بر تمدن، فرهنگ و نوع زیست آدمیان اثر می گذارد. منظر تنها عنصری عینی كه متشكل از اجزای طبیعی باشد شناخته نمی شود بلكه عنصری ذهنی و فرهنگی نیز خواهد بود كه شكل گیری آن در اذهان مردم با دخالت تاریخ، اعتقادات دینی و اسطوره ای، اقلیم، سنت زیست و امثال آنها بوده است. در این تعریف است كه منظر ایرانی با نمونه چینی و ایتالیایی خود تفاوت پیدا می كند. (منصوری، 1379) چه، از یك سو هر یك از مناظر فوق تحت فرهنگی مستقل دیده و شناخته شده است و از سوی دیگر هر یك از اقوام مذكور دخالتهایی اختصاصی مبتنی بر شرایط تاریخی، فرهنگی و اقلیمی خود در منظر محیط خود داشته اند. مفهومی كه كوه دماوند برای انسان ایرانی دارد با مفهوم همان كوه، اگر چه از حیث فیزیكی همان است، برای انسان اروپایی كه تاریخ و فرهنگی دیگر را تجربه کرده به كلی متفاوت است. دماوند در فرهنگ ایران فصل مشترك خاطرات و دغدغه ذهنی نویسندگان، هنرمندان و مردم عادی در نسل های مختلف بوده است. ایرانیان كه در قلمرو فرهنگی دماوند زندگی كرده اند، بخشی از ذهنیت خود را از طریق شعر، نقاشی، داستان، مثل، اسطوره و سایر تولیدات فرهنگی به نسل های بعد منتقل كرده اند. از این روست كه دماوند، جزئی از ذهنیت مشترك قوم ایرانی شده است؛ چه دماوند در همه تجربه های ایرانیان همراه آنان بوده است. در اغلب صحنه هایی که انسان ایرانی ذهنیت خود را با آنها به دست آورده، دماوند نیز حضور داشته دماوند عنصر جدایی ناپذیر از نمایش زندگی ایرانیان در صحنه تاریخ بوده است. از این روست که نمی توان ذهن ایرانی را فارغ از دماوند و سایر منظره های محیط زیست او معنا کرد. در عین حال این ذهنیت برای كسی كه در این فرهنگ ، كه متاثر از منظر محیط بوده، زندگی نكرده فاقد معناست. عناصری از محیط زیست که مفهوم منظر را برای ساکنان آن تداعی می کنند بسیار متنوع بوده و شناخت و مدیریت آنها موضوع هنر مستقلی است که معماری منظر نام گرفته است.

طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *

 
saeed uromiye
mer30 az etelaate khobi ke erae kardin ali bod