مقاله ها
بازدید : 2945


تهران بهترین بناهای خود بویژه در ناحیه مرکزی شهر را که هنوز دیدنی ترین ناحیه شهر است، وامدار ایرانیان ارمنی است.

در این ناحیه به غیر از میدان حسن آباد که با آن معماری دلپذیر هنوز از شکیل ترین میدان‌های شهر است، چند عمارت زیبای دیگر نیز وجود دارد که عبارتند از ساختمان پست، کاخ دادگستری، کاخ گلستان، بنای وزارت خارجه، بانک سپه، بانک ملی شعبه مرکز، باشگاه افسران، موزه ایران باستان، کاخ مرمر و شاید چند عمارت دیگر.

میدان حسن آباد که بعدها یک ضلغش را بانک ملی خراب کرد، ولی با همان سه ضلع باقی مانده اش، یادآور معماری اروپایی است، کار قلیچ باقلیان است

همه این عمارت ها به استثنای کاخ گلستان (از کارهای دوره قاجاریه) و موزه ایران باستان که طراح آن آندره گدار بوده است، کار ایرانیان ارمنی است. اگر این مجموعه را از وسط شهر تهران برداریم چیزی جز کوچه پسکوچه های کم ارزش باقی نخواهد ماند.

 

 

ساختمان وزارت خارجه در زمانی که تازه ساخته شده. مهندس معمار: مارکار گالستانیانس

 

میدان حسن آباد که بعدها یک ضلعش را بانک ملی خراب کرد، ولی با همان سه ضلع باقی مانده اش، یادآور معماری اروپایی است، کار قلیچ باقلیان است (که عمارت شهربانی را هم ساخته است) اما مهندس محاسب آن، معمار برجسته ایران لئون تادوسیان بوده است. کسی که کاخ مرمر را هم به پایان برد. داستان کاخ مرمر از این قرار است که نقشه کاخ را آنطور که استاد حسین لرزاده برای مسعود نوربخش نویسنده کتاب "تهران، به روایت تاریخ" تعریف کرده است، (و ما اینجا از قول آقای نوربخش نقل می کنیم) خود رضاشاه داده بود اما معمارانی که دست اندرکار ساخت آن بودند خیلی زود از کار اخراج شدند و ادامه کار به دست لئون تادوسیان داده شد و به سرانجام رسید. تادوسیان زاده تهران بود.

 

ساختمان وزارت خارجه در زمانی که تازه ساخته شده. مهندس معمار: مارکار گالستانیانس

 

عمارت عالی پستخانه را الگال گالستیانس، زاده جلفای اصفهان، ساخته است؛ بنای این عمارت در سال ???? شمسی به مناقصه گذاشته شد و نیکلای مارکف، معمار گرجی، برنده آن شد، اما ساخت آن به دست گالستیانس انجام گرفت. عباس مسعودی که در سال ???? شمسی گزارشی از عمارت پستخانه در روزنامه اطلاعات نوشته، الگال گالستیانس را سازنده آن معرفی کرده است. استاد لرزاده نیز روایت کرده است که عمارت پست، کار الگال گالستیانس است.

ساختمان وزارت خارجه در میدان مشق نیز کار دو تن از معماران ارمنی است. طرح آن را گابریل گوریکیان داد. کسی که در استانبول زاده شد و همان سال (???? م) خانواده اش از بیم سخت گیری هایی که بر ارامنه در آن دیار شروع شده بود و به آوریل ???? ختم شد، به ایران آمدند و او را به ایران آوردند. تا ده سالگی در ایران ماند. چند سال ابتدایی را در تهران خواند، تابعیت ایرانی گرفت و آنگاه راهی اروپا شد و زمانی که به دعوت رضاشاه به ایران بازگشت، معماری با شهرت جهانی بود.

 

 

ساختمان تکمیل شده شهرداری تبریز، نمای شمالی. مهندس معمار: آودیس اوهانجانیان

 

گوریکیان در بازگشت تنها چهار سال در ایران ماند (???? تا ????) و باز راهی اروپا و آمریکا شد اما در آن چهار سال یادگارهایی از خود بجا گذاشت که تا قرن ها نام او را به عنوان یک ایرانی – چنانکه خود می خواست – برقرار نگه می دارد. طرح ساختمان وزارت خارجه را او داد، و هم میهن دیگرش، الگال گالستیانس ساختش را به عهده گرفت. آن دو به اتفاق بنایی پی نهادند که هنوز از بهترین و کارآمدترین بناهای ناحیه مرکزی شهر تهران است. طرح کاخ دادگستری را نیز که از مهمترین بناهای دوره رضاشاه است، گابریل گوریکیان داد.

ساختمان تکمیل شده شهرداری تبریز، نمای شمالی. مهندس معمار: آودیس اوهانجانیان

 

علاوه براین از او طرح ساختمان وزارت صنایع را در کنار کاخ گلستان و چند ویلا را که همان اول ورودش به تهران، به او سفارش شده بود داریم اگرچه نمی دانیم امروزه وجود دارند یا در تخریب های مدام شهر تهران از دست رفته اند؛ ویلاهای پناهی، خسروانی، نظام مافی، ملک اصلانی و فیروز.

 

گابریل گوریکیان به همراه دو معمار دیگر از برجسته ترین ها در دوره خود بوده اند. آن دو تن دیگر پل آبکار و وارطان هوانسیان نام دارند.

 

 

پستخانه مرکزی. مهندس معمار: مارکار گالستانیانس (الگال)

 

ساختمان مرکزی بانک سپه در میدان توپخانه و مهمانخانه دربند و طرح هتل فردوسی و هنرستان دختران در خیابان سوم اسفند (سرگرد سخایی) و کاخ اختصاصی (شهناز پهلوی) کار وارطان هوانسیان (زاده تبریز) است و ایستگاه رادیو (بی سیم پهلوی) و مدرسه ناشنوایان باغچه بان و بسیاری از ادارات دارایی شهرستانها کار پل آبکار (زاده تهران). اینان هریک حدود نیم قرن به ایران خدمت کرده اند، و بناهای ساخت آنان تنها به همین تعداد که نام بردیم محدود نمی شود.

 

پستخانه مرکزی. مهندس معمار: مارکار گالستانیانس (الگال)

در کنار اینان باید از یک ارمنی نامدار دیگر یاد کنیم؛ اوژن آفتاندیلیانس، زاده تبریز به سال ???? خورشیدی، که تالار فرهنگ و دبستان فردوسی (اداره آموزش و پرورش کنونی استان تهران) و وزارت فرهنگ و هنر (اکنون وزارت ارشاد اسلامی)، و ساختمان اولیه فرودگاه مهرآباد و کلیسای سرکیس مقدس (کریم خان نبش ویلا) و دبیرستان نوربخش (رضاشاه کبیر) همه از یادگارهای اوست.

در بین ساختمان های مدرن امروز تهران نیز، بنای تالار رودکی، سینما متروپل، سینما گلدن سیتی، سینما نیاگارا، سینما دیانا و سینما کریستال را ارامنه ساخته اند. تالار رودکی از بهترین و امروزی ترین بناهای شهر، کار همان اوژن آفتاندلیانس است. سینما گلدن سیتی را هم که امروز سینما فلسطین نام دارد، او ساخته است. سینماهای متروپل، کریستال، دیانا از ساخته های وارطان هوانسیان است اما سینما نیاگارا ساخته پل آبکار است.

 

سینما سپیده (دیانا). مهندس معمار: وارطان هوانسیان

معماران ارمنی نه تنها بناهای مهم شهر تهران که بسیاری از بناهای مهم شهرهای دیگر را هم طراحی کرده و ساخته اند. تبریز یک خیابان اصلی دارد که قبلا پهلوی نام داشت و امروز نامش امام خمینی است. این خیابان را اودیس اوهانجانیان طراحی کرد؛ معماری زاده ایروان که پس از الحاق ارمنستان به شوروی به ایران آمد.

سینما سپیده (دیانا). مهندس معمار: وارطان هوانسیان

ذکر یادگارهای ارامنه در تمام شهرها این گزارش را دراز خواهد کرد. همین نمونه ها کافی است اما قلم برای دادن یک نمونه دیگر بی طاقتی می کند و آن شهر قم است. شعبه مرکزی بانک ملی، مصلای شهر و پایانه اتوبوس ها، دانشکده پزشکی و شاید بناهای دیگر هم حاصل فکر و نقشه مهندس گورگین است که نام اصلی اش گورگن پیچیکیان است؛ معماری متولد ولگاگراد که از هفده سالگی به ایران آمد و تا پایان در ایران زیست و در ایران به مهندس گرگین شهرت داشت.

ژانت لازاریان که اطلاعات مربوط به بناهای قم از کتاب او "دانشنامه ایرانیان ارمنی" استخراج شده می نویسد "در سده اخیر بیش از یکصد و پنجاه معمار ارمنی در ایران مشغول کار بوده اند یا از این کشور برخاسته اند و در خارج از آن به فعالیت پرداخته اند". در همان کتاب می خوانیم که مهمانخانه رامسر و همچنین کاخ رامسر کار مهندس معمار هوانس غریبیان است.

کلیساهای ایران نیز که از آن سوی آذربایجان تا اصفهان پراکنده اند و از آثار مهم تاریخی و مذهبی ایران به شمار می روند طبعا کار دست ارامنه ایران است. ژانت لازاریان می نویسد: "در هیچ کدام از کشورهای جهان (به غیر از ارمنستان) معماری ارمنی همچون ایران رشد نکرده است و تنها در جلفای اصفهان در حال حاضر سیزده کلیسا دایر می باشد. کلیساهای دیگری نیز در شهرهای تهران، قزوین و غیره ساخته شده اند که از نظر معماری – مهندسی دارای ارزش شایسته ای می باشند. در هر نقطه از کشور ایران که ارامنه سکونت دارند حد اقل یک بنای تاریخی ارزنده بنا شده است و ناگفته نباید گذاشت که امروز تمامی این بناها توسط میراث فرهنگی و با همکاری مهندسان ارمنی در حال مرمت هستند و از حمایت بی دریغ دولت ایران برخوردار می باشند."

 

پیشگامی ارامنه در آموزش

 

دکتر بازیل ارمنی که در انگلستان تحصیل کرده بود سالها در دارالفنون به تدریس طب اشتغال داشت - عکس از امیرپویان شیوا

تاسیس دانشگاه از همان آغاز با نام ارامنه عجین است. بسیاری نخستین دانشگاه ایران را دارالفنون می دانند. دارالفنون به معنی امروزی کلمه دانشگاه نبود اما هسته اصلی دانشگاه را در خود داشت. زیرا از جنس مدارس سنتی ایران نبود. مدرسه ای غیر دینی بود که در آن پزشکی و مهندسی و زبان خارجه به شیوه امروز تدریس می‌شد.

 

دکتر بازیل ارمنی که در انگلستان تحصیل کرده بود سالها در دارالفنون به تدریس طب اشتغال داشت -

به عنوان این نامه که امیرکبیر نوشته است توجه کنید: "عالیجاه ذکاوت و فطانت همراه، زبدة المسیحیه موسیو جان داوود مترجم اول دولت علیه ایران ... "، این خطاب امیرکبیر به مسیو جان داوود ارمنی است که به عنوان نماینده امیرکبیر و با سمت سفیر فوق العاده ناصرالدین شاه به اتریش رفت تا معلمان و استادان دارالفنون را انتخاب و استخدام کند. اگرچه تا مسیو جان داوود کار استخدام معلمان را به سامان برساند درباریان کار امیر را یکسره کرده بودند، و او به همراه معلمانی که استخدام کرده بود، زمانی به تهران بازگشت که دو روز قبل از آن امیر کبیر را در حمام فین رگ زده بودند. همانطور که در خطاب امیرکبیر آمده جان داوود مترجم اول دولت ایران بود.

بعدها دکتر بازیل ارمنی در همان دارالفنون شروع به تدریس طب فرنگی کرد. تا پیش از دارالفنون طب رایج در ایران طب سنتی بود و از شروع کار دارالفنون طب امروز جای طب سنتی را گرفت. طب امروز را در مقابل طب سنتی، طب فرنگی نام نهاده بودند. دکتر بازیل ارمنی که در انگلستان تحصیل کرده بود، توسط مخبرالدوله وزیر علوم، به جای دکتر آلبو (آلمانی) برای تدریس طب دعوت شد و بیست و پنج سال به این کار پرداخت.

دانشگاه تهران نیز که نخستین دانشگاه ایرانی به معنی اروپایی کلمه است، هیچگاه از ارامنه خالی نبوده است. به غیر از دانشگاه تهران، دانشگاههای تبریز، صنعتی، ملی (شهید بهشتی) صنعت نفت آبادان و بویژه اصفهان، استادان ارمنی بسیار داشته اند. دانشگاه اصفهان از این نظر شاید سرآمد دانشگاههای دیگر باشد. در همین دانشگاه بود که برای نخستین بار رشته آرمنولوژی (مطالعات ارمنی) دایر شد که بعدتر در سال ???? به دانشکده آرمنولوژی ترقی کرد.

هر چه ایجاد مدارس در بین ایرانیان مشکل بود و با مخالفت های بسیار مواجه می شد، در بین ارامنه ایران این کار به آسانی صورت می گرفت. آنان به دلایل مختلف برای نو شدن و معاصر شدن آماده تر بودند

 

ارامنه در پذیرفتن آموزش و ایجاد مدارس از دیگر ایرانیان همواره آمادگی بیشتری داشته اند. میرزا حسن خان رشدیه که برای تاسیس مدارس به سبک امروز در ایران قرن نوزده به جان کوشید، نخستین مدرسه خود را برای بچه های ایرانی در ایروان دایر کرد. او که مرد زیرکی بود هنگامی که ناصرالدین شاه از سفر فرنگ باز می گشت، به دست بچه های مدرسه خود در ایروان، پرچم هایی داد تا سر راه شاه بایستند و برای او ابراز احساسات کنند.

 

ناصرالدین شاه از این ابراز احساسات خوشش آمد. پیاده شد و به داخل مدرسه رفت. میرزا حسن خان که چنین اتفاقی را پیش بینی می کرد، از قبل خود را آماده کرده بود. چندی در فواید ایجاد مدارس سخن گفت و از شاه خواست که اجازه دهد چنین مدارسی در ایران تاسیس شود. شاه چنان تحت تاثیر سخنان میرزا حسن خان قرار گرفت که دستور داد پا در رکاب کند و همراه شاه عازم تهران شود. میرزا حسن خان چنین کرد اما تا به نخجوان برسند رنود و مخالفان زیر پایش را خالی کرده بودند.

 

هنگامی که کالسکه شاه از نخجوان حرکت کرد، او را بر جا گذاشتند به این بهانه که ساعتی دیرتر و با دیگران حرکت خواهد کرد. اما در واقع زندانی اش کرده بودند. میرزا حسن ناگزیر به ارمنستان گریخت و کار مدرسه اش را از سر گرفت. بعدها البته کارهای بزرگی در زمینه آموزش در ایران کرد و مدارس بسیاری بنا نهاد که موجب خوشنامی او در میان روشنفکران شد. چنانکه نیما درباره او می گفت "یاد بعضی نفرات خوش دلم می دارد" اما هر بار که مدرسه ای بنا می گذاشت، طلاب و متحجران با بیل و کلنگ می ریختند و مدرسه اش را ویران می کردند و بچه های مدرسه اش را کتک می زدند. میرزا حسن خان از تهران به مشهد می گریخت و چون در مشهد مدرسه اش را خراب می کردند به تبریز می رفت و از آنجا به تهران. این کشاکش سالها ادامه داشت و سرانجام موفق شد در تهران، تبریز و مشهد مدارسی دایر کند و بنای آموزش دبستانی را در ایران بگذارد.

 

هر چه ایجاد مدارس در بین ایرانیان مشکل بود و با مخالفت های بسیار مواجه می شد، در بین ارامنه ایران این کار به آسانی صورت می گرفت. آنان به دلایل مختلف برای نو شدن و معاصر شدن آماده تر بودند. نخستین مدارس ارامنه بسی زودتر از کوشش های میرزا حسن خان پا گرفت. حتی در ???? ش (???8 م) اولین مدرسه دخترانه ارامنه در ایران تاسیس شده بود و این کار ادامه یافت.

 

پس از دوران قاجار، در دوران رضاشاه نیز ارامنه در ایجاد مدارس سهم بسزایی داشته‌اند. نام مدرسه برسابه را گویا همه نسل های پیش از انقلاب شنیده باشند. برسابه هوسپیان یک بانوی ارمنی و زاده چهار محال بختیاری بود که از یک سالگی به همراه خانواده اش ساکن تهران شد. او نخستین کودکستان ایرانی را در سال ???? ش (???? م) با مجوز رسمی وزارت فرهنگ در تهران تاسیس کرد.

 

بعدها، برسابه، دبستان و دبیرستان خود را هم به کودکستان افزود. آموزش در مدارس برسابه نیز از ابتدای کار به زبان فارسی بود. روایت درس خواندن در مدارس برسابه به قلم بعضی، از جمله دکتر صدرالدین الهی، روزنامه نگار و استاد روزنامه نگاری، در زمینه کودکستان برسابه، گویای تلاش های ارزنده این بانوی ارمنی است. این مدارس از نامدارترین مدارس ایران پیش از انقلاب به شمار می رفتند. متاسفانه مدرسه های برسابه بعد از انقلاب تعطیل شد و برسابه هوسپیان اواخر عمر خود را نه در ایران که در امریکا سپری کرد و در سال ???? شمسی در آن کشور بدرود حیات گفت.

برسابه هوسپیان یک بانوی ارمنی و زاده چهار محال بختیاری بود که از یک سالگی به همراه خانواده اش ساکن تهران شد. او نخستین کودکستان ایرانی را در سال ???? ش (???? م) با مجوز رسمی وزارت فرهنگ در تهران تاسیس کرد

 

جالب است که در دوره رضاشاه که ایجاد مدرسه به معنای وسیع کلمه در ایران جدی شد، چندی مدارس ارامنه را تعطیل کردند. دستور رضاشاه به عنوان ممنوعیت استفاده از زبان های خارجی در مدارس صادر شده بود و در آن دوره (بعد از ???? ش) حتی از چاپ کتاب و اجرای تآتر به زبان ارمنی جلوگیری می کردند اما این جلوگیری‌ها، مانع آموزش کودکان به زبان ارمنی نشد.

 

برای مقابله با این وضع، ارامنه ایران بطور وسیعی در برگزاری کلاس های خصوصی و غیر رسمی کوشیدند و از این راه توانستند آموزش کودکان را ادامه دهند و نگذارند آموزش به زبان مادری شان تعطیل شود.

 

به غیر از مدرسه برسابه شاید یاد کردن از نام چند مدرسه دیگر ارامنه که پیش از انقلاب فعالیت می کردند و در تهران شهرتی داشتند، ضرورت داشته باشد. مدرسه مریم، کوشش، مهرجردن، گلبنگیان، رستم و ..


طراحی وب سایتفروشگاه اینترنتیطراحی فروشگاه اینترنتیسیستم مدیریت تعمیر و نگهداریسامانه تعمیر و نگهداری PM سامانه جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم جمع آوری شناسنامه کامپیوتر سیستم مدیریت کلان IT طراحی وب سایت آزانس املاک وب سایت مشاورین املاک طراحی پورتال سازمانی سامانه تجمیع پاساژ آنلاین پاساژ مجازی

نام : *

پیغام : *