دانش آی آر

ماینینگ باکس کاشی سنتی

وانیل کوکی ربات فنآوری اطلاعات افرنگ

شناسايي شکل جديدي از آلودگي پلاستيکي با شباهت به سنگ‌ريزه

اولين تصاوير رسمي از کابين پورشه تايکان منتشر شد

اوپل کورسا e، اولين خودروي الکتريکي رالي

نخستين گوشي هوشمند 5g نوکيا سال 2020 با قيمت اقتصادي معرفي مي‌شود

اروپا مي‌تواند انرژي کل جهان را با باد تامين کند

اولين گام فيس بوک در مقوله‌ي خواندن افکار بشري

دليل جنگ اقتصادي ژاپن و کره جنوبي چيست؟

آيا سرويس هم‌پيمايي اوبر مي‌تواند ناجي اين شرکت باشد؟

ستاره ونک از دنياي فريبنده قاره سبز جهان، اروپا مي‌نويسد

نقاط ضعف و قوت مرسدس بنز g کلاس 2019

اختلال گسترده اينترنت رفع شد [به‌روزرساني: واکنش وزير]

آيا واقعيت مجازي و واقعيت افزوده به فناوري‌هاي مخربي تبديل مي‌شوند؟

پردازنده کرين 990 هواوي 15 شهريور از راه مي‌رسد

بنيانگذار هوآمي خبر از توسعه شيائومي مي بند 5 داد

داروينيسم کوانتومي نخستين آزمايش‌ها را پشت سر گذاشت

منتخب‌ عکس‌هاي علمي هفته از نگاه زوميت

حجم بالاي پيش سفارش گلکسي نوت 10، خرده‌فروشان را با مشکل مواجه کرده است

استارتاپ برتر حوزه معرفي مشاغل روستايي معرفي شد

انجام جراحي قلب با روش نوين در بيمارستان‌هاي آمريکا

اولين پروژه تحقيقاتي مشترک دانشگاه‌هاي "علوم بهزيستي" و "لايپزيک آلمان" کليد خورد
استاد منطق دانشگاه تربيت مدرس: "فلسفه منطق" تعمقي ژرف در منطق است
تعداد بازدید : 701
دکتر نبوی معتقد است که یافتن معیاری که بتوان پاره‌ای از اندیشه‌ها و ایده‌ها را در حوزه منطق وارد و پاره‌ای از آنها را از آن خارج کرد، از بحثهای مهم "فلسفه منطق" است.
دکتر محمد نبوی، استاد منطق دانشگاه تربیت مدرس، در پاسخ به این پرسش که آیا تعبیر"فلسفه منطق" را می‌توان یک فلسفه مضاف دانست، گفت: "فلسفه منطق" همان نسبتی را با منطق دارد که "فلسفه علم" با علم دارد، یعنی اگر فلسفه علم گونه‌ای علم‌شناسی است، "فلسفه منطق" هم نوعی علم‌شناسی است که علم خاص مورد نظر آن منطق است. به عبارتی دیگر منطق‌شناسی و تبیین رابطه آن با زبان، فلسفه و پاسخگویی به بسیاری از مسائل فلسفه که ناشی از منطق است.
وی با اشاره به تعبیر خانم "سوزان هاک"، استاد دانشگاه میامی فلوریدا، و مؤلف کتاب "فلسفه منطق" که در انگلستان منتشر شده، گفت : همانگونه که "فلسفه علم" به بررسی مسائل فلسفی ناشی از "علم" می‌پردازد، "فلسفه منطق" نیز به بررسی مسائل فلسفی ناشی از "منطق" می‌پردازد. این مسائل منطقی ممکن است در پاره ای از موارد زبان شناختی باشند، گاهی معرفت شناختی و گاهی هم وجودشناسی.
دکتر نبوی در ادامه اظهار داشت: فلسفه هر علمی، هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ تعلیمی موخر و متاخر از خود علم است، یعنی تا خود علم را نشناسیم و آشنایی روشنی از بخشی از آن نداشته باشیم، پرداختن به فلسفه آن علم بی معناست. یعنی هم مسائل "فلسفه منطق" به لحاظ علمی متاخر است و هم در مقام تعلیم این چنین است.
این استاد منطق، کار فلسفی را مثل غواصی کردن توصیف کرد و گفت : وقتی انسان در هر زمینه ای کار فلسفی می کند، گویی غوص فلسفی می کند و غوص فلسفی فرع بر شناگری است. نمی توان غواصی یافت که شناگر نباشد، تا شناگر ماهری در سطح نباشید، حق غواصی در عمق را ندارید. چه بسا فردی که کار فلسفی در اعماق می کند، دچار تردید و شک فلسفی شود. اما فردی که آشنای به علم هست، همواره این نهیب را به خود می زند که مبادا این شک و تردید فلسفی او، ارزش سطحی علم را که تمدنش بر آن مبتنی است، از میان ببرد و یا نادیده بگیرد.
وی افزود: این فرد هر گاه که از تعمق فلسفی خسته شد، به سطح می آید و روشنی و قوت سطح را می بیند و بعد از این که از این همه نظم و زیبایی و قوت الهام گرفت، دوباره تعمق می کند تا مبانی این صورت زیبا را جستجو کند. ممکن است که جواب روشنی نیابد، اما توجه دارد که او در مقام تبیین دقیق یک ایده روشنی حرکت می کند و در نتیجه هیچگاه دچار تردیدهای فلسفی آن چنانی نمی شود. مثلا کانت را می بینیم که پیش از آن که فیلسوف باشد، یک فیزیکدان شیفته نیوتن است.
دکتر نبوی در ادامه اظهار داشت : به عبارتی دیگر کانت مکانیک نیوتن را با قوت، نظم و زیبایی هایش دیده است و سپس در صدد آن است که مبانی فلسفی روشنی برای آن بیابد. اما اگر در مبانی فلسفی ابهاماتی داشته باشد، این منجر به آن نمی شود که آن زیبایی را نادیده بگیرد. بنابراین متاسفانه در بسیاری از دپارتمان های فلسفی و محافل فلسفی ما کار فلسفی انجام می شود، اما بدون اشعار به علم.
استاد دانشگاه تربیت مدرس تاکید کرد: ما به فلسفه علم و فلسفه منطق و فلسفه ریاضی می پردازیم، اما آشنایی با علم و منطق و حتی ریاضی نداریم. این مثل آن می ماند که بخواهیم به غواصی بپردازیم و شناگری ندانیم. این در حالی است که بسیاری از مسائلی که در "فلسفه منطق" یا "فلسفه علم" طرح می شود، فرع بر این است که ما منطق و آن علم را به خوبی بدانیم. یعنی اگر فرد منطق نخواند اساسا آن مسئله برایش طرح نمی شود.
دکتر نبوی در پاسخ به این پرسش که آیا صحبت از "فلسفه منطق" به نحوی غور کردن در معنای دقیق منطق هست گفت : بله، مثلا یکی از مسائل مهمی که در منطق طرح می شود، این است که آیا می توان چند نظام منطقی داشت یا این که یک نظام منطقی هست؟ این سوال برای کسی که اصلا ورودی در منطق های مختلف نداشته باشد، اساسا طرح نمی شود، یعنی برایش اصلا قابل تصور نیست. بلکه باید آشنایی ضمنی با این منطق ها داشته باشد، قوت ها و ضعف های نسبی هر یک را بداند، و سپس بپرسد که آیا می توان اینها را ترکیب کرد یا خیر و لذا سوال جای خود را برای او می یابد. خیلی از مسائل منطقی چنین است، در فلسفه اخلاق، فلسفه ریاضی و فلسفه علم نیز چنین است.
وی درباب مهمترین پرسش "فلسفه منطق" گفت : دقیقا یکی از سوالات محوری و پایه و اصلی ترین سوال که در "فلسفه منطق" طرح می شود و معمولا در آغاز کتاب های "فلسفه منطق" نیز طرح می شود، این است که حوزه منطق چیست؟ میدان منطق چیست و آیا می توان آن را مشخص کرد؟ مثلا از منطق صوری سخن می گوییم، این صوری بودن به چه معناست؟ تا کجا می‌توان از منطق صوری حرف زد؟ چه مسائلی در این حوزه قرار می گیرد؟
وی در ادامه به برخی دیگر از پرسشها اشاره کرد و گفت : صورت چه معنایی دارد؟ آیا همان معنایی را دارد که در ریاضیات از آن سخن گفته می شود؟ می دانیم که ریاضیات هم یک علم صوری است. اما چرا ریاضیات را در منطق وارد نمی کنیم؟ به چه معنا به یک زمینه می گوییم صوری به یک زمینه می گوییم غیر صوری؟ بنابراین پیدا کردن معیاری که بتوان پاره ای از اندیشه ها و ایده ها را در حوزه منطق وارد کرد و پاره ای از آن ها را از آن خارج کرد، مثلا به فلسفه منطق ارجاع داد، از بحث های مهم خود فلسفه منطق است. مسائلی چون ملاک صوری بودن.
دکتر نبوی در پاسخ به این پرسش که نقش تجربه در این تقسیم که اشاره کردید، چگونه است؟ نسبت منطق دان با تجربه چگونه است، این تجربه را در دل منطق قرار می دهد یا "فلسفه منطق"، گفت : منطق مانند بسیاری از علوم دیگر به دو بخش تقسیم شده است، منطق محض و منطق کاربردی. حتی مجلاتی تحت این عناوین در دنیا موجود است. همانطور که ریاضیدان کاربردی به مدل هایی می پردازد که می خواهد کاربرد صنعتی و تجربی و خارجی پیدا کنند، منطق کاربردی هم به مدل هایی از منطق می پردازد که کاربردهایی در فیزیک، معرفت، عمل، اخلاق، مابعدالطبیعه و حقوق دارد.
وی در ادامه به "منطق کاربردی" از نظر نیکلاس رشر در مقاله "منطق کاربردی" در دایره المعارف بریتانیکا پرداخت و گفت : نیکلاس رشر نوشته است، می توان منطق کاربردی را به سه بخش تقسیم کرد: منطق های فیزیکی، منطق های معرفت و منطق های عمل؛ منطق فیزیکی خود شامل تعدادی منطق چون منطق زمان، منطق جزء و کل، منطق مکان است، منطق های معرفت شامل منطق دانایی، منطق باور و منطق پرسشی می تواند باشد و منطق های عمل شامل منطق امری، منطق تکلیف، منطق ترجیح و منطق تصمیم است. این ها منطق کاربردی هستند، فراموش نکنیم که منطق کاربردی با کاربرد منطقی متفاوت است.
دکتر نبوی گفت : وقتی از منطق زمان حرف می زنیم، از فیزیک حرف نمی زنیم، بلکه از نظام های منطقی سخن می گوییم که می توانند در صحنه فیزیک کاربرد داشته باشند. همچنین است سخن گفتن از منطق تکلیف که به کلی در حوزه منطق قرار می‌گیرد، اما این قابلیت را دارد که در صحنه حقوق، اخلاق و ... به کار گرفته شود و مورد استفاده قرار گیرد. به هر حال بین منطق محض تا کاربرد منطق یک فاصله ای وجود دارد که به آن منطق کاربردی گویند. البته می توان از کاربرد منطق در فلسفه و در اخلاق و جامعه شناسی سخن گفت، اما نباید این کاربرد را با منطق کاربردی اشتباه کرد.
دکتر نبوی در پاسخ به این پرسش که "فلسفه منطق" چگونه به معرفت های ما شکل می دهد که منطق آن کار را نمی تواند انجام دهد، گفت : وقتی در منطق از یک نظام منطقی سخن می گوییم، به لحاظ نظری و محض باید ویژگیهایی داشته باشد تا بتوان به آن عنوان نظام منطقی اطلاق کرد. هر نظام منطقی باید یک زبان داشته باشد، یعنی یک زبان صوری که از آن در یک دستگاه استنتاجی استفاده کند.
وی افزود: اگر یک نظام منطقی را شامل این دو بخش یعنی زبان صوری و استفاده از آن در دستگاه استنتاجی داشته باشیم، به آن منطق می گوییم. با این تعریف منطق ارسطویی یک منطق است، چون زبان روشنی با گزاره های حملی دارد و از این زبان در دستگاه استنتاجی قیاس حملی استفاده می کند. همینطور منطق شرطی قدما چنین است که زبان روشنی دارد و سپس از این زبان در یک دستگاه استنتاجی استفاده می کند.
وی تاکید کرد: بخش هایی از منطق سنتی یا منطق جدید که فقط به پژوهش های زبانشناختی می پردازند، به تنهایی ارزش و جایگاهی در منطق نمی یابد. مثلا پژوهش های مفصلی در مورد چیستی قضیه حملیه یا قضیه ذهنیه یا قضیه حقیقیه صورت گرفته است، اما وقتی توجه می کنیم که آیا یک دستگاه استنتاجی متناظر این پژوهش زبانشناختی وجود دارد، متوجه می شویم که چنین نیست و وجود خارجی ندارد و در نتیجه بحث زبانشناختی ما از این گونه گزاره ها ابتر می ماند و ما عملا یک نظام منطقی را نتوانسته ایم بر اساس آنها تبیین بکنیم.
دکتر نبوی تاکید کرد: در نتیجه اینها به عنوان پژوهش های زبانشناختی مطرح می شوند، اما ارزش منطقی به عنوان یک سیستم نخواهند داشت و این نکته مهمی است که در بسیاری از کارهای قدما شاهدیم که پژوهشهای زبانشناختی مفصلی در مورد گزاره ها صورت گرفته است، اما هیچ وقت روی آنها سرمایه گذاری نشده است به این عنوان که وارد یک دستگاه استنتاجی شود و از این رو ارزش منطقی خود را از دست می دهد.
دکتر نبوی در پاسخ به این پرسش که آیا این وظیفه منطق است که به این قضیه سامان دهد گفت : هم از جهاتی "فلسفه منطق" و هم خود "منطق". یعنی اگر می بینند که آن گزاره ها دارای ارزش است می توانند آن را ادامه دهند. مثلا ما در زبان طبیعی از قدیم جملات امری داشتیم، اما امروز منطقی هم بر اساس جملات امری داریم. همچنین است دیگر گونه های گزاره ها. نکته مهم آن است که تا زمانی که ما آشنا نشویم که چه سطحی را از مباحث "منطق" در نظر داریم، نمی توانیم از آنها نظام های منطقی استنتاج کنیم. به هر حال نسبتی میان منطق و تجربه وجود دارد.
تاریخ درج : 1386/10/18
منبع خبر :
نام : شهر :