صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
کودک آزاري هاي مدرن!
کودکاني که شيفت‌کاري ندارند و ساماندهي که هرگز به نتيجه نمي‌رسد
تفاوت هاي خيانت در ميان زنان و مردان
رژيم غذايي حاوي فروکتوز به توانايي چربي سوزي کبد آسيب مي رساند
بيماري‌هاي منتقله از پشه‌هاي آئدس به‌مراتب خطرناک‌تر از پشه مالاريا است
نکات ضروري تغذيه در ميان سالي
روحاني در اجلاس وزراي بهداشت منطقه مديترانه شرقي:دولت سلامت و محيط زيست بودن افتخار ماست
ممانعت از دسترسي مردم ايران به دارو و تجهيزات پزشکي جنايتي عليه بشريت است/اجازه نداديم سلامت مردم قرباني سياست شود
فلج اطفال هنوز در منطقه مديترانه شرقي جان مي گيرد
همه چيز درباره سبز و سفيد بروکلي!
مراقبت‌هاي تغذيه‌اي در صورت سقط جنين
آماده باش 9 استان دربرابر هجوم ملخ ها
بلايي که دعواي والدين بر سر مغز کودکان مي‌آورد
يک بيماري نهفته و مرگبار
چهار گروه از افراد، بايد پروتئين بيشتري بخورند
کره جنوبي صادرات دارو و مواد جانبي به ايران را متوقف کرد
کنترل، پيشگيري و کاهش مرگ و مير ناشي از هپاتيت
آغوش باز ايران بر روي 6‌هزار کودک
توقف تغيير رشته فرزندان هيات علمي دانشگاه آزاد از دامپزشکي به پزشکي
قول حناچي به معلولان: تهران را برايتان مناسب‌سازي مي‌کنيم
A.A.C/ يادداشت هايي درباره هاينريش بل
تعداد بازدید : 661
 
 

 

هاينريش بُل مطلب كوتاهي را كه در سال 1358 دربارة زندگي خودش نوشته، با اين جمله تمام مي‌كند: «هميشه مي‌خواستم بنويسم وخيلي زود اين كار را شروع كردم، اما كلام را بعدها يافتم.»
او سي سالش بود كه شروع به نوشتن كرد؛ درست بعد از بازگشت از جنگ، جنگي كه در آن مجروح شده و به اسارت در آمده بود. با داستانهاي كوتاه به سبك نويسندگان آمريكايي شروع كرد. در سال 1950 مجموعه بيست و پنج داستان را تحت عنوان بيگانه وقتي رسيدي به اسپا… 1 گردآوري و منتشر كرد. البته او يك سال قبل از آن هم داستان بلندي را با نام قطار به موقع رسيد2 به چاپ رسانده بود. در 1951 اولين رمانش، كجا بودي آدم؟3 منتشر شد. اين اثر، رمان به معناي واقعي‌اش نبود، بلكه بيشتر داستانهاي به هم پيوسته‌اي بود كه حول يك شخصيت محوري دور مي‌زد. در همين سال جايزة گروه چهل و هفت ـ كه در آن زمان اهميت ادبي فراواني داشت ـ به او تعلق گرفت. بُل تقريباً بي‌سر و صدا وارد صحنة ادبيات شد؛ اولين آثارش نه موفقيت چشمگيري داشتند، و نه جنجال برانگيز بودند، تيراژ فوق‌العاده‌اي نيز نداشتند. اين آثار، در واقع اولين محصولات يك زمين حاصلخيز بود. بعد از اولين آثار نويدبخش، هانريش بُل بذري را كه در زمين حاصلخيز نشانده بود بارورتر كرد. او به دور از كوششهاي هيجاني و بت‌آلود نويسندگاني كه كارهاي اولشان گل مي‌كند و شهرت ناگهاني، معمولاً افول كارهاي بعدي را در پي دارد، به مدد نيروي عنان گسيختة داستان‌پردازي‌اش، روي هر موضوعي كه دست مي‌گذاشت تبديل به داستان مي‌شد.
بل از اواسط دهه پنجاه در اروپا به‌عنوان يكي از نويسندگان معروف آلمان غربي شهرت داشت، و آثارش مورد توجه بود، و به عنوان سفير فرهنگي، از او دعوت به عمل مي‌آمد تا درباره پديدة آلمان غربي اطلاعاتي در اختيار ساير كشورهاي اروپايي قرار دهد. در اين مدت مردم اين كشورها كاملاً با بل آشنا شدند. با وجود انتقاداتي كه از بلوك غرب و شرق به بل مي‌شد، وي به اتحاد جماهير شوروي سابق سفرهايي كرد ـ در واقع آثار او زودتر از كنراد آدنائر به مسكو رسيد ـ و ميليونها نسخه از آثارش در اين مدت در آنجا به فروش رفت. در ساير كشورهاي بلوك شرق نيز مدتها پيش از اينكه روابط ديپلماتيك اين كشورها با آلمان فدرال مطرح گردد، كلام بل با اقبال عمومي روبرو شد. او حتي در چكسلواكيِ آن زمان به پرخواننده‌ترين نويسنده آلماني زبان تبديل شد، زيرا بل بيش از همه همكاران نويسنده‌اش توفيق پيدا كرده بود كه مردم آلمان را به همسايگان شرقي‌شان بشناساند و حتي همدلي آنان را جلب كند.
اين استقبال از آثار بل در خارج از آلمان به چه چيزي برمي‌گردد؟ خود نويسنده در كنفرانس‌هايي كه به دعوت دانشگاه فرانكفورت در اين دانشگاه ارائه داده بود به اين سؤال پاسخي قانع‌كننده داده است. او ضمن معرفي زيبايي‌شناسايي انساني‌اش،4 موضوعات آثارش را اقامت، همسايگي و ميهن، پول و عشق، مذهب و معاش برشمرده بود. از ساير توضيحاتي كه وي درباره اين زيبايي‌شناسي داده است، چنين برمي‌آيد كه بل وظيفه خود را بيش از هر چيز، جست‌وجوي زباني قابل زيست در سرزميني قابل سكونت مي‌دانسته است.
اين زبان قابل زيست، به‌ويژه، شايد همان چيزي باشد كه پذيرش گسترده آثار بل را ممكن كرده است. خيلي به ندرت اتفاق افتاده كه نويسنده‌اي از ادبيات جديد آلمان چنين تاثير گسترده‌اي در فراسوي مرزهاي سرزمينش داشته باشد. در واقع بل با مواد پيش پا افتاده‌اي كار مي‌كند. او دست به آزمايشهاي سبكي يا زباني نمي‌زند؛ با شور و درد5 بيگانه است. او به مسائل آدمهاي كوچك مي‌پردازد؛ درباره مصايب ميليونها انسان بي‌نام و نشاني كه بيش از همه در تاريخ مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند، قلم مي‌زند. بل بخش اعظم حوادث جنگ جهاني دوم را ـ از اولين روز تا آخرين روز، و حتي مدتها بعد از اتمام جنگ، به عنوان اسير جنگي ـ خود تجربه كرده بود. به همين دليل جنگ در آثار او نقشي مهم و محوري دارد. عنوان دو مجموعه داستان بل با نامهاي وقتي جنگ شروع شد6 و وقتي جنگ به پايان رسيد7 مؤيد همين نكته است. موضوع تمام داستانهاي اين دو مجموعه را، جنگ تشكيل مي‌دهد. در داستان بلند قطار به موقع رسيد و رمان كجا بودي آدم؟ نيز، بل به مسئله جنگ مي‌پردازد. داستانهاي ديگر نيز، اگرچه مستقيماً به جنگ نمي‌پردازند، اما تجربه جنگ در آنها تاثيري تعيين كننده دارد. بل جنگ را رد مي‌كند. روح او از تمام آنچه كه در جنگ تجربه كرده، عميقاً مجروح شده است. در هيچ‌يك از آثار او به موافقت ـ هر چند محدود ـ با جنگ برنمي‌خوريم.
در آثار ديگري كه جنگ در آنها نقش محوري ندارد، مانند وقتي يك كلمه نگفت و عقايد يك دلقك8، نيز بل علاقه و احساس همدردي‌اش را، متوجه ست مديدگان بي‌نام و نشان و بيرون رانده شدگان از جامعه بشري مي‌كند.
بسياري از داستانهاي كوتاه وي معطوف به همين آدم‌هاي كوچك و سرگذشت زندگي آنهاست. در اين داستانها فقر و بدبختي را مي‌بينيم كه اين آدمها با آن مواجه‌اند اغلب توان برون رفت از آن را ندارند.
بل را يك نويسندة متعهد ناميده‌اند. تعهد او چندان ارتباطي به مسائل سياسي پيدا نمي‌كند، هرچند كه او را نيز به طور كلي از سياست كنار نمي‌كشد، اما علاقه‌اش متوجه مسائل مهم اجتماعي‌اي است كه زندگي انسانها را شكل مي‌دهد. هدف او انقلاب نيست، بلكه شناختن، فهميدن وتغيير است. بل وظيفه‌اش را در اين مي‌بيند كه آنچه را كه بايد تغيير كند به ديگران نشان دهد، و نيز براي تك تك افراد روشن گرداند كه چگونه مي‌توانند در فرآيند تغيير نقش ايفا كنند.
بل موعظه نمي‌كند بلكه شخصيتهايي انساني مي‌سازد. اين شخصيتها با واكنشهايشان، با آنچه كه احساس مي‌كنند و مي‌انديشند، كژيها را نشان مي‌دهند. تازه بعد از آن است كه تغيير شروع مي‌شود.
تعهدي كه بل به آن اعتقاد دارد، در ارتباطش با مذهب كاتوليك نيز جلوه‌گر مي‌شود. اين تعهد با عشق انتقادي نويسنده، شكل و قوام يافته است. اين عشق نه‌تنها نگاه او را به اشتباهها و كاستيهاي بشر كدر نمي‌كند، بلكه آن را دقيقتر نيز مي‌كند. اين نويسنده در جاهاي مختلفي از آثارش، در ادبيات و در تئوري، به انتقاد از كاتوليسيزم مي‌پردازد؛ و به ويژه در رمان و حتي يك كلمه نگفت، لحني سرسختانه به خود مي‌گيرد. با همه اين انتقادها در اين نكته شك نمي‌كند كه كليساي كاتوليك، اهميتي فوق‌العاده در زندگي انسانها دارد.
سبكي كه او در آثارش از آن استفاده مي‌كند، در چارچوب شكلهاي سنتي مي‌ماند. اين شكلهاي سنتي فضاي كافي براي پروردن ويژگيهاي سبكي مورد نظر بل را در اختيارش مي‌گذارد. ويژگيهاي خاصي كه او را كاملاً از نظر سبك و زبان از ساير نمايندگان ادبيات معاصر آلمان متمايز مي‌كند. وي راوي اول شخص مفرد را ـ كه نزديكترين شكل بياني به ديدگاه نويسنده است ـ فرم مناسبي مي‌داند. براي نشان دادن درگيري فرد با محيط، با افراد ديگر، با مسائل و رويدادها، تمايل بل به انتخاب راوي اول شخص مفرد، همچنين به علاقه شديد او به جزئيات، ارتباط پيدا مي‌كند؛ چون او به مثابه نويسنده‌اي واقع‌گرا، بسيار تمايل دارد كه اطلاعات دقيقي دربارة نيروها و قدرتها، انسانها و اشيايي كه در روند شكل‌گيري داستانهايش نقشي فعال، يا حتي انفعالي، بازي مي‌كنند، در اختيار خواننده بگذارد. با اين وجود، بل بر اين امر واقف است كه، واقعيت چيزي بسيار فراتر از حاصل جمع حقايق، لحظات و وقايع است… تخيل ما نيز جزو واقعيت است، موهبتي واقعي كه به ما اعطاء شده تا از وقايع و رخدادها، واقعيت را شناسايي كنيم.
يكي ديگر از شيوه‌هاي سبكي هاينريش بل، تكرار برخي اصطلاحات و بخشهايي از جمله است كه در آثارش به چشم مي‌خورد، و گاه به سرعت پشت سر هم مي‌آيد، اما حتي آنجا كه اين تكرارها از هم فاصله دارند نيز، به خوبي قابل شناسايي‌اند. احتمالاً يك مثال در اين زمينه كافي است: شخصيت زن در رمان و حتي يك كلمه نگفت در جايي اين‌گونه شكوه مي‌كند: «بعد مبارزه‌ام را شروع خواهم كرد، مبارزه با آلودگي را.» چند صفحه بعد: «صداي چك چك آب كه حالتي تهديدآميز به خود مي‌گرفت، مرا به مبارزه‌ام با آلودگي فرا مي‌خواند». و بعد از آن چندين بار نزديك به هم، مي‌خوانيم: «و مي‌خواهم بعد از مبارزه با آلودگي به خودم استراحتي بدهم.»؛ «مجبور به نظافت هستم، مجبورم با آلودگي مبارزه كنم»… اين تكرارها درست در جاهايي كه حالت يكنواخت به خود مي‌گيرند، تاثيري حاكي از دقت توأم با اطمينان را القا مي‌كنند، چون جريانات، وقايع و انديشه‌ها به شيوه‌اي نمود مي‌يابند كه با فرآيند، واقعيت مطابقت دارند و آن را به روشني جلوي چشم خواننده قرار مي‌دهند. ويژگيهاي منحصر به فرد سبك بل، با اين واقعيت كه سبك زباني‌اش به طور كلي سنتي است، همخواني كامل دارد كه قبلاً به اين امر اشاره كرديم. يكي از مسئله‌هاي هنر اعتماد برانگيز بل اين است كه با صرف‌نظر كردن از ويژگيهاي جنجال برانگيز، سبكي را به‌وجود آورده كه مختص خود اوست و شكلي مؤثر و قابل قبول براي ترسيم زندگي انسانهاي دوران ماست.

1. Wanderer، Kommst du nach Spa…
2. Der Zug war puktlich
3. Wo Warst du ، Adam?
4. Asthetik des Humanen
5. Pathos
6. Als der Krieg ausbrach
7. Als der Krieg Zu Ende war
8. Die Ansichten eines Clowns

 
نویسنده: هرمان انگلهارد
مترجم : سهراب برازش
منبع : ماهنامه ادبيات داستاني – شماره 102 – مرداد و شهريور 1385
تاریخ : مرداد و شهريور 1385
مطالب مرتبط
 
 A.A.B/ عرفان مسيحي در آلمان (قرن سيزده و چهارده ميلادي)
 A.A.B/ دوره رمانتيك در آلمان
 A.A.C/ يعقوب كذاب نوشتة يورك بكر ترجمه علي اصغر حداد
 A.A.C/ همزاد مكانيكي نوشته هرمان كازاك
 F.F.A /A.A.C/ حكم نوشته هاينتس ريسه
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد