صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
دلايل تعطيلي دومينووار مدارس طبيعت
چالش‌هاي درمان ناشنوايان
مشکلات شلوغ ترين زايشگاه پايتخت/ثبت 11 هزار زايمان
7 تاکتيک ساده و اساسي که ضامن سلامتي‌تان مي‌شود
دانه‌هاي مفيد براي سلامت قلب
گرفتار در قفس همرنگي با جماعت
ژن درماني به کمک درمان بيماران هموفيلي مي آيد
راه‌هاي درمان واريکوسل
جاي خالي برنامه‌ريزي براي مقابله با بحران سالمندي
پوست شما در مورد غذايي که مي خوريد، هشدار مي دهد!
بحران آب در استان سيستان و بلوچستان
هشدارمسئولان انجمن حمايت از قربانيان اسيدپاشي: هر روز يک قرباني جديد شناسايي مي‌شود
درباره التهاب حنجره!
شش دليل سالم براي نوشيدن منظم آب گرم!
ثبت‌نام دانش آموزان به شرط تأمين کاغذ و ماژيک !
زانودرد داريد؟ اين ورزش‌ها مناسب‌اند
نوشيدني همراه غذا خوب است يا بد
گوارش سالم به كمك پروبيوتيك‌ها
با قهر همسر چه کنيم؟
کالري پوچ چيست؟
A.A.F/ نگرشي بر کارآفريني
تعداد بازدید : 677
 
 

چکيده

کارآفريني پديده اي است که در آن افراد کارآفرين به مدد نوآوري و چالاکي و بعنوان عاملان تغيير از طريق ايجاد و شناسايي فرصت هاي جديد به خلق و ارائه کالاها و خدمات مورد نياز جامعه مي پردازند. کارآفريني نياز همه اعصار بشري بوده است ليکن از قرن 16 ميلادي به اين طرف مورد توجه بيشتر انديشمندان و صاحب نظران مختلف واقع گرديد.
بر اين مقوله حياتي در طول قرون منتهي به هزاره سوم فراز و فرودهاي مختلفي اتفاق افتاده است و نخستين بار اين مقوله مورد عنايت اقتصاددانان واقع گرديد و علماي مکاتب مختلف اقتصادي پيرامون آن نظريه پردازي کردند، سپس افرادي که به ويژگي هاي کارآفرينان حساس گرديدند در قالب مکاتب روانشناسي به اين پديده نگريستند و آنگاه کارآفريني توسط جامعه شناسان از ديدگاه رويکردهاي رفتاري و جمعيت شناختي مورد مطالعه واقع گرديد. عليرغم همه حوادثي که بر اين مقوله گذشت امروزه کارآفريني بعنوان يک فلسفه و سبک زندگي متعالي انساني مورد عنايت و نظر وافر انديشمندان واقع گرديده و بعنوان يک راهکار حياتي مورد استقبال واقع گرديد به گونه اي که بعنوان يکي از شاخص‌هاي مهم توسعه اي حتي در بين کشورهاي توسعه يافته به صورت يک عامل متمايز کننده مطرح مي باشد.
واژه هاي کليدي: کارآفريني- عاملان تغيير- سبک زندگي متعالي- جامعه اطلاعاتي-  تخريب خلاق- نياز به توفيق- عدم قطعيت و تحمل ابهام- شرکت نوپا

مقدمه:
سازمانهاي امروزي در رويارويي با شرايط محيطي نوين پيش آمده که حاصل گذر از جامعه صنعتي به جامعه فراصنعتي و اطلاعاتي مي باشد تنها با سلاح کارآمد نوآوري و ابتکار مي توانند به سلامت عبور کنند. شرايط پيش آمده حاوي قواعد بسيار بي رحم رقابت، پيچيدگي ، پويايي ، تحمل ابهام و عدم قطعيت مي باشد ، به گونه اي که با تغييرات جزئي و روبنايي نظير تغيير روش ها، ساختار، تکنولوژي و غيره قادر به ادامه رشد و بقا نمي باشند بلکه سازمانهاي امروزي بايد طرح نو و انقلابي دراندازند تا اساساً در مفاهيم ، نظريه ها و مدل هاي ذهني خود تغييرات بنيادي را ايجاد نمايند و اين مهم اتفاق نمي افتد مگر با همت و تلاش مستمر افراد خلاق و نوآوري که با طرح هاي کارآفرينانه به چابکي و با قدرت انعطاف پذيري، نوآوري دائمي، فرصت گرايي، مخاطره پذيري و توفيق طلبي بي اندازه خود ، نه تنها به مقابله تغييرات برنيامده بلکه بعنوان عاملان تغيير (Change Agents) از طريق رفتارهاي پيش کنشي (Proactive) به استقبال آينده و امواج و حوادث آن مي شتابند و اينان کساني نيستند جز کارآفرينان.
کارآفرين از واژه فرانسوي "Entreprendre" مي باشد که در قرن شانزدهم به افرادي که در ماموريت هاي نظامي خودشان را به مخاطره مي انداختند گفته مي شد. اين واژه به انگليسي و بصورت "Entrepreneur" ترجمه گشت و آن خود معادل واژه انگليسي "Undertake" به معني متعهد شدن مي باشد. بعدها از کارآفرينان به افرادي که مخاطرات يک فعاليت اقتصادي را قبول مي کردند نام برده شد.
مفهوم کارآفريني به تدريج دگرگون شده و تکامل يافت لکن تعريف واحدي از آن وجود ندارد که به قطعيت مورد قبول يا رد باشد. اين مفهوم در سير تکامل خود از ديدگاههاي مختلفي مورد بحث قرار گرفت به گونه اي که نخستين گروه از انديشمنداني که درباره آن نظراتي را بيان نمودند اقتصاددانان بودند و بايد اذعان نمود که کارآفريني از بطن
تئوري هاي اقتصادي سربرآورد. در ادامه به بيان نظريات تعدادي از اقتصاددانان صاحب نام پرداخته مي شود.
ريچارد کانتيلون ايرلندي: اولين بار واژه کارآفريني توسط وي وارد اقتصاد شد. او که از اقتصاددانان فيزيوکرات مي باشد زمين را منشا و سرچشمه کامل دارايي هاي عالم مي دانست و 3 نوع عامل اقتصادي را شناسايي کرده بود که عبارتند از: زمين داراني که از نظر مالي مستقل هستند، کارآفريناني که با مخاطره و براي کسب سود در بازار بودند و بالاخره افراد اجيري که در خدمت دو دسته فوق هستند.
از نظر او وظيفه کارآفرين خريد به قيمت مقطوع و فروش به قيمت نامعين مي باشد. او ويژگي متمايز کارآفريني را "بازده معين" ذکر نمود.
جان باتيست سي: او که خود طلايه دار ماشيني شدن صنعت نساجي فرانسه بود اعتقاد داشت که کارآفرين کسي است که از طريق مشاهده يک فرصت اقتصادي قادر به برآورد تقاضاي بازار بوده و مي تواند آن را تامين نمايد.
جان استيوارت ميل : از جمله علماي کلاسيک اقتصاد بود که مشخصه اصلي کارآفريني را مخاطره پذيري بيان نمود.
آلفرد مارشال : از سردمداران مکتب نئوکلاسيک ها نقش هاي کارآفرينانه را کاهش هزينه ها، نوآوري، مسئوليت رشد و افول شرکت ها و هدايت کنندگي توليد مي دانست.
مکتب سنتي اتريش-آلمان( German Austrian Tridition ) با مشارکت دو اقتصاددان برجسته به نام تانن و ژوزف شومپيتر رقم خورد که اولي در مدل نظري خود و در محاسبه سود حاصل از کارآفريني عوامل مخاطره و عدم قطعيت را وارد نمود و دومي که به پدر علم کارآفريني ملقب گرديد استدلال نمود که نوآوري در نتيجه کارآفريني بوجود مي آيد و کارآفريني به فردي نياز دارد که ويژگي هاي غيرعادي داشته باشد . از نظر او کارآفرين در صدد بنا نهادن يک قلمرو خصوصي بوده و براي رفع موانع انگيزه داشته و از ايجاد و کاربرد مهارت لذت مي برد.
شومپيتر همچنين براي کارآفرين نقش عامل تغيير (Change Agent) قائل گرديد که باعث تغيير در نظام تجاري مي شد. از نظر او کارآفرينان با استفاده از نوآوري بازارهاي آشفته را به حرکت وامي دارند و ساز و کارهاي ايجاد و توزيع ثروت در نظام سرمايه داري هستند. آنان همچنين موجب "تخريب خلاق" (Creative Destruction) مي گردند.
در مدل "گردش مدور" او کارآفريني عبارت بود از: ابداع يک محصول جديد، ابداع روش جديد توليد، گشايش يک بازار جديد، روي آوري به يک منبع جديد تامين مواد و نيز اداره کردن سازمان جديد يک صنعت.
مکتب شيکاگو: در اين مکتب اقتصاددانان آمريکايي مطالعات زيادي را روي کارآفريني انجام دادند. کارآفريني از نظر صاحب نظران اين مکتب نظير «هاولي »تحمل عدم قطعيت است و از نظر «کلارک »کارآفرين يک واسطه در اقتصاد پوياست . همچنين از ديدگاه
« فيشر » کارآفرين مايل به پذيرش ريسک بوده، عدم قطعيت را تحمل مي کند، نيازي به سرمايه نداشته و به خاطر تلاش خود، درآمد خاصي کسب مي کند.
« شولتز » کارآفريني را بعنوان "توانايي برخورد کردن با عدم تعادل" تعريف کرد.
نهادگرايان: اينان که بر نقش موسسات و نهادها در اقتصاد صحه گذاردند، وظيفه کارآفرينانه را به عنوان يک فعاليت مديرانه مطرح نمودند به گونه اي که «رونالدکوس» ، از صاحب نظران اين مکتب، کارآفرين را به عنوان عاملي معرفي مي نمايد که در تقسيم کار، سازماندهي و برنامه ريزي دقيق در يک شرکت دخالت دارد.
مکتب نوين اتريش (the new Austrian School) : ديدگاه نظريه پردازان اين مکتب به نظريات شومپيتر نزديک مي باشند به طوري که «مايسز» از انديشمندان اين مکتب کارآفرين را انساني مي دانست که نسبت به تحولات اطلاعات بازار حساس است. او عامل عدم قطعيت «نايت »و نقش نوآورانه «شومپيتر» را در طرح "کارآفرين-ارتقاء‌دهنده" (Entrepreneur-Promoter) خود ادغام کرد و سرانجام اينکه از نظر او ماهيت کارآفرين در قلمرو مديريتي کمتر از روح ابتکار آن مي باشد و از همين منظر است که کارآفرين-ارتقا دهنده ي او بيشتر شبيه «کارآفرين-نوآور »شومپيتر است.
از ديگر علماي اين گروه مي توان به ديدگاه «کرزنر» اشاره نمود که معتقد بود کارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازار.
از آنچه در مورد ديدگاه هاي اقتصادي کارآفريني گفته شد مي توان 3 دوره کارآفريني را شناسايي نمود که عبارتند از:
دوره ي اول (1930-1770): در اين دوره کارآفرين و نقش او بسيار برجسته و بارز و حائز توجه بود که بخصوص در دوره کلاسيک ها و نئوکلاسيک اتفاق افتاد.
در دوره ي دوم بحث کارآفريني بسيار کم رنگ تر شده بود.
در دوره سوم، موج جديد و توجه مجدد به کارآفريني پديد آمد که بايد به نقشي که طرفداران مکتب نوين اتريش در اين خصوص ايفا نمودند اشاره گردد.


 نقشهاي کارکردي کارآفرينان در تئوريهاي اقتصادي

 

 

ديدگاه هاي غيراقتصادي نسبت به کارآفريني
اکثر محققان و انديشمندان صاحب نام در عرصه کارآفريني کمتر به جوهره و ماهيت اصلي آن اشاره و توجه نمودند تا اينکه بيشتر در زمينه هاي اقتصادي و اثرات اقتصادي آن قلم فرسايي نموده اند که البته چيز غريب و بعيدي نيست چراکه بعد اقتصادي قضيه براي جوامع بيشتر قابل فهم و درک بوده است ولي بايد اذعان نمود اگر جوهره و ماهيت اصيل کارآفريني مد نظر قرار گيرد مشخص خواهد شد کارآفريني فراتر از شغل و حرفه است و يک فلسفه و شيوه زندگي است که حاوي نقشهاي بسيار ارزنده و سبک هاي غرور برانگيز يک زندگي پويا و متعالي مي باشد.
تحقيقات و نظريات غيراقتصادي در مورد کارآفريني به چند گروه تقسيم مي شود:
براساس شخصيت کارآفرين نظير پذيرش ريسک (Risk Bearing) ، توفيق طلبي (Need for Achievement) ، مرکز کنترل دروني، استقلال طلبي و..
تحقيقات جمعيت شناختي همچون توجه به سن، ميزان تحصيلات، فرزند اول بودن، داشتن والدين کارآفرين و...
براساس چگونگي تاثير محيط، دسترسي به منابع و... بر کارآفرينان
بر مبناي معيارهايي از قبيل فراگردهاي سرمايه گذاري کارآفرينان، ويژگي هاي بنيان گذاران شرکت ها، راهبردهاي کسب و کار و...
لذا در رويکرد شخصيتي (Trait Approach) معلوم مي گردد که کدام خصوصيت کارآفرين او را از غيرکارآفرين متمايز و متفاوت مي سازد.
و اين در حالي است که در رويکرد رفتاري (Behavioral Approach) بيشتر به فعاليت کارآفرينانه، اسباب وچگونگي تاسيس يک کسب و کار يا شرکت نوپا (Venture) يا فرآيندي که به واسطه آن شرکت هاي جديد ايجاد مي گردند توجه مي شود.
از مهم ترين مطالعات غيراقتصادي کارآفرينان مي توان به نظريات معروف «مک کله لند »
با عنوان ويژگي هاي شخصيتي کارآفرينان و نيز با تعريفي که ايشان از کارآفريني بعنوان شيوه زندگي کرد نام برد.
از نظر وي کارآفريني فلسفه زندگي اي است شامل: خلاقيت و نوآوري، عشق به کار و تلاش مستمر، پويايي، مخاطره پذيري، آينده نگري و ارزش آفريني، آرمان گرايي، فرصت گرايي، نياز به پيشرفت و مثبت انديشي و استقلال خواهي و در اين نوع زندگي شکست
پله اي براي موفقيت بوده، پول انگيزه ي اصلي حرکت کارآفرينانه نبوده و هدف از کار ارضاي حس کنجکاوي و تحقق بخشيدن به آرمانها و خلق ارزش است.
لازم به ذکر است که عمده ويژگي هاي شخصيتي و روانشناسي کارآفرينان عبارتند از:
1- نياز به توفيق2-مخاطره پذيري3-خلاقيت و نوآوري
4-مسئوليت پذيري5-استقلال طلبي6-دارا بودن‌بصيرت‌وکارداني
7-تلاش زياد8-داشتن اعتماد به نفس بالا9-هدفگرايي ودستاوردگرايي
10-تحمل ابهام


ويژگيهاي مشترکي که در رويکرد ويژگيها به کارآفرينان نسبت داده اند

 


در ادامه به ذکر تعدادي از تعاريف مهم کارآفريني پرداخته مي شود:
کارآفريني عبارت است از فرآيند:
ايجاد ثروت
تخريب خلاق
هدايت به "خلق سازمان جديد" بدون توجه به نوع و پتانسيل سازمان
توسعه موقعيت ها و اقدام هاي نوآورانه همراه با ريسک پذيري
روش اداره کردن، که فرصت ها را بدون در نظر گرفتن منابع موجود و قابل کنترل فعلي، تعقيب و دنبال مي نمايد.
وظايف و فعاليت هايي که براي تحقق فرصت هاي شناخته شده کمک مي کنند.
فراتر از شغل و حرفه و شيوه ي نوين زندگي متعالي.
به طور کلي کارآفريني در زمينه هاي 3 گانه زير شکل مي گيرد:
در قالب افراد آزاد و غيروابسته به سازمانها تحت عناويني چون کارآفرينان شخصي (Individual Entrepreneurs) يا‌کارآفرينان‌مستقل (Independent Entrepreneurs)
در شکل کارکنان سازمان با عناويني همچون کارآفرينان سازماني (Intrapreneur)
در چارچوب سازمان همچون سازمان کارآفرين (Entrepreneurial Organization) يا کارآفريني سازماني (Corporate Entrepreneurship)

نقش هاي اقتصادي و اجتماعي کارآفرينان:
آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادي، ايفا کننده نقش هاي باارزشي هستند که براي جامعه دستاوردهاي گرانقدري را به ارمغان مي آورد:
1-عامل اشغالزايي مولد
2-عامل انتقال فناوري
3-عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري و تحرک و پويايي سرمايه هاي راکد
4-عامل شناسايي، ايجاد و رشد و توسعه بازارهاي جديد
5-عامل گذر از اقتصاد ايستا و تعادل در اقتصادهاي پويا
6-عامل تحول و تجديد حيات ملي و محلي و نيز پيوستن به جامعه ي اطلاعاتي و الحاق به جامعه جهاني
7-کاهش دهنده ي ديوانسالاري و بوروکراسي اداري از طريق کاهش تمايل به پشت ميزنشيني
8-حرکتي است به سوي فعاليت هاي نوآورانه و روان کننده و تسهيل گر تغيير
9-ايفاي نقش تحريک و تشويق حس رقابت جويي
10-عامل رفع خلل، شکافها و تنگناهاي بازار و اجتماع
11-عامل ثبات و تامين کننده نظم و امنيت اجتماعي
12-عامل توانمندي دولت و توزيع مجدد ثروت و افزايش رفاه اجتماعي
گروه ديگر از مطالعات غيراقتصادي کارآفريني مربوط به ويژگي هاي جمعيت شناختي (Demographics) مي گردد که به اختصار عبارتند از:
1- داشتن تجربه کاري: کارآفرينان در صنعتي که کار خود را آغاز مي کنند، داراي تجربه قبلي هستند.
2- نارضايتي از شغل قبلي
3- الگوي نقش: وجود يک الگوي نقش سبب تشويق تلاش هاي کارآفرينانه در فرد مي‌شود.
4- شرايط کودکي: 74% از کارآفرينان در دوران کودکي خود شاهد وقايع حساسي همچون فقر، ناامني، مرگ والدين يا جدايي آنان بوده اند
5- تحصيلات: کارآفريناني که هم آموزش ديده اند و هم تجربه دارند پرسودترين فعاليت ها را هدايت مي کنند.
6- سن: مطالعات فري (Fry) نشان مي دهد که 88% کارآفرينان بين سنين 20 تا 50 سالگي و 65% آنان بين سنين 20 تا 40 سالگي فعاليت خود را آغاز مي کنند.
7- قرار گرفتن فرد در جايگاه اجتماعي مورد انتظار (Displacement)
با توجه به نقش هاي مختلف کارآفريني و نيز کارکردهاي آن در مباحث اقتصادي، غيراقتصادي و همچنين اقتصادي-اجتماعي در ادامه به نقش و تاثير کارآفريني بر مقوله فرهنگ و آموزش اشاره مي گردد.

فرهنگ کارآفريني
فرهنگ ها، هنجارهايي هستند که هويت و شالوده جامعه را پي ريزي مي نمايند. کارآفرينان بعنوان بخش قابل توجه و تاثيرگذار جامعه، از مجموعه اي از ارزش ها و هنجارها و رفتارهاي متمايزي برخوردارند که خود موجد فرهنگي مجزا و قابل افتراق هستند. لذا با وجود اين افتراق، از آنجا که کارآفرينان خود از عناصر جامعه بشري هستند فرهنگ کارآفريني مي تواند متاثر از فرهنگ حاکم بر جوامع واقع گردد. کارآفرينان افرادي هستند که تکنولوژي و دانش را با فرصت ها و نيازهاي بازار ترکيب کرده و سبب يکپارچگي و تطابق بازار و دانش شده و شکاف ميان علم و بازار را پر مي کنند. به سبب واقع شدن در جامعه اطلاعاتي که قدرت غالب در آن دانايي است که منشأ آن دانش است مي توان اذعان نمود که قسمت اعظم فرهنگ کارآفريني متاثر از نهادينه شدن فرهنگ علم و دانايي در جامعه است و لذا فرهنگ کارآفريني در محيطي مي تواند نمود عيني پيدا کند که هنجارهاي غالب در آن را ارزش ها و باورهاي فرهنگ کار و علم تشکيل مي دهد. بنابراين در جامعه اي که کارآفريني بعنوان يک فرهنگ تاثيرگذار قرار است مورد عنايت واقع گردد، بايد مناسبات اجتماعي و سياسي در آن بر پايه ويژگيهاي کارآفرينانه يعني استعدادها و خلاقيت و نوآوري، استقلال طلبي و توفيق طلبي افراد باشد. در اين جامعه افراد بايد بياموزند که تنها در سايه سعي و تلاش و پيروي از تفکر علمي و اشتياق سيري ناپذير در راه کسب اطلاعات، دانش و ابتکارات بتوانند حرکت رو به جلو و توفيق گرايانه خود را آغاز نموده و تا به سر منزل مقصود ادامه دهند.
براي دستيابي به وضعيت مناسبي از کارآفريني چاره اي جز اين نيست که فرهنگ کارآفريني را با فرهنگ حاکم بر جامعه پيوند زد و ‌آن را در بدنه اجتماع نهادينه کرد چرا که علم و فرهنگ کارآفريني باعواملي نظير اقتصاد، سياست، جامعه و فرهنگ عمومي دائماً در حال تعامل (Interaction) مي باشد که اين نوع ارتباط در واقع به معناي سازگاري بين کارآفريني و جامعه است.
آموزش کارآفريني
امروزه آموزش کارآفريني به يکي از مهم ترين و پردغدغه ترين فعاليت هاي مراکز علمي و دانشگاهي تبديل شده است چرا که آن تضمين کننده رشد و توسعه فرهنگ کارآفريني مي گردد. با اذعان به اينکه ويژگي هاي کارآفرينانه ذاتي نبوده و اکتسابي هستند و با عنايت به اين حقيقت که تنها کارآفرينان هستند که به عنوان عوامل تغيير از طريق
فعاليت هاي نوآورانه پاسخگوي نيازهاي روبه تغيير و رو به تزايد جوامع بشري مي باشند لذا پرواضح است که تنها در سايه تعاليم و آموزش هاي هدفگرا و نظام مند مي توان روح کارآفريني را در بستر جامعه ساري و جاري نمود. لذا ضروري است از ‌آنجايي که کارآفريني يک سبک زندگي متعالي است به مدد آموزش هاي فراگير و مستمر بخصوص از همان سال هاي اول زندگي افراد جامعه به آنان ياد داده شود و همانگونه که
هاميلتون (J. Hamilton 1981) و واتکينز (W. Watkins 1982) در تحقيقات خود نتيجه گيري نمودند که "مدارس" بايد با ارتقاي کارآفريني به عنوان يک انتخاب شغلي کار خود را آغاز کنند براي يک جامعه اي که کارآفريني را راه رهايي از بن بست ها و عامل بقا و رشد مي داند بايد آموزش کارآفريني به عنوان يک عامل توسعه بخش از جايگاه والايي برخوردار باشد.
"نلسن" و "نک" 4 سطح را در آموزش کارآفريني از يکديگر متمايز ساختند:
برانگيختن دانش آموزان در مقطع مدارس راهنمايي
گرايش دانش ‌آموزان به سطح متوسطه (ايجاد مهارت ها)
پذيرش کساني که داراي يک شرکت کوچک هستند و به کمک نياز دارند.
حمايت از کساني که داراي يک شرکت کوچک هستند و به کمک نياز دارند.
به منظور ايجاد تصوير دقيقي از ماهيت کارآفريني، مدارس بايد با شرکت هاي خصوصي به گونه اي همکاري کنند که دانش آموزان از طريق تجربه و الگوهاي عملي، کارآفريني را بياموزند.
به زعم مک مولان ولانگ (1990) افرادي که مي توانند تحت آموزش کارآفريني قرار گيرند عبارتند از:
1- کارکنان
2-مديران کارآفرين
3- افراد حامي کارکنان
4-افرادي با روحيه کارآفريني که در نمودار زير نمايش داده شده است.
اهداف آموزش کارآفريني:

کسب دانش مربوط به کارآفريني
کسب مهارت در تحليل فرصت هاي اقتصادي و ترکيب برنامه هاي عملياتي
تعيين و تقويت ظرفيت، استعداد و مهارت کارآفريني
القاي مخاطره پذيري در فنون تحليلي
توسعه همفکري و حمايت متقابل در جنبه هاي انحصاري کارآفريني
تقويت نگرش ها در جهت پذيرش تغيير

نتيجه گيري:
با توجه به اينکه کارآفريني بعنوان يکي از شاخص هاي اصلي توسعه جوامع مد نظر سياست گذاران واقع گرديده و با عنايت به شرايط جديد و بشدت در حال تغيير حاکم بر کشورها و با هدف پاسخگويي به شرايط ويژه جامعه ايراني و به منظور جبران کاستي هاي موجود و رفع موانع حاکم مي توان آن را بعنوان يک الزام و ضرورت اساسي تلقي نمود.
تحقق اين امر در گرو بسترسازي فرهنگي و تهيه ساز و کارهاي لازم جهت يک اقدام همگاني ميسر خواهد بود. بکارگيري ابزارهايي چون آموزش مي تواند زمينه ساز روند نهادينه شدن مقوله کارآفريني در جامعه ايراني گردد.

 

 
نویسنده: سيد نبي‌اله حسيني
مترجم :
منبع :
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
  از "استيو جابز" ؛ كارآفرين بزرگ صنعت كامپيوتر و رئيس کمپاني Apple بيشتر بدانيم
 P.P.T/ مفهوم خلاقيت
 A.A.B/ شيوه هاي اطلاع رساني به کارآفرينان در کشورهاي پيشرفته
 پايان نامه/ A Study of Entrepreneurship and its Effects on Small Entrepreneur Enterprises and Presenting a Model for Successful Management of Enterprises in Iran
 A.A.B/ آموزش و ترويج مهارت هاي دانش محور در بعضي از كشورهاي اروپايي
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد