صفحه اصلی

آرشیو مقاله ها

آرشیو اخبار

همکاری با ما

تماس با ما
 
عنوان خبر
 
  
 
سامانه جمع آوری خودکار تجهیزات IT
افرنگ نیوز مجله زندگی
مجتمع آموزشی شایگان
هر روز صبح جدیدترین اخبار در افرنگ نیوز کلیک کنید ...
مانور مديريت بحران!
آماري وحشتناک از تخريب محيط زيست
سالانه 430 نفر به‌ دليل هزينه‌هاي درماني زير خط فقر مي‌روند
روش هاي کنترل ميگرن را بشناسيد
گزارش از انبوه سازي بي رويه در کلان شهرها
دلايل آب نشدن چربي شکم
چرا سيلاب‌هاي ايران گل آلود است؟
واژگوني مرگبار اتوبوس در لرستان با 38 کشته و زخمي
سن بلوغ يک سال و نيم کاهش پيدا کرده
خوب و بدهاي قرص‌هاي ضدبارداري
معرفي سوپرخوراکي هاي مفيد براي حفظ سلامت
چاقوکشي و درگيري‌هاي منجر به قتل در تهران سر جاي پارک
آب شدن کره خاکي!
اکسيري معجزه آسا براي درمان تعريق زياد
دارو بيشتر از نسخه
امروز در تهران منتظر تندباد باشيد
طلب ماهيانه 500 ميليارد توماني داروخانه‌ها از بيمه‌ها / آخرين پرداختي آبان 97
توضيح درباره واردات اتوبوس‌هاي دست دوم
5 درصد پزشکان صاحب ويلاهاي بالاي شهر و شمال کشور هستند
قانون حمايت از معلولان در پيچ‌و‌خم اجرا
برداشت از بناهاي تاريخي- شناخت انواع قوسها و تاقها(1)
تعداد بازدید : 5444
 
 


قوس که در زبان فارسي کهن چَفد خوانده ميشود، در تعريف هندسي?خط يا شکل منحني است و در اصطلاح معماري?به باريکه تاقي که روي سر در يک درگاه قرار ميگيرد?اطلاق ميشود.

تاق به طور کلي?به مفهوم پوشش بين دو ديوار است و شکلي که تاق از نظر ترکيب تابع آن ميشود?همان چفد است.لذا با تعريفي ديگر? ميتوان تاق را ادامه چفد دانست.به طور کلي پوشش بر دو نوع است:?-تخت.?-منحني(سَغ).

?-پوشش تخت

پوشش تخت از لحاظ شکل?يک سطح صاف است و ازآنجايي که در اين گونه پوشش برآيند نيروهاي واردبر تاق کاملاْ عمودي است?استايي تاق در مقابل آن مستلزم استفاده  استفاده از تيرهاي حمال مقاوم است.قبل از به کارگرفتن آهن در معماري?معمولاْ از تير حمال چوبي استفاده ميشد.

از آنجايي که در ايران چوب قابل استفاده براي بنا کمياب است?شکل پوشش تخت همواره با مشکلات توام بوده است.در دوران هخامنشي?امپراطوري ثروتمند ايراني نيز براي پوشش کاخهاي خود? چوب مقاوم از جمله چوب درخت سدر را از لبنان و ديگر نقاط دوردست با تحمل هزينه هاي هنگفت به دست آورده مي آورد.آنچه پوشش با استفاده از چوب را در بعضي نقاط غيرممکن مي کرد وجود موريانه بود.اغلب زمينهاي ايران?موريانه خيز است و يک نوع موريانه بسيار خطرناک درمرکز ايران و حاشيه کوير بنام "ترده"(ترده=گِل ساز) وجود دارد که به عنوان مثال يک در چوبي را ظرف ?? روز طوري ميخورد که فقط از آن پوسته رنگ باقي ميماند.فقط يکي دو نوع چوب در داخل ايران به عمل مي آيد که موريانه آن را دوست ندارد.اين چوبها يا صمغ دارند يا کندر.مثل سرو?کاج?ناژو و صنوبر و در چوبهاي کندردار هم تا وقتي بوي کندر وجود دارد?مصون از موريانه است?ولي به محض ا زبين رفتن بوي کندر?چوب خوش خوراکي براي موريانه ميشود.تنها چوب شورانه از گزند موريانه در امان است.موريانه شوره ني را هم نمي خورد.بنا برآنچه گفته شد کاربرد چوب حتي اگر از لحاظ کيفيت?قدرت کافي براي پوشش دهانه هاي بزرگ را هم داشت?امري خطرناک بود.مع الوصف د رتمام دوران معماري ما?در کنار پوشش منحني(سغ)? در دهانه هاي کوچک پوشش تخت هم مشاهده ميشود.اما اين نوع پوشش معمولاْ تا دهانه ?.? الي ? گز* اجرا شده است.گاهي پوشش تخت در چند دوره تاريخي بعد از ساختمان يک بنا به آن اضافه شده است.مثل چهل ستون اصفهان که درآغاز?بدون ستاوندهاي جلو بوده است.بعد در زمان شاه صفي و شاه عباس دوم اين بخش به آن اضافه شده است.در ايوان کرخه پوشش ايوان جلو با توجه به وضعيت پايه هاي پادياو?به نظر ميرسد که تخت بوده است و دهانه آن هم نسبتاْ زياد است.مع الوصف موارد استفاده از چوب در دهانه هاي بزرگ نادر است.

--------------------------------------------------------------------

پا نوشت:

گز=?? سانتيمتر?گزسلطاني=???.?? سانتيمتر

پادياو=گودال باغچه(پادياو به معني پاکيزه کردن و پليدي زدايي نيز ميباشد)=حوضخانه و وضوخانه=پاسيو در زبان فرانسه.

 2- پوشش سغ(منحني)

سغ يا ازغ يا ازگ  در عربي ازج خوانده ميشود.ازغ را بيشتر به شاخه هاي تاک و نخل و نسترن و ياس که شکل کماني و منحني دارد اطلاق ميکنند.در مورد تاق بيشتر ازگ تلفظ ميشود.غياث الدين جمشيد کاشاني اين لفظ را براي تاق به کار برده است.پوشش سغ در واقع پوششي است که از لحاظ شکلي از يک قوس(چفد)، پيروي دارد.انتخاب چفد مناسب براي تحمل بارهاي وارد بر تاقها و گنبدها در معماري ايراني بر اساس منطق ساختماني و ايستايي بنا صورت گرفته است که حاصل سالهاي دراز تجربه و تبحر عملي است ، حال آنکه در اروپا مثلاً امتخاب قوس((اژيو)) بيشتر بر مبناي ايجاد و القاء عظمت و زيبايي است و بسياري را عقيده بر آن استکه اين هم تقليدي از طرح پارچه هاي اروپايي است که از مشرق زمين به اروپا رفته است.

رازيگران به قوسهاي تخم مرغي(بيضي) به دليل تحمل پذيري بسيار آن د رمقابل بارهاي وارده تمايل فراوان داشتند.

اهميت چفد تخم مرغي در ايران به حدي بوده که در بعضي از مناطق لغت تخم مرغ مترادف و مرتبط با تاق مي شده است.مثلاً در شمال ايران، به تاق مرغانه ميگويند و پل تاقي،" مرغانه پرت" ناميده شده است.از آنجايي که در بسياري از نقاط ايران براي واژه تخم مرغ، لفظ "خاگ" بکار ميرود،بعضي از پوششهاي ايراني با توجه به شکل بيضويشان، به نام خاگي مشهورند.مثل گنبد خاگي مسجد جامع اصفهان.

به علت آشنايي مردم نواحي کوير با مقاومت بسيار چفد بيضي، درآن مناطق و ديگر مناطقي که از قنات براي آبياري استقاده ميکردند،براي جلوگيري از ريزش قنات، درآن تنبوشه هاي بزرگي را کار ميگذاشتند(که در اصطلاح محلي به آن گول يا گم ميگويند) که مقطع ان به شکل قوس تخم مرغي ساخته شده بود.گاهي به علت وسعت زياد دهانه قنات اين گولها را سه تکه ميساختند که هر کدام بخشي از قوس تخم مرغي بود.

فراموش نکنيم که چون در ايران براي زدن تاق از قالب باربر استفاده نميشود، لذا شکل  نيم دايره، از لحاظ ايستايي براي چفد و تاق مناسب نيست و در صورت بکاررفتن، در نقاط مختلف ميشکند.

به اين ترتيب که در ناحيه شکرگاه(ناحيه اي که نسبت به سطح افق زاويه 22.5 درجه دارد)،رو به بيرون ميشکند و در ناحيه ايوارگاه(قسمتي که نسبت به سطح افق زاويه 67.5 درجه دارد)، رو به تو مي چاکد و در ناحيه تيزه سر بر ميکند و کلکن ميشود.در چاره انديشي به منظور جلوگيري از شکست هاي فوق معماران ايراني، قوس را از پاکار تا شکرگاه به جانب داخل ميکشند(يعني شعاع قوس را کوچکتر کرده،مرکز را نزديکتر مي آورند) و در ناحيه ايوارگاه که شکست متوجه داخل است، شعاع را بزرگتر ميگيرند تا قوس بسوي خارج متمايل شود و د رناحيه کلکن که قوس سربر ميکند،خفتش مي اندازند.يعني تيزه را کمي پايينتر ميگيرند.به گونه اي که خيز از يک دوم دهانه کمتر ميشود.به اين ترتيب چفدي بوجود مي آيد که يکي از چفدهاي مرسوم ايراني به نام پنج او هفت است.اين چفد باربر و متحمل فشارهاي وارد بر خود است.

پوشش منحني به دو بخش عمده تقسيم ميشود.مازه دار(بيضي) و تيزه دار.

چفد تيزه دار به گونه اي که از نامش پيداست،راس ان تيز است و ا زتقاطع دو قوس منحني ايجاد ميشود و به آن قوس جناغي هم ميگويند. راس چفد مازه دار، هلالي شکل است و بخشي از بيضي است. هر دو نوع چفد در ايران،پيشينه اي ديرينه دارند که بهترين نمونه آنها را در معبد چغازنبيل(1350 پيش از ميلاد)،ميتوان مشاهده نمود.

 


 


 

گرچه چفد جناغي را نه تنها در چغازنبيل، بلکه در تپه نوشيجان(دوران ماد)،سد درودزن(دوران هخامنشي) و تاق کسرا(دوران ساساني) و بناهاي گوناگون پيش از اسلام ميتوان ديد، معذلک بيشتر چفدهاي آن دوران را مازه اي تشکيل مي دهد و حتي تا سده هاي اوليه پس از اسلام نيز،بيشتر پوششها مازه دار است، اما به تدريج چفدها و پوششهاي تيزه دار،جاي آن را ميگيرد.

 

 


علت جايگزيني چفدهاي تيزه دار(جناغي) به جاي چفدهاي مازه دار،پس از ورود اسلام

علت عمده جايگزيني چفد جناغي را ميتوان چنين دانست که پوششهاي مازه اي ، بنا را بسيار مرتفع ميکرد و چون در هنر اسلامي کوشش در جهت کاستن شکوه بنا، به ويژه کاهش ارتفاع بود، از چفد جناغي استفاده کردند که به ميزان قابل توجهي به ساختمان مقياس انساني و مردم وار مي داد.بهترين مثال براي اين تحول تدريجي مقايسه دو بناي تاري خانه دامغان(سده 2 هجري) و مسجد فهرج(سده 1 هجري) است که کمتر از يک سده با هم فاصله دارند. در مسجد فهرج،  همه چفدها و پوششها مازه اي است، ولي در تاري خانه برخي از چفدها شکل تيزه اي به خود گرفته است.

 


پيش از اينکه به معرفي تعدادي از معروفترين چفدهاي تيزه دار و مازه دار بپردازم، لازم است توضيحي کوتاه در مورد 2 اصطلاح معماري ايران به نام تن گداز و جان گداز داده شود:

معماران ايراني، انواع نيروهايي را که به بنا وارد مي آيد و بنا براي ايستايي خود در تقابل با آنهاست،مثل نيروهاي فشاري،رانشي و خمشي،…جان گداز گويند،چون قابل رويت نيست. اما به بخشهايي از بنا که در جهت مقابله و هدايت اين نيروها به زمين، ساخته ميشود،مثل کلافها،تويزه ها ، تيرهاو… که قابل رويت است ،تن گداز ميگويند. در فرهنگ و ادبيات فارسي،جان و تن نيز همين معني را دارند. جان به معني روح و قسمت ناديده هستي انساني ميباشد.

معرفي انواع چفدهاي ايراني

در اينجا به معرفي معروفترين و پرکاربردترين چفدهاي ايراني ميپردازيم.بديهي است که اين فقط قسمتي از چفدهاي موجود در معماري ايران ميباشند و علاقه مندان براي مطالعه بيشتر و نيز آشنايي با نحوه ترسيم آنها به کتابهايي که در بالا معرفي کرده ام ،مراجعه نمايند:

انواع چفدهاي مازه دار

چفد مازه اي تيز يا بستو/ چفد مازه اي تند =بيز=هلوچين تند/چفد مازه اي کند=بيز يا هلوچين کند/چفد مازه اي کفته

انواع چفدهاي تيزه دار

چفد چمانه/سروک / پنج او هفت تند/ پنج او هفت کند/ پنج او هفت کفته/چفد کليل(پارتي و آذري)/چفد کليل کمشي/ چفد سه بخشي تند/ چفد سه بخشي کند/ چفد شاخ بزي تند/ چفد شاخ بزي کند/چفد شبدري تند/ چفد شبدري کند/ چفد پا تو پا و …..  

در ادامه مطالب مربوط به تاق و قوس در معماري ايران، بد نيست اشاره اي هم به يکي از اثرهاي مشهور معماري معاصر ايران داشته باشيم.اثري که چندسالي است که به نمادي از ايران( به ويژه در رسانه هاي بين المللي)تبديل شده است.اين اثر، همانا ميدان آزادي و بناي يادمان آن(شهياد پيشين) است. در اينجا تنها چيزي که به آن اشاره خواهد شد، همانا نحوه بهره گيري معمار اين بنا(حسين امانت) از چفدهاي معماري ايران در اثر خويش و اشاره اي کوتاه به مفهوم و کانسپت طراحي وي در اين بنا مي باشد.نوشته هاي بيشتر در اين باره و نقدهايي نيز که به طراحي اين بنا دارم را به زماني ديگر و فرصتي مناسب واگذار ميکنم.

در طراحي اين ميدان و بناي يادمان آن، گويا خواست کارفرما طراحي بنايي بوده که يادآور 2500 سال شاهنشاهي ايران(شهياد) و نيز نمادي دروازه گونه براي پايتخت آن باشد.چرا که در آن زمان(1345)، سايت کنوني ميدان آزادي در منتهي اليه غربي شهر تهران و در نزديکي فرودگاه بين المللي مهرآباد قرار داشت و به نوعي مبادي ورودي تهران به شمار مي رفت( و البته امروزه هم تا حدي اين چنين است).همچنين طراحي موزه هايي براي نمايش آثاري از ايران کهن و نيز ايران نوين، پيش بيني شده بود. معمار نيز براي برآوردن خواسته کارفرما يک فرم چهارتاقي طراحي مي کند که در هر تاق آن به صورت نمادين، دوگونه مشخص چفد معماري ايران(تيزه دار و مازه دار) را طراحي مي کند.دليل اين کار مشخص بود.امانت مي دانست که چفد تيزه دار، به نوعي سمبل معماري ايراني پس از اسلام و چفد مازه دار، مشخصه چفدهاي به کاررفته در معماري پيش از اسلام است.طراحي وي در اينجا فابل توجه است.تاقها با چفد مازه دار طراحي گشته اند، ولي نماي بيروني آنها چفد تيزه دار است و امانت اين تاق مازه دار را با طراحي فرمهايي که يادآوررسمي بندي در معماري کهن ايراني است، به چفد تيزه دار،وصل کرده و به نوعي ايوان در معماري ايران را نيز يارآور شده است.بدين گونه شما از هر طرف که نگاه مي کنيد، دو چفد مازه دار و تيزه دار را پشت سرهم مي بينيد.معمار  با اين طرح خود خواسته است به کسي که وارد تهران مي شود، بگويد:

شما وارد پايتخت سرزميني مي شويد که شالوده آن بر دو تمدن اسلامي و پيش از اسلام استوار است و در فراز اين سرزمين(يا تاريخ و تمدن آن)، کوروش هخامنشي قرار دارد. معمار با طراحي بازشوهايي در بالاي اين برج به شکل کنگره( که يادآور تاج پادشاهان هخامنشي است)،خواسته است که به اين نکته اشاره کند.اليته فرم کلي اين طرح شباهت عجيبي نيز به برج ايفل پاريس دارد که همانگونه که اشاره کردم، در آينده نقدي تيز بر اين طرح خواهم نوشت. البته اجراي فوق العاده دقيق و زيباي آن ونيز نحوه اتصال سنگها و تعداد و انواع اين سنگها در ساخت بنا قابل توجه مي باشد.

 

اما آنچه که در پايان قابل ذکر است، اين است که در طي 35 سالي که از ساخت اين بنا مي گذرد، در اثر عوامل انساني و طبيعي(همچون دود، سروصدا، تغيير حرارت،رطوبت،رفت و آمد و...)، اين بنا و ميدان آن آسيبهاي فراواني ديده اند که به مرمتي جامع و فوري نيازمند هستند که با توجه به مديريت دوگانه حاکم بر آنها( مديريت بنا بر عهده بنياد رودکي و مديريت ميدان بر عهده شهرداري تهران است)،اين امر به زودي امکان پذير نخواهد بود. 

تاقها

ساده ترين تعريفي که مي توان براي تاق با رعايت اصطلاحات معماري عنوان کرد اين است که تاق حرکت يک يا چند چفد در امتداد يک محور يا محورهاي مختلف است در سطحي محصور مابين دو ديوار يا دست کم چهار ستون باربر.

 تاق را غياث الدين جمشيد کاشاني((ازج)) گفته است(ازج معرب ازگ است به معني شاخه خميده) و لغت تاق را به جاي چفد آورده است.

 

        

                   تاق آهنگ در مسجد جامع اصفهان

 

در مبحث تاقها دو اصل عمده مورد نظر است:1- ترسيم و کارکرد انواع تاقها.2- طرز اجرا.

نظر به اينکه در تعريف اوليه اشاره به ديوار حمال و ستون باربر شد، شرحي اجمالي در اين مورد ضرورت دارد:

ديوارها به دو دسته عمده تقسيم مي شوند:1-باربر.2-غير باربر. ديوارهاي باربر معمولاً در مقايسه با نوع غير باربر از ضخامت بيشتر برخوردارند.در رابطه با نوع مصالحي که با آن ساخته مي شوند، ضخامتها متفاوت است.مثلاً حداقل ضخامت يک ديوار باربر آجري 35 سانتيمتر است.حال آنکه در ديوار خشتي، اين حداقل به 80 سانتيمتر مي رسد.

ديوارهاي باربر که معمولاً بارپوشش(سقف) روي آنها قرار ميگيرد،فشارها را به پي و در نهايت به زمين منتقل ميکنند.

ضخامت ديارهاي غيرباربر که به آنها((اسپر)) يا تيغه مي گويند با توجه به نوع مصالح و طول و ارتفاع ديوار بر اساس فشار بار وارد بر آنها (مثلاً بيشترين ضخامت تيغه آجري 11 سانتيمتر و در طول و ارتفاع کم، حداقل 5 سانتيمتر است)،محاسبه مي شود.معمولاً در ديوارهاي سراسري باربر در فواصل معيني از جرز پايه استفاده ميکنند تا بتوانند از طول ديوار يک دست که ضريب مقاومت و ايستايي کمتري دارد،بکاهند و فضاي داخل ساختمان را متنوع و وسيع تر سازند. بسياري از ا.قات به جاي استفاده از ديوار سرتاسري باربر از ستون استفاده ميکنند. در سفرنامه ناصرخسرو، ستونها و جرزهاي باربري را که مقطع گرد و دايره اي دارند،((استوان)) و جرزهاي با مقاطع ديگر را ((ستون)) ناميده شده و به ستونها و نيم ستونهاي چسبيده به ديوار نيز((پيل پايه)) گفته شده است.

در اجراي ديوارها معمولاً جرز و پايه باربر را با اسپر يکجا نمي چينند .بلکه اول پايه هاي برابر ساخته ميشوند تا نشست کنند و پس از نشست اوليه اسپرها را مي چينند و آن را با پايه ديوار به اصطلاح ((هشت و گير)) ميکنند.

اگر در يک ديوار يکنواخت در بعضي از قسمتها باري چون سقف وارد کنيم و بقيه ديوار را آزاد بگذاريم،بخشي که بار روي آن است، نشست بيشتري خواهد داشت. لذا ديوار در محل بين دو بخش ترک ميخورد و ميشکند.براي جلوگيري از شکست ،محلي را که بار اضافي ندارد،سبک ميکنند، به اين ترتيب که در پايين ديوار با ساختن تاقچه اي نزديک به يک متر فاصله از زمين و نيز ساختن رف(تاقچه بالاي ديوار را رف گويند)،ديوار را به اندازه دلخواه نازک ميکنند.بنابر اين تاقچه ها علاوه بر عملکردهاي گوناگونشان،خاصيت توازن نيروها در ديوار را نيز دارند( نمونه ديگري از پرهيز از بيهودگي در معماري ايراني).

بعصي ديوارها مثل ديوار تالارها که يک رو به سمت تالار و روي ديگري به سمت راهرو دارند،در هر دو رو تاقچه دارند.تاقچه تالار نظر به عملکرد بيشتر ميتواند گودي يک خشت را داشته باشد و تاقچه راهرو با اهميت کمتر گودي نيم خشت، که روي هم 1.5 خشت مي شود.آنچه به عنوان ضخامت ديوار باقي مي ماند، بايد حداقل 1.5 خشت باشد.ديوارهايي که متحمل بار تاق مي شوند، نبايد از سه خشت کمتر باشند و در غير اين صورت نبايد از دو سو در آن تاقچه ايجاد کرد.

پيش از آنکه به بررسي انواع تاقهاي ايراني بپردازيم،لازم است نحوه اجراي تاقها را مورد بررسي قرار دهيم. 

نحوه اجراي تاقها

1-تاق ضربي=پر=زخم*

در اين نوع اجرا آجر يا خشت از روبرو در صفحه کامل از خود قرار دارد و از زير در مقطع افقي به صورت نره ديده مي شوند. در اين اجرا يک رديف آجر را مي چينند و در دور بعدي آجرها را طوري قرار مي دهند که بند دو رديف روي هم قرار نگيرند و به اين ترتيب استحکام پوشش آن بيشتر شود.اجراي اين نوع تاق منحصر به ايران است و پيشينه آن به 3500 سال پيش مي رسد. اين نوع اجرا در دوران ساساني زياد معمول بود که نمونه مشهور آن ايوان کرخه است.از نمونه هاي بعد از اسلام، ايوانهاي پير بکران لنچان و ارگ عليشاه  در تبريز( با دهانه هاي نزديک به 30 متر که امروزه از بين رفته است) قابل معرفي اند.

در اجراي تاق ضربي ،نخست ديوارهاي طرفين تاق را که باربر است مي سازند، سپس بستر انتهايي دو ديوار را بالا مي آورند( در جاهايي که امکان ايجاد اسپر باشد) د رمحلي که تاق قرار است روي ديوار بنشيند(جاي پاي تاق) ديوارها را به اندازه 1 الي 1.5 آجر عقب مي نشينند تا آجر تاق روي آن قرار گيرد.به اين گودي کيز* گويند.کيز جايي است که تاق از آنجا شروع مي شود. تاق را معمولاً از آغاز به صورت منحني اجرا نمي کنند.بلکه پاکار را تا چند رج(40 الي 50 سانتيمتر) به طور عمودي بالا مي برند.بعد در نقطه عطف، قوس آغاز مي گردد.اين شيوه در همه دنيا مرسوم است.به اين بخش از تاق که عمودي در امتداد ديوار بالا مي رود( چه در قوس چه در تاق و چه در گنبد) پاراسته يا پاراستي گويند.

اين پاراستي ها بر حسب سليقه دوران، ابعاد مختلفي به خود ميگيرد.پاراستي علاوه بر آنکه قوس را شکيلتر و کاملتر ميکند، در جلوگيري از رانش نيز بسيار موثر است.

پس از اجراي پاراستي تاق را شروع ميکنند.در تاق ضربي رج اول متمايل به اسپر انتهايي ميشود و رجهاي بعدي به ترتيب متصل و متمايل به هم زده ميشود(به اين ترتيب در اصطلاح بنايي پَر را وَر ميکنند،يعني تکرار ميکنند و در مجموع به آن پَروَر کردن گويند).وقتي رجهاي تاق به پايان رسيد، آن را کور ميکنند.

در نقشه هايي که به علت عملکرد ويژه بنا نتوانيم اسپر انتهايي را داشته باشيم که رج اول تاق به آن تکيه کند،يک تويزه در انتهاي ديوار  به جاي اسپر کار ميگذارند تا رج اول تاق بر آن متکي شود.زيرا اگر رج اول کاملاًً عمودي نسبت به سطح افق کارگذاشته شود، ايستايي کافي نداشته و فرو ميريزد.اين مسئله در معماري غربي به علت کاربردن قالب مطرح نيست و لي در ايران به علت در دسترس نبودن چوب و تخته در همه نقاط براي استفاده قالب عمدتاً تاقها بدون قالب اجرا ميشوند.

منحني تاق و متداول نبودن ((استروتومي))*مسئله درزگيري بين هر دوبند آجر را پيش مي آورد.در ايران بين دو بند را گاز ميگذارند.يعني تکه هاي سفال را با ملات بين درزهاي آجر در حين اجرا قرار مي دهند تا تاق يکپارچه پيش رود.

2- اجراي تاق به صورت رومي= ايلامي= هره

در اين نوع اجرا طرز قرارگيري آجرها يا خشتها به گونه اي است که در مقطع عمودي  واز منظر روبرو به صورت نره ديده ميشود و در مقطع افقي به صورت صفحه کامل آن نمايانند.اين نوع اجرا به مناسبت قابليت استحکام و باربري در دهانه هاي وسيع بکار ميرود.

از واژه رومي اينطور دريافت شده است که اين طرز اجرا از روم کهن(ايتاليا) به ايران آمده است، ولي با گذري اجمالي به تاريخ معماري کهن ايران در چغازنبيل(1250 پيش از ميلاد) اين نوع اجرا را ميبينيم(لطفاً به تصوير نخست در پايين((شناخت انواع قوسها و تاقها(2))) نگاه کنيد.در آرامگاه هاي بيرون شهر دورانتاش نيز با آجرهاي بزرگ و ملات قير طبيعي به همان صورتي که ديوار بالا آمده تدريجاً منحني تاق نيز ادامه پيدا کرده و اجراي تاق، صورت رومي به خود گرفته است،حتي سردرهاي ورودي نيز به صورت رومي زده شده اند و اين مربوط به زماني است که روميها زندگيشان به صورت بسيار ابتدايي بوده است.

در اجراي تاق رومي، نکته حايز اهميت آن است که از دوطرف ديوار چيدن آجر صورت ميگيرد تا در بالا به هم قفل و بست شوند.در اين نوع اجرا چون سقف در امتداد ديوارچيني پيش ميرود،احنياج به کيز نيست.*

به نظر ميرسد که وجه تسميه تاق رومي آن باشد که از نواحي غربي و شمال غربي ايران به همه جا رفته است.*

--------------------------------------------------

پانوشت

ضرب= زخم به معني زدن است.امروزه از زخم به معني ريش استفاده  ميگردد،ولي در معماري همان معني زدن را ميدهد.

کيز= سوراخ=جاي فرو رفته.در بعضي از شهرها از جمله تهران در کاشت بعضي محصولات براي آنکه همه زمين را کود ندهند، گلدان را توي زمين کارميگذارند و آن را خاکبرگ و کود ميدهند ودر آن بادمجان،خيار،کدو و ... مي کارند.به اين فضاهاي کوچک هم کيز گفته ميشود.

- پاراستي در شيوه رازي که يکي از شيوه هاي متداول معماري ايراني است،زياد ديده ميشود.

تويزه=پوتر منحني باربر که انحناء آن همان منحني تاق است. در مورد بالا،اين تويزه که استخوانبندي وسط آن عمدتاً از گچ و ني است، ضخامتش به حدي است که تحمل رج اوليه تاق را داشته باشد و با تويزه هاي باربري که شرح ان خواهد آمد، از لحاظ ضخامت بسيار متفاوت است.

استروتومي= در اروپا آجر يا سنگ را استروتومي ميکنند.يعني مطابق زاويه اي که مي  خواهند در مي آورند تا درزها کاملاً به هم چفت شود

- در زبان فارسي قديم، گاه به جاي ((س))،حرف((ه)) قرار داده ميشود.مثل گناس=گناه و گاس=گاه و همين طور به جاي((ل))، حرف ((ر)) مي آمد.مثلاً به سَلَم(برادر ايرج و تور)، هَرومه نيز گفته ميشد.هَرومه به نواحي غربي و شمال غربي ايران اطلاق ميشد که ظاهراً تحت فرمانروايي سلم يا هرومه بوده است.درزبان بنايي لفظ هره اي از آن گرفته شده و اطلاق به آجرچيني رومي مي شود و به آن هره چيني مي گويند.هره در خراسان خَرَند ناميده ميشود.

 
نویسنده:
مترجم :
منبع :
تاریخ :
مطالب مرتبط
 
 A.C.D/ Tall Building: The Lighthouse
 A.A.B/ تحليل استنادي مآخذ پايان نامه هاي دكتراي شهرسازي و معماري دانشكده هنرهاي زيبا
 A.A.F/ معرفي پايگاه هاي اطلاع رساني رشته معماري (مرحله اول – مقدماتي)
 A.C.D/ شهر يزد
 A.A.B/ گونه شناسي ناحيه اي و معماري كبوترخان در فرانسه
 
نظرات
 
نام : شهر :
   
 
كمال
خوب
 
 
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت فرا ارتباط می باشد